تبليغاتX
iranian

iranian

فرهنگ سیاست حقوق تاریخ دیپلماسی و دوستی

 
هفته گذشته احمد ابوالغیط، وزیر امور خارجه مصر به حسین هریدی، مسئول امور روابط آسیایی مصر دستور داد تا ضمن مذاکره با دفتر حافظ منافع ایران در قاهره، زمینه¬های حل و فصل تنش¬های پیش آمده میان تهران-‌قاهره را مهیا کند.
 
گفتارى از حمید رضا دهقانی پوده، کارشناس مسائل خاورمیانه برای دیپلماسی ایرانی.
 
رابطه ایران و مصر برای مردم دو کشور و جهان اسلام و کشورهای منطقه بسیار مفید است اما هر یک از دو طرف برای برقراری رابطه شرط هایی را دارند، در داخل ایران نسبت به آغاز مجدد رابطه تهران و قاهره دو دیدگاه وجود دارد.
 
 یک دیدگاه معتقد است که شرایط امروزی جهان با شرایط دورانی که امام خمینی رابطه دو کشور را قطع کردند، یکی نیست و تغییر کرده است و وضعیتی که در مورد رابطه ایران و عربستان وجود داشت، در رابطه ایران و مصر نیز قابل تحقق است.
 
این گروه با توجه به تغییر شرایط و استناد به این امر که نظر شخص امام نیز قطع رابطه ایران و مصر تا ابد‌الاباد نبوده است؛ نظر به مطلوب بودن برقراری رابطه بین دو کشور می دهند.
 
گروه دوم معتقدند که شرایط تغییرچندانى نکرده است ودولت مصر از صلح با اسرائیل دست برنداشته است و برعکس رابطه خود را با اسراييل بهبود بخشيده است، هرچند این رابطه در سطح مردم، بروز و رسوخ نداشته است.
 
در مقابل گروه اول چنین تحلیل می کنند که زمانی که امام خمینی دستور قطع رابطه با مصر را اعلام کردند، معتقد بر این بودند که در یک اقدام جمعی و هماهنگ با کشورهای عربی این قطع رابطه می تواند به تنبیه دولت مصر بینجامد و این دولت را از راهی که رفته بازگرداند، اما زمانی‌که کلیه کشورهای عربی رابطه خود با مصر را به حالت عادی درآورده اند؛ قطع رابطه ایران با این کشور نمی تواند، تاثیر چندانی داشته باشد.
 
این گروه اضافه می کنند که علاوه بر موارد گفته شده، دیدگاه‌های جمهوری اسلامی ایران و مصر در سطح بین المللی، تقارب زیادی دارد و بویژه در بحث مربوط به منطقه خاورمیانه عاری از سلاح های هسته ای که پیشنهاد ایران در سال 1974بوده و مصری ها نیز این پیشنهاد را تایید کردند و همچنان هر دو کشور منطقه خاورمیانه عاری از سلاح را مطالبه می کنند. علاوه بر این مصری‌های در مورد برنامه صلح آمیز هسته ای ایران، دید مثبتی دارند و در سطح بین المللی هماهنگی‌هایی در طول سال های قطع رابطه، با یکدیگر داشته اند و لذا مطلوب این است که رابطه دو کشور برقرار شود.
 
از سوی دیگر در داخل مصر نیز نسبت به برقراری رابطه با ایران، دیدگاه های مختلفی وجود دارد؛ یک گروه معتقدند که باید با جمهوری اسلامی ایران رابطه برقرار کرد و از توان این کشور بهره برد. از دید آنها، مصر به ‌دلیل اینکه رابطه ای با ایران نداشته در خاورمیانه از جایگاه و نفوذی پیشین خود را از دست داده است.
 
معتقدان به این تحلیل، بر این باورند که ایران در عراق، لبنان و فلسطین و بطور کلى در سطح منطقه ازجایگاه، نفوذ و اعتبارخاصى بهره مى برد اما مصر، حتی در فلسطین و نوار غزه که نزدیک‌ ترین مکان به مرز مصر است،در ارايه بازی مناسب ناتوان شده است. لذا توصیه این گروه بازگشایی باب رابطه و تعامل بین ایران و مصر است.
 
در مقابل دیدگاه مخالف بر این باور است که روابط با تهران، زمانی می تواند برقرار شود که روابط ایران با کشورهای غربی به‌ویژه ایالات متحده امریکا، بهبود یافته باشد. به این معنا که اگر مصری‌ها و ایرانی‌ها رابطه خود را آغاز کردند؛ قاهره از امکانات غرب - چه امکاناتی که به‌صورت اختصاص منابع مالی مستقیم دریافت می کند و چه کمک‌های غیر مستقیم توریستی و اقتصادی – محروم نشود.
 
و لذا زمانی‌ که دریچه‌هایی از بهبود رابطه ایران و غرب باز می شود، گروه دوم در مصر نیز با گروه اول هم نوا شده و از برقراری رابطه با ایران حمایت می کند. بنابراین نواساناتی که در اظهار نظرهای مسئولان و نخبگان مصری در رابطه با ایران مشاهده می شود، به دليل تغییراتی است که در رابطه تهران و غرب مشاهده مى کنند.
 
دیدگاه مخالف رابطه تهران و قاهره در جامعه مصر، دیدگاهی است که داراى نگاهى امنيتى است و جوهره اختلاف را امنیتی می داند و لذا هر چند وقت یک بار و زمانی ‌که احتمال برقرارى روابط افزايش مى يابد وارد عمل شده ومسائل امنیتی را مطرح می کند ؛ لذا با توجه به ساختار حاکميت در مصر و از آنجا که در اين کشور مسايل امنيتى نقش بالايى دارد، اين گروه همواره در آخرین لحظات مانع از برقراری روابط شده اند.
 
حتی گاهى با طرح بحث های تنش‌زایی که در خصوص خیابان خالد اسلامبولی و یا ساخت فیلم، مطرح مى شود با رضایت طرف ایرانی برای حل این تنش‌ها، باز دلایل امنیتی مانع برقراری رابطه می شود.
 
جالب توجه است که روابط ایران و مصر در طول سالیان گذشته با نوساناتی روبرو بوده است و در تاریخ معاصر دو بار اين روابط قطع شده و هر دو بار به دليل موضوع فلسطین بوده است. یک بار در زمان شاه ايران به ‌دليل رابطه خوب ایران و اسرائیل، رابطه دو کشور از سوی عبد الناصر قطع شد و بار دیگر در زمان انقلاب اسلامی به ‌دليل امضای معاهده کمپ دیوید(صلح مصر و اسرائیل)توسط انور سادات، امام خمینی دستور قطع رابطه را صادر کردند.
 
در واقع بین دو کشور در خصوص روابط دو جانبه، کمتر اختلاف است تا مسائل مربوط به فلسطین، اسرائیل، روابط با غرب و یا بهره برداری هایی که بعضا برخی مسئولان مصری در روابط ایران و جهان عرب انجام می‌دهند، به این معنا که مخالفان روابط ایران و مصر معتقدند بهبود رابطه با ايران به منافع مصر در رابطه با کشور هاى عربى جنوب خليج فارس لطمه مى زند و در صورتی می توان از رابطه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بهره برداری کرد که روابط ایران ومصر روابط خوبی نباشد.
 
به این ترتیب اختلاف ایران و مصر بر سر مسائل دو جانبه نیست بلکه بيشترمربوط به موضوع فلسطین و اوضاع منطقه و روابط کشورهای عربی و ایران است. در مجموع در سال های اخیر- به‌ویژه هشت سال گذشته- تلاش های زیادی برای آغاز مجدد رابطه تهران و قاهره صورت گرفته و تمایل ایران برای رابطه بیش از طرف مقابل بوده است؛ البته جمهوری اسلامی ایران هدفش از بهبود روابط با مصر و کشورهای عربی استفاده ازظرفيت و پتانسیل‌های موجود در منطقه برای کمک به کشورهای مختلف به‌ویژه فلسطین است.
 
به نظر می رسد مصری ها تا زمانی‌که نوعی بهبود را در روابط ایران و غرب مشاهده نکنند؛ برای ارتقا روابط گام بلندی بر نخواهند داشت. آنها همواره درصددند زمانیکه روابط تهران و غرب در حال بهبودی است یا پیش‌بینی بهبودی می شود، روابط را ارتقا دهند.
 
از سوى ديگرمخاطب اظهارات مثبت طرف مصری نسبت به برقراری روابط با تهران، از يک سو ایالات متحده امریکا و از سوى ديگر مردم مصر است، در واقع قاهره توقع دارد که غرب برای حقوق بشر و دموکراسی به مصر فشار نیاورد و امریکاییان دست از حمایت‌های مالی از این کشور برندارند و جایگاه مصر را در منطقه مورد خدشه قرار ندهند و در داخل نيز دولت مصرقصد دارد مسئول قطع روابط ايران قلمداد شود.
 
در نهايت مى توان نتيجه گرفت تا زمانى که بهبود روابط مصر با ايران منافع اين کشور با غرب و اعراب را مورد تهديد قرارمى دهد، نمی توان به ارتقاء سطح روابط اميدوار بود .
http://www.irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&Page=24&TypeId=1&ArticleId=2793&Action=ArticleBodyView
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 16:13  توسط رضا  | 

حجت‌‏الاسلام و المسلمين مهدي کروبي، دبيرکل حزب اعتماد ملي در نامه‌‏اي به سرلشگر فيروزآبادي، رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح نسبت به سخنان اخير وي واکنش نشان داد.

به گزارش "ايلنا"، کروبي در اين نامه با ذکر وصاياي بنيانگذار کبير انقلاب و توصيه‌‏هاي اکيد مقام معظم رهبري درباره عدم دخالت نظاميان در انتخابات، از وي خواست تا از بيان سخناني که شائبه حضور نظاميان در انتخابات را تقويت مي‌‏کند، جلوگيري کند.
متن کامل نامه دبيرکل حزب اعتمادملي به رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح به اين شرح است:
سردار سرلشگر بسيجي جناب آقاي دکتر سيد حسن فيروزآبادي
رياست ستاد کل نيروهاي مسلح
با سلام
مطالب جنابعالي را در روزنامه‌‏ها خواندم. قاعدتاً شما هم با من هم عقيده هستيد که اگر کسي تنها به منافع شخصي و حزبي خود بيانديشد نبايستي از انعکاس ديدگاه‌‏هاي شما ناراحت باشد زيرا قطعاً اين سخنان بر ميزان آراي رقباي دولت فعلي خواهد افزود. اما چه کنم که تعهد به حيثيت نظام به اين حقير اجازه نمي‌‏دهد که تنها به منافع شخصي و حزبي بيانديشيم و شاهد خدشه به جايگاهي باشم که بايستي بسيار محترم باقي بماند.
آقاي فيروزآبادي
در ماه‌‏هاي گذشته که سخنان برخي فرماندهان نظامي و موضع‌‏گيري صريح بعضي از آنان نسبت به جريان‌‏هاي سياسي کشور را مي‌‏شنيدم و مي‌‏خواندم با خود فکر مي‌‏کردم که اگر اين روند متوقف نشود شکايت از اين قانون شکنان را نزد جنابعالي بياورم که امين رهبري معظم و فرماندهي کل قوا هستيد اما امروز که شما "رياست ستاد نظاميان دخالت کننده در انتخابات" را به عهده گرفته‌‏ايد، شکايت به کجا برم؟
تصور من و دوستانم بر اين بود که شما و ساير کساني که همواره بر تبعيت بي‌‏چون و چرا از رهبري تاکيد مي‌‏کنيد بيش از ديگران توصيه‌‏هاي ايشان براي عدم تخريب در انتخابات را مورد توجه قرار خواهيد داد. به‌‏خصوص با توجه به شرايط حساس فعلي که حضور بانشاط همه نحله‌‏هاي فکري و سياسي در انتخابات و تشويق عمومي براي مشارکت حداکثري مردم در انتخابات بايستي دغدغه همگاني باشد. تصور مي‌‏کردم مدعيان پيروي از رهبري و داعيه‌‏داران دلسوزي براي نظام، بيش از ديگران مراقبت خواهند کرد که رفتارهاي حذفي به حداقل برسد، اما ظاهراً تصور اينجانب از برخي وفاداري‌‏ها و پايبندي‌‏ها دقيق نبود.
جناب آقاي فيروزآبادي؛ شما به گونه‌‏اي سخن گفته‌‏ايد که قرار است انتصابي صورت گيرد و مردم فهيم ايران، نقشي در تعيين رئيس‌‏جمهور ندارند و يا آنکه اکثريت مردم قادر به تشخيص واقعيت‌‏ها نيستند و ارائه رهنمودهاي حضرتعالي براي تشخيص "رئيس‌‏جمهور مناسب" ضروري است، اما حال که خود را متخصص تشخيص تناسب‌‏ها مي‌‏دانيد اجازه دهيد از باب هم‌‏فکري، نمونه‌‏هاي ديگري از عدم تناسب‌‏ها را نيز به شما يادآوري کنم.
حضرتعالي از عدم تناسب افراد "مسن" براي حضور در جايگاه رياست جمهوري سخن گفته‌‏ايد. شايد حق با شما باشد، اما به نظر شما "پيرجسمي" زيان بيشتري براي اين جايگاه رفيع دارد يا "پيرحافظه‌‏گي"؟ آيا نديده‌‏ايد و نشنيده‌‏ايد که عده‌‏اي به سرعت، وعده‌‏هاي قطعي خود در انتخابات گذشته را فراموش کردند و حتي آنها را تکذيب کردند؟ آيا به نظر شما، تنها استانداردهاي لازم‌‏الاجرا در احراز بعضي مسئوليت‌‏ها، محدوده سني مي‌‏باشد که رعايت آن، تنها راه پيروزي کانديداي مورد نظر جنابعالي است؟ آيا ظواهر و بعضي سخنان حضرتعالي، مطابق استانداردهاي ضروري براي احراز يکي از عالي‌‏ترين جايگاه‌‏هاي نظامي کشور -از جمله بي‌‏طرفي در مسائل سياسي و چابکي و تحرک- مي‌‏باشد؟
جناب آقاي فيروزآبادي
حضرتعالي در سخنراني اخير خود نکاتي را از دوران مبارزات و همراهي با کمونيست‌‏ها و دارندگان مرام‌‏هايي غير از مسلماني بيان کرده‌‏ايد، پس مشخص مي‌‏شود که بحمدالله حافظه شما فعال است و خداوند بزرگ شما را در يادآوري گذشته‌‏هاي دور يادآوري مي‌‏کند. پس چگونه است که سخنان شفاف و حکيمانه بنيانگذار فرزانه انقلاب که جايگاه همه ما و شما مديون تدابير اوست - در خصوص عدم دخالت نظاميان در بحث‌‏هاي سياسي را فراموش نموده‌‏ايد؟ شما اگر بخواهيد، قطعاً به ده‌‏ها نمونه از توصيه‌‏هاي اکيد حضرت امام(ره) دسترسي داريد. اما براي آن که مخاطبان سخنان شما راه را گم نکنند چند نمونه از آنها را يادآوري مي‌‏کنم:
1- «اصل وارد شدن در حزب براي ارتش و سپاه پاسداران جايز نيست. به فساد مي‌‏کشد اينها را. گروه فاسد که انشاءالله وارد نمي‌‏شويد. گروه‌‏هاي بسيار خوب هم وارد نشويد» [پايان فرمايش امام]
شايد بگوييد ما در هيچ حزبي وارد نشده‌‏ايم. اما آيا هيچ کار حزبي بالاتر از آن نيست که رئيس‌‏جمهور آينده را تعيين و براي ورود بعضي افراد به انتخابات، شرط و شروط تعيين کنيد؟ مگر کشور، قانون ندارد که شما از شرايط سني انتخاب‌‏شوندگان سخن مي‌‏گوييد و چهار ماه قبل از انتخابات، به صورت قاطع از اشتباه بودن تلقي کساني سخن مي‌‏گوييد که گمان مي‌‏کنند دوره يک رئيس‌‏جمهور به پايان رسيده است؟
2- براي سپاهي‌‏ها جايز نيست که وارد بشوند به دسته‌‏بندي و آن طرفدار آن يکي، آن يکي طرفدار آن يکي، به شما چه ربطي دارد که در مجلس چه مي‌‏گذرد؟ در امر انتخابات مجلس باز هم به من اطلاع دادند که بين سپاهي‌‏ها باز صحبت است. خوب انتخابات در محل خودش وارد مي‌‏شود. به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پيدا کنند؟ براي سپاه جايز نيست. براي ارتش جايز نيست. سپاهي را از آن تعهدي که دارد و از آن مطلبي که به عهده اوست باز مي‌‏دارد و همين طور ارتش را ... ما بايد فکر کنيم که اين مطلبي که مي‌‏خواهيم بگوييم آيا به صلاح کشورمان هست؟» [پايان فرمايش امام]

جناب آقاي فيروزآبادي!
در خاتمه به شما يادآوري مي‌‏کنم که يکي از تبليغات هميشگي دشمنان در خارج و نگراني‌‏هاي بعضي از مردم در داخل، احتمال دخالت عناصر با نفوذ در روند انتخابات است. آيا گمان نمي‌‏کنيد که سخنان اخير شما و موارد مشابه آن، هم خوراک کافي براي دشمنان درست مي‌‏کند و هم بعضي از آحاد مردم را از تأثيرگذاري رأي خود نااميد مي‌‏کند؟

اميدوارم همه ما بيش از آن که براساس حب و بغض‌‏ها سخن بگوييم به کلام امام بيانديشيم که «آيا اين مطلبي که مي‌‏خواهيم بگوييم به صلاح کشورمان است؟»
براي شما توفيق آرزو مي‌‏کنم.
مهدي کروبي
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 16:32  توسط رضا  |