تبليغاتX
iranian

iranian

فرهنگ سیاست حقوق تاریخ دیپلماسی و دوستی


 
كامران طارمى
ترجمه: مهران قاسمى

روابط ايران و عراق از سال ۱۹۵۸ به بعد همراه با خصومت بوده است. در اين ميان حتى يورش آمريكا به عراق در سال ۲۰۰۳ نيز نتوانسته است اوضاع را تغيير دهد. دولت موقت عراق كه پس از سرنگونى صدام بر سر كار آمد نيز در همان دوران ايران را دشمن شماره يك عراق خواند. بدين ترتيب هنگامى كه در اواخر جولاى ۲۰۰۵ هيات بزرگى از سران عراقى شامل نخست وزير ابراهيم جعفرى و وزراى كابينه او از تهران ديدار كرده و چندين قرارداد گسترده در حوزه هاى امنيت،  انرژى، تجارت،  حمل و نقل و توريسم با اين كشور منعقد كردند، تعجب همگان برانگيخته شد.اين ديدار باعث مطرح شدن پرسش هاى جدى در مورد رابطه ايران و عراق شد: چگونه مى توان اين گرايش تازه را توجيه كرد؟  ايران از اين نزديكى به دنبال چه اهدافى است؟ براى يافتن پاسخ مناسب براى پرسش نخست بايد انگيزه و عامل اصلى در اين رابطه را يافت. اين امر خود مستلزم بازنگرى در رابطه ايران و عراق در متن رويدادهاى تاريخى است. بررسى روابط دوجانبه اين دو كشور نشان مى دهد كه تطابق ايدئولوژيك و يا گاه تنازع ايدئولوژيك، فاكتور اصلى در تعيين سطح اين روابط بوده است. هرگاه ايدئولوژى حاكم بر دو دولت مشابهتى داشته است،  دو كشور روابطى صلح آميز و مناسب با يكديگر برقرار كرده اند و هنگامى كه ايدئولوژى هاى حاكم در تناقض با يكديگر قرار گرفته اند، حاصل روابطى نامساعد و همراه با خصومت بوده است. در اينجا مقصود از واژه «ايدئولوژى»،  فلسفه اى است كه تصور جمعى نخبگان را نسبت به مفاهيم تهديدات داخلى و الگوى ائتلاف خارجى شكل مى دهد. فاصله زمانى ۱۹۳۲ (زمان كسب استقلال عراق) و ۱۹۵۸ (سرنگونى ملك فيصل) دوره اى بود كه نوعى همگرايى ايدئولوژيك در هر دو كشور وجود داشت. حكومت هاى سلطنتى اقتدارگرا و محافظه كار در هر دو كشور بر اريكه قدرت تكيه زده بودند و از لحاظ منطقه اى نيز هر دو كشور در يك جبهه و در مقابل رژيم هاى راديكال عرب صف بندى كرده بودند. از لحاظ بين المللى نيز، هر دو رژيم از متحدين نزديك غرب محسوب مى شدند. در چنين شرايطى به رغم برخى اختلافات ارضى، سطح روابط ميان دو كشور مطلوب بود. كودتاى ۱۹۵۸ در عراق، آغاز واگرايى ايدئولوژيك ميان دو كشور بود. ناسيوناليسم افراطى عربى كه دولت هاى پس از كودتا را تحت سيطره خود گرفته بود و همزمان ناسيوناليسم پارسى محمدرضا پهلوى، شاه وقت ايران، در تقابل با يكديگر قرار گرفته بودند. از لحاظ منطقه اى نيز، عراق به اسرائيل به چشم دشمن اعراب نگريسته و خواهان اتحاد ميان اعراب عليه اين كشور بود. ايران اما در اين بستر رويكردى متفاوت داشت. اين كشور روابطى نزديك با اسرائيل و اعراب محافظه كار برقرار كرده بود. در بعد بين المللى نيز ايران ائتلاف خود با غرب را حفظ كرده بود، در حالى كه دولت هاى حاكم بر عراق،  بيشتر به اتحاد جماهير شوروى نزديك مى شدند. روابط دو كشور در اين دوران آن چنان رو به تيرگى نهاد كه در اوايل دهه ۱۹۷۰ وقوع نبرد ميان دو كشور غيرقابل اجتناب مى نمود. پيروزى انقلاب اسلامى در سال ۱۹۷۹ نيز در اين ميان به تشديد اختلافات ايدئولوژيك منجر شد. آيت الله روح الله خمينى (امام ره) با نگرش اسلامى خود،  ايدئولوژى اى متضاد با ناسيوناليسم سكولار عربى حاكم بر عراق را ترويج مى كرد. اين اختلافات در نهايت به جنگ هشت ساله اى منجر شد كه قريب به يك ميليون كشته و زخمى بر جاى گذاشت. در دوران اخير نيز، حتى پس از حمله آمريكا به عراق در سال ،۲۰۰۳ اختلافات ايدئولوژيك ميان اولين دولت موقت عراق به رهبرى اياد علاوى و نظام ايران به همان شدت پيش باقى ماند. انتخابات «مجمع ملى» عراق كه در ۳۱ ژانويه گذشته برگزار شد، تحولى عظيم در سياست هاى حاكم بر بغداد به همراه آورد، ائتلاف پيروز شيعيان كه عمدتاً متشكل از حزب الدعوه و مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق بود از رابطه ايدئولوژيك، سياسى و نظامى بسيار نزديك و گسترده اى با حكومت ايران برخوردار بود. تهران قريب به ربع قرن، پايگاهى را براى آنان فراهم كرده بود تا به مبارزه خود با رژيم صدام شكل بدهند. حاصل اين همگرايى ايدئولوژيك را مى توان در توافقات گسترده اى كه ميان دو طرف در تهران شكل گرفت مشاهده كرد. اين توافقات علاوه بر اهميت ذاتى خود، نشان دهنده موضوعى بسيار پر اهميت تر هستند: شكل گيرى ائتلافى جديد در خاورميانه ميان تهران و بغداد. از ديدگاه سياسيون ايرانى چنين ائتلافى مزاياى متعددى در بر دارد . براى شروع بايد به اين موضوع اشاره كرد كه چنين ائتلافى مى تواند امنيت را به مرزهاى غربى ايران بازگردانده و به تهران اجازه دهد توان و منابع محل هاى ديگر خود را متمركز كند. اين ائتلاف از سوى ديگر ضربه اى سهمناك به استراتژى واشينگتن مبنى بر مهار ايران وارد كرده و همزمان تهران را در چانه زنى با ايالات متحده و اتحاديه اروپا در مورد مسائل متفاوت و به طور خاص برنامه هاى هسته اى كشور در موضوع برتر قرار مى دهد. اين ائتلاف همچنين باعث مى شود تا موازنه قدرت در خليج فارس به نفع ايران رقم خورده و اين كشور را در مقابل عربستان سعودى و ساير اعضاى شوراى همكارى خليج (فارس) برترى بخشد. ائتلاف ميان ايران و عراق همچنين موقعيت شيعيان را در كشورهاى عرب كه عمدتاً تحت سلطه سنى ها قرار دارند _ كشورهايى چون كويت، عربستان سعودى و بحرين _ بهبود بخشيده و به آنها اين امكان را مى دهد كه با آزادى بيشترى به دنبال كسب حقوق سياسى خود پافشارى كنند. هر نوع قدرت گرفتن شيعيان در كشورهاى منطقه، ولو به طور نسبى، مى تواند به افزايش قدرت و تاثيرگذارى ايران منجر شود. از سوى ديگر بايد در نظر داشت كه يك عراق «دوست» به ايران امكان مى دهد تا ارتباط زمينى مستقيم با سوريه برقرار كند. سوريه متحد اصلى منطقه اى ايران محسوب مى شود و راه هاى زمينى در مواقع بحرانى بسيار قابل اطمينان تر از راه هاى ارتباطى هوايى و يا دريايى عمل مى كنند. مسئولان ايران بر اين باورند كه يك عراق «دوست» با پيوستن به ايران،  سوريه و لبنان، ائتلاف قدرتمندى را عليه اسرائيل شكل داده و موقعيت همراهان عرب ايران در جبهه مقابل اسرائيل را بيش از پيش مستحكم مى كند. عراق، بيش و پيش از هر چيز مى تواند نقطه ورود مطلوبى براى ايران جهت نفوذ به جهان عرب محسوب شود. ايران تاكنون براى نفوذ به اين عرصه و تاثيرگذارى بر سياست هاى اتخاذ شده در جهان عرب تنها متكى بر سوريه و لبنان بوده است. رابطه ايران و سوريه اما در اين ميان تنها مرهون تمايل حزب بعث سوريه به برقرارى رابطه با اين كشور است. ايران ترجيح مى دهد كه ارتباطاتى مستقيم و فارغ از حضور و يا عدم حضور يك رژيم يا حزب بر سر قدرت، با جهان عرب برقرار كرده و منافع خود را تحت الشعاع منافع سوريه قرار ندهد. تداوم حكومت شيعيان در عراق و نقش تعيين كننده آنان در سياست هاى اين كشور باعث مى شود تا هيچ شك و شبهه اى نسبت به تداوم رابطه مطلوب ميان دو كشور وجود نداشته باشد. مقامات ايرانى كه به خوبى از ارزش چنين رابطه اى آگاه هستند، در اين ميان تمامى توان خود را به كار خواهند گرفت تا به دولت جعفرى يارى رسانند و همزمان از دستيابى شيعيان به سهمى از قدرت كه متناسب با موقعيت آنان به عنوان «اكثريت جامعه» باشد،  اطمينان حاصل كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1384ساعت 14:44  توسط رضا  | 



 
< شارون، غزه اى را كه با مبارزه مسلحانه مداوم حماس، قابل نگه داشتن نبود و مركزى براى زير سؤال رفتن امنيت داخلى اسرائيلى ها شده بود، رها كرد تا سطح بازى و قدرت مانور خود را در زمينه حفظ مناطق راهبردى كرانه باخترى افزايش دهد
گروه بين الملل ـ مرادويسى: عقب نشينى اسرائيلى ها از جنوب لبنان وصحراى سينا تا بدين حد جنجالى و پر سروصدا نشده بود. هنگامى كه اسرائيلى ها از صحراى سينا و جنوب لبنان عقب نشينى كردند، تلقى عمومى آن بود كه اسرائيلى ها مناطقى از خاك همسايگانشان را كه قادر به نگهدارى آن نبودند، تخليه كرده اند اما تفاوت عقب نشينى از غزه با موارد قبلى، به موقعيت جغرافيايى و راهبردى اين منطقه و مبارزه مسلحانه ويژه حماس و ساير گروههاى فلسطينى برمى گردد.
 
> غزه، پايتخت حماس
«آريل شارون» نخست وزير اسرائيل، روزگارى از انهدام حماس در غزه سخن مى گفت، اما امروز در حالى اسرائيلى ها از غزه مى روند كه حماس اين عقب نشينى را حاصل موفقيت مبارزه مسلحانه خود مى داند و غزه هنوز مركز اصلى نفوذ حماس به شمار مى رود. هنگامى كه در سال گذشته شيخ «احمد ياسين» و «عبدالعزيز رنتيسى» دو رهبر ارشد حماس در غزه به شهادت رسيدند، گمان عمومى بر اين بود كه دوره افول نفوذ حماس در غزه فرارسيده است، اما اكنون «ابومازن» رهبر فلسطينى ها به حماس پيشنهاد شركت در اداره امور غزه را مى دهد.
> دريغ از بهانه اى مذهبى
در كرانه باخترى بويژه در بيت المقدس، يهوديان تاريخ مذهبى خود را جست وجو مى كنند و آنچه كه دهه ها و سده هاى متوالى، «بيت المقدس»، «بيت اللحم» و «الخليل» را دست به دست كرده، دعاوى تاريخى و مذهبى است كه همواره به سياست و نظاميگرى آغشته بوده است. اما برخلاف تاريخ مذهبى و سياسى غنى كرانه باخترى، يهوديان فاقد انگيزه هاى مذهبى جدى براى ادامه جنگ و كشمكش بر سر غزه هستند. تصرف غزه در سال ۱۹۶۷ و در جريان جنگ هاى اعراب و اسرائيل، فقط به اسرائيلى ها كمك كرد تا دسترسى خود به درياى مديترانه را گسترش دهند و با صحراى سينا هم مرز شوند. بدون ترديد، اگر غزه نيز همانند كرانه باخترى، انباشتى از تاريخ مذهبى را پشت سر خود داشت، امروز شهرك نشينان يهودى كه مجبور به ترك خانه هايشان هستند، مى توانستند روى راه اندازى يك جنبش مخالف فراگير حساب كنند؛ جنبشى كه مى توانست افراط گرى مذهبى را عليه تصميمات سياسى - امنيتى دولت شارون برانگيزد.
> غزه سرزمين كم آب و پرجمعيت
غزه با وسعتى در حدود ۳۶۰ كيلومتر مربع بيش از ۱‎/۳ ميليون فلسطينى را در خود جاى داده و يكى از پر تراكم ترين مناطق جمعيتى جهان به شمار مى رود (با بيش از ۲۶ هزار نفر در هر كيلومترمربع). با وجود چنين جمعيت انبوهى، غزه بر خلاف كرانه باخترى و شمال فلسطين اشغالى فاقد منابع آب كافى است.
درياچه «طبريه» بزرگترين مخزن آب منطقه اى با درياچه اى به ظرفيت ۴ هزارميلياردمترمكعب در نزديكى كرانه باخترى است و در بلندى هاى اشغالى جولان نيز منابع ارزنده و ذيقيمتى از آب وجود دارد و اسرائيل به دليل نياز راهبردى به آب اين مناطق، درصدد تخليه آنها نيست، اما نوار غزه كه استفاده مكرر و بى رويه از منابع آب زيرزمينى آن، وضعيت آبى آن را به بحران رسانده، ارزش خود را در اين زمينه براى اسرائيلى ها از دست داده است، به نحوى كه منطقه با هجوم تدريجى آب دريا به درون سفره هاى زيرزمينى روبرو است.
> غزه در مقابل كرانه باخترى
مجموع متغيرهاى مذهبى، جغرافيايى و سياسى - مذهبى باعث شده است كه شارون راهبرد غزه در مقابل كرانه باخترى را برگزيند. شارون، غزه اى را كه با مبارزه مسلحانه مداوم حماس، قابل نگه داشتن نبود و مركزى براى زير سؤال رفتن امنيت داخلى اسرائيلى ها شده بود، رها كرد تا سطح بازى و قدرت مانور خود را در زمينه حفظ مناطق راهبردى كرانه باخترى افزايش دهد.
شارون كه براى توافق با ابومازن و جلب افكار جهانى در پى بهانه اى بود تا خود را طرفدار صلح نشان دهد، در شرايطى كه به دليل فشار سياسى - مذهبى و امنيتى قادر به عقب نشينى از كرانه باخترى نبود، ترجيح داد با عقب نشينى از غزه اى كه قادر به نگهدارى آن نبود، خود و دولتش را طرفدار صلح نشان دهد. نحوه تبليغات رسانه هاى اسرائيلى و برخى رسانه هاى جهان تأثير حامى اسرائيل نظير «سى ان ان» نيز در روزهاى اخير به جا افتادن اين تز و نظريه كمك كرده است، به گونه اى كه رسانه هاى مذكور با بالابردن سطح مسائل عاطفى ناشى از خروج خانواده هاى يهودى از غزه، سعى دارند نوعى احساس همسويى منطقه اى و بين المللى با راهبردهاى دولت شارون را دامن بزنند.
> سناريوى حاشيه نشين كردن حماس
فاز دوم طرح شارون براى عقب نشينى از غزه، وادار كردن حماس به ترك مبارزه مسلحانه و افزايش فشار جناح ابومازن و نيز دولتهاى منطقه به رهبرى مصر بر حماس براى پايان دادن به مقاومت مسلحانه عليه اسرائيل است. قرار است در اين چارچوب، شارون پس از اتمام عقب نشينى به ديدار مبارك برود و ابومازن نيز با فشار مشترك آمريكا و اسرائيل، ضرورت توقف مبارزات مسلحانه عليه اسرائيل را در دستور كار خود قرار دهد.
> نيروهاى اسرائيلى وارد آخرين شهرك هاى يهودى نشين درنوار غزه شدند
سربازان و افراد پليس رژيم صهيونيستى ديروز با استفاده از بولدوزر وارد آخرين شهرك هاى يهودى نشين در نوار غزه شدند.
گزارش خبرگزارى فرانسه از نوار غزه حاكى است: با يورش چندصد نفر از نيروهاى نظامى و افراد پليس به شهرك «قطيف»، جايى كه ساكنين آن اقدام به آتش زدن لاستيك كرده بودند، دروازه ورودى اين شهرك ويران شد. شهرك «قطيف» يكى از ۲۱ شهرك يهودى نشين است كه بايد طبق شرايط طرح عقب نشينى رژيم صهيونيستى از نوارغزه، تخليه شود.
همچنين گزارش ديگرى از اين خبرگزارى حاكى است كه صدها نفر از نيروهاى رژيم صهيونيستى ديروز براى تخليه يكى ديگر از آخرين شهرك هاى يهودى نشين تخليه نشده موسوم به «استمونا» در نوار غزه، به اين شهرك يورش بردند. براساس اين گزارش، نيروهاى نظامى و پليس غيرمسلح كه به هنگام ورود به شهرك «استمونا» با شعار «يهوديان، يهوديان را بيرون نمى كنند» روبرو شده بودند، شاهد مقاومت چندانى در اين شهرك نبودند.
> بازديد يك مقام آمريكايى از باريكه غزه
«ديويد ولش» معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور خاور نزديك، ديروز از باريكه غزه ديدن كرد.
منابع خبرى رژيم صهيونيستى نيز در واكنش به اين ديدار اعلام كردند: وى نخستين مسؤول آمريكايى است كه از اكتبر سال ۲۰۰۳ و به دنبال حمله افراد مسلح به كاروان خودروى حامل ديپلمات هاى آمريكايى در غزه به اين شهر سفر مى كند.
در آن حمله، سه محافظ مقام هاى آمريكايى كشته شدند. منابع خبرى فلسطين در گزارشى ديگر اعلام كردند «سمير حليله» دبير هيأت وزيران حكومت خودگردان فلسطين گفت كه در مذاكرات باطرف اسرائيلى در زمينه گذرگاه رفح و فرودگاه غزه هنوز به تفاهم دست نيافته ايم.
وى ابراز اميدوارى كرد ديدار ديويد ولش از اين منطقه تحول جديدى را در موضوع هاى حل نشده ايجاد كند.
در همين حال، «محمود عباس» رئيس دولت خودگردان فلسطين خواستار توجه بيشتر آمريكا به آينده مناطق فلسطينى پس از عقب نشينى رژيم صهيونيستى از باريكه غزه و بخشهايى از كرانه باخترى شد.
به گزارش منابع خبرى فلسطين، وى ديروز در يك نشست خبرى با معاون وزير امور خارجه آمريكا در غزه افزود: ديدار ولش از غزه دليل روشنى است بر تلاش كاخ سفيد به آنچه كه در خاك فلسطين روى مى دهد.
عباس افزود: كمك آمريكا به روند عقب نشينى رژيم صهيونيستى از مناطق غزه و كرانه باخترى كافى نيست بلكه آمريكايى ها بايد به مسائل پس از عقب نشينى نيز توجه لازم را داشته باشند.
رئيس دولت خودگردان از مقام هاى آمريكا به خاطر گفت و گو با كشورهاى كمك كننده به حكومت خودگردان براى ارائه كمك بيشتر به فلسطينى ها قدردانى كرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1384ساعت 14:38  توسط رضا  | 

سيد محمد خاتمي، در اولين سخنراني عمومي خود پس از پايان دوره رياست‌جمهوري نسبت به انحراف از راه امام(ره) هشدار داد.


به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران خاتمي كه در جمع هزاران نفر از مردم مشهد و زائران بارگاه ملكوتي امام رضا (ع) در صحن جامع رضوي حرم مطهر سخن مي‌گفت، اظهار داشت: امروز آنهايي كه دمي با امام سر آشتي نداشتند تحت نام راه امام(ره) به نابود آرمانهاي امام (ره) و انقلاب كمر بسته‌اند.


وي افزود: آنها كه در زمان امام انقلاب را انحراف مي‌ناميدند، امروز ابزارشان خشونت، تهمت و ترور شخصيت افراد است.


وي با بيان اينكه مشكل امروز ما فقط سنت پرستي، ظاهر پرستي و سطحي نگري نيست، گفت: مشكل اين‌است كه اين سطحي نگري دارد به صورت يك سازمان در مي‌آيد تا خود را تحميل كند.

خاتمي تصريح كرد: امروز همان جريان تحجر و مقدس مآبي و ضديت با پيشرفت، با تحليل‌هاي فلسفي و با سفسطه، زيبا مي‌شود و متاسفانه قربانيان اين جريان جوانان عزيز و صاحبان احساسات پرشوري هستند كه حاضرند در راه نظام فداكاري كنند.

وي تاكيد كرد: من ترديدي ندارم اگر اين روال ادامه يابد اين جريان قطعا در مقابل رهبري معظم انقلاب هم خواهد ايستاد.

به گزارش ايسنا وي اين جريان را مشكل جهان اسلام دانست و گفت: اين جريان در ديگر كشورهاي اسلامي به صورت القاعده و طالبان ظهور كرده است.

وي تصريح كرد: امروز همان تحجر و مقدس مآبي با لعاب تحليل‌هاي فلسفي داراي سازمان فكري - تشكيلاتي مي‌شود تا خودش را به عنوان انديشه اصيل اسلامي تحميل كند.

خاتمي ادامه داد: هر دو اين جريان چه به شكل القاعده و چه به شكل مكتب فكري- فلسفي، تغذيه كننده دشمن خارجي هستند.

موسس مجمع جهاني گفت‌ووي تمدنها دشمن خارجي را دومين تهديد كننده امروز جهان اسلام خواند و گفت: اگر امروز جوامع اسلامي با جامعه پيشرفته فاصله دارند و نتوانسته‌ا‌ند آنطور كه در شان امتهاي مسلمان است در عرصه جهاني ظاهر شوند يكي از دلايلش تهديد زورگوياني است كه مي‌كوشند نگذارند جوامع آزاد و آباد در كشورهاي اسلامي شكل گيرند.

وي افزود: امروز ميراث‌خوار بزرگ استعمار آمريكاست كه از اينكه كشورهاي بزرگ و پيشرفته در جهان اسلام ايجاد شوند هراسان است، لذا مدام تكرار مي‌كند كه اسلام ضد حقوق بشر يا ضد انسانيت است.

وي تصريح كرد: آمريكا تحمل عظمت و پيشرفت ايران را ندارد و از آن هراسان است.

وي با اشاره به پرونده هسته‌اي ايران گفت: مشكل ما، مشكل استفاده از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي نيست. مشكل ما فن‌آوري است. زيرا آنها سالهاست كه در مقابل پيشرفت‌هاي ما در عرصه فن‌آوري تحت عنوان دست‌يابي به فن‌آوري‌هاي دو منظوره ايستاده‌اند.

رئيس جمهور سابق ايران افزود: آنها از همه ابزارها و وسايل براي جلوگيري از پيشرفت ما استفاده مي‌كنند، جنگ تبليغاتي به راه مي‌اندازند و سازمانهاي بين‌المللي را ابزار مي‌كنند تا شايد بتوانند جلو پيشرفت جمهوري اسلامي ايران را بگيرند.

وي دشمن خارجي و داخلي در جهان اسلام را مكمل هم خواند و گفت:‌اگر امروز از سوي دشمن خارجي به اسلام حمله مي‌شود و اسلام را منشا خشونت مي‌دانند و بهانه براي هجوم و نابود كردن پيدا مي‌كنند با استفاده از دشمنان داخلي است كه اسلام را خشونت پرور مي‌داند.

خاتمي خاطرنشان كرد: اين اسلام در برابر اسلامي است كه حضرت امام در دنيا معرفي كرد. امام اسلام ايمان، اسلام اخلاق، اسلام آزادي خواهي و اسلام پيشرفت را طرح كرد تا از جمهوري اسلامي الگويي بسازد كه در دنياي امروز بتواند شرق و غرب و جهان اسلام را به خود جلب كند.

وي «برداشت غلط از اسلام» و «دشمن خارجي» را دو قطعه از واقعيتي خواند كه عليه نظام مردم‌سالاري جمهوري اسلامي و رشد و پيشرفت در جهان اسلام قد علم كرده است.

خاتمي به مسلمانان جهان و مردم ايران توصيه كرد: بايد در مقابل اين جريان ايستاد حتي اگر نياز به قرباني داشته باشد.

وي افزود: همانطور كه علي (ع) قرباني اسلام جهالت شد، امروز اگر جامعه ما قرباني مي‌خواهد بايد با كمال ميل اين قرباني را پذيرفت؛ چه قرباني آبرو وحيثيت باشد چه قرباني جان.

خاتمي در عين حال خاطرنشان كرد: امروز به ياري خداوند به خاطر موضع‌گيري‌هاي درستي كه در كشور صورت گرفته‌است اين اسلام از متن اسلامي كه در انقلاب ما بود و خواستار جامعه‌اي آباد و آزاد و پيشرفته بود جدا شده است و ديگر افراطيون و مقدس‌مآبان نمي‌توانند تنها اسلام را، اسلام خشونت بدانند.

وي افزود: امروز حيثيت ايران در عرصه بين‌المللي به‌خاطر دفاع از اين مواضع، بهترين موقعيت بين‌المللي را داراست.

وي تلاش تلاشگران جامعه اسلامي براي نيل به خودكفايي و پيشرفت را نيز در اين زمينه موثر خواند و افزود: از بزگترين افتخارات دولت من اين است كه توانستيم در وضعيتي قرار بگريم كه چشم انداز 20 ساله كشور تهيه و در مجمع تشخيص مصلحت نظام تصويب و به تاييد مقام معظم رهبري برسد.

وي ضمن آرزوي موفقيت براي رييس‌جمهور جديد گفت: اين مناصب، مناصب گذار است و آنچه مي‌ماند خدمت به اين ملت است كه بايد از حيثيت و شرف او دفاع كرد.

خاتمي در بخش ديگري از سخنانش با گراميداشت ميلاد حضرت علي(ع) گفت: علي(ع) به رغم آنكه معصوم است و منصوب از طرف خدا اما اين درس را به جوامع بشري داده است كه مي‌گويد: حكومت را نمي‌پذيرم مگر اينكه از طرف مردم باشد.

وي با بيان اينكه مطلوب‌ترين نظام امروز دنيا نظامي است كه برآمده از خواست مردم باشد گفت: علي(ع) وقتي حكومت را پذيرفت كه از سوي مردم به او رجوع شد و گفت كه جز با رضايت مردم حكومت حق استوار نمي‌شود.

وي اين نوع حكومت را در مقابل حاكماني خواند كه خود را ظل‌الله مي‌ناميدند اما با زورگويي بر مردم حكومت مي‌كردند.

خاتمي علي(ع) را مظهر عدالت خواند و گفت: امام علي (ع) در برابر فقر و تبعيض بي‌تاب بود اما عدالت را تنها در اين موارد نمي‌ديد، عدل علي(ع) فراگير بود.

وي تصريح كرد: بزرگترين شاخصه عدالت خواهي علي (ع) حرمت داشتن انسان است؛ زيرا براي علي (ع) مخالف و موافق يكسان بودند.

موسس مجمع جهاني گفت‌و‌گوي تمدنها اضافه كرد: علي (ع) با مخالفان خود هيچگاه برخورد نكرد. او با مخالفان خود نجنگيد و امكانات را هم از آنها دريغ نداشت.

وي همه جنگهاي دوران حكومت حضرت علي (ع) را ناشي از تحميل دشمنان خواند.

خاتمي در پايان با قرائت بخشي از شعر حضرت مولانا، كه «از علي آموز اخلاص عمل»‌ تصريح كرد: آنچه براي ما مهم است اخلاص در عمل است.

*** در حاشيه

سيدمحمد خاتمي روز پنج‌شنبه در اولين سفر استاني خود پس از اتمام دوران رياست‌جمهوري وارد شهر مقدس مشهد شد تا در آستانه ميلاد مبارك امام‌ علي(ع) در كنار بارگاه رضوي سخنراني كند.

- خاتمي در فرودگاه بين‌المللي شهيد هاشمي‌نژاد مشهد مورد استقبال حسن رسولي، استاندار خراسان رضوي و آيت الله واعظ ‌طبسي، توليت آستان قدس رضوي قرار گرفت.

- خاتمي با پرواز عادي به همراه خانواده به شهر مشهد سفر كرده بود.

- وي در بدو ورود به مشهد مقدس راهي حرم مطهر امام رضا(ع) شد.

- سخنراني خاتمي در صحن جامع رضوي با ‌1 ساعت تاخير برگزار شد.

- خاتمي در بدو ورود به صحن جامع رضوي با صلوات و كف‌زدن مورد استقبال جمعيت قرار گرفت.

- مردم با ورود خاتمي با شعارهايي همچون «خاتمي خسته نباشي، خاتمي خاتمي خدا به همراه تو، خاتمي چهارسال ديگه منتظريم» از وي استقبال كردند.

- عده‌اي از دختران دانشجو با در دست داشتن پلاكاردي كه روي آن نوشته شده بود هنوز هم مي‌گوييم خاتمي از وي استقبال كردند.

- بر روي يكي از پلاكاردها نوشته شده بود: باز هم مي گوييم خاتمي دوستت داريم و در طرف ديگر آن نوشته شده بود خاتمي خسته نباشي.

- در حين سخنراني، خاتمي از استاندار خراسان رضوي به عنوان استاندار خوب و سختكوش و توانا ياد كرد.

- نيروهاي امنيتي و خدماتي در اين مراسم بسيار اندك بودند به‌طوريكه با شروع سخنراني خاتمي تعداد زيادي از مردم با عبور از ميله‌هاي جايگاه ويژه، وارد اين محل شدند.

- خاتمي سخنراني خود را با اين شعر پايان داد:‌« از علي آموز اخلاص عمل / مرد حق را دان منزه از دغل»‌

- خاتمي پنج‌شنبه شب در مراسم ازدواج دختر استاندار سيستان ‌و بلوچستان شركت كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1384ساعت 14:35  توسط رضا  | 


 
سياست خارجى پيش دستانه اما نرم افزارانه
گروه سياسى: منوچهر متكى وزير پيشنهادى رئيس جمهور جديد ايران براى وزارت امور خارجه است. قرار است در هفته پيش رو مجلس هفتم شوراى اسلامى با بررسى وزراى پيشنهادى، راى اعتماد يا بى اعتمادى خود را اعلام كند. شنيده ها و گمانه زنى ها حكايت مى كند كه منوچهر متكى اين هفته از مجلس هفتم راى اعتماد خواهد گرفت و بدين ترتيب جانشين كمال خرازى خواهد شد كه به مدت ۸ سال در دو دولت محمد خاتمى دستگاه ديپلماسى ايران را رهبرى كرد.
منوچهر متكى چند روز پيش از آغاز جلسات راى اعتماد با تهيه جزوه اى براى نمايندگان مجلس رئوس كلى برنامه هايش را براى تصدى وزارت امور خارجه اعلام كرده است. آقاى متكى در صورت احراز راى اعتماد مجلس هفتم، سياست خارجى پيش دستانه اما نرم افزارانه و از جنس مناسبات بين المللى را جايگزين ديپلماسى تنش زدايى و اعتماد سازى دولت محمد خاتمى خواهد كرد تا پس از ۸ سال برنامه هاى تازه براى ديپلمات هاى جمهورى اسلامى تعريف شود. آقاى متكى در اين جزوه وعده داده است كه كاركرد مناسبات اقتصادى، فرهنگى و سياسى در روابط خارجى با كشورها همانند جزايرى منفصل و تاثيرناپذير از يكديگر نخواهد بود. جزوه اى كه وزير خارجه احتمالى ايران منتشر كرده است در ۵۵ فصل تنظيم شده است. فصل اول برنامه هاى اصولى و كلى ديپلماسى جمهورى اسلامى است كه تعيين حدود آن نه از اختيارات وزارت خارجه كه از وظايف شوراى عالى امنيت ملى است. مبانى سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران در اين فصل به قانون اساسى و آرمان هاى امام و رهبر انقلاب در حوزه سياست خارجى تقسيم شده است. حفظ اعتدال در خط نه شرقى نه غربى، اصرار بر استقلال همه جانبه ملت و خودكفايى كشور به معناى كامل، پافشارى دائمى بر حفظ اصول دينى و شرعى، عزت بخشى به اسلام و ملت هاى مسلمان، رعايت اصل مهم عزت، حكمت و مصلحت در سياست خارجى، ايجاد و حفظ وحدت و همبستگى، حمايت بى دريغ و هميشگى از مستضعفان و محرومان و مبارزه با استكبار جهانى از برنامه هاى كلى اى است كه در فصل اول به آن اشاره شده است. وزير خارجه پيشنهادى رئيس جمهور جديد ايران در فصل دوم برنامه هايش براى تصدى ۴ساله وزارت خارجه ايران سند چشم انداز ۲۰ساله جمهورى اسلامى را هدف قرار داده است. بر اين اساس حفظ و توسعه منافع ملى كشور، برنامه ريزى در زمينه حضور فعال در فرايندها، نهادها و مجامع منطقه اى و بين المللى، تنظيم و اعطاى كمك هاى توسعه رسمى به كشورهاى هدف به منظور ايجاد بازار براى كالاهاى ايرانى و صدور خدمات فنى، مهندسى، اشاعه فرهنگ انقلاب اسلامى ايران، زنده و نمايان نگه داشتن انديشه دينى، سياسى و سيره عملى امام، دفاع از حقوق شهروندان جمهورى اسلامى در سراسر جهان، كمك به حفظ هويت ملى و اسلامى ايرانيان مقيم خارج و بهره گيرى از سرمايه هاى مادى، معنوى و علمى آنان، تسهيل و ارائه بهتر خدمات كنسولى به منظور افزايش رضامندى و تكريم ارباب رجوع از جمله مهمترين برنامه هاى منوچهر متكى است. فصل سوم برنامه هاى وزير خارجه احتمالى آينده ايران در واقع با توجه به ساختار وزارت خارجه ايران ابتكار فردى وزير و حوزه مانور خلاقيت هاى ارشدترين ديپلمات جمهورى اسلامى محسوب مى شود. استراتژى سياست خارجى ايران كه وزير مبدع و مجرى آن با نظر رئيس جمهور و دستگاه هاى مربوط است در اين بخش به تفصيل شرح داده شده است. متكى معتقد است تحولات نوين در عرصه هاى منطقه اى و بين المللى، ارزيابى رويكردها و عملكردهاى سياست خارجى كشور طى دوره هاى گذشته و نهايتاً با توجه به شعار اساسى محمود احمدى نژاد يعنى عدالتخواهى، راهبرد مورد نظر در روابط خارجى «عدالتخواهى در روابط بين المللى» تعريف مى شود. بر اين اساس سياست خارجى در دوره جديد تهاجمى اما نرم افزارانه و از جنس مناسبات بين المللى است. در اين راهبرد سياست خارجى كاركرد مناسبات اقتصادى، فرهنگى و سياسى در روابط خارجى با كشورها همانند جزايرى منفصل و تاثيرناپذير از يكديگر نخواهد بود. بر اساس برنامه جانشين احتمالى كمال خرازى، اتخاذ موضع عدالتخواهانه در روابط بين المللى همانند دفاع از حكومت مردم سالارانه (دموكراسى)، حقوق بشر، مبارزه با تروريسم و سلاح هاى كشتار جمعى به عنوان موضوعاتى براى به چالش كشاندن جمهورى اسلامى ترجمه و تحليل نمى شود تا از يك جايگاه اتهامى و براى تصحيح چهره جمهورى اسلامى! (بنا به توصيه هاى مشفقانه برخى كشورهاى غربى) به اتخاذ سياستى منفعلانه و دفاعى مجبور گرديم؛ بلكه با طراحى قالب هاى گفتمانى مناسب و متفاوت از ليبرال دموكراسى غرب و ضمن دفاع مبنايى و اعتقادى از كرامت انسانى، حقوق بشر، صلح عادلانه جهانى، مبارزه با تروريسم و سلاح هاى كشتار جمعى، نفى روابط سلطه گرانه بين شمال و جنوب، تناقض ميان گفتار و عمل بازيگران و مدعيان در اين عرصه را آشكار بايد كرد. منوچهر متكى سپس به تعيين اولويت هاى كارى خويش در صورت به وزارت رسيدن كرده است. بخش اول اولويت هاى مربوط به مباحث جارى ميان ايران و سازمان هاى بين المللى است. مباحث هسته اى در جهان و موضوع فعاليت صلح آميز هسته اى ايران، رژيم حقوقى درياى خزر، عضويت جمهورى اسلامى در سازمان تجارت جهانى، ديپلماسى خط لوله، تهديد زدايى از روابط بين المللى به عنوان مقدمه رويكرد عدالتخواهى، خاورميانه، مسئله فلسطين و قدس شريف، تجديد ساختار سازمان ملل، تروريسم، حقوق بشر، سلاح هاى كشتارجمعى، محيط زيست و زنان، سازمان هاى منطقه اى و حضور يا تعامل موثر جمهورى اسلامى اولويت هاى كارى منوچهر متكى است.
در همين حال اولويت هاى وزير خارجه احتمالى جديد ايران در روابط با مناطق مختلف جغرافيايى، سياسى، اقتصادى و كشورها عبارت است از گسترش روابط با همسايگان. جمهورى اسلامى از جمله رويكرد روشن و خيرخواهانه جمهورى اسلامى در دو بحران عراق و افغانستان مبتنى بر بازگشت حاكميت كامل مردم بر سرنوشت خويش كه به اعتقاد آقاى متكى بايد براى همه طرف ها تبيين و با خروج نيروهاى خارجى و اشغالگر، زمينه استقرار صلح و آرامش پايدار فراهم آيد. ديگر اولويت كارى وى با فدراسيون روسيه و كشورهاى آسياى ميانه و قفقاز است كه در ظرفيت روابط دوجانبه، سازمان همكارى كشورهاى ساحلى درياى خزر و نيز همكارى هاى چندجانبه و منطقه اى به ويژه اوراسيا قرار است روابطى درازمدت و استراتژيك طراحى شود. متكى در بخش ديگر اين برنامه توضيح مى دهد كه انرژى هسته اى، نفت و گاز و خطوط لوله، رژيم حقوقى درياى خزر، سرمايه گذارى، ترانزيت كالا، مذاكرات سياسى، امنيتى و بالاخره گسترش همكارى هاى فرهنگى و هنرى با توجه به مشتركات اعتقادى، تاريخى و فرهنگى، زمينه هاى گسترده اى هستند. البته دخالت و شيطنت هاى برخى دولت هاى فرامنطقه اى را از نظر نبايد دور داشت. منوچهر متكى در دوره وزارت على اكبر ولايتى معاون بين الملل وزارت خارجه ايران بوده است. در صورتى كه آقاى متكى اين بار با عنوان وزير به ساختمان هاى باغ ملى ايران وارد شود برنامه هايى نيز براى روابط جمهورى اسلامى با اروپا دارد. متكى معتقد است امروز چند كشور مهم اروپا از بازيگران اصلى در محيط بين المللى هستند. اتحاديه اروپا با وجودى كه بيشترين وارد كننده نفت و صادرات ايران نيست، اما بيشترين حجم روابط اقتصادى و بازرگانى با كشورمان را دارد. واردات ما از كشورهاى پيشرفته آسيايى حدود ۳/۱ صادرات نفت ما به اين قاره و حجم نفت صادراتى ما به اروپا حدود ۳/۱ واردات ما از كشورهاى اروپايى است. اين روابط در سياست هاى دولت جديد بايد با برنامه ريزى متوازن شود. نكته مهم ديگرى كه در روابط جمهورى اسلامى با اروپا وجود دارد حمايت غيرمنطقى و غيرحقوقى اتحاديه اروپا از برخى مواضع آمريكا با رويكرد سياسى در موضوعات مربوط به ايران و جهان اسلام است. در برنامه كارى متكى آمده است كه متاسفانه اروپا از ابتكارات مستقل خود در تعامل با بحران خاورميانه و مسئله فلسطين استفاده نمى كند. اروپا تاكنون كارنامه قابل قبولى در موضوع فعاليت صلح آميز هسته اى كشورمان ارائه نداده است. البته مطالبات مهمى همانند پرونده تحويل سلاح هاى كشتار جمعى از جمله شيميايى به رژيم بعث عراق در طول جنگ تحميلى، كم توجهى به حقوق مسلمانان در برخى از كشورهاى اروپايى نيز وجود دارد كه در مذاكرات و رايزنى هاى ديپلماتيك قابل طرح و پيگيرى است. ضمن تاكيد بر اهميت روابط با اروپا شفاف سازى و منطقى كردن اين روابط براساس احترام و منافع متقابل و همكارى هاى سازنده به ويژه در زمينه تهديدزدايى از روابط بين المللى را از لوازم نهادينه سازى اين روابط بايد نام برد. وزير خارجه احتمالى ايران در رابطه با آفريقا و آمريكا نيز تقويت مذاكرات جنوب و تشويق سرمايه گذاران ايرانى براى حضور در آفريقا را از جمله سياست ها و برنامه هاى خود اعلام كرده است. منوچهر متكى كه پيش از اين تجربه رياست هيات نمايندگى ايران در ژاپن و تركيه را همراه خود دارد برنامه خويش را براى ايرانيان مقيم خارج از كشور نيز به مجلس ارائه كرده است كه نسبت به برنامه هاى دولت محمد خاتمى تغيير محسوسى در آن به چشم نمى خورد. كمك به ايجاد ارتباط بين انديشمندان و نخبگان ايرانى مقيم خارج با مراكز و شخصيت هاى حقوقى و حقيقى داخل كشور براى ارتقاى مبادلات علمى و فرهنگى، كمك به سرمايه گذارى ايرانيان خارج از كشور در پروژه هاى مختلف داخل ايران و كمك به بازرگانان ايرانى مقيم خارج براى توسعه صادرات غيرنفتى از ايران به آن كشورها مهمترين برنامه كنسولى منوچهر متكى در صورت احراز راى اعتماد و ورود مجدد به دستگاه سياست خارجى ايران است.
http://www.sharghnewspaper.com/840529/html/diplom.htm
+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1384ساعت 15:6  توسط رضا  | 

نرخ تورم در ايران تا پايان سال 2005 به 6/15 درصد مي‌رسد و از اين لحاظ، ايران بالاترين نرخ تورم را در ميان ساير كشورهاي خاورميانه خواهد داشت.

به گزارش مهر به نقل از ميد، نرخ تورم در ايران در سال 2005 به 6/15درصد خواهد رسيد.

اين گزارش حاكي است، در خاورميانه بعد از ايران، بالاترين نرخ تورم به كشور يمن با نرخ 5 /12درصد تعلق خواهد داشت.

+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1384ساعت 12:6  توسط رضا  | 


 
در پى اشغال بخش هاى زيادى از سرزمين هاى فلسطين، سوريه، مصر و لبنان در  سال ۱۹۶۷ توسط رژيم صهيونيستى، اين رژيم اقدام به ساخت شهرك هاى يهودى  نشين در اين سرزمين ها كرد.
اسرائيل در اين مدت روند شهرك سازى در مناطق مختلف فلسطين مانند كرانه باخترى ، قدس و بويژه باريكه غزه را به شكل مستمر ادامه داد و بر رنج ،  فقر و نابرابرى ميان ساكنان عرب اين مناطق افزود.
مطابق برخى آمارها، عمليات شهرك سازى در باريكه غزه در سال ۱۹۷۰ آغاز  شد و رژيم اشغالگر قدس تا سال ۱۹۹۲ ، ۱۶ شهرك و از آن سال تا سال ۲۰۰۴ شش  شهرك و در مجموع ۲۲ شهرك بزرگ و كوچك ساخت.
بر اساس اطلاعات منابع پژوهشى فلسطينى ، شمار ساكنان شهرك هاى صهيونيست  نشين در باريكه غزه تا سال ۱۹۹۲ حدود ۴۳۰۰ نفر بود و يك سال  بعد به ۵۹۰۰ نفر افزايش يافت.
اين رقم در سال جارى ميلادى (۲۰۰۵) كه اسرائيل وادار به برچيدن شهرك هاى  غيرقانونى در باريكه غزه شد، بين ۸ تا ۹ هزار نفر برآورد و اعلام شده  است.
طبق نقشه هاى موجود، توزيع پراكندگى جغرافيايى شهرك ها نشانگر آن است كه  بيشتر شهرك ها در جنوب غزه تمركز يافته  اند و در موازات درياى مديترانه و  مرزهاى مصر قرار دارند.
اسرائيل در مدت ۳۸ سال گذشته با مرتبط ساختن شهرك هاى صهيونيست نشين به  يكديگر كوشيد ميان شهرها، روستاها، اردوگاه ها و محله هاى مسكونى فلسطينيان  مانند رفح، خان يونس، بيت لاهيا، غزه و ديرالبلح جدايى ايجاد كند.
«خالد عايد» پژوهشگر مؤسسه مطالعات فلسطين در لبنان معتقد است كه سياست  شهرك سازى در غزه مورد توافق همه صهيونيست ها اعم از راستگرايان و نيز  اعضا و هواداران حزب كارگر بوده و آنان همواره اين سياست را دنبال كرده اند  و حتى زمانى از خودگردانى غزه به وسيله يهوديان سخن به ميان آورده اند. به باور عايد، اسرائيل به اين بهانه كه زمين هاى باريكه غزه جزو املاك  دولتى است ابتدا ۳۳ درصد كل اين باريكه و سپس همه آن را اشغال كرد و  نزديك به ۱۳ درصد آن را به شهرك سازى اختصاص داد.
مقام هاى تل آويو از شهرك هاى ساخته شده در نوار غزه و ساكنان آنها در  عرصه هاى نظاميگرى، جاسوسى ضد فلسطينيان و گروه هاى مبارز، صنعتى، باغدارى  و كشاورزى استفاده و عرصه را بر صاحبان اصلى غزه تنگ كردند.
تعداد كل صهيونيست هاى ساكن باريكه غزه كمتر از ساكنان يك اردوگاه كوچك  پناهندگان فلسطينى در لبنان است اما هر صهيونيست در اين مدت ۲۰ برابر يك  فلسطينى از مساحت باريكه غزه استفاده كرد و ۱۰ برابر يك فلسطينى از آب  اين منطقه بهره برد.
به گفته منابع فلسطينى، در مدت اشغال باريكه غزه، استفاده بيش از حد  آب و حفر چاه توسط صهيونيست ها در اين باريكه موجب كاهش آب هاى زيرزمينى و  هدر رفتن آب اين منطقه شد.
همچنين در اين مدت ميزان شورى يا نمك و املاح آب هاى كشاورزى باريكه غزه افزايش يافت به طورى كه در نوع محصولات كشاورزى فلسطينيان بويژه  مركبات اثر منفى گذاشته است.دولت خودگردان و مردم فلسطين به كاهش سطح فقر و بى عدالتى و بهبود وضع  اقتصادى خود پس از خروج رژيم اشغالگر قدس از باريكه غزه خوشبين هستند.
  آنان معتقدند آزاد شدن زمين هاى كشاورزى، انتقال كالا و جابه جايى مسافر از  باريكه غزه به خارج و داخل كرانه، اجازه يافتن كارگران فلسطينى براى كار  در داخل سرزمين اشغالى ۱۹۴۸ ، بازگشايى گذرگاه ها، فرودگاه و اسكله بندر  غزه و نيز برچيده شدن پست هاى بازرسى تأثير مثبت براقتصاد فلسطينى ها خواهد  داشت.
منبع: ايرنا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1384ساعت 13:53  توسط رضا  | 


 
ايسنا: «اقتصاد ايران در حال گذر از مرحله دشوارى قرار دارد. نرخ بيكارى در اين كشور ۱۴ درصد است و نرخ تورم به ۱۵ درصد افزايش يافته است. به گفته ساكنان پايتخت هزينه زندگى در طول چهار سال گذشته بيش از دو برابر شده و حدود ۴۰ درصد از ايرانى ها زير خط فقر زندگى مى كنند.» مجله اقتصادى - تحليلى اكونوميست در تازه ترين گزارش خود از شرايط اقتصادى ايران علاوه بر مطلب فوق آورده است: «حدود ۷۰ درصد جمعيت ايران زير۳۰ سال سن دارند و نسل جوان ايران به سرعت در حال رشد است، اما تعداد فرصت هاى شغلى موجود براى آنها بسيار اندك است. دولت ايران با هدف توزيع ثروت نفت يارانه هاى زيادى را بر كالاهاى مهم و پرمصرف اعمال مى كند. سهم عمده اقتصاد ايران در دستان دولت است، اما بخش ناكارآمد دولتى موجب عدم توسعه اقتصادى كشور شده است. در نتيجه رئيس جمهور جديد ايران بايد ضمن به خاطر داشتن انتظارات راى دهندگان، اولويت كارى اش را بر اقتصاد داخلى استوار كند. در اين ميان يكى از بخش هايى كه بايد توجه ويژه اى به آن شود، صنعت نفت است كه به گفته او وجود مافياى قدرت در آن مشهود است.» در ادامه اين گزارش آمده است: «احمدى نژاد درحالى سكان هدايت كشور را به دست مى گيرد كه ايران به لطف افزايش بى سابقه بهاى نفت از مازاد درآمد بالايى برخوردار است. درآمد نفتى بالاى ۱۹ دلار در هر بشكه به يك حساب جداگانه تحت عنوان «صندوق ثبات نفت» واريز مى شود كه به منظور نوسازى صنايع، از جمله بخش نفت هزينه مى شود. ايران درهاى بخش نفت و گاز خود را به منظور تجهيز تاسيسات موجود، اكتشاف و توسعه ميادين نفتى جديد گشوده است. ايران به درآمدهاى نفتى كه ۸۰ درصد از كل درآمدهاى اين كشور را تشكيل مى دهد، وابستگى فراوانى دارد و در عين حال بخش نفت در تيررس انتقاد بسيارى از اعضاى مجلس ايران قرار گرفته است.» اكونوميست در ادامه مى افزايد: «تلاش  محمد خاتمى _ رئيس جمهور سابق ايران- براى خصوصى سازى صنايع، از جمله بخش انرژى، بهره بردارى از ذخاير گاز طبيعى را به يك موضوع جنجالى و در عين حال سياسى تبديل كرد. برخى از اعضاى مجلس ايران مخالف فروش گاز طبيعى به مشتريان خارجى بودند، اين در حالى است كه در طول دهه گذشته مصرف داخلى گاز طبيعى ايران از طريق جايگزينى گاز يارانه اى به جاى نفت افزايش پيدا كرده بود تا از اين طريق نفت بيشترى به صادرات اختصاص يابد. برخى متخصصان بين المللى نفت پيش بينى كاهش سريع حجم توليد نفت ايران را كرده اند و بر اين باورند كه ايران به منظور حفظ حجم توليد كنونى اش بايد از «فناورى هاى بازيابى پيشرفته» بهره بگيرد. به باور آنان، ايران براى مدرنيزه كردن بخش هاى صنعت نفت خود، بايد از تخصص فنى و سرمايه گذارى هاى شركت هاى نفتى بين المللى استفاده كند.» در ادامه اين گزارش آمده است: «تحريم هاى اقتصادى گسترده عليه ايران از سال ،۱۹۷۹ رشد بخش انرژى در ايران را تحت تاثير قرار داده است. در سال ۱۹۹۶ كنگره آمريكا قانون تحريم ايران و ليبى (ILSA) را به تصويب رساند. اين قانون شركت كونوكو فيليپس را مجبور كرد كه قرارداد ۵۵۰ ميليون دلارى توسعه ميدان نفتى فراساحلى ايران را لغو كند كه پس از آن شركت توتال فرانسه و پتروناس مالزى نيز مجبور به خروج از ايران شدند. در سال ۱۹۹۷ قوانين وضع شده از سوى دولت آمريكا سخت تر شد و براساس آن دست واشينگتن براى اعمال تحريم  عليه شركت هايى كه بيش از ۴۰ ميليون دلار براى توسعه و ذخاير نفتى ايرانى سرمايه گذارى مى كردند بازتر شد. اگرچه اين قانون مصوبه از سوى دولت آمريكا هرگز مورد استناد قرار نگرفت و مانع حضور شركت هاى اروپايى در قراردادهاى ايران نشد، اما به ميزان زيادى سرمايه گذارى خارجى در بخش نفت ايران را محدود كرد.»
http://www.sharghnewspaper.com/840525/html/econom.htm#s279624
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مرداد1384ساعت 15:34  توسط رضا  | 

روزنامه كلنر اشتادت انسايگر چاپ آلمان طى يك گزارش مفصل آمار جمعيت مسلمان اروپا را اعلام كرد. پس از سوء قصدهاى تروريستى در لندن توجه جوامع غرب به صورت خاص به حضور مسلمانان در اروپا جلب شده است. براساس آخرين آمار از مجموع۴۵۵ ميليون نفر جمعيت اروپا، ۱۵ ميليون (۳/۳ در صد) آن را مسلمانان تشكيل مى دهند. اين نسبت در كشورهاى آلمان، فرانسه، اتريش و هلند بيش از ساير نقاط اروپاست. گفته مى شود تنها تعداد اندكى از آنان افراطى هستند. به گزارش ايكرو، ۴درصد جمعيت آلمان (۲/۳ ميليون) را مسلمانان تشكيل مى دهند كه پس از مسيحيت دومين دين بزرگ در اين كشور محسوب مى شود. از اين تعداد، ۴/۲ميليون نفر ترك هستند و بقيه از اتباع يوگسلاوى سابق، كشورهاى عربى و ايران به شمار مى روند.
در انگلستان كه۶۰ ميليون جمعيت دارد، مسلمانان۲ ميليون نفر، يعنى۳ درصد جمعيت را به خود اختصاص داده اند. غالب اين افراد از كشورهاى مستعمره سابق انگليس و به ويژه از پاكستان و بنگلادش هستند.
همچنين آمار مسلمانان جمعيت۶۰ ميليونى فرانسه۶ ميليون نفر ذكر شده است كه عمدتاً از كشورهاى تحت استعمار سابق هستند و در طول زمان به اين كشور مهاجرت كرده و به صورت دائم اقامت گزيده اند. تعداد قابل توجهى نيز از تركيه هستند. در هلند كه جمعيت آن۱۶ ميليون نفر است، تعداد مسلمانان۹۰۰ هزار نفر تخمين زده شده است. آنان هيچ گاه مشكل و اصطكاكى با ديگر سكنه اين كشور نداشته اند، اما پس از نوامبر۲۰۰۴ يعنى زمانى كه قتل تئو ون گوگ (كارگردانى كه به مقدسات اسلامى اهانت كرده بود) از سوى يكى از مسلمانان مهاجر صورت گرفت، تنش هاى شديدى رخ داد و برخى از مساجد و كليساها در اعتراض به رفتار و عقايد يكديگر به آتش كشيده شد. غالب مسلمانان هلند را اتباع تركيه تشكيل مى دهند.
اين گزارش كه در روزنامه كلنر اشتادت انسايگر چاپ آلمان منتشر شد، حاكى است: در اتريش۳۴۰۰۰۰ مسلمان در ميان۱/۸ ميليون تن جمعيت اين كشور شمارش شده اند كه۴ درصد جمعيت را تشكيل مى دهند. اين مسلمانان عمدتاً از بوسنى هرز گوين به اتريش مهاجرت كرده اند. اتباع تركيه و مسلمانان مهاجر از ساير كشورهاى اسلامى به ترتيب اقليت هاى بعدى اتريش را تشكيل مى دهند. بلژيك با داشتن۳/۱۰ ميليون جمعيت۳۸۰، هزار مسلمان (۷/۳ درصد) را در خود جاى داده است. بخش عمده اين افراد از مراكش و تركيه هستند.

http://www.baztab.com/news/27754.php

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مرداد1384ساعت 15:32  توسط رضا  | 

سرانجام اسرائيل زير فشار هاى خارجى و داخلى مجبور شد شهرك هاى يهودى نشين نوار غزه را تخليه و به فلسطينى ها واگذار كند. ديروز كابينه اسرائيل با ۱۶ راى موافق و ۴ راى مخالف تخليه مجموعه شهرك هاى گوش كتيف بزرگ ترين تجمع شهرك ها در غزه را تصويب كرد.روز گذشته در پى اجراى نخستين مرحله از طرح خروج از غزه اسرائيل سه شهرك موراگ و نتساريم در جنوب غزه و كفرداروم در مركز غزه به تشكيلات خودگردان واگذار شد. دولت فلسطين از پيش ۷۵۰۰ نيروى امنيتى خود را به منطقه اعزام كرده است تا كنترل اين شهرك ها را در صورت تخليه بر عهده گيرد. از آن گذشته اسرائيل ديروز با تصويب مرحله دوم عقب نشينى از غزه يادداشت هايى را به مابقى شهرك هاى غزه [در مجموع ۲۱ شهرك] تحويل داده و از ساكنان آنان خواست ظرف ۴۸ ساعت اين مناطق را تخليه كنند در غير اين صورت ارتش مجبور به اخراج آنان خواهد شد. نيرو هاى اسرائيلى ورودى هاى ۲۱ شهرك  غزه را بسته و مانع دخول اسرائيلى ها به آنجا شدند. همچنين در مرحله دوم قرار است اسرائيل چهار شهرك واقع در كرانه باخترى رود اردن را تخليه كند. اسرائيل اين منطقه را در سال ۱۹۶۷ اشغال كرد. سرلشكر دان هالوتز فرمانده ارتش اسرائيل روز يكشنبه گفت تخليه چهار شهرك كرانه باخترى پس از تخليه  كامل شهرك هاى منطقه غزه آغاز خواهد شد.
شائول موفاز وزير دفاع اسرائيل هم گفت تمام شهرك نشينان در كمتر از يك ماه بايد غزه را ترك كنند. اسرائيل تصميم دارد نيرو هاى خود را به طور كامل تا ابتداى سال يهودى [اكتبر آينده] از غزه خارج كند. اسرائيل خروج از غزه را اقدامى در راستاى تقويت روند صلح مى داند و محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطينى  در مصاحبه اى با بى بى سى با ابراز خرسندى از تخليه غزه از اين اقدام اسرائيل استقبال كرد. وى نيز تخليه غزه را گامى مثبت در راه استقرار آرامش در منطقه دانست اما تاكيد كرد اسرائيل بايد شهرك هاى كرانه باخترى را هم برچيده و نيرو هاى خود را از اين منطقه خارج كند. اكثر شهرك هاى يهودى نشين در كرانه باخترى مستقر هستند و اسرائيل تنها تخليه چهار شهرك از آن منطقه را در دستور كار خود دارد.

http://www.sharghnewspaper.com/840525/html/world.htm
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مرداد1384ساعت 15:26  توسط رضا  | 

 
223971.jpg
گروه سياسى ـ محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى، ديروز ليست وزيران پيشنهادى خود را به طور رسمى به مجلس معرفى كرد.
به گزارش خبرنگار پارلمانى «ايران» احمدى نژاد يك هفته پس از برگزارى مراسم تنفيذ خود، در نامه اى به غلامعلى حداد عادل، رئيس مجلس اسامى ۲۱ وزير پيشنهادى را به همراه سوابق آنها جهت بررسى در مجلس اعلام كرد. بر اساس آيين نامه داخلى مجلس، نمايندگان بايد حداكثر تا يك هفته ديگر بحث رأى اعتماد به دولت جديد را در دستور كار خود قرار دهند. حداد عادل ديروز در بحبوحه تصويب اعتبارنامه نماينده جديد قزوين، اسامى وزيران پيشنهادى احمدى نژاد را از تريبون مجلس قرائت كرد.
رئيس جمهورى درحالى وزيران پيشنهادى خود را معرفى كرد كه بر خلاف همه فهرستهاى منتشر شده تنها نام دو تن از نمايندگان مجلس در اين ليست قرار دارد. از ويژگيهاى كابينه جديد آن است كه در اين ليست، ۱۰ نفر از وزيران پيشنهادى مدرك دكترا، ۲ نفر دانشجوى دوره دكترى و ۹ نفر هم فوق ليسانس دارند. در اين كابينه زنان حضور ندارند و ميانگين سنى وزيران پيشنهادى
۴۸‎/۵ است.
وزير پيشنهادى وزارت بهداشت و درمان با ۴۰ سال و محمد سعيدى كيا وزير پيشنهادى براى وزارت مسكن با ۵۹ سال جوان ترين و مسن ترين وزير پيشنهادى هستند.
از دولت پيشين تنها محمد رحمتى وزيرى كه پس از حذف احمد خرم در كرسى وزارت راه و ترابرى نشست، در كابينه جديد حضور دارد.
ساعاتى پيش از اعلام رسمى اسامى وزيران پيشنهادى، منابع خبرى نزديك به رئيس جمهورى ليست كابينه را منتشر كردند كه عبدالرضا مصرى رئيس كميسيون اجتماعى مجلس به عنوان وزير تعاون معرفى شده بود، اما به گفته بيژن شهبازخانى، نماينده ملاير در آخرين لحظات على احمدى جايگزين وى شد.
سوابق وزراى معرفى شده براساس گزارش سايت «خدمت» سايت منسوب به آبادگران از اين قرار است:
> «محمد سعيدى كيا» وزير پيشنهادى براى وزارت مسكن ، متولد ۱۳۲۵ اصفهان داراى مدرك كارشناسى ارشد راه وساختمان از دانشگاه اميركبير.
سوابق و مسؤوليت ها:
وزير راه و ترابرى (دولت هاى موسوى و هاشمى)
قائم مقام بنياد
وزير جهاد سازندگى (دولت آقاى خاتمى)
مشاور رئيس جمهور و رئيس بنياد مسكن
مسؤول دانشكده مهندسى راه آهن
عضو هيأت امناى دانشگاه هاى علم و صنعت، شمال كشور
طرح مباحث و جلسات علمى درباره بازسازى بم
> سيدمهدى هاشمى وزير پيشنهادى براى تصدى وزارت رفاه و تأمين اجتماعى، متولد ۱۳۴۲ تهران، داراى كارشناسى ارشد مديريت.
سوابق مسؤوليت ها:
مدير، مجرى و مشاور پروژه هاى مختلف دفاعى، فرهنگى، ورزشى و مسكونى وزارت دفاع
معاون مهندسى نيروى مقاومت بسيج
دبير جامعه مهندسى بسيجى
فرمانده مهندسى نيروى انتظامى
معاون امور مناطق شهردارى تهران
تدريس در مركز آموزش مهندسى سپاه
مشاركت در پروژه هاى تحقيقاتى و پژوهشى دانشگاه امام حسين (ع) و وزارت دفاع
> سيدمسعود ميركاظمى وزير پيشنهادى براى وزارت بازرگانى متولد ۱۳۳۹ در تهران ، داراى مدرك دكتراى مهندسى صنايع از دانشگاه تربيت مدرس
سوابق و مسؤوليت ها:
مسؤول برنامه ريزى پشتيبانى فنى دفاع مقدس
قائم مقام رئيس دانشكده فنى و مهندسى دانشگاه امام حسين (ع)
مديرعامل سازمان اتكا
رئيس مركز مطالعات و پژوهش هاى لجستيكى
رئيس دانشگاه شاهد
مدرس دانشگاه هاى امام حسين (ع)، علم و صنعت و امام صادق
دبير علمى چند كنفرانس نگهدارى و تعميرات و لجستيك
سردبير فصلنامه فرآماد و سردبير فصلنامه مديريت تحقيقات دفاعى
تأليف تعداد زيادى مقاله در زمينه سازمانهاى چابك، ناب، نگرشهاى نوين لجستيكى، زنجيره هاى تأمين نگهدارى و تعميرات و ...
نظارت بيش از ۱۰۰ پروژه تحقيقاتى
> «محمدحسين صفار هرندى» وزير پيشنهادى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، متولد سال ۱۳۳۲ تهران، داراى دوره دانشكده فرماندهى و ستاد (معادل فوق ليسانس)

سوابق و مسؤوليتها:

جانشين فرماندهى سپاه منطقه ۶ كشورى (استانهاى هرمزگان، كرمان، سيستان و بلوچستان): سال ۵۹ تا ،۶۲ جانشين و سپس مسؤول دفتر سياسى (اداره سياسى) سپاه: سال ۶۳ تا ،۷۳ عضو شوراى تعيين خط مشى خبرگزارى جمهورى اسلامى: ۷۲ تا ۷۶ و معاون مديرمسؤول و سردبير روزنامه كيهان: ۷۳ تا ۸۴.
صدها سرمقاله، يادداشت و گزارش تحليلى در روزنامه كيهان و برخى ديگر از نشريات
ارائه درس در دهها دوره آموزشى پيرامون جريان شناسى فرهنگى، مطبوعاتى و سياسى
اجراى صدها جلسه سخنرانى درباره مهم ترين مسائل فرهنگى، اجتماعى كشور طى ۲۰ سال گذشته
> «على سعيدلو» وزير پيشنهادى وزارت نفت، متولد سال ۱۳۳۱ تبريز، داراى دكتراى مديريت استراتژيك از دانشگاه هارتفورد.

سوابق و مسؤوليتها:

رئيس كل سازمان چاى كشور، معاون وزارت بازرگانى، قائم مقام معاونت وزارت معادن و فلزات (۱۳۶۳)، مشاور وزير صنايع، سال ،۱۳۷۰ مشاور وزير بازرگانى: سال ،۱۳۷۲ رئيس هيأت مديره شركت فرش ايران، معاون مالى و ادارى شهردارى تهران، معاون ادارى مالى شهردارى تهران و سرپرست شهردارى تهران.
> «كامران باقرى لنكرانى» وزير پيشنهادى براى وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى متولد ۱۳۴۴ تهران، دكترى پزشكى از دانشگاه علوم پزشكى شيراز .

سوابق و مسؤوليتها:

رئيس بيمارستان نمازى شيراز، استاديار گروه داخلى: ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۰ و دانشيار گروه داخلى: ۱۳۸۰ تاكنون.
> «محمد رحمتى» وزير پيشنهادى براى تصدى وزارت راه و ترابرى، متولد سال ۱۳۳۷ يزد، داراى مدرك كارشناسى ارشد سازه از دانشگاه تهران.
سوابق و مسؤوليتها:

خدمت در جهاد دانشگاهى از سال ۱۳۶۰
رئيس جهاد دانشگاهى از سال ۱۳۶۸ لغايت ۱۳۷۶
عضو هيأت مديره و قائم مقام مديرعامل شركت راه آهن جمهورى اسلامى ايران از سال ۱۳۷۶ و سپس مديرعامل راه آهن از سال ۱۳۸۰
معاون ساخت و توسعه راههاى وزارت راه و ترابرى تا سال ۱۳۸۳
وزير راه و ترابرى از بهمن ۱۳۸۳
رحمتى همچنين عضويت در هيأت علمى جهاد دانشگاهى را در كارنامه علمى خود دارد
> «محمد سليمانى» وزير پيشنهادى وزارت ارتباطات و فناورى اطلاعات ، متولد ۱۳۳۳ كازرون، داراى دكترى از دانشگاه «پيرو مارى كورى» پاريس.
سوابق و مسؤوليتها:
معاون دانشجويى وزارت فرهنگ و آموزش عالى، رياست سازمان پژوهشهاى علمى و صنعتى، رياست دانشگاه علم و صنعت، رياست مركز تحقيقات عالى الكترونيك و مدير صنعت سامانه هاى فضايى صنايع مخابرات ايران.
> «جمال كريمى راد» وزير پيشنهادى وزارت دادگسترى متولد ۱۳۳۵ قزوين، كارشناس ارشد حقوق بين المللى.

سوابق و مسؤوليتها:

داديار دادسراى عمومى و انقلاب به مدت ۲۵ سال، دادستان عمومى كردستان، زنجان و قزوين، دادستان انتظامى قضات كشور و سخنگوى قوه قضاييه از سال ۸۲ تاكنون، تدريس در آموزش و پرورش شهرستان قزوين و تدريس در دانشگاههاى امام خمينى و آزاد، شركت در برنامه هاى زنده صدا و سيما و پاسخ به سؤالات حقوقى شهروندان در زمينه مسائل حقوقى، شركت در ۴۰ برنامه حقوقى شبكه خبر و شبكه جهانى جام جم و شركت در نشستهاى حقوق بشر ايران و اروپا به نمايندگى از قوه قضاييه در بروكسل، شركت در اجلاس حقوق بشر سازمان ملل در ژنو به عنوان نماينده قوه قضاييه.
> «غلامحسين محسنى اژه اى» وزير پيشنهادى براى وزارت اطلاعات، متولد سال ۱۳۳۵ اژيه (از توابع اصفهان)، علاوه بر تحصيلات حوزوى، داراى مدرك فوق ليسانس حقوق بين الملل خصوصى.

سوابق و مسؤوليتها:

مسؤول گزينش وزارت اطلاعات در سالهاى ۱۳۶۳ و ،۱۳۶۴ نماينده قوه قضاييه در وزارت اطلاعات از نيمه دوم سال ۱۳۶۴ لغايت ،۱۳۶۷ نماينده قوه قضاييه در سالهاى ۷۰ لغايت ۷۳ در وزارت اطلاعات و بعضى از حراستها، دادستان كل ويژه روحانيت از سال ۷۷ تاكنون و مسؤول مجتمع قضايى ويژه رسيدگى به جرايم كاركنان دولت از سال ۷۷ تا ،۸۱ حضور و فعاليت در شعب دادسرا و دادگاه بدوى و دادگاه تجديدنظر استان تهران و ديوانهاى كشور و هيأت نظارت بر مطبوعات.
> «محمدرضا اسكندرى» به عنوان وزير پيشنهادى وزارت جهاد كشاورزى و متولد سال ۱۳۳۸ اهواز، داراى مدرك كارشناسى ارشد مديريت دولتى با گرايش سيستمها.

سوابق و مسؤوليتها:

رئيس سازمان جهاد سازندگى خوزستان از سال ۱۳۶۸ تا ،۱۳۷۶ مديرعامل و عضو هيأت مديره مؤسسه جهاد استقلال از سال ۱۳۷۶ تا ،۱۳۷۸ رئيس سازمان امور عشاير كشور از سال ۱۳۷۸ تا ،۱۳۸۰ مشاور وزير جهاد كشاورزى و مجرى طرح ملى خودكفايى گندم كشور از ابتداى سال ۱۳۸۱ تاكنون، انتخاب مدير نمونه ملى ويژه در جشنواره شهيد رجايى در سال ۸۳ و انتخاب به عنوان رئيس نمونه سازمان جهاد سازندگى استانهاى كشور به مدت شش سال متوالى.
> «محمدمهدى زاهدى» وزير پيشنهادى وزارت علوم، متولد سال ۱۳۳۳ كرمان، داراى مدرك دكتراى رياضى از دانشگاه كرمان.

سوابق و مسؤوليتها:

از سوى مركز بين المللى كمبريج در سال ۹۸-۱۹۹۷ به عنوان مرد علمى انتخاب شد. نام وى در فهرست برترين رياضيدانان جهان از سوى انجمن رياضى آمريكا در سالهاى ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ قرار گرفت.
عضويت در نخستين دوره شوراى اسلامى شهر كرمان ۱۳۸۲-،۱۳۷۸ عضويت در هيأت منصفه مطبوعات استان كرمان از سال ۱۳۷۸ تاكنون، عضويت در شوراى فرهنگ عمومى استان كرمان از ۱۳۸۲ تاكنون، عضويت و رياست هيأت مديره خيريه حضرت سيدالشهدا از سال ۱۳۸۱ تاكنون، عضويت در هيأت مديره انجمن حمايت از زندانيان استان كرمان، عضويت در هيأت مديره ستاد ديه و شوراى كتابخانه هاى عمومى استان كرمان، عضو انجمن رياضى ايران، استاد دانشگاه شهيد باهنر كرمان، عضو انجمن بين المللى سيستمهاى فازى، عضو انجمن رياضى كشور ژاپن، عضو آكادمى علوم نيويورك.
> مصطفى پورمحمدى به عنوان وزير پيشنهادى وزارت كشور، متولد سال ۱۳۳۸ قم، داراى مدارك حوزوى در سطح چهار فقه و حقوق اسلامى (معادل دكترا) از حوزه علميه.

سوابق و مسؤوليتها:

دادستان انقلاب اسلامى خوزستان، بندرعباس، كرمانشاه و مشهد از سال ۱۳۵۸ لغايت ،۱۳۶۵ دادستان انقلاب نظامى در مناطق غرب كشور سال ،۱۳۶۵ رئيس اطلاعات خارجى از سال ۱۳۶۹ تا ،۱۳۷۸ مشاور رياست دفتر و مدير گروه سياسى، اجتماعى دفتر مقام معظم رهبرى از سال ۱۳۸۱ تاكنون، معاون و جانشين وزير اطلاعات از سال ۱۳۶۶ تا ،۱۳۷۸ عضو هيأت مديره جامعه الزهرا (س) قم از سال ۱۳۶۶ تاكنون، عضو و رئيس هيأت امناى مركز اسناد انقلاب اسلامى از سال ۱۳۷۵ تاكنون. استاد دانشگاه امام صادق (ع) از سال ۱۳۷۹ تاكنون. تأليف دو جلد كتاب در رابطه با حقوق سياسى، مبانى نظرى انديشه سياسى در اسلامى و مباحث سياسى و اجتماعى، نگارش مقالات علمى پيرامون حق، مبانى نظرى حكومت دينى، نظارت، ارتداد و سياست خارجى، تدريس دروس حقوق سياسى، فقه سياسى و انديشه سياسى، شركت در سمينارها و كنفرانسهاى مختلف سياسى و روابط خارجى.
< «سيدمحمد جهرمى» وزير پيشنهادى براى وزارت كار و امور اجتماعى، متولد سال ۱۳۳۷ تهران داراى دكتراى گروه مديريت استراتژيك.

سوابق و مسؤوليتها:

عضو گروه مؤسس جهاد و سپاه گيلان و مازندران (در سن ۱۹ سالگى)، مسؤول استانهاى گيلان، مازندران، زنجان (قزوين) در ستاد مركزى بنياد مستضعفان: سال ،۵۹ استاندار استانهاى زنجان، لرستان، سمنان، مسؤول بازسازى مهران، معاونت امور كميسيونهاى دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت، دبير كميسيون تدوين چشم انداز بيست ساله كشور در مجمع تشخيص مصلحت، معاونت اجرايى و امور انتخابات شوراى نگهبان، عضو هيأت امناى دانشگاه علوم پزشكى دانشگاه شيراز، رياست دانشكده مديريت، تدوين استراتژى تمركززدايى و اختيارات استانداران.
< «مصطفى محمدنجار»، وزير پيشنهادى براى وزارت دفاع، متولد ۱۳۳۵ تهران و داراى مدرك فوق ليسانس از سازمان مديريت صنعتى

فعاليتها و سوابق و مسؤوليتها:

عضويت در سپاه از اواخر سال ۱۳۵۷ حدود ۲۷ سال، حضور در جبهه كردستان و درگيرى منطقه نقده، مسؤول ارزشيابى استان سيستان و بلوچستان، مسؤوليت گروه تجهيزات و پشتيبانى فنى كه شامل صنايع كلاهدوز، امام على (ع) و شهيد رجايى بود كه مسؤوليت پشتيبانى جبهه هاى جنگ به جهت ساخت انواع تجهيزات را به عهده داشت، قائم مقام گروه جنگ افزار وزارت سپاه، عضويت در هيأت مديره صنايع سپاه، مسؤول پروژه توپ در گروه صنايع تسليحاتى، جانشين دستگاه اجرايى و مجرى طرحهاى تكميلى در گروه صنايع تسليحاتى، عضو اصلى هيأت مديره سازمان صنايع دفاع، مدير گروه صنايع مهمات سازى ساصد و معاون برنامه ريزى و توسعه ساصد.
< پرويز فتاح وزير پيشنهادى براى وزارت نيرو متولد سال ۱۳۴۰ اروميه و داراى مدرك كارشناسى ارشد صنايع (گرايش سيستم ها) از دانشگاه امام حسين (ع) و صنعتى اميركبير

سوابق و مسؤوليت ها:

مسؤول كميته فرهنگى جهاد آذربايجان غربى، قائم مقام فرماندهى لشگر ويژه پاسداران، قائم مقام شركت مهندسى سپاسد . مدير پروژه سدهاى كرخه و گتوند ۴ سال در سپاسد ، عضو هيأت علمى دانشگاه امام حسين (ع) ۷۷-۱۳۷۲ . معاون تحصيلات تكميلى و عضو شوراى دانشگاه امام حسين (ع) ۷۵-۱۳۷۴ . عضو تيم ۹ نفره تعيين ميله هاى مرزى ايران و عراق از سوى مقام معظم رهبرى . مطالعه و تحقيق ميدانى درخصوص بازسازى كشور بوسنى و هرزگوين طى دو مقاله ، تهيه سفرنامه هاى علمى از كشورهاى آلمان، تاجيكستان، ژاپن، امارات متحده عربى ، تهيه گزارش مستند از عملكرد مديران در احداث سد كرخه
< داود دانش جعفرى وزير پيشنهادى وزارت اقتصاد و دارايى متولد سال ۱۳۳۳ تهران و دكتراى اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبايى دارد.

سوابق و مسؤوليت ها:

رئيس ستاد مركزى پشتيبانى و مهندسى جنگ جهاد سازندگى سال ،۱۳۶۳ قائم مقام وزير جهاد سازندگى در بازسازى مناطق زلزله  زده گيلان در زنجان سال ۱۳۶۸ ، قائم مقام وزير جهاد سازندگى در بازسازى نخلستان ها در مناطق جنگزده سال ۱۳۶۹ ، معاون طرح و برنامه وزارت جهاد سازندگى سال ۱۳۷۱ ،عضو شوراى عالى پول و اعتبار ، عضو شوراى عالى بانكها ، رئيس بنياد مسكن كشور سال ۱۳۷۲ ، عضو شوراى اقتصاد ، دبير كميسيون اقتصاد كلان مجمع تشخيص مصلحت نظام تا مرداد ۱۳۸۴
< على اكبر اشعرى وزير پيشنهادى براى وزارت آموزش وپرورشمتولد ۱۳۳۲ تهران داراى فوق ليسانس مديريت منابع انسانى

سوابق و مسؤوليت ها:

دبير دبيرستانهاى تهران‎/ مدير كل دفتر بررسى، ارشاد و گزينش نيروى انسانى وزارت آموزش و پرورش‎/ معاون آموزش مقدماتى مدرسه عالى شهيد مطهرى، قائم مقام و معاون مطبوعاتى وزارت ارشاد، مشاور رئيس سازمان صدا و سيما‎/ مدير عامل شركت انتشارات سروش‎/ مشاور فرهنگى شهردار تهران‎/ قائم مقام مدير مسؤول و سردبير روزنامه همشهرى‎/ معاون پژوهشى دفتر نشر آثار مقام معظم رهبرى‎/ مديريت مركز تحقيقات صدا و سيما.
< منوچهر متكى وزير پيشنهادى براى وزارت امور خارجه متولد سال ۱۳۳۲ بندر گز داراى كارشناسى ارشد روابط بين الملل از دانشگاه تهران

سوابق و مسؤوليت ها:

نماينده مجلس (دوره اول و هفتم )‎/ سفير ايران در تركيه و ژاپن‎/ مديركل اروپاى غربى و معاون امور بين الملل و معاون حقوقى ، كنسولى و امور مجلس وزارت امور خارجه‎/ معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى. نگارش مقالات سياسى در نشريه دانشجويى كوثر خارج از كشور قبل از انقلاب‎/ نگارش مقالات در نشريه پژوهش و توسعه در توكيو‎/ ترجمه كتاب سيماى ژاپن و چالش هاى قرن ۲۱ ژاپن.
< عليرضا على احمدى جشفقانى وزير پيشنهادى وزارت تعاونمتولد سال ۱۳۳۸ در اصفهان داراى مدرك دكتراى مديريت توليد

سوابق و مسؤوليت ها:

مديرعامل مؤسسه آفرينش، معاون دانشگاه و دبير شوراى دانشگاه علم و صنعت، مدير گروه هاى علمى برنامه ريزى و تحليل سيستمها، تجارت الكترونيك، مهندسى سيستم هاى اقتصادى اجتماعى، مديريت سيستم و بهره ورى و حقوق كار،مديرعامل مؤسسه توليد دانش، مديرمسؤول فصلنامه تخصصى مديريت فردا ، عضو هيأت علمى دانشگاه علم و صنعت ايران ، عضو مؤسس و رئيس انجمن علمى مديريت راهبردى ايران (علوم استراتژيك) ، عضو انجمن علمى مهندسى صنايع ، عضو انجمن علمى لجستيك
< عليرضا طهماسبى وزير پيشنهادى وزارت صنايع و معادن متولد سال ۱۳۴۰ شيراز و داراى دكتراى مهندسى مكانيك از دانشگاه لاوال كانادا

سوابق و مسؤوليت ها:

رياست مركز تحقيقات مهندسى فارس، عضو شوراى پژوهشى پژوهشكده مهندسى، معاونت مهندسى گروه صنعتى جهاد تحقيقات، عضو شوراى پژوهش و سياستگذارى مركز پژوهشهاى مجلس شوراى اسلامى از ۱۳۸۳ تاكنون، عضو هيأت علمى پژوهشى در پژوهشكده مهندسى جهاد، مجرى و همكار در چهل طرح تحقيقاتى و پژوهشى صنعتى در زمينه صنايع دفاعى، نفت، گاز، پتروشيمى، صنايع تبديلى در ۲۰ سال گذشته.
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مرداد1384ساعت 11:52  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 22 مرداد1384ساعت 15:17  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 22 مرداد1384ساعت 14:50  توسط رضا  | 

حزب اعتماد ملي از كميسيون ماده ‪ ۱۰‬قانون احزاب مجوز تاسيس گرفت


ايرنا: حزب "اعتماد ملي" روز شنبه از كميسيون ماده ‪ ۱۰‬قانون احزاب مجوز تاسيس گرفت.
به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، كميسيون ماده ‪ ۱۰‬قانون احزاب امروز در جلسه هفتگي خود با با تقاضاي تاسيس حزب اعتماد ملي موافقت كرد.
"مهدي كروبي"، "محمد جواد حق شناس" ، "رسول منتجب نيا" ،"اسماعيل گرامي مقدم"،" جواد اطاعت" از جمله اعضاي هيات موسس حزب اعتماد ملي هستند.
كروبي بعد از مرحله نخست انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري در اعتراض به "نتيجه انتخابات" از مجمع روحانيون مبارز استعفا كرد تا حزبي فراگير تحت عنوان "اعتماد ملي" تاسيس كند.
وي پس از مرحله اول انتخابات در مصاحبه‌اي گفته بود: اگر چه از تمام فعاليت‌هاي سياسي استعفا كرده‌ام، اما با تشكيل حزبي فراگير و نيرومند از صحنه سياسي كنار نخواهم رفت و براي تحقق مطالبات مردم تلاش خواهم كرد.
كروبي اخيرا صاحب امتيازي و مديرمسوولي روزنامه اعتماد ملي را نيز برعهده گرفت و انتظار مي‌رود كه در آينده نزديك منتشر شود.
كروبي در تير ماه ‪" ۱۳۶۸‬مجمع روحانيون مبارز" را پايه‌گذاري كرد و از همان سال دبير كلي آن را بر عهده داشت، اما وي در اوايل ماه مرداد جاري بطور رسمي از سمت خود در مجمع و عضويت در آن كناره‌گيري كرد.
+ نوشته شده در  شنبه 22 مرداد1384ساعت 14:47  توسط رضا  | 


 
ايسنا: ايران در جلسه اضطرارى روز گذشته (سه شنبه) شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى بيانيه اى صادر كرد. متن كامل بيانيه جمهورى اسلامى ايران كه در جلسه شوراى حكام قرائت شده، به شرح زير است: ما در زمانى با يكديگر جلسه برگزار مى كنيم كه جهان بمباران اتمى غيرنظاميان را در هيروشيما (ششم اوت) و ناكازاكى (نهم اوت) در شصت سال پيش به ياد مى آورد. سبعيت اين حمله و مصائب انسانى كه پديد آورد، حجم كشتار غيرنظاميان اعم از پير و جوان و تبديل شان به تلى از خاكستر در كسرى از ثانيه و معلوليت هميشگى افرادى كه از اين حادثه جان سالم به در بردند، نبايد هيچ گاه از حافظه مان پاك شود. اين طنزى احمقانه است كه مسبب فاجعه هسته اى خود اكنون نقش مبلغ ضد هسته اى را برعهده گرفته، در حالى كه خود همچنان به توسعه قابليت تسليحات هسته اى اش مى پردازد. ما به عنوان يكى از اعضاى پيمان عدم تعهد از اينكه خاطرنشان كنيم كه هيچ يك از اعضاى نم (NAM) به تسليحات هسته اى براى تامين امنيتشان تكيه نمى كنند، به خود مى باليم. اين درخصوص بسيارى از كشورها صادق نيست كه يا سلاح هسته اى در اختيار دارند يا عضوى از متحدان دارندگان تسليحات هسته اى مى باشند و چنين كشورهايى نقشى خودخوانده در تكذيب حقوق قانونى ايران تحت معاهده NPT براى دسترسى به كاربرد هاى صلح آميز از فناورى هسته اى در چارچوب الزامات عدم اشاعه اين معاهده به خود گرفته اند. در واقع كاربردهاى مسالمت آميز هسته اى نه تنها ايران بلكه بسيارى از اعضاى نم تحت معاهده NPT از سوى كشورهاى هسته اى و هم پيمانانشان از طريق مكانيسم هاى كنترل صادراتى و ساير برنامه ريزى هاى تكذيبى رد شده است. ايران در بيانيه اش از تحريم هاى بين المللى و كنترل صادرات به كشورمان، از جامعه بين المللى كه داراى تسليحات هسته اى بوده است، به شدت انتقاد مى كند. ايران در اين بيانيه ابراز مى دارد كه به واسطه چنين دليلى مى توان نتيجه گرفت كه براساس نقض NPT تهران هيچ گزينه ديگرى غير از تلاش  براى پيشبرد برنامه هسته اى اش به صورت بومى نداشته است. در اين بيانيه آمده است: ايران يك دارنده فناورى چرخه سوخت هسته اى است كه هدف از آن صرفاً براى به كارگيرى در مقاصد صلح آميز است. در اين بيانيه تصريح شده است: مقام معظم رهبرى توليد، ذخيره و استفاده از سلاح هاى هسته اى را تحت قوانين اسلام ممنوع اعلام كرده است و جمهورى اسلامى ايران هيچ گاه نبايد به اين تسليحات دست يابد. در ادامه اين بيانيه كه در نشست اضطرارى شوراى حكام قرائت شد، آمده است كه محمود احمدى نژاد رئيس جمهور جديد ايران در سخنرانى  ابتداى آغاز به كارش اعلام كرده كه دولتش مخالف با تسليحات كشتارجمعى است و فقط به دنبال استفاده صلح آميز از فناورى هسته اى است. در اين بيانيه همچنين بر قول مقامات ايرانى مبنى بر اينكه كشورمان عارى از تسليحات هسته اى باقى خواهد ماند، تاكيد شده و آمده است كه تمام جنبه هاى فعاليت هسته اى ايران تحت پادمان آژانس بين المللى انرژى اتمى و پروتكل الحاقى قرار دارد و علاوه بر آن اقداماتى داوطلبانه براى شفاف سازى با آژانس انجام داده است كه حتى فراتر از ملزومات سيستم پادمانى آژانس رفته است. در بخش ديگرى از اين بيانيه با تاكيد بر اينكه انرژى هسته اى به يكى از منابع اصلى تامين انرژى بدل خواهد شد، آمده است كه بسيارى از كشورهاى جهان مى بايست خودشان قادر شوند تا تاسيسات براى انرژى هسته اى و همچنين سوخت هسته اى را خودشان به دست آورند، يا توليد كنند. در ادامه اين متن آمده است: منطقى است كه ايران ظرفيت توليد سوخت هسته اى اش را براى برآورد كردن احتياجات انرژى هسته اى توسعه و گسترش دهد. اين روند زمان بر خواهد بود و سال ها طول خواهد كشيد تا كامل شود. براى برآورده كردن احتياجات ايران از ۵ تا ۱۰ سال آينده ايران اكنون بايد كارش را آغاز كند، اگرچه كه شايد امروز هم دير باشد. در ادامه اين بيانيه مى خوانيم: براى ايران اين هدفى استراتژيك از منظر اقتصادى خواهد بود كه به يك تامين كننده سوخت و انرژى هسته اى براى بر طرف كردن نيازهاى داخلى و فراتر از آن بدل شود. ما بازيگرى اصلى در بخش نفت و گاز هستيم و بازيگرى اصلى در حوزه هسته اى خواهيم بود. در ادامه اين متن با تاكيد بر اينكه ايران همكارى گسترده و كاملى با آژانس بين المللى انرژى اتمى داشته است، به اين حرف البرادعى اشاره شده كه در ايران هيچ مدركى مبنى بر آنكه برنامه هسته اى اين كشور به سوى ساخت سلاح هسته اى منحرف شده باشد، پيدا نشده است. در ادامه اين بيانيه به روند توافق ايران با سه كشور اروپايى اشاره شده و با بيان اينكه ايران براى رسيدن به توافق با اروپا از خود انعطاف نشان داده، تاكيد شده است، عملكرد طرف اروپايى اميدهاى ايران براى رسيدن به توافق را به يأس تبديل كرده است. در اين بيانيه آمده است كه ايران از آژانس خواست تا در راه اندازى مجدد تاسيسات فرآورى اورانيوم اصفهان نظارت داشته باشد و آژانس نيز اعلام كرد كه اقدامات نظارتى از صبح چهارشنبه به مرحله اجرا درخواهد آمد كه ايران نيز توافق كرد كه مهر و موم ها را نيز تا آن زمان بر ندارد. در اين بيانيه تاكيد شده است كه اتحاديه اروپا اكنون بايد به تلقى اش در توافق پاريس در نوامبر ۲۰۰۴ پايبند باشد كه در آن آمده بود، حقوق ايران تحت معاهده NPT و الزامات تحت اين معاهده بدون تبعيض قابل اعمال است. توافق پاريس بر مبناى تبادل برابر تضمين هاى عينى و قاطع ميان ايران و اروپا ايجاد شده بود تا مبنايى براى توافقى قابل پذيرش از سوى دو طرف باشد. طرح اخير سه كشور اروپايى حتى به بند هاى تضمين هاى عينى و تضمين هاى قاطع يا تعهدات قاطع اشاره اى نمى كند كه اين نشانگر ترك كامل نويسندگان اين توافقنامه از بنيان هاى توافق پاريس است. اين توافق تضمين هاى عينى را با پايان برنامه هسته اى صلح آميز ايران كه با مشقت بسيار به دست آمده است، جايگزين كرده است. در ادامه اين بيانيه آمده است كه طرح پيشنهادى ايران به اروپا درخصوص تضمين هاى عينى و قاطع به طور كامل با مفاد توافق پاريس همخوانى داشته است اما سه كشور اروپايى اين طرح منطقى را رد كرده اند و طرح شان غيردقيق بوده كه بنابراين از سوى ايران رد شده است. در اين بيانيه تاكيد شده است: بنابراين نه منطقى است و نه عادلانه كه از ايران انتظار تعليق داوطلبانه و غيرالزام آور از نظر حقوقى درخصوص فعاليت هاى مربوط به غنى سازى مطرح باشد. هيچ چيز در اقدامات فعلى و آتى ما غيرحقوقى يا در تضاد با الزامات حقوقى ايران از منظر بين المللى نيست. در اين بيانيه با طرح اين سئوال كه  «آيا ايران به اقدامات پادمانى در تاسيسات فرآورى اورانيوم اصفهان ادامه خواهد داد» آمده است: كاملاً اين در چارچوب حقوق ما است. ما تاسيسات فرآورى اورانيوم اصفهان را تحت نظارت آژانس و در تاريخى كه خودمان انتخاب كنيم، از سر خواهيم گرفت. در بخش ديگرى از اين بيانيه با طرح اين سئوال كه آيا ايران از قابليت غنى سازى اورانيوم براى مصارف غيرنظامى دست خواهد كشيد، تصريح شده است: مسلماً خير. تعليق ما داوطلبانه و غيرالزام آور از نظر حقوقى بوده و مى تواند هر زمانى كه بخواهيم، پايان يابد؛ اگرچه در حال حاضر ما تعليق در نطنز را حفظ خواهيم كرد. در ادامه اين بيانيه با طرح اين سئوال كه «آيا پيشنهاد سه كشور اروپايى براى چارچوب توافق رضايت بخش است؟» آمده است: همان گونه كه اعلام كرديم طرح پيشنهادى اروپا به طور كامل غيردقيق است و برخلاف نامه و روح توافقنامه پاريس است. اين بيانيه با طرح اين سئوال كه «آيا ايران به ترك NPT يا پادمان هاى آژانس تهديد مى كند»، تاكيد كرده است: هيچ گاه. ما بارها تعهد قاطع مان را مبنى بر باقى ماندن به عنوان يك عضو از NPT و پادمان هاى آژانس به خوبى اعلام كرده ايم. در اين بيانيه با طرح اين پرسش كه «آيا اگر ايران به فعاليت هايش در تاسيسات فرآورى اورانيوم ادامه دهد، سه كشور اروپايى از آمريكا براى ارجاع ايران به شوراى امنيت به دليل قصورهاى گذشته اش يا ازسرگيرى فعاليت هاى غنى سازى اورانيوم حمايت خواهند كرد؟» تصريح شده است: همان گونه كه گفتيم ابتدا تعليق ايران درخصوص فعاليت هاى مربوط به غنى سازى اورانيوم اقدامى كاملاً داوطلبانه و غيرالزام آور از نظر حقوقى بوده است. دوم، تعريف اصلى آژانس از غنى سازى شامل فعاليت هاى فرآورى نمى شود و هيچ مدركى يافت نشده است كه حاكى از انحراف در فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ايران باشد. در بخش پايانى اين بيانيه تاكيد شده است: ايران با محدود كردن فعاليت در تاسيسات فرآورى اورانيوم اصفهان حداكثر خويشتندارى اش را نشان داد. ايران تاكنون ساير اقدامات اعتمادساز را انجام داده كه در را براى مذاكره با وجود آنكه قصورهايى تاكنون صورت گرفته، باز گذاشته است. ما همچنان معتقديم كه يك برنامه ريزى مورد توافق بر سر برنامه هسته اى مان از جمله براى تاسيسات فرآورى اورانيوم هم ممكن و هم قابل دسترس است؛ تصميمى كه در اينجا اتخاذ مى شود مى تواند ماشه يك موج از مواجهه را بكشد كه باعث افزايش تنش خواهد شد كه تمام طرف ها در آن متضرر خواهند شد. اگر اين آن چيزى باشد كه اتحاديه اروپا انتخاب كرده است بايد بار مسئوليت عواقب آن را نيز پذيرا باشد و اگر اروپا مذاكرات را برمى گزيند و آماده است اين كار را با حسن نيت و بدون پيش شرط به پيش ببرد، ما نيز چنين خواهيم كرد. در ضمن اين پيشنهاد تضمين هاى محكم و تعهدات محكم را معادل تفسيرى يكجانبه، مشروط و مبهم از تعهدات موجود مى داند. در مجموع درخواست هاى اين طرح از ايران بسيار زياد و پيشنهادهاى آن به ايران به طور نامعقولى بسيار اندك است و اين طرح نشانگر فقدان هرگونه تلاش به منظور ايجاد حتى تعادل نسبى بوده و اين رويكرد يك توهين به ملت ايران تلقى مى شود كه سه كشور اروپايى مى بايست به خاطر آن عذرخواهى نمايند.
http://www.sharghnewspaper.com/840520/html/iran.htm
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مرداد1384ساعت 11:54  توسط رضا  | 

 
كشورهاى آلمان، فرانسه و انگليس پيش نويس قطعنامه اى را براى تصويب در  نشست اضطرارى شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى درباره ايران تهيه  كرده اند كه با مخالفت گروه كشورهاى جنبش عدم تعهد عضو اين شورا مواجه  شده است. گروه كشورهاى جنبش عدم تعهد در شوراى حكام موسوم به «گروه نم» اعلام  كرده است كه اين قطعنامه را نخواهد پذيرفت، زيرا استفاده صلح آميز از  انرژى هسته اى حق مسلم همه كشورها از جمله ايران است. متن پيش نويس قطعنامه اروپايى كه ايرنا به نسخه اى از آن دست يافته،  به شرح ذيل است:
با توجه به قطعنامه تصويبى شورا در ۲۹ نوامبر سال ۲۰۰۴ (‎/۲۰۰۴‎/۹۰GOV)،  ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۴ ميلادى (‎/۲۰۰۴‎/۷۹GOV)، ۱۸ ژوئن ۲۰۰۴ميلادى (‎/۲۰۰۴‎/۴۹GOV)،  ۱۳ مارس ۲۰۰۴ (‎/۲۰۰۴‎/۲۱GOV)، ۲۶ نوامبر ۲۰۰۳ (‎/۲۰۰۳‎/۸۱GOV) و ۱۲ سپتامبر  ۲۰۰۳ (‎/۲۰۰۳‎/۶۹GOV) و نيز بيانيه ۱۹ ژوئن ۲۰۰۳ شوراى حكام (OR.1072GOV): با توجه به قطعنامه تصويبى شوراى حكام در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۴ (‎/۲۰۰۴‎/۷۹GOV) و با توجه به اينكه ايران تمامى فعاليت هاى مربوط به غنى سازى هسته اى  خود را شامل چرخه سوخت و فعاليت هاى آزمايشى و توليدى يو.سى.اف جهت ايجاد  اعتمادسازى به تعليق در مى آورد؛  با توجه به مصوبه شوراى حكام در قطعنامه ۲۹ نوامبر ۲۰۰۴ (‎/۲۰۰۴‎/۹۰GOV) و توافق بين كشورهاى ايران، فرانسه، آلمان و انگليس، با حضور نمايندگان  بلندپايه اتحاديه اروپا منتشر شده در سال ۲۰۰۵ اعلام تعليق كامل فعاليت هاى هسته اى ايران به دبير كل در ۱۴ نوامبر براى  ايجاد اعتماد بيشتر به عنوان يك مسأله ضرورى در ادامه بررسى برنامه هاى  هسته اى ايران با توجه به اينكه مسائل مربوط به برنامه هاى انرژى هسته اى ايران بايد  سريعاً حل شود و آژانس در وضعيتى قرار ندارد كه مشخص كند كه هيچ فعاليت  گزارش نشده هسته اى در ايران وجود ندارد؛  با توجه به اينكه كشورها داراى حق توسعه و درخواست براى استفاده صلح  آميز از انرژى اتمى شامل توليد برق با پايبندى به تعهدات بين المللى هستند  و با توجه به نياز كشورهاى در حال توسعه؛ 
- نياز اساسى به نظارت و راست آزمايى در جهت عدم استفاده از مواد  هسته اى در موارد غير متعارف بر اساس شرايط توافقنامه ها و با تأكيد بر  نقش حياتى و مهم نظارت بر فعاليت تأسيسات هسته اى 
- نگرانى خود را از يادداشت اول آگوست ۲۰۰۵ ايران ارائه شده به  آژانس بين المللى انرژى اتمى مبنى بر تصميم ايران به شروع كار مركز  يو.سى.اف و گزارش دبير كل در تاريخ ۸ آگوست ۲۰۰۵ مبنى بر شروع فرآورى  هسته اى در بخش اول اين تأسيسات اعلام مى دارد؛
- بر خواست خود مبنى بر ادامه اجراى قطعنامه قبلى شوراى حكام آژانس  و تعليق فعاليت هاى غنى سازى شامل چرخه سوخت و فعاليت هاى آزمايشى و توليد  در تأسيسات يو.سى.اف و بازگشت به شرايط قبل از برداشتن پلمب ها در اين  تأسيسات تأكيد مى كند.
- از دبيركل درخواست مى شود كه موقعيت را از نزديك و دقيقاً مورد بررسى  قرار داده و شوراى حكام را از پيشرفت هاى جديد مطلع سازد.
- از دبيركل درخواست مى شود كه يك گزارش جامع از اجراى توافقنامه  ان.پى.تى (پيمان منع گسترش سلاح هاى هسته اى) توسط ايران تا ۲۰ آگوست جارى  به همراه اين قطعنامه ارائه كند.
http://www.iran-newspaper.com/1384/840520/html/back.htm#s502089
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مرداد1384ساعت 11:51  توسط رضا  | 

 

۱- سایت حضرت آیت الله خامنه ای
www.khameneei.ir پایگاه اطلاع رسانی رهبری ، به چندین زبان طراحی و ارائه شده است و مطالب درسی و رساله ای بسیارمهمی در ان ارائه شده است به گونه ای که به عنوان یکی ازمعدود سایت های اینترنتی فارسی ، مطالب دروس خارج فقه برای دانشجویان در دسترس است . این مورد در نشانی : http://www.khamenei.ir/FA/Lessons/kharej.jsp قابل دسترس است .
قابل ذکر است که این سایت به صورت الکترونیکی به سوالات کاربران در اسرع وقت پاسخ می گوید و بیش از یک بار به طورمتوسط در روز به روز رسانی میشود.

2- سایت حضرت آیت الله صافی گلپایگانی
www.saffi.net سایت ایشان به 2 زبان ارائه شده است و مطالب مفید مذهبی و درسی زیادی دارد . گرافیک خوب و جامعیت مطلبی سایت ، این پایگاه را به عنوان یکی ازمراکز اطلاع رسانی خوب برای مقلدان ایشان تبدیل کرده است . ضمنا استفتا ایت الله صافی گلپایگانی در مورد ملاحظه کرد. http://www.saafi.net/farsi/new/02.HTM را میتوان در نشانی : network marketing و Gold Quest

3- سایت حضرت آیت الله اردبیلی
http://www.ardebili.com پایگاه وب این مرجع بزرگوار تقلید ، از قابلیت های اینترنتی خوبی برخوردار است . در این سایت ، کاربران و علاقمندان می توانند در مسائلی به بحث و تبادیل نظر بپردازند . تالار گفت و گوهای اینترنتی سایت به asp نوشته شده است و در نشانی اینترنتی : http://www.ardebili.com/Per/Forum/default.asp قرار گرفته است . علاوه بر این نشانی پست الکترونیک مستقیم آیت الله موسوی اردبیلی که در نشانی : mousavi@ardebili.org قرار دارد ، برای ارتباط مستقیم مقلدان با وی ارائه شده است .

4- سایت حضرت آیت الله صانعی
http://www.saanei.org سایت معظم له ، به 4 زبان ارائه شده است و بسیار فعال است . در این سایت ، علاوه بر مشاهده مطالب رساله وی و وجود صندوق الکترونیکی استفتائات ، کاربران وب می توانند با مراجعه به بخش دروس حوزوی این سایت ، از دروس ایشان به صورت صوتی و تصویری اطلاع یابند. اخبار دیدارهای ایشان با خبرنگاران خارجی و داخلی نیز در سایت ارائه شده است . این سایت گویا به وبلاگ های معتبر وب نیز علاقمند است و به همین علت ، مطالبی از وبلاگ های مذهبی در بخش بازتاب که پائین ایندکس سایت است ، درج کرده است .
یکی از قابلیت های برتر سایت که نشان دهنده حجم بالای مخاطبان سایت می باشد ، بخش اشتراک الکترونیکی مطالب سایت است که کاربران با ورود نشانی email خود می توانند مطالب به روز شده سایت را در صندوق الکترونیکی خود مشاهده کنند.

سایت حضرت آیت الله صانعی ، به 4 زبان ارائه شده است و بسیار فعال است . در این سایت ، علاوه بر مشاهده مطالب رساله وی و وجود صندوق الکترونیکی استفتائات ، کاربران وب می توانند با مراجعه به بخش دروس حوزوی این سایت ، از دروس ایشان به صورت صوتی و تصویری اطلاع یابند. ...

5- سایت حضرت آیت الله سیستانی
http://www.sistani.org/html/far سایت این مرجع بزرگ شیعه نیز از غنای اطلاعاتی بالایی برخوردار است و به 4 زبان عربی – فرانسوی – اردو و فارسی راه اندازی شده است . در این پایگاه ، زندگی نامه ، رساله ، تالیفات ، پیام های صادر ه ایشان ، پرسش های داده شده به مخاطبان سایت ارائه شده است . هم چنین به عنوان یک کار ابتکاری ، وب مستر محترم سایت نشانی الکترونیکی مسنجر خود را در نشانی : ارائه کرده است تا به صورت اینترنتی پاسخ گوی سوالات کاربران پایگاه باشد . maktab110@hotmail.com

سایت http://www.al-shia.com که یکی از بزرگترین و فعالترین منابع اطلاعاتی شیعه می باشد و به 27 زبان زنده دنیا مطلب ارائه میدهد متعلق به دفتر حضرت آیت الله سیستانی می باشد.

6- سایت حضرت آیت الله فاضل لنکرانی
http://www.lankarani.org سایت حضرت آیت الله فاضل لنکرانی از مراجع معظم تقلید ، یکی از بزرگ ترین و پر مطلب ترین و در عین حال پر مخاطب ترین سایت های مربوط به مراجع معظم تقلید در اینترنت است . در حالی که این سایت ، به 29 زبان مختلف ، مطالب خود را ارائه کرده است و از غنای اطلاعاتی خوبی برخوردار است .
استاد جواد فاضل لنکرانی از فرزندان معظم له در نشانی وب :
http://www.j-fazel.org/ مطالبی ارائه کرده اند که مشاهده ان را به خوانندگان علاقمند توصیه می کنیم . کتابخانه تخصصی فقهی که در این سایت ارائه شده است نمونه بارزی از مخاطب بالای پایگاه می باشد که در ادرس :
http://www.lankarani.org/Persian/lib/index.html قرار دارد. هنگام مشاهده این سایت ، به استفتا معظم له در مورد رایت سی دی های قفل شکسته که درنشانی اینترنتی :
قرار دارد ، مراجعه کنید و مطالب حالبی را ملاحظه نمائید.
www.lankarani.org/Persian/ahkam/select/01.html

سایت حضرت آیت الله فاضل لنکرانی از مراجع معظم تقلید ، یکی از بزرگ ترین و پر مطلب ترین و در عین حال پر مخاطب ترین سایت های مربوط به مراجع معظم تقلید در اینترنت است . ...

8-سایت حضرت آیت الله نوری همدانی
http://www.noorihamedani.com این سایت به 3 زبان ارائه اطلاعات می کند و دامنه خوبی راانتخاب کرده است . این پایگاه به صورتی الکترونیکی رساله ایشان و تالیفات و مروری بر زندگی این بزرگوار را ارائه کرده است که معرفی این مطالب به موتورهای جست و جو نیز گویا به خوبی صورت گرفته است . چرا که برخی از این مطالب را می توان در گوگل به جست و جو پرداخت . ایندکس خاص این سایت ، این پایگاه را از لحاظگرافیکی با سایر پایگاه ها خاص کرده است .

makaremshiraziorg@yahoo.com نشانی الکترونیکی پایگاه حضرت آیت الله مکارم شیرازی برای پاسخ گویی به سوالات اینترنتی کاربرانی است که می خواهند از طریق مسنجر یاهو به گفت و گو با کارشناسان سایت بپردازند.

9-سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی
http://www.makaremshirazi.org این سایت نیز ، یکی از کامل ترین سایت های مذهبی و حوزوی فارسی در اینترنت است که به زبان های گوناگونی طراحی و راه اندازی شده است . نشانی وب مرکز فروش اینترنتی تالیفات معظم له ارائه شده است و کاربران می توانند در این سایت که در نشانی:
www.naslejavanpub.com ارائه شده است ، به مشاهده مطالب بپردازند. makaremshiraziorg@yahoo.com نشانی الکترونیکی این پایگاه برای پاسخ گویی به سوالات اینترنتی کاربرانی است که می خواهند از طریق مسنجر یاهو به گفت و گو با کارشناسان سایت بپردازند. ضمنا در صدر ایندکس سایت ، بیانیه معظم له در مورد بازاریابی شبکه ای و اینترنتی ارائه شده است که مشاهده ان خالی از لطف نیست.
در بخش اشتراک الکترونیکی مطالب سایت نیز کاربران با ورود نشانی email خود می توانند مطالب به روز شده سایت را در صندوق الکترونیکی خود مشاهده کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مرداد1384ساعت 12:12  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مرداد1384ساعت 21:47  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مرداد1384ساعت 21:36  توسط رضا  | 

 
ايرج جمشيدى
«محمود احمدى نژاد» امروز در شرايطى براى مراسم تحليف رياست جمهورى در مجلس حاضر مى شود و پس از آن كابينه پيشنهادى خود را براى اخذ راى اعتماد معرفى مى كند كه نگاهى به گذشته نشان مى دهد، دولت هاى پيشين بدون مشكل خاصى توانسته اند تقريباً براى تمامى وزراى پيشنهادى خود راى اعتماد بگيرند. اگر چه در مواردى مانند دولت ميرحسين موسوى برخى وزراى پيشنهادى راى اعتماد نگرفتند ولى روساى قواى مجريه عموماً توانسته اند بدون مانع خاصى راى اعتماد مجلس را سلب كنند. همچنين نگاهى به تاريخ ۲۷ ساله جمهورى اسلامى نشان مى دهد كه تاكنون پنج رئيس جمهور در مجلس شوراى اسلامى مراسم تحليف به جا آورده اند و امروز احمدى نژاد ششمين رئيس جمهورى است كه در پيشگاه مردم ايران و در خانه ملت اين مراسم را به جا مى آورد و پس از آن به صورت رسمى كار خود را آغاز مى كند. پيش از وى ابوالحسن بنى صدر، محمدعلى رجايى، آيت الله خامنه اى، اكبر هاشمى رفسنجانى و محمد خاتمى به عنوان روساى جمهور نظام جمهورى اسلامى مراسم تحليف به جا آورده اند.
ابوالحسن بنى صدر زاده همدان اولين رئيس جمهور نظام جمهورى اسلامى بود كه در تاريخ پنجم بهمن ماه به اين مقام برگزيده شد. حكم رياست جمهورى وى در حالى تنفيذ شد كه امام خمينى(ره) بنيانگذار نظام جمهورى اسلامى به علت بيمارى بسترى بود و بنى صدر هم با حضور بر بالين امام(ره) در بيمارستان قلب تهران حكم تنفيذ رياست جمهورى را دريافت كرد. بنى صدر، رجايى را به عنوان نخست وزير برگزيد. اما پس از اين انتخاب بود كه يك دوره پرتلاطم و بحرانى در مديريت كلان نظام جمهورى اسلامى آغاز و در نهايت به بركنارى بنى صدر منجر شد.
در بيستم خردادماه سال ۱۳۶۰ امام خمينى(ره) بنى صدر را از مقام فرماندهى كل قوا عزل كرد و به فاصله يازده روز يعنى در سى و يكم خردادماه سال ۱۳۶۰ مجلس اول به عدم كفايت سياسى وى راى داد. از ۱۸۹ راى ماخوذه ۱۷۷ نماينده به عدم كفايت سياسى بنى صدر راى دادند و به اين ترتيب امام خمينى(ره) هم در اول تيرماه ۱۳۶۰ بنى صدر را از مقام رياست جمهورى بركنار كرد.
اما پس از عزل بنى صدر و وقايع رخ داده كه به يك جنگ داخلى محدود و سپس فرار بنى صدر و رهبران سازمان مجاهدين خلق از ايران منجر شد، انتخابات ديگرى برگزار شد و محمدعلى رجايى به عنوان نامزدى كه مورد اجماع نيروهاى سياسى و مذهبى معتقد به نظام جمهورى اسلامى هم قرار گرفت، توانست به عنوان دومين رئيس جمهورى برگزيده شود. حكم رياست جمهورى رجايى در يازدهم مردادماه ۱۳۶۰ تنفيذ شد. وى در تاريخ دوازدهم مردادماه همان سال مراسم تحليف به جا آورد و محمدجواد باهنر را به عنوان نخست وزير برگزيد و كابينه وى توانست از مجلس راى اعتماد بگيرد. اما رجايى و باهنر در شرايطى در صدر مقام رئيس جمهورى و اجرايى قرار گرفتند كه كشور يك دوره ناپايدار سياسى را طى مى كرد. در پس اين بحران موجى از ترور و خشونت سراسر كشور را فرا گرفته بود كه دامنه آن تا قلب نظام سياسى هم گسترش يافت. اين دولت نتوانست دوامى بياورد و كمتر از يك ماه طى بمب گذارى در دفتر نخست وزيرى منجر به ترور رجايى و باهنر شد.
پس از ترور رجايى دوران رياست جمهورى پايدار در نظام جمهورى اسلامى آغاز شد. زيرا نيروهاى وفادار به اين نظام به تدريج توانستند مخالفان مسلح را در پايتخت و ساير نقاط كشور سركوب كنند و همزمان جنگ ايران و عراق هم از حالت حملات تند و برق آسا مانند فتح خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ خارج شده بود و حالت فرسايشى به خود گرفت.
در چنين شرايطى آيت الله على خامنه اى در دهم مهرماه ۱۳۶۰ به مقام رياست جمهورى برگزيده شد و در ۱۷ مهرماه حكم رياست جمهورى ايشان تنفيذ شد. مراسم تحليف هم در ۲۱ مهرماه در مجلس برگزار شد. پس از مدتى «ميرحسين موسوى» به عنوان نخست وزير از جانب ايشان به مجلس معرفى شد. اما با پايان دوره اول رياست جمهورى ايشان بار ديگر در سال ۱۳۶۴ به عنوان رئيس جمهور برگزيده شد. حكم تنفيذ هم در شهريورماه همان سال صادر شد. مهرماه همان سال مراسم تحليف به جا آورده شد و بار ديگر ميرحسين موسوى به عنوان نخست وزير به مجلس معرفى شد. اما سال آخر رياست جمهورى آيت الله خامنه اى با رحلت امام خمينى(ره) همزمان شد و همين مسئله تغييراتى را در ساختار سياسى و قانون اساسى نظام جمهورى اسلامى موجب شد. ايشان عصر روزى كه خبر فوت امام(ره) منتشر شد، از جانب مجلس خبرگان به عنوان رهبر جديد جمهورى اسلامى به مردم معرفى شدند و پس از حدود دو ماه و نيم كه مسئوليت همزمان رهبرى و رياست جمهورى را برعهده داشتند، در مردادماه ۱۳۶۸ از مقام رياست جمهورى استعفا دادند. اين استعفا در شرايطى رخ داد كه حدود ۲۰ روز قبل از آن اكبر هاشمى رفسنجانى به عنوان رئيس جمهور جديد ايران راى آورده بود. هاشمى رفسنجانى در اين سال رياست مجلس را برعهده داشت. به همين دليل وى نيز از سمت نمايندگى استعفا داد. هاشمى رفسنجانى براى اولين بار كابينه را مستقيماً به مجلس معرفى كرد، زيرا براساس همه پرسى كه همزمان با انتخابات رياست جمهورى برگزار شد، مردم به اصلاح قانون اساسى از جمله حذف مقام نخست وزيرى راى مثبت دادند. به همين دليل هاشمى رفسنجانى مستقيماً مقام رياست قوه اجرايى كشور را هم برعهده گرفتند. ۲۶ مردادماه مراسم تحليف برگزار شد و پس از آن كابينه اول هاشمى نيز به مجلس معرفى شد. هاشمى رفسنجانى در انتخابات بعدى رياست جمهورى يعنى در تاريخ ۲۱/۳/۱۳۷۲ بار ديگر توانست از رقباى خود پيشى بگيرد و در سمت رياست جمهورى ايران ابقا شد. حكم تنفيذ هم در تاريخ دوازدهم مردادماه ۱۳۷۲ صادر شد و روز بعد هم مراسم تحليف در مجلس برگزار شد.
اما رئيس جمهور بعدى كه هشت سال تمام هم اين سمت را بر عهده داشت، سيد محمد خاتمى بود كه روز دوازدهم مردادماه سال جارى اين مقام را به جانشين خود يعنى «محمود احمدى نژاد» واگذار كرد. دوران جمهورى خاتمى به «عصر اصلاحات» مشهور شد. وى در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ از رقباى خود پيشى گرفت و با راى قابل توجهى به عنوان رئيس جمهور برگزيده شد. حكم تنفيذ هم در تاريخ بيست و يكم مردادماه صادر شد و دو روز بعد هم مراسم تحليف در مجلس پنجم برگزار شد.
خاتمى توانست در ۱۸ خردادماه ۱۳۸۰ با كسب آرايى بيشتر از آراى دور اول خود چهار سال ديگر در اين مقام باقى بماند. حكم تنفيذ هم در تاريخ ۱۱ مردادماه و مراسم تحليف هم در تاريخ ۱۷ مردادماه برگزار شد. خاتمى رئيس جمهورى است كه تاكنون بيشترين راى مردم ايران را به خود اختصاص داده است.
نگاهى به كابينه هاى معرفى شده به ترتيب از سوى محمدعلى رجايى، محمدجواد باهنر، محمدرضا مهدوى كنى، ميرحسين موسوى، اكبر هاشمى رفسنجانى و سيدمحمد خاتمى نشان مى دهد مجلس به كابينه هاى معرفى شده راى اعتماد داده است. دولت رجايى توانست به صورت كامل راى اعتماد بگيرد و تنها به علت استعفاى يكى از وزراى پيشنهادى بود كه مجلس به وزير پيشنهادى جديد راى اعتماد داد. در اين دولت ابراهيم احدى از وزارت دادگسترى استعفا داد و محمد اصغرى به عنوان وزير جديد راى اعتماد گرفت. در دولت باهنر هم يكى از وزراى پيشنهادى يعنى وزير پيشنهادى وزارت راه موفق به اخذ راى اعتماد نشد. دولت مهدوى كنى كه هم به صورت موقت و پس از ترور رجايى و باهنر و از سوى شوراى موقت رياست جمهورى زمام امور را به دست گرفته بود توانست براى وزراى پيشنهادى اش راى اعتماد بگيرد. اين دولت حدود دو ماه در راس كار بود و پس از برگزارى انتخابات و تعيين رئيس جمهور جديد - آيت الله خامنه اى- به كار خود پايان داد. پس از وى مهندس موسوى كابينه اول خود را به مجلس معرفى كرد كه تمام وزراى پيشنهادى موفق به اخذ راى اعتماد شدند. اما دولت دوم مهندس موسوى به صورت كامل از مجلس راى اعتماد نگرفت. وزراى پيشنهادى براى تصدى وزارتخانه هاى اقتصاد و دارايى و معادن و فلزات نتوانستند از مجلس راى اعتماد بگيرند.
دولت اول هاشمى هم توانست از مجلس راى اعتماد بگيرد اما در دولت دوم وى محسن نوربخش يكى از وزراى پيشنهادى امكان گرفتن راى اعتماد را پيدا نكرد. سيدمحمد خاتمى هم به عنوان رئيس جمهورى كه اخيراً به كار خود پايان داد تنها رئيس جمهورى بود كه برخلاف اسلاف خود يعنى دولت هاى مهندس موسوى و هاشمى رفسنجانى توانست براى هر دو كابينه خود به صورت كامل راى اعتماد بگيرد.
اينك كه محمود احمدى نژاد امروز قرار است مراسم تحليف را در مجلس به جا آورد در روز هاى آينده ليست وزراى پيشنهادى خود را نيز معرفى خواهد كرد. بايد منتظر ماند و ديد كه تكليف تعامل مجلس هفتم و دولت ششم بر سر راى اعتماد به وزرا به كجا خواهد انجاميد.

+ نوشته شده در  شنبه 15 مرداد1384ساعت 11:34  توسط رضا  | 


 
سكينه ببرى گنبد
تاريخ شكل گيرى القاعده با مبارزات مجاهدين در افغانستان پيوند خورده است. زمانى كه شوروى در ۱۹۷۹ وارد افغانستان شد جنبش مقاومت عليه آن در افغانستان شكل گرفت. بسيارى از مبارزان عرب رهسپار پاكستان شدند تا از آنجا به مجاهدين افغان بپيوندند. نبرد ميان نيروهاى شوروى و مجاهدين طى چند مرحله انجام شد. از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۶ نيروهاى شوروى دائماً در حالت تهاجمى بودند. به قدرت رسيدن گورباچف در ۱۹۸۵ با تصميمات رونالد ريگان در ۱۹۸۵ مبنى بر حمايت زياد از مجاهدين همزمان شد. اين حمايت شامل تجهيز مجاهدين به موشك هاى استينگر بود كه آنان را قادر مى ساخت تا هلى كوپترهايى كه در سطح پايين پرواز مى كردند هدف قراردهند. بنا به ادعاى يكى از مقامات سيا، عمليات كمك رسانى مخفى آمريكا به مجاهدين افغانى در سال مالى ۱۹۸۹ بالغ بر ۳۵۰ ميليون دلار بوده است. بن لادن از ۱۹۸۰ در پاكستان مستقر شد. او با ايجاد «مكتب الخدمت » در آنجا ميليون ها دلار به مجاهدين كمك كرد. او در ايجاد راه ها، پناهگاه هاى زيرزمينى و تاسيسات حياتى براى جنگ سرمايه گذارى كرد. «مكتب الخدمت» هزينه مسافرت هزاران مجاهد را از سراسر جهان به عهده گرفت و هزينه مسافرت آنها به افغانستان را نيز مى پرداخت. به اين ترتيب مجاهدين تحت تعليمات چريكى و اقدامات تروريستى «مكتب الخدمت» قرار مى گرفتند. طبق يك برآورد بين ۱۷۵۰۰۰ تا ۲۵۰۰۰۰ مجاهد سالانه در افغانستان مبارزه مى كردند و تنها درصد كمى از آنها بومى افغانستان بودند. تقريباً نصف مجاهدان از عربستان سعودى، حدود ۳۰۰۰ نفر از الجزاير، ۲۰۰۰ نفر از مصر و هزاران نفر از سودان، يمن و پاكستان بودند. اين مبارزات هسته اصلى مبارزان القاعده را تشكيل دادند.بن لادن در طول اقامت خود در پاكستان به شهر لاهور رفته و با عبدالله يوسف الاعظم آشنا شد. اعظم اسلامگرايى فلسطينى بود كه در دانشگاه اسلامى اسلام آباد درس مى داد. آن دو در طول مبارزه عليه شوروى همكارى نزديكى باهم داشتند. اعظم در سال هاى نخست دهه ۸۰ دفتر افغانى پذيرش داوطلبان عرب را تاسيس كرد و بن لادن مسئوليت مالى دفتر را به عهده گرفت. اعظم همچنين انتشاراتى در لندن به راه انداخته و چندين كتاب در ستايش مبارزه مسلحانه به چاپ رساند. مكتب الخدمت (MAK) و بن لادن در طول مبارزه عليه اشغال از حمايت كشورهاى پاكستان، عربستان سعودى و آمريكا بهره مند شدند. پس از خروج شوروى و شروع اختلاف نظر ميان بن لادن و اعظم بر سر شيوه مبارزه در ۱۹۸۸ اعظم به قتل رسيد و از آن پس سازمان القاعده به رهبرى اسامه بن لادن از آن منشعب شد.ث بن لادن اولين بار سازمان القاعده را در شهر خوست افغانستان بنيان نهاد.آنچه درباره اين تشكيلات حايز اهميت است اين مسئله است كه اطلاعات صحيح در باره سازمان القاعده، جريان كار، برنامه ها، ساختار مديريتى و امكانات آن بسيار اندك است چرا كه اين سازمان همواره پنهانى عمل كرده و اغلب بعد از عمليات تروريستى مسئوليت آن را مى پذيرد. به اين ترتيب غالب اطلاعات موجود نتيجه اعترافات اعضاى آن در دادگاه ها و محاكمات است. سلسله مراتب سازمانى القاعده:امير، رئيس مجلس شورا، كميته ها، گروه هاى كوچك (cells) و مراكز فرماندهى. بعد از بن لادن كه از او به عنوان امير ياد مى شود، يك هسته كوچك كه شامل مجلس شورا است تصميمات نهايى را گرفته، اقدامات تروريستى را تاييد كرده و احكام و فتاواى مورد نظر را صادر مى كند. معاونين اين شورا شامل: محمد عاطف معروف به ابوحافظ المصرى، ايمن الظواهرى، عبدالله احمد عبدالله، الناس الليبى، سيف العادل، ابوعبيده البنشيرى و ممدوح محمود سليم معروف به ابوهاجر بوده است. لازم به ذكر است بعضى از اين افراد تا به امروز دستگير يا كشته شده اند.
كميته ها:۱- كميته نظامى سازمان به سربازگيرى و عضوگيرى پرداخته و به آموزش نظامى اعضا مى پردازد. همچنين طراحى عمليات و حملات به عهده اين كميته است.۲- كميته آموزش اسلامى يا كميته حقوقى: اين كميته قوانين اسلامى، آيات قرآنى و احكام مورد نظر را البته با تفسيرى و هابى به اعضا آموزش مى دهد.۳- كميته مالى - پولى: اين كميته در واقع عمليات تجارى انجام مى دهد و شامل شركت هاى هوايى كه بليت ها و پاسپورت هاى مورد نظر را براى اعضا صادر مى كند، شركت هاى بين المللى صادرات كالاى خانواده بن لادن در خاورميانه و نيز تجارت پرمنفعت موادمخدر در افغانستان مى شود. يكى ديگر از منابع درآمد آنها مبالغى است كه با تحت فشار گذاشتن دولت هاى خاورميانه از آنها دريافت مى كنند تا در قبال آن اعضاى القاعده در درون مرزهايشان استقرار پيدانكنند. گروه هاى كوچك: اعضاى گروه به صورت «شبكه اى» در سرتاسر جهان در حال فعاليت هستند. اين شيوه خاص سبب شده است تا اهداف كلى اين سازمان از سيستم هاى اطلاعاتى دولت ها مصون بماند.
• نظام اعتقادى القاعده
نظام فكرى حاكم بر القاعده ريشه در وهابيت دارد. و هابيت يكى از بارزترين نمودهاى بنيادگرايى است. براى بررسى پيشينه آن بايد رگه هاى اين مذهب را در افكار خوارج، احمدبن حنبل، ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب جست وجو كرد. وهابيت به رغم شعارها و داعيه هاى اصلاحى و اسلامى به سبب عدم تفكر و ذهنيت اجتهادى، انتقادى و پيشرفته و همچنين به علت ماهيت واپسگرا و گذشته نگرش، به سمت سنت گرايى و محافظه كارى سنتى پيش رفته است. القاعده خواهان برقرارى نظمى اسلامى در جهان است كه توسط بنيادگرايان صورت گيرد، جهانى كه تحت رهبرى يك «خليفه» باشد. القاعده همواره سه هدف كلى را مطرح مى كند: ۱- به دنبال سرنگونى رژيم هاى كفرآميز و دنباله رو آمريكا در خاورميانه است. ۲- آمريكا از نظر القاعده بزرگترين مانع بر سر حكومت اسلامى است به اين ترتيب به دنبال نابودى آن است ۳- القاعده ادعاى نابودى دولت يهود در اسرائيل و جايگزينى آن با يك دولت مسلمان فلسطينى را دارد اما هرگز و يا به ندرت حمله مستقيمى به يهوديان و اهداف اسرائيلى داشته است.
• آموزش عمليات ويژه در سازمان القاعده
براى اينكه از سازوكار آموزشى سازمان القاعده مطلع گرديم در اينجا به اطلاعاتى كه يكى از اعضاى سابق آن در اختيار سازمان هاى اطلاعاتى گذاشته، اشاره مى كنيم. محمد راشد الاواهى ۲۶ ساله و متولد ليورپول بعد از دستگيرى خود، به آموزش به كارگيرى انواع سلاح ها از جمله سيم، چاقو، ميله، سموم، هفت تير، تفنگ و موادمنفجره در اردوگاه هاى القاعده اعتراف كرده است. او علاوه بر اينها بعضى از روش هاى شكنجه هاى روحى و جسمى را مطرح مى كند از جمله:۱- در تنهايى نگهداشتن افراد و دور كردن آنها از زندگى عمومى و دادن اطلاعاتى به فرد كه بيشتر احساس تنهايى كند.۲- فرد را مورد توهين هاى خفت بار قراردادن. ۳- تهديد به احضار خواهر، مادر، همسر يا دختر فرد و تجاوز به آنها. ۴- پيشنهاد تطميع افراد با خانه، ماشين، پاسپورت و... . به گفته الاواهى بن لادن در يكى از صحبت هاى خود از پاداش كسانى كه عليه آمريكا به عمليات انتحارى دست مى زنند ياد كرده و مژده رفتن به بهشت و دستيابى به ۷۲ حورى را براى مردان خود داده است. بن لادن همواره اظهار مى داشته كه «صبور باشيد، رسالت شما انجام خواهد شد ». علاوه بر اين الاواهى از يكسرى آموزش هاى امنيتى در سازمان ياد مى كند از جمله:۱- همه اسناد محرمانه فرد مانند كارت هاى شناسايى و پاسپورت بايد جعلى باشد. ۲- وقتى اعضا با يك كارت شناسايى مشخص سفر مى كنند بايد اطلاعات متناسب با نام، شغل و مكان اقامت خود را داشته باشند. ۳ - فرد بايد وسيله حمل و نقلى را انتخاب كند كه در آن به شكل يك فرد عادى نمود يابد مثل اتوبوس هاى شلوغ. ۴- مدارك فرد بايد در طول سفر مخفى نگه داشته شود. ۵- افراد اگر براى عمليات ويژه به ماموريت مى روند طى مسير نبايد در باره مسائل مذهبى و حتى مسائل روزمره اى مثل وضع آب و هوا صحبت كنند.به اين ترتيب سازمان القاعده جزء آن دسته تشكيلات تروريستى است كه نه به صورت هرمى (سلسله مراتبى) بلكه به صورت شبكه اى شكل گرفته است يعنى اعضاى آن به طور گسترده در سرتاسر جهان وجود دارند و اين اعضا اطلاعاتى نسبت به ديگر اعضاى شبكه و فعاليت هاى آنها ندارند، با از بين رفتن راس سازمان، شبكه از هم نمى پاشد و همچنان فعال است چنانچه امروز شاهد آن هستيم. يعنى در حالى كه زمزمه هاى دستگيرى و حتى مرگ بن لادن شنيده مى شود و اعضاى كليدى چون ايمن الظواهرى ممكن است دستگير شده باشند اما اين شبكه همچنان به عمليات گسترده خود در افغانستان، عراق، آمريكا، اروپا و خاورميانه ادامه مى دهد.
http://www.sharghnewspaper.com/840513/html/world.htm
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مرداد1384ساعت 12:12  توسط رضا  | 


127224.jpg
گروه سياسى، فرنوش اميرشاهى: «سلام خاتمى» عنوانى بود كه نمايندگان گروه هاى اجتماعى و نهاد هاى مدنى، فرهنگى، هنرى، دانشگاهى، سياسى و جوانان براى بدرقه رئيس جمهور برگزيدند.عنوانى كه به مفهوم انتظار آنان از «سيدمحمد خاتمى» براى پيگيرى جدى تر فعاليت هاى اصلاح طلبانه خارج از كسوت رئيس جمهورى بود و حضور بيش از شش هزار نفر از شخصيت هاى فرهنگى، سياسى، مذهبى، هنرى و دانشگاهى در تالار بزرگ وزارت كشور نيز تاكيدى بر اين مدعا بود.مراسم خداحافظى با «سيد محمد خاتمى» رئيس جمهور اصلاح طلب ايران، كه بعدازظهر يكشنبه برگزار شد از معدود برنامه هايى بود كه مسئولان و مديران رده بالاى حكومت در كنار مردم قرار گرفتند. شخصيت هايى چون سعيد حجاريان، محسن كديور، حسن خمينى، آيت الله موسوى بجنوردى، آيت الله توسلى، مصطفى معين، رضا خاتمى، زهرا اشراقى، «سركيسيان» اسقف اعظم ارامنه تهران، همدانى كهن خاخام يهوديان كشور، بهزاد نبوى، عزت الله سحابى، تعدادى از نمايندگان مجلس ششم و هفتم و اعضاى كابينه خاتمى ايستاده و نشسته همراه با اقشار مختلف مردم، در برنامه چهارساعته وداع با خاتمى شركت داشتند. اندكى به ساعت شش بعدازظهر مانده بود كه «سيد محمد خاتمى» با عباى سفيد به همراه تعدادى از اعضاى كابينه اش و در ميان تشويق هاى مكرر حاضران قدم به تالار گذاشت و پس از استماع سخنان ۱۵ نفر از نمايندگان گروه هاى مختلف حاضر در مراسم پشت تريبون قرار گرفت تا از گله هاى هشت ساله اى كه تحمل كرده است بدون دلهره صحبت كند. با اين حال خاتمى در آخرين حضورش به عنوان رئيس جمهورى در جمع نهاد هاى مدنى از نگفته هايش سخنى نگفت و تنها از ديدگاه هاى متحجرانه نسبت به اسلام گلايه كرد و گفت: «به يارى خدا نفس اسلام متحجر به شماره افتاده است.» او اظهار داشت: «بعد از دوم خرداد آن اسلام كذايى بى پرواتر و خشن تر از قبل به صحنه آمد و توسل به ارعاب و ترور را در دستور كار خود قرار داد. اما اين اسلام به شدت در جامعه ما منزوى است.» به عقيده خاتمى حركت اصلاحى هشت ساله مردم در انزواى اسلام متحجرانه موثر بوده است: «هر مكتبى كه در حال انزوا است به خشونت متوسل مى شود. نفس اين تفكر به شماره افتاده است. در جهان هم نفس اين اسلام به شماره افتاده است.»او از به راه افتادن جنبش عظيمى در جهان اسلام سخن گفت كه از حكومت حاكمان فاسد و اسلام خشونت گرا كه به سادگى آدم مى كشند ناراحتند و در جست وجوى راه سومى هستند: «امروز زمينه ظهور اين اسلام در ايران و جهان فراهم شده است. اصلاً ناراحت نشويد از خشونت ها و تندخويى هايى كه مى شود چون اين نشان  دهنده موفقيت شما و ما است.» به گفته رئيس جمهور از ابتداى انقلاب تاكنون دو ديدگاه نسبت به اسلام وجود داشته و دارد: «از روزى كه انقلاب اسلامى پيروز شد، يك مبارزه سختى در گرفت براى اينكه كدام اسلام و بينش در اين نظام استيلا داشته باشد. آنچه فهميديم بنا بود در سايه اسلام و انقلاب ما از همه دستاوردهاى تمدن بشرى استفاده كنيم و اسلام را چنان بفهميم و پياده كنيم كه در دنياى پيچيده امروز متهم به ناتوانى در اداره زندگى بشر نشويم. بنا بود اسلامى داشته باشيم كه با تفكر، خلاقيت و زيبايى و مهربانى بيگانه نباشد و منشاء امنيت ما باشد و نه سرچشمه تهديد ما. بنا بود در سايه اين اسلام خودباورى و اعتماد به نفس را تقويت كنيم و براساس آن كشور خود را بسازيم و اسلامى باشد كه زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهاد آن باشد و به مقتضيات زمان حرف ها و راه هاى نو نشان دهد. بنا بود هر انديشه اى ولو متناقض با انديشه سياسى در اين نظام، در بيانش آزاد باشد مگر آنگاه كه منجر به عمل براندازى شود. اما اين فقط اسلامى نبود كه وجود داشت حتى مخالفان هم بعد از انقلاب روى كار آمدند و خواستند بينش تاريك خود را به نام بينش اسلامى بر انقلاب تحميل كنند. اين اسلام آزادى را در عين ولنگارى، دموكراسى را شرك و مخالف را برانداز مى دانست و براى برخورد با برانداز هر عملى را مجاز مى دانست و تحمل و مدارا را ضددين مى دانست و با تحريم متدينان و تئوريزه كردن خشونت حتى جوانان مومن را به نابود كردن رقيب خود دعوت مى كرد. حضرت امام(ره) در دو سال آخر عمرش شديدترين حملات را به تفكر ارتجاعى و تحجر اسلامى انجام داد. يك نوع اسلام را حضرت امام در آخر عمرش بيان كرد و نوع ديگر آن نمونه بارزش در طالبان و القاعده بود.» رئيس جمهورى تاكيد كرد: «تلاش كرديم از موضع دين، از آزادى دفاع كنيم و گفتمان جامعه و جهانى كه سازگار با اين عقايد باشد را تحت تاثير قرار دهيم لذا معتقدم كه حركت اصلاحى شما مردم موفق بوده است.»
• تعيين دامنه دم براى نويسندگان
خاتمى كه در لابه لاى اوراقش به دنبال موضوعاتى كه بين راه نوشته بود تا براى حاضران بگويد، جست وجو مى كرد، خطاب به آنان گفت: «شما كه هشت سال مرا تحمل كرديد، كمى ديگر نيز تحمل نماييد، چون سخنانم اندكى طولانى است.» آن گاه به محكوميت بسيارى افراد به جرم بيان عقايد و بيكار شدن بسيارى از خبرنگاران و روزنامه نگاران جوان به علت تعطيلى روزنامه هايشان اشاره كرد، با اين حال گفت: «در اين عرصه موفقيت هايى هم داشته ايم.» رئيس جمهور در تشريح موفقيت هايش به عرصه كتاب اشاره كرد و اظهار داشت: «در ايران سانسور هست. در جهان نيز سانسور هست. گرچه معتقدم با وجود گسترش ارتباطات و اينترنت سانسورگران آب در هاون مى كوبند و تقريباً سانسور مهار شده است. گرچه با همين اعمال سانسور نيز مشكلاتى براى اهل فكر ايجاد مى شود. دولت آمريكا با كمال پررويى از درج مطالب و مقالات دانشمندان ايرانى در مجلات آمريكايى جلوگيرى مى كند و اين يعنى سانسور. آمريكا با كمال پررويى كانال هاى تلويزيونى كه نمى پسندد قطع و سانسور مى كند. پس سانسور در همه جهان هست. ما كوشيديم كه سانسور را ضابطه مند كنيم و تلاش كرديم سليقه را در اعمال منع به حداقل برسانيم و با تغيير روش ها حدود كار را مشخص كنيم.» خاتمى براى توضيح مطالبش به واقعه اى تاريخى اشاره كرد كه: «مى گويند رضاخان به آيت الله مدرس پيام داد كه پا از دم ما بردار و مدرس در پاسخ پيام داد حضرت اشرف دامنه دم را مشخص كنند. ما تلاش كرديم دامنه دم را براى نويسندگان مشخص كنيم.»
• گلايه  از تبليغات رسانه ها عليه دولت
خاتمى تلاش ديگر دولتش را تغيير نگرش جهان به ايران عنوان كرد، ولى در عين حال به وجود برخى اشكالات در اين عرصه اشاره كرد: «در اين مدت تبليغات وسيع رسانه هاى فراگير، منبرها و تريبون هاى نوعاً مقدس همگى عليه دولت بود. اين دولت هم چون انتقاد را تشويق مى كرد حتى رسانه هاى علاقه مند نيز از او انتقاد مى كردند و بسيارى حسن هاى ما را نيز عيب نشان مى دادند. حالا مى فهمم كه چرا شرط مهندس موسوى براى حضور در انتخابات داشتن يك كانال ارتباط مستقيم با مردم بود.» رئيس جمهور به اين بخش از سخنانش كه رسيد با تشويق حاضران روبه رو شد و با شوخى گفت: «تشويق كرديد كه كار خوبى كردند عليه دولت تبليغ كردند؟»آن گاه دوباره جدى به سخنانش اينگونه ادامه داد: «بسيارى از همراهان اصلاحات در طول اين مدت در معرض حبس، توقيف، اتهام و تهمت قرار گرفتند، هيچ يك از مديران نبودند كه تا دم در زندان پيش نروند و بسيارى كارهاى عظيمى صورت گرفت كه پرونده سازى هايى براى آن انجام شد و من هر آن انتظار داشتم كه بيايند و بگويند وزير تو احضار شده و فلان مدير تو زندانى شده است. سانسورچى ما را به خاطر اينكه چرا سانسور نكرده است از كار بركنار كردند. هيچ وقت نبود كه سفرى بروم و با حادثه اى روبه رو نشوم كه همه اعصابم را در خارج از كشور به هم نزند و به جاى اينكه من از مصالح عالى كشور دفاع كنم ناچار بودم اين مسائل را توضيح دهم.»
• انتقاد از حكم اعدام آقاجرى
خاتمى با لحنى گلايه آميز و تاكيدى و در حالى كه سه بار عنوان كرد: «براى اولين بار در دوران اصلاحات» گفت:«با وجود افتخارى كه جمهورى اسلامى داشت و در زمان امام نيز وجود داشت كه هيچ كس را به خاطر اعتقاداتش مورد اتهام قرار نمى دادند؛ يك انسان مسلمان، عاقل، دانشمند، متعهد و معتقد را به اتهام ارتداد به اعدام محكوم كردند.»خاتمى پرسيد: «كدام اقليت، كمونيست و طرفدار فكر و فرقه اى و كدام مرتد در طول تاريخ در اين كشور بوده است كه قبل از اين حكم ننگين به خاطر اتهام ارتدادش به اعدام محكوم شود كه اگر نبود تلاش ما و نظر رهبرى و موافقت رئيس قوه قضائيه به خاطر اجراى ننگين آن حكم نيز بايد هزينه مى پرداختيم.»در اين لحظه جمعى فرياد برآوردند مرگ بر اسلام طالبانى كه خاتمى گفت: فعلاً از مرگ نگوييد.
• گلايه از اصلاح طلبان
رئيس جمهورى كه سخنانش مرتب با واكنش و كف زدن هاى جمعيت روبه رو مى شد، از اصلاح طلبان هم گلايه داشت: «برخى از طرفداران اصلاحات ما دچار شعارزدگى مفرط شدند و اولويت ها را درك نكردند. روح قهرمان پرستى را دامن زدند و مطالبات را بدون در نظر گرفتن اولويت ها بالا بردند. در داستان حضرت موسى و بنى اسرائيل اين قوم خطاب به حضرت موسى گفتند ما در اينجا مى نشينيم تو و خدايت برو بجنگ و وقتى جنگ تمام شد ما مى آييم، بسيارى از اصلاح طلبان نيز اين طور صحبت مى كردند كه شما برويد، بجنگيد، ما در خانه مى نشينيم و هر وقت كه شورش و بلوا شد ما مى آييم.» او همچنين از اصلاح طلبانى گله كرد كه از دين دور شدند و مخالفان از همين استفاده كردند و عليه اصلاحات اقدام كردند: «همين اصلاح طلبان هم به خاطر بيان اعتقادم در بيان اينكه جامعه مدنى همان مدينه فاضله است از سوى روشنفكران مرتد شناخته شدم. خدا را شكر مى كنم كه روشنفكران دادگاهى ندارند كه مرا به خاطر اين ارتداد به اعدام محكوم كنند.» در اين هنگام يكى از حاضران با صداى بلند پرسيد: «پس براى گنجى  چه كار مى كنى؟» خاتمى گفت: «هيچى». دوباره كسى فرياد زد «گنجى» و اين بار خاتمى پاسخ داد: «نگذاريد بگويم بيشتر مشكلات از ناحيه خود اين آقا است.»
• غافلگيرى
خاتمى در ادامه سخنانش با اشاره به اينكه جامعه ايران در گذار به سمت تعالى است، نقطه اوج اين مسئله را «انقلاب اسلامى» دانست. او گفت: «انقلاب امرى انسانى است كه امكان دارد مانند هر امر انسانى ديگر گرفتار خطا شود بايد نگران بود كه انقلاب دچار انحراف نشود.» رئيس جمهور تحريف در انقلاب را اينگونه تعريف كرد: «نام انقلاب محفوظ بماند ولى مردم به نتيجه اى كه مورد نظر آنها بود نرسند و حتى با نام  انقلاب از رسيدن به آن هدف اصلى منع شوند.» خاتمى تاكيد كرد كه تلاش كرده است تا براساس بينش خود، در مسير خواست مردم حركت كند. خاتمى در لابه لاى سخنانش، گذرى به گذشته و سال ۷۵ يعنى روز هايى كه به اصرار دوستانش در عرصه سياسى حاضر شد، كرد: «بنا شد در انتخابات حاضر شوم آن هم با اصرار دوستان و با بى علاقگى خودم كه در رودربايستى در مقابل اصرار ديگران قرار گرفته بودم. اين خصلت هم از ضعف هاى من است. تنها دليل حضورم بيان منش و بينش و ديدگاه خود و دوستانم بود كه بايد به مردم عرضه مى شد گرچه مى دانستم مشكلاتى در راه است.» خاتمى گفت: «اين تفكر را مطرح كردم تا نخبگان گردهم جمع شوند و حركت پويايى را آغاز كنند با اين تصور ها كه اين تفكر حدود چهار ميليون خواهد داشت اما تقدير الهى چيز ديگرى و غافلگيرانه بود. تحقق نيافتن برخى تفكرات و برنامه هايم هم ناشى از همين غافلگيرى بود. بخشى از مشكلات به خاطر عدم آمادگى بود.» رئيس جمهور با بيان اينكه معتقد بودم اصلاحات بايد ادامه يابد، اظهار داشت: «در مدت رياست جمهورى ام با خواست هاى متعدد و متنوع از خاستگاه ها و پايگاه هاى متفاوت و متكثر روبه رو بودم كه بايد معدلى از اين خواست ها مى شناختم و مطابق اساسى ترين آنها حركت مى كردم.»
• حفظ حرمت دانشگاه ها
رئيس جمهور در كنار ناكامى ها و مشكلات از موفقيت   ها نيز سخن گفت: «ايران كشورى است كه اولاً در موعد مقرر قدرت حداقل در بخش هاى مهم آن جابه جا مى شود و ثانياً هيچ عاملى براى قدرت جز راى مردم به رسميت شناخته نشده است كه اين دستاورد بزرگى است. ما تلاش كرديم مردم باور كنند كه ميزان راى مردم است و قدرت امر زمينى است و مشروعيت قدرت منوط به حضور و رضايت و راى مردم است كه امروز اين مسئله در ميان همه طبقات جا افتاده است.»خاتمى ادامه داد: «امروز در عرصه هاى علمى، تحقيقاتى و فرهنگى شاهد تحولات بزرگى هستيم كه آينده كشور را متحول مى كند. امروز يك گام بزرگى برداشته ايم كه آن استقلال بيشتر دانشگاه ها، امنيت و حرمت بيشتر مديريت ها و سپردن سرنوشت دانشگاه ها و مراكز پژوهشى به دست هيات هاى امناى دانشگاه ها و كم كردن دخالت دولت و حاكميت در دانشگاه ها است.
• سر و صداها مى گويد كارهايى شده است
«ايرج فاضل» استاد دانشگاه و عضو شوراى عالى انقلاب فرهنگى نيز كه زمانى با خاتمى در كابينه مهندس موسوى همكار بود از آن دوران گفت: خاتمى زمانى كه رئيس جمهور شد چهره آشنايى بود و البته نه براى همه مردم . خاتمى در آن زمان در مملكتى كه سرتاسر عبوس و اخم آلود بود به لبخندى مانند نسيم بهشتى بر جان مردم وزيد و گفتمانى را با مردم آغاز كرد كه ادب و نزاكت و اعتقاد و احترام به امر فراموش شده انسانى موج مى زد و مانند آب زلال و خنكى جان هاى تشنه را سيراب مى كرد. وى با همين دستمايه، دل مردم را اسير كرد و چنان شگفتى آفريد كه حتى سفرايى كه از ايران خارج شده بودند به اين كشور بازگشتند. در آن زمان احدى نه در داخل و نه در خارج ترديدى در درستى انتخابات ايران نكرد و خاتمى به عنوان رئيس مملكتى كه بيشترين پشتوانه را داشت، خوش درخشيد و مردم هشت سال شاهد تلاش اين مرد بزرگ براى اعتلاى كشور و همچنين از سوى ديگر شاهد كارشكنى هاى سازمان يافته بودند. او به زمان مسئوليتش در وزارت آموزش عالى اشاره كرد و افزود: «در زمان وزارت با موجى از كارشكنى ها مواجه شدم. شكايت نزد امام(ره) بردم. ايشان با خونسردى فرمودند نگران نباش، حتماً كارى انجام مى شود. اگر نبود اين همه سر و صدا بلند نمى شد. اين همه سر و صدا در اين دوره هم نشانگر آن است حتماً كارهايى انجام شده است.»
• سخنرانى و اتومبيلرانى
دكتر «ايرج فاضل» جاى خود را به «هوشنگ مرادى كرمانى» داد و اين نويسنده و عضو فرهنگستان زبان و ادبيات فارسى با داستان «سخنرانى و اتومبيلرانى» اظهاراتش را بيان كرد. او گفت: «سخنرانى هم مهارت مى خواهد، هم شجاعت. آن هم در خيابان هاى يك طرفه، عبورممنوع و شماره بنداز. رانندگى هم با اتومبيل و سخن سخت است به ويژه اگر راننده ترسو باشد. حال فرض كنيد اين راننده سخنى داشته باشد. مى خواهم عزيزى را سر چهارراه زندگى ببرم. اولين كار اين است كه يواشكى به چپ و راست نگاه كنم، از زيرزمين خارج شوم و حواسم باشد كه سخن كسى را قر نكنم. آمدم توى خيابان، دستپاچه و خجالت زده ام. سخنم خوب پيش نمى رود. به جاى ترمز، گاز مى دهم. به چهره جذابش نگاه مى كنم و عذرخواهى مى كنم. لبخند مى زند. لابد زير لب مى گويد خدايا اين كجا و چه جورى مى خواهد ما را ببرد. ياد روزهايى مى افتم كه مرتب مى ديدمش. هر صبح كه نان تازه مى خريديم اگر گوشه نان سوخته بود غر مى زديم كه اين چه مملكتى است؟» هوشنگ مرادى كرمانى كه مرتب با ابراز احساسات حاضران روبه رو مى شد، ادامه داد: «بچه كوير بود و صبورى را از كوير آموخته بود. چقدر از خوبى ها تعريف مى كرد. چقدر ارشادمان مى كرد صبور و موافق باشيم. از ارشادى هاى قديم بود و وقتى سرش شلوغ شد دوستانشان ارشادمان مى كردند. بعضى هامان خدادادى ارشاد شده بوديم. بعضى هامان هم هر روز بايد ارشاد مى شديم مثل دياليزى ها. بعضى ها بدارشاد بوديم مثل بدقلقى. چه پر تحمل بود بچه كوير. حرف همه را با نگاه مى فهميد. از بس در اين فكرها هستم حواسم به رانندگى نيست. يادم مى  رود خيابان را عوضى آمده ام و زده ام به ورود ممنوع. مسافر مهربان با صبورى مى گويد «عيبى ندارد، برگرد». به او مى گويم: «شما آدم مهمى هستيد چرا مهم بودن را به رخ ما نمى كشيد؟» داشتم حرف مى زدم و حواسم نبود كه به كسى دارم مى زنم كه راهنما نزده و مى پيچد به چپ، داد زد: «اوهوى، اگر رانندگى بلد نيستى، پشت سخن نشين».رسيده بوديم به ميدان چه كنم. مسافر دستش را زد به داشبورد سخن و گفت: نگه دار، مى دانم كجا بروم. گفتم شما كار خوبى كرديد مجسمه هاى تبختر را از ميدان   هاى باستانى شكستيد.»
• كارگردانى بغض و شادمانى
سخنان «مجيد مجيدى» حال و هواى ديگرى به مراسم داد. چرا كه او از «نتوانستن هاى» خاتمى قدردانى كرد. او گفت: «ما به اقتضاى حرفه خود از منظر متفاوتى، به دنياى اطرافمان نگاه مى كنيم. بدين سبب اين تفاوت گاهى غريب مى نمايد و شايد به همين خاطر است كه آنان كه به نگاه هاى متعارف عادت دارند گاه ما را برنمى تابند، گاه درك نمى كنند و گاه به ديده شك و سوءظن در ما مى نگرند و گاهى هم اظهار تاسف مى كنند و آهى از نهاد برمى كشند، همچون آهى كه عاقلى از ديدن سفيهى برمى كشد و جنس سخن امروز من، از اين دست است و نه به ناچار كه به اجبار، چون گونه ديگر نگريستن بر ما سخت است و دشوار و چه باك كه عقلا كه البته سياستمداران نيز از اين خيل شريف اند، بر ما بخندند.»«امروز همه تلاش دارند از توانستن هاى شما تجليل و قدردانى كنند كه البته درست و بحق است. اما من اجازه مى خواهم از نتوانستن هاى شما قدردانى كنم. نتوانستيد، نه اينكه نمى خواستيد. نتوانستيد، نه اينكه نمى دانستيد. نتوانستيد، چون توانستن به هر قيمتى و بهايى را باور نداشتيد. حال ديگر نتوانستن، لغت مناسبى نيست. شارحان لغت در باب تقوا مى گويند: متقى كسى است كه خويش نگاه مى دارد و رضاى خدا مى جويد و چه باك كه ديگران او را خوار شمارند كه نمى توانند و نمى دانند اين نتوانستن، از جنس درماندگى نيست كه عين جمع بستن اراده و عمل خود، با رضاى خدا است. امروز شايد زود باشد بايد كمى زمان بگذرد بايد فاصله اى ميان ما با رخدادها حادث شود تا وزن، ثقل و اهميت آن آشكار شود.» او تصريح كرد: «گفتين نگاه ما متفاوت و غيرمعمول است. من براى نسل خود، خاطره اى از شما دارم، اين خاطره مايه افتخار من هنرمند مسلمان ايرانى در اين عصر آخرالزمانى است. دور اول رياست جمهورى را كسى نديد، اگرچه يقين دارم در خلوت چنين بوده، اما در دور دوم روز ثبت نام بغضى از شما به ياد مانده است. بغضى كه ناگفته هاى بسيار داشت و اين روزهاى پايانى از تصاويرى كه از شما پخش مى شود چهره اى به غايت شاد و خندان داريد و اين درس و خاطره بزرگى است. آمدن به قدرت با چشمى گريان و رفتن از آن با لبى خندان. شما به قدرت دو حد زديد و اين دو حد از قدرت و سياست، تعريف جديدى مى دهد. تعريفى كه آن مظاهر نتوانستن ها، از ثمرات مبارك آن است. شما قدر آن امانت كه مردم بر دوشتان نهادند نيك دانستيد و براى خيانت و كوتاهى و دست بردن در آن، نه به تمسك به دين، نه به فريب ليبراليسم، نه به خدعه دموكراسى و نه به اسباب ديگر اهل سياست، اعتنا نكرديد و اين البته سبب شد كه پاره اى دوستان كم حوصله شما نيز به جمع شاكيان بپيوندند و پاره اى از شاكيان پرهياهوى آغازين نيز در كمند حلقه صدق شما گرفتار آيند و به خيل معترفان قدر و بهاى شما بپيوندند. از وظايف حرفه كارگردانى، تشخيص لحظه واقعى زندگى از بازى تصنعى آن است. به شما عرض مى كنم آن بغض و اين شادى بى شك كارگردان توانايى دارد كه چنين ناب و خالص و ماندگار از آب درآمده. قطعاً آن كارگردان، خداى شما، دين شما، باورهاى شما و مرام شما بوده است. باورهايى كه از مكتب على(ع) و فرزندان معصومش سرچشمه گرفته است. دست مريزاد و خسته نباشيد. بابت همه توانستن هايى كه به يقين بسيار است و همه نتوانستن هايى كه بسيار پربار بود. حق ياورتان.»
• خداحافظ تا سلامى ديگر
دكتر «محمدحسين هاشمى» حقوقدان و عضو هيات پيگيرى و نظارت بر قانون اساسى، «فاطمه راكعى»، «حسين خسروجردى» عضو انجمن نقاشان، پروفسور «يوسف ثبوتى» فيزيكدان، «اشرف گرامى زادگان» و «الهه برارى» دو تن از فعالان سازمان هاى غيردولتى، «كوروش نيكنام» نماينده زرتشتيان در مجلس، «ايرج راد» رئيس خانه تئاتر ايران و «نرگس كريمى» نماينده فرهنگيان، همسر شهيد و خواهر عارف شهيد حاج داوود كريمى سخنانى ايراد كردند.جوان ترين سخنران «اشكان آموزه طلب» نماينده مجلس دانش آموزى بود. او گفت: «او آمد و در وطن تحول ايجاد كرد، آمد تا مردمان بفهمند زمان ارباب و رعيتى گذشته و مردم بايد بر مردم حكم برانند. امروز نگران رفتن خاتمى هستيم، نگران لب هايمان كه خاموشى بگيرد و اميدواريم نگيرد. نگران گام هايمان كه سستى بگيرد و اميدواريم كه نگيرد. كسى از ما از مهر نپرسد و مجلس دانش آموزى نداشته باشيم كه بگوييم دوباره مى سازمت وطن. تازه مى فهميم كه بود، چه كرد و چه گفت. خاتمى تو را دوست داريم و يارمان مى دانيم. محال است ديگر مثل تو پيدا كردن. سيد تو همواره در قلب تاريخ و وجود ايرانيان خواهى ماند. ما سخت بر اين باوريم كه هر صداى پايى صداى رفتن نيست. آقا به جاى وداع سلامت مى گوييم. يادمان باشد و يادمان بماند كه اصلاحات خاتمى شكست نخورد و تا ما هستيم اصلاحات مى ماند گرچه از رياست جمهورى تو خداحافظى مى كنيم اما به تو سلامى دگر مى گوييم.» مراسم وداع با خاتمى اينگونه تمام شد با «سلام خاتمى». نمايندگان نهادهاى مدنى، سياسى، دانشگاهى، اجتماعى، فرهنگى و هنرى با سرود «يار دبستانى» خاتمى را بدرقه كردند تا «سلامى ديگر».

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 مرداد1384ساعت 12:53  توسط رضا  | 


 
دوقلوهاى جنگ سرد
محمد قوچانى
مرگ ملك فهد تنها مرگ شاه حجاز نيست؛ مرگ تك سوار بازمانده از لشكر آمريكا در جنگ سرد هم هست. جنگى كه گرچه ۱۵ سال پيش با فروپاشى اتحاد جماهير شوروى پايان يافت اما هنوز مهم ترين نماد و نماينده آن يعنى ملك فهد زنده بود چنان كه ديگر نماد و نماينده آن؛ صدام حسين نيز در زندان آمريكايى ها به سر مى برد.ملك فهد اما از آن رو نماد و نماينده مهم ترى از صدام محسوب مى شود كه او ساليان دراز مظهر ديپلماسى آمريكا در خاورميانه محسوب مى شد. در واقع اگر صدام حسين در عصر جنگ سرد بازمانده دشمنان آمريكا در خاورميانه بود، ملك فهد در آن عصر نماينده دوستان آمريكا در خاورميانه به حساب مى آمد و اين معماى تاريخ معاصر است كه چگونه ليبرال دموكرات هاى آمريكا از محافظه كاران مرتجع خاورميانه حمايت مى كردند. معمايى كه روشنفكران جهان بارها درباره آن مقاله و خطابه نوشته اند و واشينگتن را بدان نواخته اند كه چرا در برابر محمد مصدق از محمدرضا پهلوى و در برابر جمال عبدالناصر از خاندان سعودى حمايت مى كند. آخرين اثر از همين دست كتاب همه مردان شاه نوشته  استيفن كينزر است كه ايرانيان همزمان چندين ترجمه از آن روانه بازار كردند تا پژواكى باشند براى اين اقرار روزنامه نويس آمريكايى كه اگر در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آمريكا به جاى پهلوى از مصدق حمايت مى كرد حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۲ هم رخ نمى داد و اگر از روشنفكران عرب حمايت مى كرد بنيادگرايان القاعده در دامن شيوخ عرب رشد نمى كردند. آمريكايى ها اما اكنون با مرگ فهد مى توانند آسوده تر به اين پرسش، پاسخ دهند. در عصر جنگ سرد، خاورميانه اين سرزمين وحى و نفت در معرض خطر سرخ بود. سايه اتحاد شوروى بر منطقه افتاده بود و جوانان خاورميانه در برابر استيلاى انگلستان در عطش سوسياليسم مى سوختند. انگليسى ها به تدريج از خاورميانه خارج مى شدند و ميراث خود را به آمريكايى ها واگذار مى كردند. آمريكايى ها به تدريج دريافتند كه همراه با نفت خاورميانه خون سرخى در رگ هاى جوانان اين منطقه جارى است كه آماده است سرزمين انبياى الهى را در اختيار وارثان پيامبر دروغين (كارل ماركس) قرار دهد. معجون ناسيوناليسم و سوسياليسم در اروپا ايدئولوژى فاشيسم را خلق كرده بود و حال در خاورميانه افزودن نفت بر اين چاشنى بمب مانند روشن كردن نخ ديناميتى بود كه انفجار آن غرب را ويران مى كرد. ليبراليسم نيز در خاورميانه چندان لاغر و نحيف بود كه نتواند آلترناتيو سوسياليسم باشد. فقدان توليد صنعتى، ضعف زندگى شهرى و نفوذ روشنفكران چپ همه سبب مى شد كه آمريكايى ها در برابر دو گزينه قرار گيرند: فاشيسم خاورميانه اى كه در مصر و سوريه و عراق رشد مى كرد و ارتجاع خاورميانه اى كه در عربستان و شيخ نشين هاى حاشيه خليج فارس در حال رشد بود. جنبش فاشيستى خاورميانه قهرمانان زبده اى داشت و كودتاهاى كوبنده اى انجام مى داد كه آن را انقلاب مى ناميد. ناصر در مصر، قذافى در ليبى، صدام در عراق و اسد در سوريه نماينده هاى اين جنبش بودند، بديهى بود كه سرمايه دارى آمريكا نمى توانست اين سوسياليست هاى نفتى را تحمل كند به ويژه آنكه پيوند اين افسران با جناح هاى حاكم در نهضت فلسطين (به خصوص ياسر عرفات) يهوديان آمريكا را به دشمن تبديل كرده بود. در اين ميان نهضت ملى دكتر محمد مصدق، در ابتدا آلترناتيوى را در برابر دو جريان سوسياليستى و ارتجاعى پيش روى آمريكا قرار مى داد و به همين دليل در ابتدا آمريكايى ها با تامل در برابر آن ظاهر شدند اما وقتى پشت صحنه اين ليبراليسم ناتمام رگه هاى كمونيستى نهان را ديدند به انتخاب نهايى خود دست زدند و محافظه كاران مرتجعى چون محمدرضا پهلوى را به اصلاح طلبان مدرنى مانند محمد مصدق ترجيح دادند. از آن پس خاورميانه عرصه رقابت هاى آمريكا و شوروى در قالب رقابت دولت هاى مرتجع و مترقى، محافظه كار و انقلابى خاورميانه شد.
آمريكايى ها كه دريافتند روس ها در نقشه اتاق كار خود خاورميانه را با مداد قرمز رنگ كرده اند راهى جز سبز ديدن اين بيابان هاى خشك و تفتيده نديدند. حتى در آسياى ميانه در افغانستان و پاكستان و تاجيكستان و ازبكستان (همانجا كه اكنون بهشت بنيادگرايان است) چاره اى جز حمايت از جنبش هاى اسلامى در برابر جنبش هاى ماركسيستى نديدند و در همه اين ايام عربستان مركز فرماندهى ديپلماسى خاورميانه اى آمريكا بود. فرقه وهابيت نقش خود را چون فرقه پيوريتن مى ديد كه آمريكا را از ناحيه بنيادگرايى مسيحى بنيان نهاده بود و حال در فكر ايجاد جنبش و ملتى مشابه بود. پول هاى سعودى راهى مدارس علميه اهل سنت در پاكستان مى شد و طلبه هاى افغانى از آن مدرسه ها به جبهه هاى جنگ با كفار شوروى مى رفتند. آمريكايى ها استدلال مى كردند گرچه آب ليبرال هاى مسيحى غربى با محافظه كاران مسلمان عربى به يك جوى نمى رود اما دست كم هر دو به خدا و مالكيت اعتقاد دارند در حالى كه روس ها نه به خدا و نه به سرمايه اعتقادى ندارند. پس جنگ مقدس در جبهه اى متحد عليه كفر آغاز شد: پول و ايدئولوژى سعودى، اسلحه و استراتژى آمريكايى، جان و مجاهد افغانى و پاكستانى. در خاورميانه عربى نيز شاهان با افسران در نبرد بودند. گرچه فلسطين حتى نزد پادشاهان عرب عزيز بود اما ساف چندان قابل اعتماد نبود. نطفه جنبش  هاى اسلامى در فلسطين از همين زمان شكل گرفت تا جنبش هاى چپ در اقليت قرار گيرند. با وجود اين سرانجام جنگ سرد پايان يافت و فروغ چپ گرايان عالم كم سو شد. گروهى از شبه سوسياليست هاى سابق به فاشيست هايى كامل تبديل شدند (صدام حسين) برخى شبه ليبرال شدند (جانشينان ناصر) و گروهى هم راه پراگماتيسم در پيش گرفتند (حافظ اسد). مرتجعان عرب اما بر جاى ماندند. فهد مهمترين مرتجعى بود كه چون هيكل سليمان نبى ساليان دراز رو به افق غرب ايستاده بود و سرانجام ديروز موريانه اى عصاى چوبين او را فرو برد و او فرو افتاد. روح البته از كالبد اين هيكل مدت ها (۱۵ سال) بود كه رخت بر بسته بود و جانشين در آستين فهد يعنى ملك عبدالله اصلاح طلب همچون روحى بى جان در صحراى عربستان حكومت مى كرد. پايان تاريخ مصرف فهد زمانى آشكار شد كه آمريكا صدام حسين را ساقط و عراق را اشغال كرد. صدام هم مانند فهد پايان جنگ سرد را باور نداشت و از اين رو هرازگاهى جنگ هايى راه مى انداخت. جنگ هايى كه سرانجام دامن او را در برگرفت. همچنان كه فرجام حمايت آمريكا از محافظه كاران عرب در ۱۱ سپتامبر دامان ايالات متحده را در برگرفت. آمريكا كه از شر شيطان سرخ به جنبش هاى سبز خاورميانه (بنياد گرايان) پناه آورده بود سرانجام آنچه كاشته بود را درو كرد. اتحاد مقدس ميان مسلمانان و مسيحيان عليه كافران كمونيست گسسته شد و جنگ صليبى اين بار از سوى بنيادگرايان آغاز شد. آمريكايى ها تنها در اين زمان بود كه پايان جنگ سرد و آغاز خرده جنگ هاى تروريستى را دريافتند و فهميدند كه قرن طولانى بيستم به پايان رسيده است. ديپلماسى آمريكا در خاورميانه از آن پس دگرگون شد. اكنون آنان مجبور نبودند به انتخاب ميان شبه سوسياليست هاى منقرض شده و محافظه كاران مرتجع دست زنند. حمله به افغانستان و عراق و تلاش براى ايجاد دولت ليبرال هاى مسلمان در دو كشور (حامد كرزى و ابراهيم جعفرى) از اين واقعيت حكايت مى كند كه دوره فهد و صدام به پايان رسيده است. ليبرال هاى شرقى مانند ليبرال هاى غربى به مذهب، مالكيت و البته آزادى اعتقاد دارند با اين تفاوت كه پيامبر آنان محمد (ص) است نه عيسى (ع). بدين ترتيب مى توان گفت اگر محمد مصدق نيز نيم قرن ديرتر نخست وزير مى شد شايد آمريكايى ها ناگزير از انتخاب ميان حزب توده و دربار پهلوى نمى شدند. چرا كه در عصر جديد دايره انتخاب از ميان ملك فهد و ژنرال صدام حسين فراتر رفته است.
http://www.sharghnewspaper.com/840511/html/index.htm
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 مرداد1384ساعت 12:49  توسط رضا  | 

 
126795.jpg
كابينه جديد لبنان به رياست «فواد سنيوره» شنبه شب از مجلس نمايندگان اين كشور راى اعتماد گرفت. در نشست ديشب مجلس از مجموع نمايندگان حاضر ۹۲ نماينده به كابينه سنيوره راى مثبت، ۱۴ نماينده راى منفى و دو نفر نيز راى ممتنع دادند. برنامه كابينه ۲۴نفره سنيوره كه نخستين آن پس از برگزارى انتخابات مجلس در خردادماه گذشته است براى مدت سه روز در مجلس مورد بحث و بررسى قرار گرفت و بيش از ۴۷ نماينده نظرات و انتقادهاى خود را درباره آن بيان داشتند. نشست هاى سه روزه مجلس با بحث هاى داغ درباره مسائل مهمى مانند مقاومت، بازگشت مزدوران و مناسبات لبنان با سوريه همراه بود. كابينه جديد روز ۲۸ تيرماه براساس تقسيم بندى هاى مذهبى تشكيل شد و در برنامه آن بر تعهد دولت براى بيرون بردن كشور از مشكلات كنونى، بحران اقتصادى، حفظ امنيت، آزادى هاى قانونى، داشتن همكارى با كشورهاى ديگر به ويژه همسايگان لبنان و تصحيح اشتباهات گذشته تاكيد شده است. از سوى ديگر «كوفى عنان» ضمن تبريك به دولت جديد لبنان، خواهان اجراى دقيق قطعنامه ۱۵۵۹ شوراى امنيت شد.
به گزارش سايت اينترنتى المحيط، كوفى عنان دبيركل سازمان ملل متحد، ضمن تبريك به دولت جديد لبنان به عنوان اولين دولت بعد از عقب نشينى نيروهاى سوريه از اين كشور، بر اجراى دقيق قطعنامه ۱۵۵۹ شوراى امنيت و خلع سلاح حزب الله لبنان تاكيد كرد. عنان هم چنين بر حمايت سازمان ملل متحد از دولت جديد لبنان در رويارويى با تهديدها و چالش هاى موجود تاكيد كرد. وى همچنين ضمن استقبال از طرح هاى دولت جديد لبنان مبنى بر اصلاحات سياسى و اقتصادى در اين كشور، خواهان همكارى و پايبندى به طرح هاى ذيربط شد. از سوى ديگر، خبرگزارى كويت در خبرى آورده است: به دنبال اعلام سفر فواد سنيوره نخست وزير لبنان به سوريه براى بررسى مسائل مورد توجه دو طرف، برخى از كارشناسان سوريه اين سفر را مهم ارزيابى كردند. كارشناسان سوريه ضمن تاكيد بر اهميت موفقيت آميز بودن سفر سنيوره به اين كشور، شكست در اين سفر را به منزله شكست دو كشور دانستند.
آنها همچنين تصريح كردند: موفقيت مذاكرات سنيوره با مقامات سوريه در واقع تضمين كننده امنيت و اعتماد دو كشور است و انتظار مى رود با توجه به توانايى سنيوره و محمد ناجى عطرى همتاى سورى اش، اين مذاكرات نتيجه مثبتى در بر داشته باشد. نخست وزير لبنان در نخستين سفر خارجى خود پس از تشكيل دولت جديد ديروز براى ديدارى رسمى وارد دمشق شد.«نصرى خورى» رئيس مجلس اعلاى سوريه و لبنان به خبرگزارى فرانسه گفت: «سنيوره در سفر خود به دمشق تمامى پرونده ها با سوريه را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد.» مناسبات دو كشور پس از خروج نيروهاى سورى از لبنان در آوريل ماه گذشته تحت فشار بين المللى و اعتراضات خيابانى با تنش روبه رو شده است. اين در حالى است كه در پى تنش در مناسبات دمشق و بيروت، دولت سوريه در اقدامى جديد، اخطار داده است، ظرف يك ماه لبنانى هاى فاقد مجوز كار در سوريه از اين كشور اخراج خواهند شد. دامنه تنش هاى سياسى ماه هاى اخير ميان دو كشور، عرصه روابط اقتصادى را نيز درنورديده و دولت سوريه به تلافى مواضع خصمانه لبنان، در هفته هاى اخير اعمال سلسله مجازات هاى اقتصادى عليه بيروت را آغاز كرده است. مقامات گمركى سوريه با تشديد تدابير امنيتى خود در پايانه هاى مرزى با لبنان، قطار طويلى از ده ها كاميون را ايجاد كردند كه محموله هاى بسيارى از آنان مواد غذايى فاسد شدنى بود. ايجاد مشكلات اقتصادى براى مردم لبنان به نوبه خود، دولت اين كشور را نيز با مشكلات اجتماعى دست به گريبان ساخت. يك منبع آگاه خبر داد، نمايندگان سازمان بيمه اجتماعى سوريه به چندين چندين شركت معروف سورى كه در عرصه فناورى هاى پيشرفته فعاليت دارند، از جمله شركت هاى تلفن همراه «سيريتل»، تبليغات و آگهى «المجموعه المتحده»، شعبه اريكسون در دمشق و شمارى از بانك هاى خصوصى مهلت داده اند ظرف يك ماه براى كاركنان غيرسورى خود مدارك رسمى اشتغال از وزارت كار اخذ كنند. اغلب اين شركت ها، نيروهاى متخصص خود را از ميان تحصيلكردگان لبنانى برمى گزينند و اين افراد حقوقى معادل دو تا سه هزار دلار در ماه دريافت مى كنند. هرچند آمار دقيقى از لبنانى هاى شاغل در سوريه در دست نيست اما گفته مى شود، در بخش فناورى رايانه و بانكدارى شمار زيادى از متخصصان لبنانى فعاليت دارند.

http://www.sharghnewspaper.com/840510/html/world.htm
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مرداد1384ساعت 17:17  توسط رضا  | 


به گزارش ايلنا، «جان گارانگ» رهبر شورشيان سودان كه به تازگي و براساس توافق به عمل آمده ميان دولت و شورشيان سودان، به سمت معاون‌‏اول رئيس‌‏جمهور اين كشور منصوب شده بود، در سانحه‌‏اي هوايي كشته شد.

خبرگزاري فرانسه به نقل از منابع ديپلماتيك كه خواست نامشان فاش‌‏نشود، گفت كه «جبهه آزادي‌‏بخش خلق سودان»، گروه سابق شورشي جان گارانگ اعلام كرد كه وي در سانحه سقوط بالگرد كشته شده است.
همزمان مقامات دولت‌‏هاي سودان و اوگاندا نيز اعلام كردند كه بالگرد حامل جان گارانگ كه در حال پرواز از اوگاندا به جنوب سودان بوده، ناپديد شده است اما اين مقامات گزارش‌‏هاي ضدونقيض از سرنوشت جان گارانگ و همراهان وي ارائه كردند.

در حالي كه مقامات دولت و ارتش آزادي‌‏بخش خلق سودان از سلامت گارانگ خبرمي‌‏دهند، ارتش اوگاندا از مرگ گارانگ و همراهانش خبر مي‌‏دهد. در همين حال گروه تحقيق سازمان ملل متحد كه براي جستجوي بقاياي بالگرد حامل معاون‌‏اول رئيس‌‏جمهور سودان عازم اوگاندا شده بود، اعلام كرد كه در ميان بقاياي اين بالگرد، جسدي كشف كرده است كه به احتمال زياد متعلق به جان گارانگ است.

همزمان خبرگزاري «آسوشيتدپرس» نيز گزارش داد كه يكي از مقامات ارتش آزادي‌‏بخش خلق سودان اعلام كرده است: «مرگ گارانگ تأييد شده است و اين گروه به زودي با انتشار بيانيه‌‏اي به طور رسمي خبر مرگ وي را اعلام خواهد كرد».

جانگ گارانگ كه 23 روز پيش به سمت معاون‌‏اولي رئيس‌‏جمهوري سودان منصوب شده بود، نقشي تعيين كننده در امضاي پيمان صلح در اوايل سال جاري ميان شورشيان و دولت سودان و پايان دادن به 21 سال جنگ داخلي در اين كشور كه بيش از دو ميليون قرباني برجاي گذاشت، ايفا كرده ‏بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مرداد1384ساعت 15:27  توسط رضا  | 

دادگاه سلطنتي عربستان سعودي ضمن تأييد خبر مرگ «ملك فهد بن عبدالعزيز» اعلام كرد امير عبدالله بن عبدالعزيز، رسما جانشين وي شده است.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه از رياض، ملك فهد كه در سال 1982 به پادشاهي عربستان رسيد، از سال 1995 به دليل سكته مغزي عملا عرصه سياست اين كشور را به اميرعبدالله بن عبدالعزيز وليعهد عربستان و برادر ناتني خود واگذار كرده بود و اين اواخر در بيمارستان تخصصي رياض بستري بود.

تلويزيون عربستان با قطع برنامه‌هاي عادي خود خبر مرگ فهد را اعلام كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مرداد1384ساعت 15:21  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 8 مرداد1384ساعت 16:51  توسط رضا  | 

ايسنا: آيت الله توسلى مسئول دفتر امام خمينى(ره) با اشاره به برخورد امام خمينى(ره) با تفكرات انجمن حجتيه، گفت: «مسلماً افرادى با تفكر حجتيه در حال دخالت در امور هستند و در بعضى جاها نفوذ كرده اند. در يكى از سخنرانى هايم گفتم دو گروه همواره مى خواهند از امام انتقام بگيرند، يكى آمريكا كه امام ابهت آمريكا را شكست و يكى انجمن حجتيه كه امام از همان روز اول مى دانست اينها چه كسانى هستند. مسئله انجمن حجتيه عادى نبود. اگر امام خمينى (ره) با امام زمان ارتباط داشت، قطعاً بيشتر از حجتيه اى ها بود اما اظهار نمى كرد.» وى با انتقاد از نسبت دادن برخى امور به امام زمان (ع) و طرح نظر ايشان در خصوص برخى مسائل عادى گفت: «الان شايع مى كنند كه مثلاً فلانى خدمت امام زمان (ع) رسيده است و گاهى كارهاى كوچك را به امام زمان (ع) نسبت مى دهند و ايشان را در نظر مردم كوچك مى كنند. مسئله امام زمان (ع) مسئله مهمى است و نمى توان به راحتى اين قبيل شبهات را مطرح كرد.» آيت الله توسلى يادآور شد: «شاه به انجمن حجتيه آزادى داده بود تا عده اى به مسئله حضرت بقيه الله (ع) مشغول شوند و در مقابل نهضت امام بايستند. روزى يكى از بزرگان خدمت امام (ره) رسيد و مطلبى راجع به امام زمان (ع) مطرح كرد و امام فقط او را نگاه كرد. من به او گفتم اين چه حرفى بود كه زدى؟ مگر خود امام زمان نفرموده اند هر كس ادعاى رويت كرد تكذيب كنيد؟» وى افزود: «خطاب به آقايانى كه اكنون ادعاى رويت امام زمان را مطرح مى كنند اين است كه نگذاريد فتح باب شود. اصلاً بابيت از همين جا ريشه مى گيرد.» مسئول دفتر امام سپس به ملاقات چند نفر كه ادعاى ملاقات با امام زمان را داشتند اشاره كرد و يادآور شد: «روزى سه نفر (يك زن و دو مرد جوان) كه دو نفر از بزرگان كشور را واسطه قرار داده بودند خدمت امام برسند، نزد ايشان آمدند و ادعا كردند مى توانند خدمت امام زمان برسند. امام فرمودند من سه مسئله دارم اول آنها را با حضرت مطرح كنيد و جواب بياوريد. بعد من با شما صحبت مى كنم. رفتند كه جواب بياورند، امام به احمد آقا گفت به آنها بگو شيادها دست از اين كارها برداريد.» آيت الله توسلى هشدار داد: «متاسفانه اين قبيل كارها الان در حال شايع شدن است. فلان خانم جلسه تشكيل مى دهد مى گويد امام زمان (ع) در آن جلسه حضور دارد، فلان آقا در فلان جلسه مى گويد امام زمان (ع) اينجا نشسته است. نسبت دروغ دادن به امام زمان (ع) از گناهان كبيره است. امام (ره) با اين قبيل مسائل به شدت برخورد مى كرد. امام (ره) نابغه عصر ما و تاريخ تشيع است. بعضى افراد از كارهايى كه امام (ره) كرد ناراحتند و در نهايت هم انتقام خود را از امام مى گيرند و الان هم مشغول اين كار هستند.» آيت الله توسلى در مورد رويكرد مردم به روحانيت در دو انتخابات مجلس و رياست جمهورى گفت:  «مردم به روحانيت بى اعتماد نشده اند، بلكه معتقدم دست هايى در كار بود كه روحانيت را شكست بدهد. بايد ديد چه برنامه هايى چيدند كه چنين نتيجه اى حاصل شد. بيشتر از اين نمى توانم توضيح بدهم.» آيت الله توسلى افزود: «كارهايى كه در دولت خاتمى انجام شد قابل مقايسه با گذشته نيست، خاتمى شخصيتى انتقاد پذير است و نشان داد كه مى توان به قدرت هم انتقاد كرد و روى خوش هم به مردم نشان داد. در طول اين دوران نسبت هاى بسيار بدى به آقاى خاتمى دادند كه قابل تحمل نيست. صبر و تحملى كه خدا به خاتمى داده به كمتر كسى عطا كرده است. خاتمى همسايه ديوار به ديوار من است و مى دانم سطح زندگى او از طبقه  متوسط هم پائين تر است. او حتى برخلاف برخى تبليغات منفى يك خدمتكار هم در خانه خود ندارد. سطح زندگى خاتمى در حد متوسط است نه در حد يك رئيس جمهور. اميدواريم كه راه خاتمى ادامه يابد و كشور به اهداف عاليه حضرت امام (ره) برسد.»
+ نوشته شده در  شنبه 8 مرداد1384ساعت 12:3  توسط رضا  | 


 
125934.jpg
خاتمى و شرق
رئيس جمهور روز گذشته پس از آخرين گفت وگو با خبرنگاران و پيش از سوار شدن به اتومبيل درباره صفحات «اقتصاد خاتمى» گفت: اين صفحات را ديده ام و برخى از آنها را خوانده و مابقى را هم كنار گذاشته تا در فرصت مناسب مطالعه كنم. وى ضمن ابراز خرسندى از انتشار اين مجموعه به خبرنگاران شرق خسته نباشيد گفت.

گروه سياسى ، فرنوش اميرشاهى: آخرين مصاحبه رسمى «سيدمحمد خاتمى» در كسوت رئيس جمهور روز گذشته خودمانى تر از هميشه برگزار شد. مصاحبه اى كه با قرار گرفتن خاتمى در كنار تعدادى از اعضاى كابينه اش براى گرفتن عكس يادگارى آغاز شد و با بيشترين پرسش و پاسخ هاى غيررسمى همراه بود. با اين حال رئيس جمهور در لابه لاى سخنان غيررسمى اش موضوع قابل توجهى را هم اعلام كرد و آن «شروع فعاليت هاى هسته اى در اصفهان» بود. او گفت: «اين تصميمى است كه در نظام گرفته شده است.» خاتمى اين خبر را در پاسخ به سئوالى راجع به وضعيت پرونده هسته اى اعلام كرد و گفت: «ما متوقف نمى مانيم. ضرب الاجل توافق ما براى فعاليت هاى اصفهان تا هنگام ارائه طرح از سوى اروپائيان بود. از اواخر ژوئيه و اوايل اوت هم منتظريم كه طرح داده شود، اما فعاليت هاى اصفهان طى قرارى كه داشتيم، شروع مى شود و هيچ مانعى ندارد.» توافقى كه خاتمى به آن اشاره كرد به جلسه چند ماه پيش ايران و اروپا برمى گردد. رئيس جمهور در اين باره توضيح داد: «در اين نشست انتظار داشتيم كه اروپايى ها پيشنهاد دهند ايران بلافاصله فعاليت اصفهان را كه متوقف شده و زيان هاى مالى زيادى دارد، آغاز كنيم اما اروپائيان پيشنهاد كردند فرصت بدهيم و قبول كردند كه تا پايان ژوئيه يا اول اوت طرح جامع خود را بدهند. در آنجا هم گفتيم كه اگر توقف غنى سازى در طرح شما باشد، مطمئن باشيد طرح رد است.» خاتمى خاطرنشان كرد: «طبق قرارى كه داشتيم بنا بوده است كه اروپائيان موافقت كنند. ترجيح ما وجود موافقت آنها است. اما اگر آنها هم موافقت نكنند تصميم براى راه اندازى فعاليت اصفهان تصميمى است كه در نظام گرفته شده است.» رئيس جمهور با تاكيد بر اينكه «پرونده هسته اى روشن است» يادآور شد: «گفتيم كه ما از فناورى هسته اى صلح آميز دست برنمى داريم كه اجباراً قبول كردند. به صورت رسمى هم اعلام شده است كه ايران هيچ گونه انحرافى از مسير قانونى و به سوى ساخت سلاح هسته اى نداشته است.» خاتمى گفت: «ما انتظار داشتيم دوستان اروپايى سريع تر با ما هماهنگ شوند و همكارى كنند. قرار ما اين بود و حتى اصفهان را كه جزء چرخه سوخت و غنى سازى نيست، به تقاضاى آنها براى حسن نيت تعطيل كرديم.» او در عين حال تاكيد كرد كه نه تعليق دائمى خواهد بود و نه توقف فعاليت ها در اصفهان ادامه خواهد يافت. خبرنگارى از خاتمى درباره زمان غنى سازى سئوال كرد و رئيس جمهور در حالى كه اطمينان خاطر داد: «غنى سازى اصلاً آغاز نمى شود و بناى ايران در حال حاضر برهم زدن تعليق غنى سازى نيست» گفت: «الان فعاليت اصفهان مطرح است. مذاكره ما با اروپائيان ادامه خواهد يافت. بر حق خودمان هستيم و حتماً روزى مسئله غنى سازى كه حق مسلم خودمان است، حل خواهد شد. اما الان صحبت شكستن تعليق غنى سازى نيست. صحبت فعاليت اصفهان است كه اصلاً جزء مجموعه غنى سازى نيست و ما با گذشت و حسن نيت اين كار را انجام داديم. در اين دو ماه فرصت تمام مى شود و ديگر اين فرصت را تمديد نخواهيم كرد.» او اظهار اميدوارى كرد كه در طرح اروپائيان همان طور كه قبلاً قول داده اند، آغاز فعاليت اصفهان مورد توافق قرار گيرد.
• دبيركل مناسب براى مجمع روحانيون مبارز
خاتمى كه تا هفته آينده (۱۲ مرداد) ساختمان رياست جمهورى را به «محمود احمدى نژاد» تحويل خواهد داد، ديروز از برنامه هاى آينده اش و احتمال دبيركلى اش بر مجمع روحانيون مبارز نيز سخن گفت و اظهار اميدوارى كرد كه دبيركل مناسبى براى مجمع پيدا شود تا او بتواند در جاى ديگرى به فعاليتش ادامه دهد. او گفت: «كار مجمع روحانيون بايد ادامه يابد. به هر حال نهادى است كه شكل گرفته و مى تواند با تجديدنظر در فعاليت هايش دورى از فعاليت هاى فرهنگى اش را جبران كند. البته در عرصه هاى سياسى هم حضور خواهد داشت و اميدوارم به صورتى باشد كه بتواند فعاليت هايش را ادامه دهد.» خاتمى افزود: «تصميم اوليه من اين است كه به صورت ديگرى فعاليت كنم. البته عضويت اوليه من در مجمع روحانيون مبارز ادامه خواهد داشت.» خاتمى در عين حال پذيرش مسئوليت رسمى و دولتى در كشور را نيز رد كرد، چنانچه گفت: «به نفع من و كل نظام است كه به صورت غيررسمى در عرصه كشور حضور داشته باشم.»
• گزارش تخلفات انتخاباتى تا هفته آينده
هر چند كه خاتمى براى آينده اش برنامه هايى چون تشكيل NGO بين المللى و خبرگزارى گفت وگوى تمدن ها را دارد ولى هنوز نسبت به وظايف رياست جمهورى اش تعهد دارد و به همين دليل وعده داد گزارش تخلفات انتخاباتى را طى هفته آينده ارائه كند. رئيس جمهور در جواب سئوالى راجع به هويت تخريب كنندگان چهره هاى سياسى در انتخابات گفت: «تعداد زيادى از افراد بازداشت شده اند و گزارش جامع هم در حال تهيه است.» او خاطرنشان كرد: «اگر يك روند نامناسب ادامه يابد، به ايجاد نوعى باند و حزب وسيع كه امكانات فراوانى دارد، منتهى مى شود. از اين رو بايد جلوى آن گرفته شود و اميدوارم كه در نامه اى كه به رئيس قوه قضائيه مى نويسم و طى ۵ ، ۶ روز آينده گزارش مربوط به بداخلاقى هاى انتخاباتى آماده خواهد شد، نظرم را در اين زمينه بيان كنم.»
•در قضيه گنجى بايد تساهل شود
رئيس جمهور هنوز هم اميدوار است كه با روش منطقى مشكل پرونده «اكبر گنجى» حل شود، چنانچه در پاسخ به سئوال خبرنگار شرق درباره وضعيت پرونده گنجى گفت: «در اين باره با آقاى هاشمى شاهرودى صحبت كردم و واقعاً انتظار داشتيم كه آقاى گنجى هم اعتصابش را بشكند و حداقل اين موضوع را به رئيس قوه قضائيه واگذار كند تا ايشان بتواند از آن ماده قانونى استفاده كنند اما گنجى هم به شدت، ابا و امتناع مى كند.» او ادامه داد: «اگر مى خواهيم مسائل بدون جنجال و مشكل حل شود، همه ما بايد با تفاهم، تسامح و تساهل با يكديگر رفتار كنيم، حتى اگر معتقد باشيم كه در بعضى جاها حقمان ضايع شده است، براى به دست آوردن حق بزرگتر و فضاى بهتر بايد با قدرت عمل كنيم. طبيعى است كه اگر هر طرف قضيه سختگيرى فراوان كنند، حل مشكل آسان نخواهد بود. اميدواريم باز هم بتوانيم با روش منطقى اين مشكل را حل كنيم و آقاى گنجى هم آزاد شود، قوه قضائيه هم بتواند طبق روالى كه دارد كارش را انجام دهد.»
• دروغ روحانى بدتر است يا بدحجابى؟
خبرنگارى از خاتمى درباره نسبت دادن بدحجابى هاى رايج در جامعه به دولت سئوال كرد و خاتمى قاطعانه گفت: «بى خود مى كنند. همه اينها بچه هاى اين كشور هستند و همه آنها عزيزان ما هستند. بسيارى از مسائلى كه هست به هيچ وجه نشانه عناد و گرايش غلط نيست. بسيارى از همين ها در انتخابات و راهپيمايى شركت مى كنند. بسيارى از آنها دلشان براى ايران مى سوزد. البته قبول دارم كه انحرافاتى در جامعه هست اما شما چرا اين انحرافات را فقط در بعضى جوانان، زنان و آن هم دختران و نه پسران مى گوييد؟»
رئيس جمهور افزود: آيا بداخلاقى كردن يك روحانى كه آشكارا به نام دفاع از دين دروغ مى گويد و تهمت مى زند انحرافش بيشتر است يا اين كه يك جوانى به خاطر جوانى اش كمى با معيارهايى كه ما مى پسنديم فاصله دارد. خاتمى تاكيد كرد: بداخلاقى و كج روى در همه جا بد است و روى هم رفته جوانان ما كمتر از همه انحراف دارند. ملاك هاى ما براى ادب و اخلاق بايد اصلاح شود. تهمت زدن، غيبت كردن و فضا را تيره كردن از هر گناهى بالاتر است. وى ادامه داد: دفاعى كه از دين كردم و خواهم كرد سبب خواهد شد كه دل ها به ويژه دل جوان به سوى اسلام توجه بيشترى داشته باشد.
• امروز به حرف موسوى براى كانال اختصاصى پى بردم
در جريان آخرين مصاحبه مطبوعاتى رئيس جمهور خاتمى با رسانه ها خبرنگار يكى از روزنامه ها براى طرح سئوالش ابتكار جالبى به خرج داد. او با ارائه عكسى به خاتمى از يك سنگ قبر در بروجرد به نام «دولت مظلوم» پرسيد: «نظر شما درباره دولتتان كه بسيارى نام دولت مظلوم را بر آن نهاده اند، چيست؟» خاتمى با خنده گفت: «اين قبر من است؟ دولت مظلوم كه خانم بوده است!» و آن گاه ادامه داد: «از يك جهت خوشحالم كه اين دولت زياد مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفت. يكى از دستاوردهايى كه من داشتم اين است كه مردم بتوانند از قدرت بدون فاصله انتقاد كنند. يعنى اين فاصله، فاصله جدايى نباشد، بلكه فاصله طبيعى جغرافيايى باشد، از نظر فكرى عاطفى كسى كه آن سوى خط ايستاده تصور نكند اين كسى كه اين سوى خط است امتياز و مصونيتى دارد بلكه احساس شود من كه اينجا هستم به خاطر امكاناتى كه داريم مسئوليتم به مراتب از شما كه آن سوى خط هستيد بيشتر است.» خاتمى گفت: «پس شما كه خبرنگار هستيد، مسئوليت مهمى داريد و از سويى اين كه دولت اين قدر مورد سئوال و پرسش قرار گرفته است، يك دستاورد بسيار مهم براى اصلاحات و نيز يك راحتى براى من است كه كنار مى روم و شما هم اين را احساس مى كنيد؛ يك برادر كوچك از كنار شما مى رود نه اينكه كسى كه آن بالا بالاها است و دسترسى به او مشكل است.» او با اعتقاد به مظلوميت دولت ادامه داد: «ما نقص هايى داشتيم و بسيارى از انتقادات هم خوب بود اما انصاف اين است كه با موضع گيرى هاى خاص بسيارى از دستاورد ها گفته نشد و حتى خلاف آن گفته شد. من اينجا به اهميت حرف برادرمان جناب آقاى موسوى هنگامى كه پيشنهاد شد روى كار بيايد، پى مى برم كه گفت يك كانال اختصاصى مى خواهد تا بتواند با مردم ارتباط برقرار كند.» خاتمى در عين حال يادآور شد: «من از صدا و سيما ناراضى نيستم، به خصوص در ماه هاى اخير كه فكر مى كنم جهت گيرى بسيار معقول و مناسب ترى را داشته ولى معتقدم كه در سطح وسيع تر رسانه  عمومى، تريبون هاى رسمى كشور گاه يكنواخت و به صورت كليشه اى جز برخى از بزرگان همه يك نوع به دولت حمله مى كردند.» رئيس جمهور گفت: «حمله اشكال ندارد اما گاهى اين حمله ها ناجوانمردانه بود. ما متهم مى شديم به ترويج بى دينى، ولنگارى، از بين بردن امنيت كشور در حالى كه بنده معتقدم در اين دوران، آزادى ضابطه مند تر شد. مرز بيان آزادى فكرى، آزادى نظر و آزادى عقيده از ولنگارى زياد تر شد. بسيارى از تهديد هاى امنيتى از سر كشور رفع شد. وزارت اطلاعات به دوست داشتنى ترين و سالم ترين وزارتخانه كشور تبديل شد. قبل از اين كه روى كار بيايم كسانى از همين دستگاه ها و نهاد هايى كه مسئوليت حفظ ارزش ها و انقلاب را دارند، راه افتادند و بيان كردند كه آمدن فلانى، اسلام را تضعيف خواهد كرد، ملت را تضعيف خواهد كرد و موقعيت ما را از بين خواهد برد. اين مسئله متاسفانه به نحوى ادامه يافت اما من معتقدم كه اسلام از بين نرفت. چهره اى كه ما سعى كرديم از اسلام نشان دهيم اسلام مردمى، اسلام پيشرفت و ترقى است. افتخار مى كنم اسلامى كه ما نماينده اش بوديم در مقابل اسلامى بود كه طالبان و القاعده اى ها مقابل آن بودند و امروز هم در عرصه جهان و جوسازى هايى كه صورت مى گيرد آنچه مى توان با آن آنها را باطل كرد، نشان دادن اين چهره اسلام است.» رئيس جمهور اظهار داشت: «ما اسلام را خراب نكرديم. ما امنيت را از بين نبرديم، بحران هاى بزرگ و تهديد هاى بزرگى را از سر كشور رفع كرديم و در عرصه هاى اجتماعى و سياسى گام هايى برداشتيم. در عين حال ما انسانيم و حتماً اشتباه داشتيم و گفتن اين مسائل نفى نقص ها نيست. انتقاد ها مهمترين سرمايه ما بود حتى آنجا كه به ما جفا شد. من از انتقادكنندگان خودم تشكر مى كنم.»
• طرح روحانيت زدايى
طرح «روحانيت زدايى» يكى ديگر از پرسش هايى بود كه ديروز با رئيس جمهور در ميان گذاشته شد و خاتمى در پاسخ با تاكيد بر اينكه «نگوييد طرح روحانيت زدايى» گفت: «ترجيح ما اين است كه مسئوليت هاى سنگين اجرايى جز مواردى كه طبق قانون ذكر شده، فرد بايد روحانى باشد. بين افراد چرخشى باشد. اين طور نيست كه اولويت بايد با روحانيون باشد و فكر نمى كنم كه روحانيت زدايى باشد.» خاتمى اظهار اميدوارى كرد كه هر كس روى كار مى آيد، صلاحيت و شايستگى كار را داشته باشد.
• در جزئيات گزارش نقض حقوق شهروندى نيستم
خبرنگارى نظر خاتمى را درخصوص گزارش نقض حقوق شهروندى ارائه شده از سوى قوه قضائيه سئوال كرد و رئيس جمهور چنين پاسخ داد: «آنچه مهم است نظر آيت الله شاهرودى و بخشنامه صادره از سوى ايشان است كه تبديل به قانون شد. من البته از دوستان گله كردم كه كاش در سال هاى اوليه اى كه من روى كار آمدم اين مسائل را مى گفتيم و با هم به تفاهم مى رسيديم كه بعضى از مشكلات پيش نيايد. من معتقدم كه اين طرز تفكر كه امروز در قوه قضائيه وجود دارد منشاء يك تحول و يك گام مهم است.» او ادامه داد: «احترام به حقوق شهروندى و دفاع از آن يكى از مهمترين موضوعات است و بهتر است كه اين رويه به صورت قانون درآيد و توسط بالاترين مقام قوه قضائيه مورد احترام و پيگيرى قرار گيرد.» خاتمى در عين حال يادآور شد كه در جريان جزئيات گزارش نيست ولى گفت كه «يقيناً نقص ها و تخلفاتى وجود دارد و بناى قوه قضائيه هم برخورد با آنها است.» رئيس جمهور اظهار اميدوارى كرد روزى برسد كه گزارشى نداشته باشيم كه در آن از نقض حقوق شهروندى سخن گفته شود و اظهار داشت: «جزئيات كار را دوستانمان در قوه قضائيه پيگيرى مى كنند.»
• آمادگى طرح هاى مقابله با تجاوز احتمالى
رئيس جمهورى در ادامه پاسخ به پرسش هاى خبرنگاران داخلى و خارجى در پاسخ به سئوالى درباره تهديدات دشمنان عليه ايران گفت: در دولت بنده همه طرح هاى مقابله با تجاوز احتمالى از نظر نظامى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى آماده شده است و اميدوارم تجاوز و حمله اى در كار نباشد اما اگر حمله اى صورت گيرد، اين طرح ها اجرا خواهد شد. رئيس جمهورى توسعه و گسترش روابط و مناسبات ايران با كشورهاى مختلف را از جمله دستاوردهاى دولت در عرصه سياست خارجى دانست و در پاسخ به سئوال يك خبرنگار خارجى گفت: مسئله تنش زدايى حتى آمريكا را نيز شامل مى شود به شرط اينكه آمريكا دست از دشمنى ها با ايران بردارد و اين كشور بايد روش هاى معتدلى را در مواجهه با ايران اتخاذ كند. او با اشاره به برقرارى روابط ميان ايران و بسيارى از كشورها به ويژه كشورهاى عربى در طول فعاليت دولت اصلاحات گفت: «امروز ما حتى با چند كشور مهم عربى نظير عربستان و بحرين موافقتنامه امنيتى امضا كرده ايم. اميدوارم نكات مثبت اين دولت در دولت آينده تداوم يابد و حتى دستاوردهاى مثبت ديگرى نيز افزوده شود. با دشوارى هاى بسيارى در گسترش روابط بين المللى گام برداشته ايم و حتى بسيارى از دشمنى ها را به دوستى تبديل كرديم.» رئيس شوراى عالى امنيت ملى در خصوص روابط ايران و آمريكا گفت: ما هيچ وقت از تنش بين خود و آمريكا استقبال نمى كنيم. از حمله آمريكا به ايران استقبال نمى كنيم و هركارى از دستمان برآيد كه اين حمله صورت نگيرد، انجام مى دهيم، اما اگر آمريكا دچار اشتباه شود و اشتباهى بر اشتباهات خود بيفزايد، اگر ما هم ضرر كنيم مسلماً زيان هاى آمريكا بيشتر خواهد بود. وى با بيان اينكه تصور نمى كند آمريكا با گرفتارى هايى كه در عراق و دنيا پيدا كرده، اشتباهى بر اشتباهات خود بيفزايد، تصريح كرد: شرط قدرتمندى نظام و دولت، پشتوانه مردمى است و هر دولتى كه بيشتر نظر مردم را به خود جلب كند، نيرومندتر خواهد بود و در برابر ديگران مقاومت مى كند، اما اگر از حمايت مردم برخوردار نباشد، حتى اگر سلاح اتمى داشته باشد، نمى تواند از منافع خود دفاع كند. وى با ابراز اميدوارى مبنى براينكه تهديدات لفظى باشد و هرگز جنبه عملى پيدا نكند، گفت: جمهورى اسلامى آماده دفاع از خود و دفع تهديدات است و ما در اين زمينه طرح هايى نيز داشته و داريم و اميدوارم نيازى نباشد كه آن را پياده كنيم. رئيس جمهورى در پاسخ به سئوالى با بيان اينكه ايران نقش مهمى در مبارزه با القاعده و گروه هاى تروريستى داشته است، گفت: «گروه هاى تروريستى القاعده، نظرات تعصب آميزى دارند و امروز در عراق هم رفتارهاى نامناسبى دارند و ما نقش مهمى در كنترل و بازداشت و محدود كردن گروه هاى تروريستى براى جامعه بين المللى داشته ايم.» يكى ديگر از خبرنگاران از خاتمى خواست مهمترين اولويت هاى دولت آينده را عنوان كند. او در پاسخ با بيان اينكه فهرستى از مهمترين ها بايد مورد توجه قرار گيرد، اظهار داشت: اول اين كه ما بايد گرايش هاى خاصى را گرايش هاى كلى جامعه ندانيم و بدانيم كه جامعه ما ۷۰ ميليونى است و نخبگان هم در جامعه موثر هستند، البته در هر زمان ممكن است احساسات موجب پيدايش وضعيت جديدى شود و بعد اين احساسات فروكش كند، بايد متوجه باشيم در عين حالى كه بايد مراعات توده مردم را كنيم، حتماً بايد به نظرات نخبگان جامعه هم توجه داشته باشيم. رئيس جمهور در ادامه با بيان اين كه وضعيت اقتصادى امروز ما از ديروز بهتر است، گفت: «با وجود همه كمبود هايى كه در عرصه اقتصادى براى طبقات متوسط به پايين وجود دارد، از ياد نبريم كه جامعه ما جامعه اى رشيد و تحصيلكرده است و هيچ گاه اعمال حق خود و مردمسالارى را از ياد نخواهد برد. مردمسالارى در عرصه اقتصادى ايجاب مى كند كه فاصله طبقاتى را از بين ببريم و مردم را شريك در فعاليت هاى اقتصادى كنيم ولى اين به معناى ناديده انگاشتن حق سياسى و فرهنگى آنها نيست.» خاتمى با بيان اين كه دو مسئله مهم در دولت مطرح شد كه يكى از آنها مسئله واگذارى كارخانجات به مردم و در درجه اول يكى دو دهك پايين و ايثارگران جامعه بوده است. خاتمى «هدفمند كردن يارانه ها» را يكى از مهمترين كارهايى عنوان كرد كه علاقه داشت، انجام شود و نشد: «يارانه مستقيم و غيرمستقيم ما متجاوز از ۲۱ هزار ميليارد تومان است، يعنى دو يا سه برابر بودجه عمرانى كشور و اين به صورت مساوى در جامعه تقسيم مى شود و هر كس درآمد بيشترى دارد، از اين يارانه  بيشتر مى گيرد. از جيب مردم مى گيريم و به جيب دارا مى ريزيم. هميشه معتقد بودم كه از اين منبع عظيم بايد در جهت ايجاد اشتغال، عدالت اجتماعى و بهبود مديريت كشور و... استفاده كنيم. ما لايحه هدفمند كردن يارانه ها را برديم، اما آنچه مى خواستيم در مجلس تصويب نشد. پس از آن مسئله هدفمند كردن بنزين را در نظر آورديم كه گفتيم يك قران از اين افزايش نفت به جيب مردم نمى ريزيم. يك قسمت را فقط صرف بهبود زندگى طبقات پايين مى كنيم و يك قسمت را نيز صرف بهبود وضع حامل هاى انرژى كه آن هم در مجلس تصويب نشد. امروز در جلسه طبق برنامه چهارم هدفمند كردن يارانه مورد بحث قرار گرفت و چارچوب آن تصويب شد. ما آن را تقديم مى كنيم به دولت بعدى كه با ديدگاه هاى خود و براساس اين سند، برنامه هاى فقرزدايى را در جامعه پيگيرى كند.»
رئيس جمهور درباره مسائل سياست خارجى و بين المللى نيز اظهار داشت: «ما با دشوارى زياد اين مسير را طى كرديم تا دشمنى ها را حتى به دوستى تبديل كنيم. امروز با چند كشور مهم خليج فارس موافقتنامه امنيتى امضا كرده ايم، همچنين با اروپا و دنيا.»
• تشكيل جلسه عمومى در هفته آينده
بقيه پرسش و پاسخ ها خودمانى بود. خبرنگارى پرسيد: آخرين گريه خاتمى مربوط به چه زمانى بوده است و خاتمى جواب داد: «خيلى عاطفى مى شود. بيشترين گريه من در مرگ برادر عزيزم حسن شاه چراغى بود كه من را واقعاً شكست.» خبرنگاران گفتند براى ملت چقدر گريه كرديد؟ و او گفت: «خيلى زياد. براى ملت زياد گريه كردم. معمولاً شب ها موقع خواب اين اتفاق مى افتد.» خاتمى همچنين از تشكيل جلسه عمومى طى هفته آينده خبر داد. ديروز همچنين در مورد تفاوت اصلاحات و اصلاح طلبان از خاتمى سئوال شد و او نگاهى به ساعتش انداخت و با خنده گفت: «ساعت يك بعدازظهر مى توان بين اصلاحات و اصلاح طلبان فرق گذاشت؟!»
• تشكيلات كلان دولت آماده است
خاتمى در حالى كه به سمت ماشينش حركت مى كرد، همچنان با سئوالات خبرنگاران روبه رو مى شد، چنانچه از او درباره طرح تشكيلات كلان دولت سئوال شد و او جواب داد: «اين طرح آماده است، خدمت جناب آقاى احمدى نژاد هم مى دهيم، نيايند بگويند در دم آخر كه مى خواستند بروند ما را در مقابل عمل انجام شده قرار داده اند. اگر اين دولت بخواهد و تشخيص بدهد در اولين جلسه خود مى تواند در مورد اين طرح آماده تصميم بگيرد.»
پرسيدند كه آيا چهار سال بعد رئيس جمهور خواهد شد؟ خاتمى تاكيد كرد كه اگر الان چهار سال ديگر باشد و بتواند كانديدا شود، نامزد نخواهد شد: «بگذاريد جوان ترها بيايند.»
خبرنگارى از خاتمى پرسيد كه اگر او را در جايى پياده كنند، مى تواند منزل خود را پيدا كند؟ وقتى رئيس جمهور پاسخ داد كه بلد نيست و ماشين هم ندارد و (خاتمى با ابراز تاسف گفت) از سوى ديگر بايد تا مدتى تحت محافظت باشد، از سوى خبرنگاران پاسخ شنيد: «شما هميشه تحت حفاظت ملت ايران هستيد.»
خاتمى ديروز سعى مى كرد كه سرحال باشد ولى ظاهرش غير از اين بود و به همين دليل هم مورد سئوال خبرنگاران قرار گرفت. پاسخ خاتمى به اين پرسش چنين بود: «ديشب دير خوابيدم و دير هم بيدار شدم و سرم درد مى كرد. براى اولين بار نمازم قضا شد. در دولت هم زياد خوش اخلاق نبودم. اما هيچ مشكل روحى ندارم و ديدار با خبرنگاران خستگى را از تنم بيرون كرد.
• تيتر بزنيد: شاه رفت
خاتمى پس از پايان آخرين مصاحبه رسمى اش با خبرنگاران در حالى كه به سمت اتومبيل خود مى رفت، يكى از خبرنگاران با صداى بلند گفت: «آخرين تيتر مصاحبه تان را چه بزنيم؟»
خاتمى به خنده گفت: «تيتر بنزيد «شاه رفت.» البته بنده هيچ شباهتى به شاه ندارم.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مرداد1384ساعت 13:27  توسط رضا  | 

 

اسامی کامل نامزدهای کابینه احمدی نژاد


میزان نیوز : شنیده شده کمیسون های تخصصی ٣ گانه‌ای که به محمود احمدی نژاد برای انتخاب اعضای کابینه مشورت می‌دهند تاکنون افراد مختلفی را که از سوی گروهها و تشکلهای اصولگرا به رئیس جمهور معرفی شده اند مورد بررسی قرار داده اند. اسامی نامزدهای احتمالی عضویت در کابینه آینده به شرح ذیل است:
معاون اول رئيس جمهور:
داود دانش‌جعفری، علی لاريجانی، احمد توكلی، حسين فدايی
وزارت علوم:
اعتمادی، علیرضا علی احمدی، سهراب پور سليمانی، درويش‌زاده، كبكانيان، سقائيان‌نژاد، زارعی، نديمی (رئیس دانشگاه شهید بهشتی)، مخبر
وزارت ارشاد:
عليرضا مختارپور، مهدی بيادی، حسين محمدی، جواد شمقدری، عليرضا سجادپور، رحيم مشاعی، سعيدی رجبی فروتن، مهندس واعظی، مجتبی رحماندوست، علی دارابی.
وزارت بهداشت:
دكتر عين‌الهی (چشم ‌پزشك)، دكتر علمداری (مديركل اورژانس)، دكتر محمد صادقی (عضو هيات رئيسه مجلس)، دكتر صدر (رئيس سازمان نظام پزشكی)، دكتر طريقت (چشم‌پزشك)، دكتر لنكرانی (رئيس يكی از بيمارستانهای شيراز)، دكتر مرضيه وحيد دستجردی، دكتر مسعود خاتمی.
رئیس سازمان مديريت:
دكتر فرهاد رهبر (استاد دانشگاه تهران)، احمد توكلی، حسن سبحانی، داود دانش ‌جعفري. (شانس رهبر بیش از دیگران است)
وزارت اقتصاد و دارايي:
داود دانش‌جعفری، الياس نادران، طهماسب مظاهری ، پرويز داودی.
رئیس بانك مركزی:
ابراهيم شيبانی، پرويز داودی، شرافت (شانس شیبانی از دیگران بیشتر است)
رئیس سازمان انرژی اتمي:
محمد سعيدی، علی‌اكبر صالحی.
رئیس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری:
علی عسگری، علی كردان، اكبر نبوی.
رئیس سازمان تربيت‌بدنی:
محمد دادكان، رسول خادم، آجرلو، درخشان.
رئیس بنياد شهيد و ايثارگران:
حسین دهقان، عليرضا زاكانی، سلطان‌پور.
رئیس سازمان ملی جوانان:
عليرضا پناهيان، محمدرضا زائری، عبدالحسين روح‌الامينی.
مشاور امور زنان:
فاطمه آليا، سليحی (لبافی‌نژاد)، مرضيه وحيد دستجردی، فاطمه آجرلو، سويزی، دكتر طيب‌زاده، فاطمه رهبر.
وزارت دادگستري:
محسن اسماعيلی، ابراهيم عزيزی.
وزارت تعاون:
شم‌آبادی، صبوری، رضاخواه.
وزارت امور خارجه:
علی لاريجانی، محمد سرافراز، حسين شيخ‌الاسلام.
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات:
كهزادی (معاون فنی سازمان صدا و سيما)، مهدی صفری، ملكی تبار، شريف بختيار، مهدی ناظمی، محمدخانی، زارعي.
وزارت راه‌ و ترابري:
قاليباف، صادق افشار، علی‌آبادی (معاون شهرداری)، محمد رحمتی، رشيديان.
وزارت دفاع:
قاليباف، محمدباقر ذوالقدر، وحيد دستجردی، حسين تاش، وحيدی، احمديان.
وزارت كشور:
ذوالقدر، سيداحمد موسوی (نماينده اهواز)، تقوی، جهرمی، حسين فدايی، سردار نجات.
وزارت نيرو:
حسن خاموشی، شاطرزاده.
وزارت كار:
فروزنده (قائم مقام مركز پژوهش‌ها). بوربور، علی احمدی، سيدمهدی آقاپور، سيدجواد نجم‌الدينی، ديوان دری، مبينی دهكردي.
وزارت آموزش و پرورش:
علی‌اكبری، هراتی، فرشيدی، خاموشی (سازمان تبليغات)، تقی‌پور، علی لاريجانی، حاجی‌بابايی، اشعری، روح‌الله عالمی.(حضور لاریجانی و علی اکبری منتفی شده است)
وزارت رفاه و تامين اجتماعی:
دكتر ديوان دری (رئيس گروه مديريت بازرگانی دانشگاه تهران)، دكتر مبينی (دبيركميسيون اقتصادی مجمع تشخیص)، دكتر دهمرده (رئيس دانشگاه سيستان و بلوچستان)، قاليباف، زاكانی.
وزارت جهاد كشاورزی:
دانش جعفری، شم‌آبادی، صفايی، بنی‌هاشم (شهردار مشهد)(شانس دانش جعفری بیشتر است)
وزارت صنايع: عليرضا علی‌احمدی.
وزارت اطلاعات:
غلامحسین محسنی اژه‌ای، مصطفی پورمحمدی، ابراهیم رئيسی، حسن تائب، مهدی تائب، رمضانی (حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی)، روح‌الله حسينيان.(شانس اژه‌ای از دیگران بیشتر است)
وزارت نفت:
بهشتيان، طهماسبی (مدير مركز پژوهشهای مجلس)، كهزادی، مهدی صفری (نماینده ایران در دريای خزر)، سلطانپور، كراچيان.
سخنگوی دولت: حسین صفار هرندی، علی دارابی.(حضور صفار هرندی تقریبا قطعی شده است)
رئيس نهاد ریاست جمهوری: غلامحسین الهام (وی در این سمت آغاز بکار کرده است)
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news2/more/3121/
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مرداد1384ساعت 13:12  توسط رضا  | 

جناب آقاى خاتمى!
بر اين باورم كه در جريان قراردادن مردم نه تنها خللى به نظام و منافع ملى وارد نخواهد ساخت، بلكه موجب اعتماد مردم به ساختار فعلى خواهد شد. در ماجراى قتل هاى زنجيره اى شاهد بوديم، هنگامى كه دولت اصلاحات حركت يك گروه خودسر را با مردم در ميان گذاشت، نه نظام آسيب ديد و نه منافع ملى و با معرفى ريشه  فساد و انحراف، تلاش هاى وسيعى در جهت اصلاح ساختار به وجود آمده صورت گرفت كه شايسته  تحسين است. در آن ماجرا ملت فهيم ايران با ارج نهادن به صداقت و شهامت مسؤولان، اعتماد و حمايت خود را از خدمتگزاران صادق خود به خوبى به نمايش گذاشتند. در اين انتخابات صرف نظر از تخلفات گسترده و مداخله نيروهاى سازمان يافته به نفع افرادى خاص، حوادثى اتفاق افتاد كه موجب نگرانى عميق مردم و نخبگان نظام در به مسلخ بردن جمهوريت و اسلاميت نظام گرديد. در اين ارتباط طرح دو نكته را به شرح ذيل ضرورى مى دانم:
۱- حضرت عالى به خوبى واقف هستيد كه از مدت ها پيش دخالت برخى نهادها و نيروهاى سازمان يافته در انتخابات رياست جمهورى از سوى اشخاص حقيقى و حقوقى پيش بينى شده بود و همگان خواستار اتخاذ تدابير لازم براى جلوگيرى از وقوع آن شدند. اين جانب پس از انتخابات مجلس هفتم و در زمانى كه رياست مجلس ششم را بر عهده داشتم، به طور صريح و شفاف به اين خطر اشاره كردم و راه حلى براى مقابله با آن به جناب عالى پيشنهاد نمودم كه مورد تصديق و تأييد شما واقع شد، ليكن به آن عمل نشد و ظاهراً دوستانى كه سرنوشت شوراها و مجلس را رقم زدند، براى تكميل پروژه، بر نگرش خود اصرار ورزيدند. به هر جهت، همين امر بستر مناسبى براى مداخله گران به وجود آورد. واقعيت آن است كه دخالت بخشى از نيروهاى مسلح و شبه نظامى در انتخابات موضوعى است كه نزد افكار عمومى مطرح است و هر تلاشى در جهت پاك كردن صورت مسأله، محكوم به شكست است، چه بخواهيم چه نخواهيم ملزم به ارائه  پاسخ به ملت در قبال آن مى باشيم. خوشبختانه مقام معظم رهبرى با اشاره به بداخلاقى ها و تخريب هاى انجام شده از مسؤولان خواستار رسيدگى به موضوع شده اند. حضرت عالى نيز بر آن تأكيد كرديد اما اين كه گزارش به رهبرى و دستگاه قضايى تقديم گردد، ضمن ضرورت گزارش به مقام رهبرى و دستگاه قضايى، بفرماييد مردم كه صاحبان اصلى نظام و كشور هستند در اين موضوع مهم و حساس چه جايگاهى دارند؟
برادر عزيزم آقاى خاتمى!
مگر مى شود در موضوعى با اين اهميت مردم را نامحرم تلقى كرد. مشروعيت بالاترين مقام اين كشور تا پايين ترين آن از مردم اخذ مى گردد و تداوم آن، بر اساس آموزه هاى امام، منوط به مردم است. لذا چگونه مى توان مردم را ناديده گرفت، آن هم از سوى دولت مردم سالار و حضرت عالى كه اصرار بر پاسخگويى دولت در قبال ملت داريد. به نظر مى رسد تهيه  گزارش و تقديم آن به دستگاه قضايى رافع مسؤوليت شما نمى باشد و ارائه  گزارش به دستگاه قضايى جهت پيگرد قانونى و مجازات متخلفان هنگامى ضمانت اجرايى پيدا مى كند كه در ابتدا مشروح آن از سوى پاسدار قانون اساسى - رئيس جمهور - به اطلاع ملت رسانده شود. سپس از دستگاه قضايى و قاضى پرونده خواسته شود به وظيفه  قانونى خود عمل كند. همان طور كه نمايندگان مجلس در تحقيق و تفحص به قرائت گزارش تهيه شده در مجلس مبادرت مى ورزند و سپس آن را به دستگاه قضايى تحويل و پيگيرى آن را خواستار مى شوند. از شما رئيس جمهور منتخب مردم در دوره هاى هفتم و هشتم رياست جمهورى با پشتوانه  بيست و دو ميليون رأى انتظار است قبل از پايان دوره  دوم، مردم را در جريان اين حركت ناپسند، مغاير با اصول اوليه  دموكراسى و حق مردم در تعيين سرنوشت خود قرار دهيد، در غير اين صورت نبايد انتظار پيگيرى آن را از دستگاه قضايى و قاضى پرونده داشت، پرونده اى كه با گزارش هاى وزارتخانه هاى كشور و اطلاعات تهيه و رئيس جمهور بنا به دلايلى مصلحت طرح عمومى آن را نمى بيند، چگونه مى توان از يك قاضى بى پناه پيگيرى آن را خواستار شد.
فراموش نكنيم هرچه تساهل و تسامح در اين زمينه شود قانون شكنان فرصت بيشتر يافته، منافع ملى و نظام اسلامى را در سير نزولى قرار خواهند داد. همان طور كه برادرم جناب آقاى هاشمى رفسنجانى اظهار كردند تخريب چهره ها از سوى نيروهاى سازمان يافته با صرف ده ها ميليارد تومان از بيت المال انجام شد. بنابراين بايد معين گردد چه كسانى با استفاده از نهادها و يا سازمان هايى با هزينه  بيت المال حيثيت نظام را در عرصه هاى بين المللى مخدوش كردند و مردم را نسبت به ايفاى نقش شان نااميد مى سازند. باز نكردن اين موضوع ممكن است در آينده گريبان دولت شما را بگيرد و ادعا شود فلان وزارتخانه و يا دستگاه دولتى مرتكب اين اعمال گرديده است كه جناب عالى در آن هنگام مانند امروز قدرت دفاع نخواهيد داشت. مصالح نظام و منافع ملى شما را ملزم مى نمايد موضوع را سريعاً رسيدگى و صحت و سقم آن را به طور شفاف در اختيار عموم قرار دهيد. شايد از اين گذر دست نامحرم متخلفان كه بدنبال انحراف در نظام مردم سالار ايران هستند، براى هميشه قطع گردد و واقعيت بر همگان روشن گردد.
۲. نگاهى گذرا به انتخابات هاى گذشته گواه اين واقعيت است كه از ساعت هاى اوليه شمارش آراى از اقصى نقاط كشور، وضعيت انتخابات و آراى ريخته شده مشخص و تا پايان همنوايى و همخوانى در آن رعايت مى شده است، همانطور كه در دور دوم انتخابات اخير آراى يكى از كانديداها در ۲۹ استان داراى چنين شرايطى بود.
دوره  اول انتخابات نهم از اين قاعده مستثنى نبود و روند شمارش در غالب استان هاى كشور تا هفت صبح نشان دهنده همنوايى ايرانيان بوده است كه در نتيجه آن اينجانب منتخب اول ثبت شده بودم، اينجانب كه در يازده استان كشور با فاصله بسيارى از ساير نامزدها پيشى گرفته بودم و در بيست و هشت استان كشور بيش از يك ميليون و دويست و پنجاه هزار رأى از يكى از كانديداها جلوتر بودم، در نتيجه  آراى دو استان تهران و اصفهان از جايگاه اول به سوم تنزل يافتم. اينجانب تنها براى روشن شدن موضوع و آگاهى نخبگان از شما مى خواهم تيمى مركب از وزارت كشور، شوراى نگهبان و نمايندگان كانديداها معين كنيد تا تنها آراى اين دو استان بازشمارى و با استفاده از روش هاى كامپيوترى آراى تكرارى كشف گردد. اگر اطلاعات و منابع اينجانب غلط بود با شهامت از مردم و دست اندركاران پوزش خواهم خواست و در صورت اثبات ادعايم، مدعى هيچ نمى باشم و حتى ارائه  گزارش آن را نيز مطالبه نخواهم كرد، زيرا منتخب محترم بزودى حكم تنفيذ خود را دريافت و در جهت خدمت به مردم كابينه مورد نظر را تشكيل خواهد داد. هدف اصلى من روشن شدن موضوع و عبرت براى انتخابات هاى آتى است كه در آينده پيش رو داريم. (چهار انتخابات در چهار سال آينده)
در پايان مجددا تأكيد مى كنم به رسميت شناختن «حق دانستن مردم» نه تنها براى منافع ملى و نظام مضر نمى باشد بلكه بدون شك به تثبيت نظام و اعتماد مردم به حكومت منتهى خواهد شد. همانطور كه در دوره  اول رياست جمهورى شما، پروژه  قتل هاى زنجيره اى كه توسط گروهى خودسر در وزارت اطلاعات ارتكاب يافته بود و با صداقت و شهامت مردم در جريان قرار گرفتند، شاهد افزايش اعتبار اين وزارتخانه نزد افكار عمومى بوديم، در پايان دوره  دوم رياست جمهورى شما انتظار است گزارشى شفاف و صريح از تلاش هاى سازمان يافته در جهت انحراف انتخابات و ناديده گرفتن اهداف اصلى قانون اساسى به مردم ارائه نماييد. مطمئن باشيد روشن شدن اين موضوع كه يك جريان سياسى خودسر با استفاده ابزارى از بخشى از قواى نظامى و حكومتى و بهره گيرى از امكانات و فرزندان اين كشور مشغول فعاليت هاى غيرقانونى مى باشند به تضعيف نهادها و دستگاه هاى مرتبط منجر نخواهد شد.
پر واضح است كه مبارزه با اين پديده نامبارك را از شما نمى خواهم. ملت بزرگ ايران و ساير مسؤولان به اين موضوع ان شاء الله رسيدگى خواهد كرد. توفيق و سلامت شما را از ايزد يكتا مسألت مى نمايم.
مهدى كروبى

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1384ساعت 16:2  توسط رضا  | 

 
محمدجواد روح
پس از تعارفات يك ماهه، مهدى كروبى يكشنبه شب رسماً از مجمع روحانيون مبارز جدا شد. اين جدايى در سه سطح با اهميت مى نمايد:
۱ _ سطح خرد (شخصى): مسائل زيادى باعث شده تا كروبى از تشكلى كه خود پايه گذاشته جدايى گزيند و حزبى جديد را جايگزين كند. البته بخشى از دلايل اين اقدام به سطوح ديگر تحليل برمى گردد. اما همان طور كه شخص كروبى هم گفته، دلايل شخصى هم در اين تصميم بى تاثير نبوده است. كروبى در نخستين مصاحبه اى كه درباره استعفاى خود از مجمع روحانيون مبارز در تاريخ ۳۰ خردادماه با خبرگزارى ايلنا انجام داد، به صراحت از «عدم رعايت دقيق ضوابط حزبى همراه با اصول اخلاقى» در جريان انتخابات توسط برخى اعضاى مجمع روحانيون گلايه كرد و گفت: «متاسفانه از چند ماه قبل عده اى تلاش كردند اين مجمع را متلاشى كنند، از جمله در مورد كانديداتورى اينجانب برخوردى خارج از صداقت و الزامات حزبى انجام دادند... اينجانب مطابق معمول با سعه صدر با موضوع برخورد كردم اما ظاهراً كسانى كه از تاثير برخوردهاى اينجانب نگران هستند، مايلند مرا به درگيرى هاى درون حزبى مشغول نمايند و آنها در حاشيه امن اهداف خود را پيگيرى نمايند.» بدين ترتيب، كروبى صراحتاً مى گويد كه عملكرد برخى از اعضاى مجمع روحانيون مبارز به ويژه در دوران انتخابات به گونه اى بوده كه خارج از اصول حزبى و حتى اخلاقى عمل كرده اند. دو اصلى كه براى بقاى هر تشكيلات سياسى ضرورت دارند. اين در حالى است كه در جريان انتخابات اخير و با وجودى كه مجمع روحانيون مبارز حمايت رسمى خود را از كانديداتورى كروبى اعلام كرده بود، تنها چند تن از اعضاى شاخص و تشكيلاتى آن با وى همراه شدند و در جريان انتخابات فعالانه به حمايت از او برخاستند. «على اكبر محتشمى پور» و «رسول منتجب نيا» از اين دسته بودند. در حالى كه «محمد موسوى خوئينى ها» در ادامه سكوت ساليان اخير خود از فعاليت انتخاباتى خوددارى كرد و تنها در آخرين روزهاى مانده به انتخابات، به شكلى تلويحى كروبى را به كناره گيرى به سود «مصطفى معين» نامزد جبهه مشاركت فراخواند. از آن سو، «سيدمحمد خاتمى» و «عبدالواحد موسوى لارى» نيز هر چند به دليل داشتن مسئوليت هاى دولتى از مداخله رسمى در انتخابات پرهيز داشتند، اما در حدى كه براى فعالان سياسى بارز بود، حمايت خود را از معين در دور اول انتخابات نشان دادند. روى سوم قضيه، «مجيد انصارى» بود كه طبق اخبار موجود حتى در جلسات داخلى مجمع روحانيون به دفاع از نامزدى هاشمى رفسنجانى پرداخته بود. زمانى هم كه كروبى در جريان انتخابات در نامه اى از هاشمى رفسنجانى انتقاد كرد، اين انصارى بود كه با رسانه هاى منتسب به هاشمى مصاحبه كرد و نقدهاى كروبى را موضع مجمع روحانيون مبارز ندانست. چنين وضعيتى كروبى را به انتقاد صريح از اعضاى تشكلى وامى دارد كه ۱۸ سال است در قالب عضو و دبيركل آن فعاليت مى كند. كروبى براساس تجربه انتخابات رياست جمهورى، به درستى دريافته كه تنوع فكرى و سياسى اعضاى مجمع روحانيون بيش از آن است كه بتوان بر روى آن به عنوان يك تشكيلات سياسى حساب كرد. تشكيلاتى كه از ويژگى هاى احزاب فراگير و محدود تنها نقاط ضعف آن را دارا است. مجمع روحانيون همچون احزاب فراگير دچار تكثر و تنوع فكرى و حتى سياسى است و گاه بيشتر به يك جبهه مختلف المواضع شبيه مى شود اما همچون احزاب محدود، فاقد اعضاى فراوان و ارتباط گسترده با طبقات و جريان   هاى مختلف اجتماعى است. طبيعى است كه اين مجموعه محدود اما متفرق ديگر جاذبه اى براى كروبى نداشته باشد. به ويژه آنكه گلايه هاى حاصل از انتخابات رياست جمهورى، حتى انگيزه هاى ادامه كار در قالب جمعى دوستانه را هم از كروبى ستانده است.
۲ _ سطح ميانه (تشكيلاتى): جدايى كروبى از مجمع روحانيون مبارز از منظر تشكيلاتى هم قابل ارزيابى است. اگر در سطح اول (خرد) قضيه، عملكرد تشكل سابق كروبى (مجمع روحانيون مبارز) در جدايى او موثر بود، در سطح دوم (ميانه) ماجرا، اميد او به تشكيل حزب فراگير آينده اش (حزب اعتماد ملى) تاثير داشته است. بر اين مبنا، كروبى همان طور كه در مصاحبه هاى خود طى يك ماه گذشته گفته، قصد تشكيل حزبى فراگير را دارد. تشكيلاتى كه قرار است برخلاف مجمع روحانيون مبارز، به يك قشر يا گروه خاص اجتماعى منحصر نباشد. بالعكس، آن گونه كه كروبى در نظر دارد، حزب «اعتماد ملى» مى خواهد حزبى چنان فراگير باشد كه حتى عملكرد سازمان يافته اى نظير آنچه در انتخابات اخير رياست جمهورى رخ داد، نتواند مانع از توفيق و تاثيرگذارى آن شود. در واقع، يكى از نتايجى كه كروبى از انتخابات اخير گرفت آن بود كه بدون داشتن تشكيلات فراگير (و به قول سعيد حجاريان، «فشار از پايين») هيچ «چانه زنى در بالا»يى نتيجه نمى دهد، حتى اگر توسط چانه زنى حرفه اى چون كروبى انجام شود. با چنين تحليلى است كه جدايى كروبى از مجمع روحانيون مبارز و عزم جزمى كه او براى پايه گذارى حزب جديد از خود نشان مى دهد، از منظر تقويت موقعيت و اهميت تشكيلات سياسى در ايران گامى به جلو محسوب مى شود. گامى كه طى آن، يك چهره با سابقه سياسى كه بيش از احزاب فراگير به جمعى كوچك و مناسبات داخلى قدرت اميد داشت، اين رويه را كنار مى گذارد و در جهت تشكيل حزبى گسترده با دربرگيرى طيف ها و نيروهاى مختلف اجتماعى با شعار، مرام و برنامه مشخص حركت مى كند. توفيق كروبى در اين حركت تازه (كه امكان يا امتناع آن جاى تحليلى جداگانه مى طلبد) به هر حال، به سود توسعه سياسى در ايران خواهد بود.
۳- سطح كلان (جامعه شناختى): جدايى كروبى از مجمع روحانيون مبارز، در عين حال از بعد جامعه شناسى سياسى نيز واجد اهميت است. اقدام كروبى (با هر تحليلى كه صورت گرفته باشد)، نشانگر آن است كه حتى از نظر اين روحانى باسابقه جريان چپ، يك تشكيلات سياسى روحانى ديگر در جريان تحولات ايران پاسخگو نيست. همه اتفاقاتى كه در جريان انتخابات رياست جمهورى براى كروبى رخ داد (اعم از مسائل داخلى مجمع روحانيون و يا ضعف اين تشكيلات در سازمان دهى سياسى و اجتماعى) بر اين مبناى كلان قابل تحليل است. در واقع، انتخابات اخير نشان داد كه هم در جناح راست (محافظه كار) و هم در جبهه چپ (اصلاح طلب) طيف هاى سنتى هژمونى خود را از دست داده اند. ناكامى «على اكبر ناطق نورى» و تيم همراه او در شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى در شكل دهى اجماع ميان نيروهاى محافظه كار بر سر يك كانديدا بارزترين نماد ضعف اين هژمونى در جبهه محافظه كار بود. از آن سو، حمايت نكردن طيف هاى مختلف جناح اصلاح طلب از نامزدى كروبى نشانه اى از آن بود كه اين روحانى سنتى هم نتوانسته اجماعى در ميان نيروهاى جناح خويش شكل دهد. البته حمايت نكردن احزابى چون جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب از كروبى بدين معنا نيست كه آنها مخالف نامزدى هر چهره روحانى هستند. (كما اينكه در صورت نامزدى عبدالله نورى و يا موسوى خوئينى ها حمايت اين احزاب از آنها تقريباً قطعى بود) اما آنچه روشن است اينكه دلايل حمايت نكردن از نامزدى كروبى تيپولوژى سنتى وى بود كه سعى داشت مشكلات سياسى جناح چپ در مجموعه حاكميت را با راهكارهاى سنتى حل كند، مسئله اى كه در چهره هاى روحانى ديگر چون نورى و خوئينى ها بروز نداشت. بر اين مبنا است كه مى توان گفت انتخابات رياست جمهورى اخير، نقطه پايانى بر راهبردهاى جريان روحانيت سنتى در ايران بوده است. ناكامى ناطق نورى از يك سو و كروبى از سوى ديگر، از ناتوانى روحانيون سنتى در تداوم راهكارهاى شيخوخيتى در عرصه سياسى حكايت دارد. در اين ميان، به نظر مى رسد كروبى با پذيرش اين واقعيت تلاش دارد سازمان و تشكيلات حزبى را جايگزين مجموعه ارزش هايى كند كه پيش از اين، چهره هايى چون او را در عرصه سياست داراى وزن و اعتبار مى ساخت. ويژگى هايى چون ريش سفيدى، ميانه روى،  سابقه انقلابى و ارتباط سنتى با جامعه. اين ويژگى ها هم به دليل تحولات اجتماعى و هم تغيير آرايش نيروهاى سياسى در دو دهه اخير ارزش خود را از دست داده است. مدرن شدن جامعه به طور طبيعى بازار مناسبات سنتى را از سكه مى اندازد. چنين است كه سنتى ها ناچار يا به سكوت و انفعال كشيده مى شوند و يا راهى جز همرنگ شدن با جماعت نخواهند داشت. كروبى كه خصلتاً مرد سكوت و انفعال و حاشيه نشينى نيست، راه دوم را برگزيده است. او مى خواهد حزبى مدرن تشكيل دهد تا جايگزين وزنى كند كه پيش از اين با ريش سفيدى در عرصه سياست داشت. راهكارى  كه به درستى انتخاب شده است.

http://www.sharghnewspaper.com/840504/html/index.htm
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1384ساعت 13:34  توسط رضا  | 

دولت کانادا روز جمعه با پشت سر گذاشتن رقباي سرسختي چون جورج بوش و دولت ايالات متحده، توانست عنوان احمق‌ترين دولت سال 2004 جهان را در مراسم جوايز حماقت جهاني از آن خود کند.

به گزارش مهر، سخنگوي کانادايي مراسم «حماقت جهاني» به هنگام اهداي جايزه احمق‌ترين دولت جهان به دولت کانادا در جشنواره «فقط براي خنده» ضمن تمجيد از استعدادهاي بالقوه کانادايي‌ها گفت: شهروندان کانادايي همواره خود را در سايه آمريکا مي‌دانند به ويژه وقتي پاي مفهومي چون حماقت به ميان مي‌آيد.

جورج بوش هم که انتظار مي‌رفت دولت تحت امرش جايزه احمق‌ترين دولت سال را از آن خود کند، دست خالي از مراسم حماقت جهاني بازنگشت و به واسطه يکي از آن سخنراني‌هاي شگفت‌انگيزش، جايزه احمقانه‌ترين بيانيه سال را برد. رئيس‌جمهور آمريکا چندي پيش در يک کنفرانس خبري گفته بود: «آنها هرگز از فکر کردن به شيوه‌هاي آسيب رساندن به آمريکا دست برنمي‌دارند و ما هم همين‌طور

http://www.baztab.com/news/26769.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1384ساعت 14:40  توسط رضا  | 

 
حسن بنانج
 
اگرچه لبنان پس از حدود سه دهه نفوذ خارجى و درگيرودار بمب گذارى هاى سريالى موفق به تشكيل اولين دولت تقريباً مستقل طى حدود سه هفته رايزنى ميان احزاب مختلف شد، چالش هايى كه پيش روى دولت جديد اين كشور قرار دارند اميدوارى به آينده اى روشن را براى لبنانى ها بسيار سخت مى كند. شايد بتوان پايان دوران نفوذ بلامنازع دمشق در لبنان و به تبع آن بروز يك خلاء قدرت در صحنه سياسى لبنان را ريشه اصلى بسيارى از اين چالش ها قلمداد كرد. اين خلاء قدرت داراى پتانسيل هايى غيرقابل پيش بينى است. وقوع انفجارهاى پى در پى از يك سو احتمال تبديل شدن لبنان به صحنه جنگ جديدى براى چالش سوريه و نيز آمريكا و اسرائيل را مورد يادآورى قرار مى دهد و از سوى ديگر ظهور يكى از متنوع ترين كابينه ها در دوران معاصر لبنان، چشم انداز اتحاد گروه هاى مختلف و اجراى اصلاحات اقتصادى و سياسى را در ابهام و ترديد فرو مى برد. بروز برخى از وقايع ديگر نيز بر اين ابهام صحه مى گذارند. آزادى سمير جعجع يكى از اين وقايع است.
مجلس نمايندگان لبنان روز ۲۶ تيرماه در غياب ۲۸ تن از نمايندگان حزب الله و نيز با بهره بردارى از غيبت وليد جنبلاط و ميشل عون با تعديل قانون عفو جنايات جنگى مربوط به جنگ داخلى و مصوب سال ۱۹۹۱ زمينه آزادى سمير جعجع فرمانده سابق فالانژيست ها را فراهم آورد. در اين جلسه پارلمان لبنان صد نماينده از مجموع ۱۲۸ نماينده مجلس به طرح بخشودگى سمير جعجع راى موافق دادند. افزون بر جعجع بيش از ۵۰ نفر از لبنانى ها كه در سال ۱۹۹۹ در اثر درگيرى هاى منطقه موسوم به «الضنيه» در شمال اين كشور محكوم به زندان شده بودند از اين مصوبه بهره مند شدند. دادگاه نظامى لبنان جعجع را در سال ۱۹۹۴ به اتهام دخالت در عمليات بمب گذارى در كليساى «سيدالنجات» در شرق بيروت و نيز مشاركت در قتل «رشيد كرامى»، نخست وزير اسبق لبنان به اعدام محكوم كرد، اما پس از آن اين حكم محكوميت وى به زندان ابد كاهش يافت.
نقش نظامى گرايانه جعجع در جنگ داخلى دهه ۸۰ لبنان و تحولات اين كشور پس از جنگ سئوال هاى بسيارى را در مورد انگيزه مجلس نمايندگان لبنان از آزادى او و همچنين تاثيرى كه اين اقدام مى تواند در آينده سياسى لبنان داشته باشد پديد آورده است. اين ابهام در حالى مطرح مى شود كه آخرين گزارش ها از قصد جعجع براى فرار از زندان پيش از موعد تعيين شده براى آزادى وى حكايت دارند. برخى از اين گزارش ها تاكيد دارند كه جعجع احتمالاً لبنان را به قصد اروپا ترك خواهد كرد. هنوز زمان قطعى خروج وى از زندان مشخص نشده است و به نظر مى رسد كه مسئولان نيروهاى فالانژيست به دلايل امنيتى درباره اين مسئله سكوت مى كنند. همسر جعجع در پاسخ به اين ابهام اعلام كرد كه وى چند هفته صرفاً براى معاينات پزشكى به اروپا سفر خواهد كرد. او همچنين گفت كه از ۳۵۰ شخصيت رسمى و سياسى هم دعوت شده است در يكى از سالن هاى فرودگاه بيروت پيش از سفر جعجع حاضر شوند تا وى نامه اى را خطاب به لبنانى ها قرائت كند و پس از مدت ها با مردم مواجه شود. صريح ترين پاسخ در مورد انگيزه آزادى سمير جعجع را بايد در تغيير ساختار مجلس لبنان و چرخش تركيب اكثريت حاكم بر آن به نفع مخالفان سوريه جست وجو كرد. اپوزيسيون مخالف حضور سوريه در مجلس قبلى به دليل قرار داشتن در جرگه اقليت فاقد توانمندى لازم براى اصلاح قانون عفو جنايات جنگى بود. با اين حال فراكسيون اكثريت مجلس توانسته است در اولين گام با تغيير قانون عفو جنايات جنگى براى قوى كردن پايه هاى ائتلافى خود پيش زمينه آزادى سمير جعجع را فراهم سازد. اين در حالى است كه با وجود درخواست براى آزادى وى در گذشته، مجلس از چنين توانى برخوردار نبود. اين اقدام علاوه بر اينكه مى تواند به عنوان توجيهى براى لبنانى هاى خواستار تغيير و تحول در كشورشان مورد ملاحظه قرار گيرد پيامى را نيز براى دمشق در بر داشته باشد. ائتلاف حاكم بر لبنان اكنون در تلاش است تا با وجود تداوم فشارهاى سوريه كه كارشناسان بمب گذارى هاى اخير را توسط عناصر امنيتى و اطلاعاتى سورى از مصاديق آن برشمرده اند؛ بر حمايت گسترده مردم از خود تاكيد كند. به ويژه اينكه اين فشارها در روزهاى اخير با درگيرى هاى نظامى در مرز سوريه- لبنان چهره هاى ديگر خود را نيز به رخ كشيده است. سوريه به بهانه نگرانى هاى امنيتى از حدود دو هفته پيش اقدام به بستن دو گذرگاه اصلى مرزى خود با لبنان كرده و از عبور خودرو هاى حامل بار و كالا جلوگيرى به عمل مى آورد. چندى پيش نيز ۹ ماهيگير لبنانى توسط نيرو هاى سورى به اتهام ورود غير  مجاز به آب هاى سوريه بازداشت شدند. اين در حالى است كه وقوع حوادثى از اين دست در گذشته رويدادى كاملاً عادى در نظر گرفته مى شد. افزون بر اين دمشق خواستار پرداخت غرامت بيروت براى مرگ ۳۶ كارگر و زخمى شدن ۲۵۰ تن از آنان در پى افزايش احساسات ضدسورى در لبنان پس از مرگ حريرى شده است.
هم اكنون اگرچه بمب گذارى هاى لبنان تلاش براى القاى فضاى نظامى گرى در اين كشور مورد ارزيابى قرار مى گيرند وجود برخى از نشانه ها نظير تمايل حزب الله به سهيم شدن در حكومت حكايت از اين دارند كه برگشت به تفكرات دهه ۸۰ قرن بيستم در لبنان احتمالى تا حد زياد دور از ذهن است. پس از ترور رفيق حريرى به نظر مى رسد كه اجماعى نانوشته ميان گروه ها و احزاب مختلف لبنان صورت گرفته است. اجماعى در جهت يك سياست هم سو كه از بين بردن بستر هاى تنش در اين كشور از جمله اصول اوليه آن است.
بازگشت ميشل عون از تبعيد و اخيراً هم آزادى سمير جعجع در اين راستا قابل ارزيابى هستند. ميشل عون پس از بازگشت به لبنان و در مراحل اوليه رايزنى پيش از انتخابات اخير در لبنان نتوانست به توافقى مبنايى با گروه هاى سياسى اصلى در اين كشور نايل آيد، با اين حال در نهايت به سوى سياست يك صدايى با ساير احزاب گام برداشت و نيرو هاى طرفدار خود را وارد مجلس كرد. اگرچه پيشينه سياسى و نظامى جعجع بسيار پيچيده تر از وضعيت ميشل عون است، اما آزادكنندگان وى اميدوار هستند كه خروج وى از زندان بتواند زمينه جذب حمايت طرفداران او را فراهم آورد. هم اكنون حزبى كه رياست آن را سريدا جعجع همسر اين فرمانده سابق فالانژيست هاى لبنان در اختيار دارد، عضو ائتلاف حاكم به رهبرى سعدالدين حريرى است. بروز برخى شايعات در مورد پناهنده شدن احتمالى جعجع پس از آزادى به دفتر ويژه در وزارت دفاع ملى لبنان از جمله نشانه هايى است كه در اين راستا قابل ارزيابى و تحليل هستند.
وقوع رويداد هايى از اين دست تا حدى روند شكل گيرى فضاى اعتماد ميان عناصر مختلف در ساختار سياسى لبنان را مخدوش خواهد كرد، اما اين رويداد ها داراى برآيندى هستند كه به نظر مى رسد در نهايت به افزايش انگيزه براى حاكم شدن جو دوستى و آشتى ميان اين عناصر منتهى شود. اين انگيزه هم اكنون در برخى از كشور هاى منطقه به غير از سوريه به وجود آمده است. خصومت ورزى در بلاد اسلامى هزينه هاى بسيارى داشته و همين عاملى است كه براى ترغيب كشور هاى منطقه به در پيش گرفتن سياست همكارى و همگرايى با دولت جديد لبنان تاثير قابل توجهى داشته است. بديهى است كه در چنين فضايى ايران نيز مى تواند پيگير سرنوشت ديپلمات هاى ربوده شده خود در لبنان باشد. اكنون جناحى در لبنان حاكم شده است كه كمترين دغدغه مشترك با سياست هاى ايران در رويكرد آن قابل مشاهده است. دستيابى به اطلاعات دقيق در مورد معماى سرنوشت ايرانيان ربوده شده در سال ۱۳۶۳ كه سمير جعجع در حال حاضر تنها شاه كليد حل آن است از عواملى است كه فرمول آينده روابط ايران و لبنان را توضيح مى دهد.
http://www.sharghnewspaper.com/840503/html/world.htm
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1384ساعت 14:36  توسط رضا  | 

.
به نوشته روزنامه «جمهوري اسلامي»، در بيانيه كنفرانس بين‌المللي اسلامي كه اخيرا با شركت فقهاي جهان اسلام در امان پايتخت اردن برگزار شد، براساس نقطه نظرات فقهي آيت‌الله سيستاني، شيخ الازهر، مفتي مصر، مراجع مختلف شيعه (اعم از جعفري و زيدي)، مفتي عمان، مجمع فقه اسلامي وابسته به سازمان كنفرانس اسلامي، مجلس اعلاي امور ديني تركيه، فقهي اردن و هيات صدور فتوا و شيخ يوسف قرضاوي منتشر شده آمده است:

1ـ آنچه براي رضاي خدا و براساس بحث و تحقيق در اين كنفرانس به آن رسيديم طي توافقي كه در ذيل مي‌آيد اعلام مي‌نماييم.
هر كس كه پيرو يكي از مذاهب چهارگانه اهل سنت و جماعت (حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي)، مذهب جعفري، زيدي، اباضي و ظاهري باشد مسلمان است و تكفير او جايز نيست. ريختن خون او و تعرض به مال و ناموس او حرام است كما اينكه (طبق فتواي شيخ ازهر) تكفير اصحاب عقيده اشعري، پيروان تصوف حقيقي و اهل انديشه صحيح سلفي مجاز نيست.

از اين رو هيچ‌كس حق تكفير گروه‌هاي مسلماني را كه ايمان به خداوند متعال، پيامبر اكرم (ص)، اركان ايمان و احترام به اركان اسلام در خود دارد و در عين حال منكر مسلمات و بديهيات دين نيست ندارد.

2ـ مذاهب هشتگانه بيش از اين‌كه اختلافاتي ميان آنها باشد، مشتركات فراواني دارند و پيروان اين مذاهب در مبادي اساسي اسلام متفق‌القولند. همگي به خداي يگانه، قران كريم و حضرت محمد(ص) بعنوان فرستاده خدا براي همه بشريت ايمان دارند. ضمن اين‌كه در باب اركان پنجگانه اسلام يعني شهادتين، نماز، زكات، روزه و حج اتفاق نظر دارند و نسبت به اركان ايمان يعني ايمان به خدا، ملائكه، كتاب‌ها، پيامبران، آخرت، مقدرات نيك و بد همعقيده هستند. اما اختلاف علما در اين مذاهب اختلافاتي است در فروع و نه در اصول و اين خود رحمت است زيرا در گذشته گفته‌اند: اختلاف علما در راي امر خوبي است.

3ـ پيروي از مذاهب اسلامي به معني التزام به راه صحيح و مشخص در فتواهاست، لذا هيچكس، بدون هرگونه شايستگي كه آن مذهب آن را تأييد مي‌كند ـ حق قرار گرفتن در جايگاه فقهي را ندارد و مجاز به صدور فتوا بدون تبعيت از راه صحيح نيست. ضمن اين‌كه كسي حق ندارد در صدد تشكيل و تاسيس مذهب جديد و اصرار فتواي غيرقابل قبول و به دور از قواعد شريعت باشد.

4ـ خلاصه موضوع پيام «امان» كه در شب قدر در سال 1425 هـ. ق صادر و در مسجدها شميين قرائت شد همان التزام به مذاهب و طريق صحيح آن است. در اين ميان به رسميت شناختن مذاهب و اصرار و تاكيد بر گفتمان و ديدار ميان علما و پيروان مذاهب با يكديگر ضامن اعتدال و ميانه‌روي، گذشت، رحمت و گفت‌وگو با ديگران خواهد شد.

5ـ از مسلمانان مي‌خواهيم اختلافات را كنار گذاشته، موضعگيري‌ها را نزديك به هم و وحدت كلمه را در پيش بگيرند. آنها بايد در احترام به يكديگر، تقويت همبستگي ميان ملت و دولت‌هاي خود، تقويت روابط برادري كه موجب محبت براي رضاي الهي مي‌شود تلاش نمايند و فرصت و بهانه‌اي براي بروز هرگونه فتنه ميان آنها ندهند... چرا كه خداوند فرموده است: « انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم و اتقواالله لعلكم ترحمون »
در پايان اين بيانيه، به دو نكته مهم اشاره شده است. اول آن‌كه شركت كنندگان در اجلاس سازمان كنفرانس اسلامي در امان كه در نزديكي مسجدالاقصي و سرزمين‌هاي اشغالي تجمع كرده‌اند بر تلاش همه جانبه براي حمايت از مسجدالاقصي (به عنوان اولين قبله و سومين حرم شريف) بخاطر خطراتي كه آن را تهديد مي‌كند و براي پايان دادن به اشغال و آزادسازي مقدسات تاكيد مي‌نمايند.

دوم آن‌كه شركت كنندگان بر ضرورت عمق بخشيدن به معاني آزادي و احترام به راي و نظر ديگران در سراسر جهان اسلام تاكيد مي‌نمايند.

http://www.baztab.com/news/26749.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1384ساعت 12:22  توسط رضا  | 


 
124428.jpg
خرازى گفت: چندى پيش موسسه اى در تركيه كه زير نظر آمريكايى ها است نظرسنجى اى در بين مردم تركيه در مورد محبوب ترين و منفورترين كشور انجام داده بود كه ۹۷ درصد از مردم اين كشور اذعان داشته بودند ايران محبوب ترين كشور است و در مقابل به ترتيب ۹۸ درصد و ۹۳ درصد اسرائيل و آمريكا را منفورترين دانسته  بودند. عصر روز چهارشنبه (گذشته)، معاونان رئيس جمهور، وزيران، معاونان وزيران و استانداران دولت خاتمى در ساختمان حافظيه گردهم آمدند و با ارائه گزارشى كوتاه از عملكردشان در دولت خاتمى با وى خداحافظى كردند.به گزارش ايسنا كمال خرازى از جمله وزرايى بود كه در اين مراسم به ارائه گزارشى از عملكرد دستگاه ديپلماسى و سياست خارجى پرداخت و اظهار داشت كه در طول هشت سالى كه در دولت خاتمى حضور داشته با پشتيبانى دولت خاتمى اين وزارتخانه توانسته به پيشرفت هاى زيادى دست يابد و به جايى برسد كه امروز از ايران در صحنه بين المللى به عنوان يك بازيگر مطرح نام برده شود. خرازى گفت: در ديپلماسى مردمى ما توانستيم با كشورهاى مسلمان و اسلامى ارتباط خوبى برقرار و زمينه را براى رفت و آمد آنها تسهيل كنيم. اكنون موقعيت ما در بين مردم كشورهاى اسلامى ممتاز است. چندى پيش موسسه اى در تركيه كه زير نظر آمريكايى ها است نظرسنجى اى در بين مردم تركيه در مورد محبوب ترين و منفورترين كشور انجام داده بود كه ۹۷ درصد از مردم اين كشور اذعان داشته بودند ايران محبوب ترين كشور است و در مقابل به ترتيب ۹۸ درصد و ۹۳ درصد اسرائيل و آمريكا را منفورترين دانسته  بودند. در حال حاضر ايران اسلامى محل اتكا و ملجاء مردم كشورهاى اسلامى است. البته اين موفقيت ها فقط به فعاليت هاى دستگاه سياست خارجى مربوط نيست، بلكه مجموعه دولت و كابينه در جهت كسب اين موفقيت ها تلاش كرده اند. وى در پايان گفت: در حال حاضر در وضعيتى دولت را تحويل مى دهيم كه در عرصه سياست خارجى در سطح بين المللى و منطقه اى داراى جايگاهى مناسب و خوب هستيم.
http://www.sharghnewspaper.com/840501/html/diplom.htm
+ نوشته شده در  شنبه 1 مرداد1384ساعت 14:59  توسط رضا  | 

فلسفه سياسى ،بر سر سفره هاى مردم

 
محمد قوچانى
سال ها پيش _ حتى پيش از دوم خرداد هفتاد و شش _ دكتر محمدجواد لاريجانى، كه در آن ايام نظريه پرداز محافظه كاران بود، تئورى  تازه اى را در نسبت دين و دموكراسى ابداع كرد كه اينك به نظر مى رسد توسط اصول گرايان به كار گرفته شده است حتى اگر ديگر لاريجانى تئوريسين ايشان نباشد.
محمدجواد لاريجانى همچون علماى حوزه معتقد بود آنچه حكومت را «مشروع» مى سازد نه راى مردم كه «شرع» مقدس است. از اين رو شريعت و شرعيت را منشاء مشروعيت مى دانست و راى مردم را نه چون دموكراسى هاى مدرن منبع «مشروعيت» كه به عنوان نماد «مقبوليت» معرفى مى كرد. اما از اين تمايز مهم تر، وى معتقد بود فارغ از اين نزاع تئوريك مردم همواره بيش از آنكه به «مشروعيت» حكومت فكر كنند به «كارآمدى» آن مى انديشند. يعنى مردم به جاى آن كه فكر كنند چرا اين حاكمان بر آنان حكومت مى كنند به اين مى انديشند كه همين حاكمان براى آنان چه كار مى كنند. لاريجانى بحران آينده كشور را در آغاز دهه ۷۰ بحران كارآمدى نظام سياسى مى دانست نه بحران مشروعيت و از اين رو از ياران خود مى خواست به جاى پاسخ گفتن به پرسش هاى پايان ناپذير درباره اثبات يا بطلان تئورى دموكراسى اسلامى پاسخ هايى روشن درباره دستاوردهاى عملى نظام جمهورى اسلامى را تدارك ببينند. سال ها از آن روزگار مى گذرد. محافظه كارانى كه جواد لاريجانى مغز متفكر آنان بود با شكست ناطق نورى در سال ۱۳۷۶ و راى نياوردن على لاريجانى در سال ۱۳۸۴ به تدريج از عرصه سياسى ايران حذف شدند. اصلاح طلبانى كه رقيب لاريجانى ها در اين  سال ها بودند نه فقط در عصر دورى از قدرت (۷۶ _ ۱۳۶۸) بلكه در عصر نشستن بر كرسى دولت (۸۴ _ ۱۳۷۶) لحظه اى از نظريه پردازى درباره نسبت دين و دموكراسى غفلت نكردند. چه خطابه ها كه درباره مشروعيت آفرينى راى مردم نخواندند و چه جدل ها كه با معتقدان به تمايز مشروعيت و مقبوليت سامان ندادند. اما درست در همان سال ها كه دو جناح كلاسيك ايران سرگرم جدل هاى تئوريك بودند جناح جديدى در حال تولد بود كه به تلاش  هاى پراگماتيك سرگرم بود. آنان با وجود آنكه محمد جواد لاريجانى را از خويش نمى دانستند و حتى از پيام هاى مثبت وى استقبال نمى كردند اما نصايح او را به گوش، نوش كردند و در عمل به كار بستند. آنان اين حرف مائو را در عمل اجرا كردند كه براى درست كردن املت به جاى بحث درباره كيفيت تخم مرغ كافى است كه آنها را به هم كوفت و پخت. اين جناح سوم همان افرادى هستند كه اكنون خويش را اصول گرا مى خوانند اما جامه  عمل گرايى به تن كرده اند. همين تفاوت ظاهر و باطن سبب شده حتى غربيان (اعم از ژورناليست ها و استراتژيست ها) در فهم جريانى كه از يكسو بنيان گرا ترين باور ها را دارند و از ديگر سو عمل گرا ترين نام ها (آبادگران) را بر خود نهاده اند دچار بحران شوند.
جنبشى كه سوم تير اوج خيزش آن بود و رئيس جمهور جديد نماد آن محسوب مى شود شعار خود را «اصو ل گرايى در انديشه و عمل گرايى در كار» قرار داده است. براساس آموزه هاى اين جنبش سياسى _ فكرى مهر و نشان همان است كه بود. حكومت در عصر غيبت معصوم بر عهده فقيه جامع الشرايطى است كه علم و عدل او براى رهبرى كفايت مى كند و اگر در جمعى از خبرگان دينى برگزيده مى شود راى آنان يا مردمى كه ايشان را برمى گزينند جز از حيث مقبوليت چيزى بر آن مشروعيت نمى افزايد. مشروعيتى كه از شريعت برمى خيزد و شريعتى كه بر عدالت استوار است چرا كه شيعه را عدليه نيز خوانده اند. اما آنچه اين جريان جديد را از محافظه كاران سنتى متمايز مى كند عمل گرايى در كار است. اصول گرايان چندان وقت و سرمايه خود را صرف جدل و بحث هاى نظرى نمى كنند يا دست كم همانگونه كه رئيس جمهور منتخب گفته است اين كار را بر عهده ديگران مى سپارند. اولين و دومين سفر محمود احمدى نژاد به دو شهر مذهبى و حوزوى ايران يعنى قم و مشهد بود كه در اولين ديدار ملاقات صميمانه رئيس جمهور با آيت الله محمدتقى مصباح يزدى بيش از همه جالب توجه بود. در واقع اگر مناسبات دولت اصلاحات با نظريه پردازانى مانند دكتر عبدالكريم سروش در كمال پرده پوشى تعريف مى شد رئيس دولت جديد (كه آن را دولت اسلامى ناميده است) در رابطه برقرار كردن با تئوريسين هاى نوين دولت ترديدى ندارند بلكه پس از آن به صراحت اعلام مى كنند نظريه پردازى كار دولت نيست. نظريه پردازى كار ديگران است و دولت تنها به خدمتگزارى خواهد پرداخت. امورى كه در دولت اصلاح طلبان هر دو گويا بر عهده دولت بلكه رئيس دولت بود. دولت آينده عملاً خواهد كوشيد بر بحران كارآمدى غلبه كند؛ بحرانى كه اگر حل شود به نظر اولياى اصول گرايان از ايجاد بحران هاى بزرگتر مانند بحران مشروعيت (يا بهتر بگوييم، مقبوليت) جلوگيرى خواهد كرد .
در اين ميان به تدريج ارزش محورى نظم سياسى از «آزادى» به «عدالت» تغيير خواهد كرد. عدالت در نگاه كلاسيك حاكم به همان معناى وضع شىء در جاى خود (هر چيز به جاى خويش) معنا مى شود. اما آزادى به معناى قرار گرفتن هركس در هر جايى كه مى خواهد تعبير مى شود. بديهى است اين تغيير گفتمان سبب خواهد شد شعار هايى مانند مبارزه با فساد، فقر و تبعيض در ميان توده هاى مردم بيش از شعار هايى مانند حقوق بشر و دموكراسى معنا دار شود. رئيس جمهور آينده ايران احتمالاً برخلاف خاتمى به خطابه هاى شكوهمند روى نخواهد آورد. صداى احمدى نژاد را كمتر از خاتمى خواهيم شنيد چه خاتمى از اين پس مانند يك روشنفكر به جدل با افرادى مانند مصباح يزدى خواهد شتافت. در چكاچك اين واژه هاى آتشين اما حاميان تئورى عدالت به جاى نظريه آزادى به كار خود سرگرم خواهند شد و دولت بيش از پيش از مقام نهادى نظريه پرداز به نهادى كارگزار تبديل خواهد شد. در چنين صورت بندى اى از رابطه دولت و حكومت عملاً رئيس جمهور به جايگاه واقعى و قانونى خود در قانون اساسى مصوب سال ۱۳۶۸ نزديك خواهد شد و به يكى از روساى قواى سه گانه كشور تبديل مى شود. تئورى هاى اداره كشور نيز به تدريج به نهادهاى آموزشى سنتى (حوزه هاى علميه)، مدرن (دانشگاه ها) يا نيمه سنتى نيمه مدرن (مانند دانشگاه هاى باقرالعلوم قم، مفيد قم، امام صادق تهران و...) كوچ خواهند كرد و به رقابت خواهند پرداخت.
بر مبناى همين تغييرات است كه مى توان گفت انتخابات سوم تير همانند انتخابات دوم خرداد فلسفه سياسى حكومت را در ايران وارد مرحله تازه اى كرده است. در هر دو انتخابات اين تفكر سنتى كه «چه كسى حكومت مى كند؟» به مطالبه اى مدرن تبديل شد كه حاكم «چگونه حكومت مى كند؟» هشت سال پيش كارگزار اين تغيير گفتمان «نوگرايان دينى» بودند و اكنون «اصول گرايان دينى» نمايندگى آن را برعهده گرفته اند. با وجود اين هنوز گره هاى اصلى فلسفه سياسى مدرن در ايران گشوده نشده است. اينكه چه كسى «حق» حكومت دارد و مشروعيت حكومت را چه كسانى تعيين مى كنند؟  اصلاح طلبان در حالى قدرت را ترك مى كنند كه در پايان مباحثه اى سخت و خسته كننده نتوانستند پاسخى صريح به اين پرسش دهند و اصول گرايان در شرايطى قدرت را تحويل مى گيرند كه در كمال خونسردى سعى مى كنند صورت مسئله را پاك كنند. با وجود اين عبور از بحران كارآمدى معنايى جز گذار به مسئله مشروعيت ندارد. دولت جديد حتى اگر موفق به حل همه بحران هاى اجرايى، ادارى و اقتصادى كشور شود عملاً طبقه متوسط جديدى را تشكيل خواهد داد كه با حل معضلاتى چون فقر و فساد و تبعيض، مطالباتى نوين مانند دموكراسى و حقوق بشر را از سياستمداران خواهد خواست. در اينجاست كه مى توان گفت فلسفه سياسى حتى در بحرانى ترين شرايط اجتماعى تعطيل نمى شود و خود را به زودى بر سر سفره هاى مردم نشان خواهد داد. برخوردارى مردم از حداقل رفاه و امنيت سرانجام مطالبات آنان را به اين سطح ارتقا خواهد داد كه خواهان حفظ شخصيت و نيز دستيابى خود به اطلاعات بيشتر شوند. تقسيم عادلانه ثروت در پى خود به تقسيم عادلانه قدرت و معرفت منتهى خواهد شد به شرط آنكه ثروت و معرفت توليد و انباشت شوند. در اينجاست كه اهميت اينكه چه كسى بر مردم حكومت مى كند براى آنان روشن مى شود و مسئله مشروعيت حتى تا سفره هاى مردم ادامه مى يابد. مردمى كه در هر دو انتخابات دوم خرداد و سوم تير نشان داده اند به راستى خواستار گردش قدرت هستند. بدين ترتيب دولت آينده دو راه بيشتر پيش  رو ندارد: تداوم وضع موجود كه اين دولت را مانند دولت هاى قبل زير تيغ نقد مردم قرار خواهد داد يا ارتقاى آن كه عملاً كشور را در مسير توسعه سياسى و اقتصادى قرار خواهد داد. در آن صورت شايد هرگز رخدادهايى مانند دوم خرداد يا سوم تير تكرار نشود و مردم ترجيح دهند به كسانى راى دهند كه نه مانند اصلاح طلبان موجود دچار بحران كارآمدى باشند و نه مانند اصول گرايان موجود درگير بحران تئورى باشند. مردمى كه ترجيح مى دهند به كسانى راى دهند كه حرف و عمل، تئورى و برنامه شان منسجم باشد.

http://www.sharghnewspaper.com/840501/html/index.htm
+ نوشته شده در  شنبه 1 مرداد1384ساعت 12:33  توسط رضا  | 

 

حسن هاشمیان

پنجشنبه ٢١ تير ١٣٨٤

در پی تصویب ماده قانونی در پارلمان جدید لبنان امید «نیروهای لبنانی» برای آزادی رهبر خود سمیر جعجع که از سال ١٩٩٤ در سلولی ٥/٢ متری در مقر وزارت دفاع این کشور زندانی شده ، فزونی یافته است. حکم اولیه جعجع بعد از دستگیری اعدام بود اما مدتی بعد به حبس ابد تغییر يافت. جعجع تاکنون ١١ سال و سه ماه است که در زندان به سر می‌برد. این ماده در حالی تصویب شد که مجموعه نمایندگان حزب الله در مجلس لبنان به نشانه اعتراض به آزادی سمیر جعجع در پارلمان حاضر نشدند.
اگرچه با اعلام خبر تصویب ماده مربوط به آزادی سمیر جعجع در پارلمان لبنان ، هواداران جعجع به خیابانها ریخته و اظهار شادی کردند اما خانواده رشید کرامی که معتقد است نخست وزیر اسبق لبنان به دست نیروهای جعجع ترور شده است، اعلام کرد که نمایندگان جدید پارلمان خون رشید کرامی را به هدر دادند.
سمیر در ٢٥ اکتبر ١٩٥٢ در منطقه عین رمانه (در بخش شرقی بیروت) در یک خانواده معروف مارونی به دنیا آمد. پدر او فرید جعجع از قریه‌ای بنام «بشری» در کوهستانهای شمال لبنان به بیروت مهاجرت کرده بود. سمیر جعجع تحصیلات دبستان و دبیرستان خود را در منطقه عین رمانه به اتمام رساند و در هنگام تحصیل به فعالیت در حزب فالانژیستهای لبنان روی آورد. در دانشگاه سمیر جعجع وارد رشته پزشکی شد اما نتوانست این دوره را به پایان ببرد و در نصف راه تحصیلات دانشگاهی خود را رها کرد.
جعجع در اثنای یک عملیات نظامی که در اثر آن تونی فرنجیه وزیر اسبق (و پدر سلیمان فرنجیه وزیر سابق کشور لبنان) همراه با خانواده و یاران خود به هلاکت رسیدند ، به شدت زخمی شد و برای معالجه به کشور فرانسه اعزام گشت. پس از بازگشت از فرانسه مسؤول اداره منطقه شمال لبنان و سپس رهبری این منطقه که به « شوف » معروف است را به عهده گرفت.
در سال ١٩٨٣ با عقب نشینی اسرائیل از لبنان درگیری و کشتار میان « نیروهای لبنانی » به رهبری جعجع از یکسو و مجموعه حزب سوسیالیست پیشرو به رهبری ولید جنبلاط از سوی دیگر بالا گرفت. این جنگ به محاصره شدن سمیر جعجع در دیر قمر در منطقه شرقی بیروت منتهی گشت. در این میان با میانجیگری سوریه و تحت نظارت ارتش لبنان ، در سال ١٩٨٤ نیروهای سمیر جعجع موفق شدند از منطقه محاصره شده عقب نشینی کرده و جان سالم به در برند. در آن سالها سمیر جعجع به منطقه شمال لبنان بازگشت و مسؤولیت شکست خود را به گردن رهبران مسیحی و حزب فالانژ لبنان انداخت و انتقادات سختی را بر آنها وارد کرد. چنین رویکردی موجب شد که وی با داشتن منصب قائم‌مقامی رهبر حزب ، از این تشکیلات طرد گردد. (در آن سالها ایلی حبیقه رهبر حزب بود. این شخص اخیراً ترور شد)
در ١٥ ژانویه ١٩٨٥ سمیر جعجع قیام معروف خود را بر علیه ایلی حبیقه به راه انداخت که این رویداد به برکناری رهبر فالانژها منجر شد. چند روز قبل از این اتفاق ایلی حبیقه یک موافقنامه سه گانه همراه با ولید جنبلاط و جنبش امل به امضا رسانده بود.
هنگامیکه میشل عون عهده دار دولت لبنان شد نیروهای جعجع با وی درگیر شدند. علت این نزاع خونین پیشروی نیروهای عون برای گستراندن حاکمیت مطلق خود بر بنادر و گذرگاه هائی بود که در تصرف نیروهای جعجع بود. نیروهای عون که با شعار وحدت سلاح تحت فرماندهی این نخست وزیر جدید به پیش می‌تاختند جنگی را بوجود آوردند که نتیجه آن صدها کشته و زخمی بود.
در سال ١٩٨٩ سمیر جعجع موافقت خود را با پیمان طائف اعلام کرد و در ٢٤ آوریل ١٩٩٤ به اتهام دست داشتن در انفجار کلیسای «سیده نجات» که در اثر آن ١١ نفر کشته و تعدادی مجروح به جا ماند، به زندان افتاد. سمیر جعجع متهم است که رهبر حزب ملی گرایان آزاد و خانواده او، رشید کرامی نخست وزیر اسبق لبنان ، الیاس الزایک یکی از اعضای نیروهای لبنانی را به قتل رسانده است. همچنین جعجع متهم است که تلاش کرده بود میشل مور وزیر دفاع وقت لبنان را ترور کند.
سمیر در سال ١٩٨٧ با همسر فعلی خود « سترایدا » آشنا شد و در سال ١٩٩١ با وی ازدواج کرد. این خانم که اکنون همراه با ٥ تن دیگر از اعضای نیروهای لبنانی در پارلمان لبنان حضور دارد، از زمان زندانی شدن شوهر خود تاکنون رهبری حزب وی را به عهده داشته است.
سمیر جعجع و رهبر سابق وی ایلی حبیقه تنها کسانی هستند که دقیقا می‌دانند بر سر چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی در شمال لبنان چه آمده است. با ترور ایلی حبیقه، راز و اسرار ناپدید شدن دیپلماتهای ایرانی اکنون تنها در سر سمیر جعجع کتمان شده است.
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/world/more/2980/
+ نوشته شده در  شنبه 1 مرداد1384ساعت 12:1  توسط رضا  |