تبليغاتX
iranian

iranian

فرهنگ سیاست حقوق تاریخ دیپلماسی و دوستی

داریوش سجادی:
جناب آقای مهاجرانی؛ سوالی که در حال حاضر در افکار عمومی در خصوص جنابعالی مطرح است ، آنست که سکوت چند سال اخیرتان نوعی اعتکاف سیاسی از رفتار شما را متبادر به ذهن می کند. خصوصاً آنکه بعد از خروج از کشور کمتر رغبتی جهت حضور فعال در مسائل سیاسی ایران از خود نشان داده اید. در پاره ای از محافل سیاسی این انزوا و سکوت را نوعی خروج از حاکمیت و یا پیوستن به گروههای اپوزیسیون تلقی کرده اند.آیا این سکوت معنای اپوزیسیونی دارد؟


عطاء الله مهاجرانی:
در مورد اين سوال لازم می دانم اين توضيح را بدهم که لازم نیست یک نفر تمام عمرش را در سیاست بگذراند.آن هم به عنوان یک انسان که در زندگی فقط یکبار فرصت زندگی کردن داریم.
بنابراين گمان می کنم که بایستی برای زندگی یک بار هم از منظر دیگری فکر کرد ضمن اینکه اگر بخاطر داشته باشید وقتی وزیر فرهنگ و ارشاد بودم، اعلام کردم که این آخرین سمت دولتی من خواهد بود و بعد از آن تمام تلاش خودم را به نوشتن خواهم کرد و این وعده ای بود که من در سال 1378 دادم و موضوع جدیدی نیست. از همان موقع هم به دلیل شرایطی که پیش آمده بود از وزارت فرهنگ و ارشاد استعفا دادم و در صدد بودم زندگی دانشگاهی و نویسندگی را به عنوان کار اصلی خودم ادامه بدهم. در طی سالهائی که گذشت من 4 رُمان منتشر کردم و احتمالاً تا پایان امسال رُمان ديگری را هم منتشر خواهم کرد و بطور کلی وقتم را بیشتر صرف کارهای پژوهشی و فرهنگی خواهم کرد. اما اين بمعنای آن نيست که از حوزه مباحث سیاسی غافل و برکنار بودم. من به اتفاق همسرم خانم دکتر کدیور سایت اینترنتی داریم که خوشبختانه مراجعین خوبی هم دارد و در آنجا درمورد مسائل اصلی کشور هم مطلب می نویسیم و مطالب ما هم در سایتهای دیگر و روزنامه ها هم طرح می شود. من به هیچ عنوان در موضع خروج از حاکمیت و پيوستن به اپوزیسیون نیستم. البته موضع انتقادی بر آنچه که در کشور می گذرد دارم. اما گمان می کنم که منتقد نگاهش به اصلاح امور است و از درون نگاه می کند در حالیکه کسی که موضعش خروج از حاکمیت باشد از بیرون نگاه می کند و در جهت تغییر نظام و یا دگرگونی نظام تلاش می کند. من مطلقاً چنین قصد و هدفی ندارم و تمام تلاشم در نوشتن وصرف آموختن می شود.
25 سال اول عمرم را صرف آموختن کردم. 25 سال دوم را صرف کار سیاسی کردم و آنچه که باقی مانده را امیدوار هستم صرف رُمان کنم. ...

http://www.emrouz.info/archives/2005/11/00531_3.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 19:27  توسط رضا  | 


 
۱- در ۲۴ سپتامبر ،۲۰۰۵ شوراى حكام قطعنامه اى را تصويب كرد (GOV2005/77) كه در آن، علاوه بر مسائل ديگر، از جمهورى اسلامى ايران (در اينجا از آن به عنوان ايران ياد مى شود) خواسته شد تا براى كمك به مديركل جهت حل سئوالات حل نشده و اطمينان بخشى لازم: - شفاف سازى هاى لازم را انجام دهد، همان طور كه در گزارش مديركل درخواست شده كه فراتر از درخواست هاى رسمى توافق پادمانى و پروتكل الحاقى است و شامل دسترسى به افراد، اسناد مربوط به تامين تجهيزات، تجهيزات داراى كاربرد دوگانه، كارگاه هاى مشخص و مكان هاى توسعه و تحقيقات تحت اداره نظاميان مى شود؛ - تمام فعاليت هاى مربوط به غنى سازى و نيز فعاليت هاى فرآورى را براساس قطعنامه (GOV2005/64) به طور كامل و مستمر به حال تعليق درآورد؛ - ساخت راكتور تحقيقاتى آب سنگين را مورد بازنگرى قرار دهد؛ - پروتكل الحاقى را سريعاً و به طور كامل تصويب و به اجرا درآورد؛ - تكميل تصويب قريب الوقوع پروتكل الحاقى و ادامه اقدام طبق مفاد پروتكل الحاقى كه ايران در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۳ به امضا رساند. ۲- اين گزارش پيشرفت، بناى گزارش هاى پيشين مديركل به شوراى حكام درباره اجراى توافق ميان ايران و آژانس را بر اجراى پادمانى مطابق با پيمان منع گسترش سلاح هاى هسته اى مى گذارد. (توافق پادمانى)
الف- تحولات سپتامبر ۲۰۰۵ تاكنون
http://www.sharghnewspaper.ir/840829/html/iran.htm

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 19:3  توسط رضا  | 


 
ترجمه: آزاده افتخارى
موفق الربيعى مشاور امنيت ملى عراق، پس از بازگشت از سفر به ايران سوغات ارزشمندى با خود به همراه آورد و آن يادداشت تفاهمى بود كه پيرامون برخى موضوعات مورد نگرانى دو طرف به امضا رسيده است. اين يادداشت تفاهم، دولت هاى عراق و ايران را بر آن مى دارد تا درخصوص مسائل حساسى نظير تبادل اطلاعات محرمانه و جاسوسى، مبارزه با تروريسم و نفوذ اعضاى القاعده از طريق مرزهاى مشترك همكارى دوجانبه داشته باشند. تحليلگران مى گويند ديپلماسى جسورانه الربيعى حتى زلماى خليل زاد سفير قدرتمند آمريكا در عراق را نيز شگفت زده كرده است. خليل زاد در يك مصاحبه تلفنى با نشريه نيوزويك تصريح كرده است كه پس از امضاى اين يادداشت تفاهم از وجود آن اطلاع يافته است. در واقع اين آشفتگى و سراسيمگى ديپلماتيك نشان دهنده غوطه  ور شدن عراق در برزخ جايى ميان استقلال و اشتغال است. يك مقام عالى رتبه آمريكايى با اشاره به اين يادداشت تفاهم مى گويد: «مشخص نيست كه آيا الربيعى از مجوز مذاكره در اين خصوص برخوردار است يا خير.» اما الربيعى كه اميدوار است به عنوان نخست وزير آينده عراق برگزيده شود مى گويد، اين حركت با صلاحديد ابراهيم جعفرى نخست وزير عراق انجام شده كه به دنبال عقد قراردادى زودهنگام است.مشاور امنيت ملى عراق اين نكته را خاطرنشان مى سازد كه درخصوص هدف سفر خود به ايران با مقامات بلندپايه امنيتى و جاسوسى عراق رايزنى كرده است. برخى تحليلگران ادعا مى كنند آمريكا و الربيعى بر روى يك نكته اتفاق نظر دارند و آن اين است كه نفوذ ايران در عراق تا زمانى ادامه مى يابد كه تهران كنترل سناريوهاى آينده براى يك عراق مستقل و با ثبات را در دست گيرد. اين در حالى است كه با وجود ابراز اميدوارى برخى مقامات آمريكايى از جمله خليل زاد براى خروج نيروهاى آمريكايى از عراق از سال آينده، دولت بوش از اين انديشه در هراس است كه با خروج نيروهاى آمريكايى و با توجه به حكومت نه چندان قدرتمند عراق زمينه براى ايفاى نقش پررنگ تر تهران در اين كشور و گسترش انديشه هاى ضدآمريكايى مستعدتر شده و به دنبال آن، تلاش واشينگتن براى متوقف ساختن طرح هاى هسته اى ايران با شكست مواجه مى شود. خليل زاد مى گويد: در حالى كه بسيارى از آشوبگران عراق را گروه هاى سنى مذهب تشكيل مى دهند، شواهد حاكى از حضور برخى گروه هاى شيعه در درگيرى هاى اين كشور است. وى ادعا مى كند: هدف كوتاه مدت تهران مشغول نگاه داشتن نيروهاى آمريكايى در عراق است و اين در حالى است كه ايران هدف درازمدت خود يعنى استيلاى منطقه اى را به پيش مى راند. مقامات ايرانى و عراقى در جريان مذاكرات طولانى و سه روزه خود با هدف عقد تفاهم نامه ديپلماتيك در پاره اى از موضوعات شامل اخراج گروهك منافقين (مجاهدين خلق) از عراق و نقش ايران در حمايت از فعاليت حزب الله در عراق اختلاف نظر داشتند و سرانجام دو طرف در اين خصوص به تفاهم رسيدند كه به حمايت از گروه ها و يا نمايندگانى از آنها كه ايجاد دردسر مى كنند، پايان دهند. همچنين موضوع برخورد با آمريكا نيز از جمله موضوعات مورد بحث دو طرف بود. مقامات عراقى مى گويند: ميزان نگرانى ايرانيان نسبت به ادامه حضور نيروهاى آمريكايى در عراق بسيار زياد است. زمانى كه يكى از اعضاى هيات عراقى از محمود احمدى نژاد رئيس جمهور جديد ايران دعوت كرد تا همانند هزاران زائر ايرانى به عراق سفر كند وى در پاسخ به اين دعوت گفت: «ما نمى توانيم در جايى كه آمريكايى ها حضور دارند به سر ببريم.» احمدى نژاد افزود: من وقتى به عراق مى آيم كه آمريكايى ها آ نجا را ترك كرده باشند. تحليلگران مى گويند: در حال حاضر عراقى ها بر اين باورند بايد با توجه به ميزان مخالفت ايران با آمريكا پيامى را به اين مضمون به تهران بفرستند كه هر چه زودتر تفاهم نامه اى ميان تهران و بغداد منعقد شود و فرايند خروج نيروهاى آمريكايى از عراق سرعت بيشترى  يابد.
منبع:Newsweek
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 13:33  توسط رضا  | 

 

ايرنا: وزارت امور «اسرا و آزادگان فلسطينى» حكومت خودگردان فلسطين اعلام كرد: نيروهاى اسرائيل از سال ۱۹۶۷ تا كنون بيش از ۶۵۰ هزار فلسطينى يعنى حدود ۲۰ درصد از فلسطينيان را بازداشت كرده اند. پايگاه اينترنتى «اسلام آن لاين» روز شنبه به نقل از گزارش اين وزارتخانه نوشت: ۸ هزار و ۸۰۰ اسير فلسطينى همچنان در بيش از ۲۸ زندان در اسارت اسرائیل به سر مى برند. بنابر اعلام اين وزارتخانه، در ميان مجموع اسرا ۶ هزار و ۴۷۷ تن از آنان مجرد هستند كه ۶/۷۳ درصد اسرا را تشكيل مى دهند و۲ هزار و ۳۲۳ تن نيز متاهلند كه ۴/۲۶ درصد اسرا را دربر مى گيرند. «عبدالناصر فروانه» مدير اداره آمار وزارتخانه مزبور در اين باره گفت: تعداد اسرا همچنان در حال افزايش است به گونه اى كه تعداد بازداشت شدگان فلسطينى پس از نشست اخير «شرم الشيخ» منعقد شده در فوريه ۲۰۰۵ اكنون به بيش از ۲ هزار و ۵۰۰ تن رسيده است. برپايه اين گزارش، تعداد زنان فلسطينى بازداشت شده كه در انتفاضه الاقصى در سال ۲۰۰۰ بازداشت شده اند به بيش از ۴۰۰ تن رسيده است. ۱۱۴ تن از آنان كه همچنان در اسارت به سر مى برند، در مجموع ۳/۱ درصد اسرا را تشكيل مى دهند و سن سه تن از آنان كمتر از ۱۸ سال است. به گفته فروانه، زنان بازداشت شده شرايط سختى مى گذرانند و با آنها برخورد غيرانسانى مى شود. وى افزود: زندانبانان و پليس زندان همواره با اقدامات خود مايه ترس، نگرانى، ناراحتى، خشم، خفت و خوارى زندانيان زن را فراهم مى كنند. گزارش ياد شده افزود: نيروهاى اشغالگر از ابتداى انتفاضه تا كنون ۴ هزار كودك را بازداشت كرده اند و همچنان ۲۹۷ تن از آنان در بازداشتگاه به سر مى برند كه ۴/۳ درصد از مجموع كل اسيران را تشكيل مى دهند. وزارتخانه مذكور تاكيد كرد: ۷۵ كودك اسير از بيمارى هاى مختلف و محروميت از امكانات بهداشتى و پزشكى رنج مى برند.

http://www.emrouz.info/archives/2005/11/00517_4.php
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 13:28  توسط رضا  | 

طي حکمي از سوي وزير امور خارجه کشورمان دکتر منوچهر محمدي به سمت معاون آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه منصوب شد.

به گزارش مهر، دکتر محمدي که هم اکنون دانشيار دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران است پيش از اين عهده دار سمتهاي مهمي چون معاونت دانشجويي وزارت فرهنگ و آموزش عالي، معاون نخست وزير و سرپرست دفتر خدمات حقوقي، استاندار سيستان و بلوچستان، فرماندار خرمشهر و معاونت حقوقي و پارلماني وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح بوده است.

وي داراي تاليفات مختلف در زمينه انقلاب اسلامي، روابط و سياست خارجي است که از آن ميان مي توان به کتب چند دوره اي در زمينه تحليل انقلاب اسلامي، سياست خارجي و روابط خارجي، استراتژي نظامي آمريکا پس از 11 سپتامبر و مقايسه انقلاب اسلامي با انقلابهاي فرانسه و روسيه اشاره کرد.

دکتر منوچهرمتکي همچنين طي حکمي، دکتر سيد عباس عراقچي را به سمت معاون حقوقي و امور بين‌الملل وزارت امور خارجه منصوب کرد.

دکتر عراقچي بيش از اين رئيس و استاد دانشکده روابط بين الملل وزارت امور خارجه، سفير جمهوري اسلامي ايران در فنلاند، مدير کل دفتر مطالعات سياسي و بين الملل وزارت امور خارجه و سرپرست دفترنمايندگي جمهوري اسلامي ايران نزد سازمان کنفرانس اسلامي درجده بوده اند.

http://www.baztab.ir/news/30618.php

+ نوشته شده در  شنبه 28 آبان1384ساعت 11:59  توسط رضا  | 


رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: «يكي از آفت‌هاي جامعه، زير سؤال بردن همه‌ دوران پرشكوه انقلاب است و اگر عده‌اي نمي‌ترسيدند، حتي دوران مبارزه را نيز زير سؤال مي‌بردند؛ آنها حتي دوران مبارزه را هم قبول ندارند».

به گزارش ايسنا، هاشمي رفسنجاني در گردهمايي سراسري ائمه جمعه در ساختمان سابق مجلس شوراي اسلامي، با بيان اين مطلب اظهار داشت: «نبايد اوضاع را طوري جلوه دهيم كه نسل جوان فكر كند 25 سال به آنها دروغ گفته‌ايم. اگر اعتماد نسل جوان از انقلاب سلب شود، چگونه مي‌توان مجددا اين اعتماد را جلب كرد؟ در دوران گذشته حركتهاي بسيار زياد و مثبتي انجام شده است اما چه كسي اين طور سرمايه‌هاي گذشته را غارت مي‌كند و زير سؤال مي‌برد و فكر مي‌كند هر كار كوچكي كه انجام مي‌دهد درست و صحيح است؟»

وي افزود: «نبايد گذشته را زير سؤال ببريم. تحقيقا مفاخر انقلاب آنقدر عظيم و بزرگ هستند كه مي‌توانند ما را به سمت اهدافمان هدايت كنند».

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اين‌كه در كنار نقاط مثبت انقلاب نقاط ضعفي نيز وجود دارد، اظهار داشت: «وحدت و انسجام ملي آسيب ديده و آسيب‌هايي نيز در راه است و كساني كه انسجام ملي را مخدوش مي‌كنند بايد مورد سؤال قرار گيرند. نمي‌توانم صريحا عوامل اين آسيب را معرفي كنم اما اگر وحدت و انسجام ملي آسيب ببيند خيلي خطرناك است».

وي افزود: «تهديد جدي ديگر، توطئه‌ها و تهاجم خارجي است كه هميشه وجود داشته و مسائل ويژه و بخصوص شرايط داخلي اين خطر را جدي‌تر مي‌كند».

هاشمي رفسنجاني با اشاره به مسئله انرژي هسته‌اي، آن را يكي از دستاويزهاي شرارت دشمنان عليه ايران برشمرد و افزود: «مسئله‌ فلسطين، حضور دشمنان در عراق و افغانستان و مسئله لبنان همه بيانگر اهداف واحدي براي توطئه عليه ايران است. جرياني مثل القاعده در منطقه ما وجود دارد كه ممكن است خود ما هم از آن آسيب ببينيم و اگر امروز به ما آسيب نمي‌رساند به اين دليل است كه مسائل مهمتري پيش رو دارد. آنها با مكتب اهل بيت خصومت دارند».

وي گفت: «آنچه كه مي‌تواند ما را پيش ببرد، حفظ انسجام و وحدت ملي بر محور اسلام، انقلاب و ايران است. از ائمه جمعه مي‌خواهم كه محور اين وحدت باشند و سعي كنند در محيطي كه هستند وحدت جامعه مخدوش نشود. بايد بر روي ايجاد راهكارهاي وحدت بيشتر فكر كنيم». 

جرياني سعي در طرد مديران شايسته دارد
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه سخنانش اظهار داشت: «جامعه‌ امروز به دو قطب تقسيم شده و بعضي‌ها با حالت تهاجمي رفتار مي‌كنند. جرياني امروز سعي دارد افراد با ارزش كشور و مديران شايسته را طرد و منزوي كند و اين آفت مانند خوره به جان كشور افتاده است. اگر افراد زيادي از عرصه‌ تصميم‌گيري كنار گذاشته شوند، آنها نيز رفتار تهاجمي به خود مي‌گيرند. بايد توجه داشت كه نمي‌توان يك طرفه مسئله را حل كرد».


هاشمي رفسنجاني گفت: «50 سال است قبل و بعد از انقلاب در حال تربيت نيرو و مدير هستيم. انسانهاي بزرگ در كوران مشكلات ساخته مي‌شوند و نمونه اين افراد تربيت‌شده در جامعه زياد هستند. عدم استفاده از اين نيروها مي‌تواند به آينده‌ نظام آسيب برساند».

وي با بيان اين‌كه مسئولان كشور به پشتيباني نياز دارند، گفت: «نيروي مسئولان فعلي نبايد صرف بيرون كردن، طرد كردن و جنگيدن شود».

هاشمي رفسنجاني تصريح كرد: «مبارزه با مفاسد اقتصادي لازم و واجب است، اما ترسيم اشكال مبهم و ادا كردن كلماتي كه در آنها همه را زير سؤال ببريم مبارزه‌ با مفاسد اقتصادي نيست. اگر مي‌دانيد كه چه كسي مفسد اقتصادي است، نام آن را اعلام كنيد و به مجازات برسانيد. نبايد مبهم و طوري حرفي بزنيد كه گويي همه فاسد هستند. اين ظلم به انقلاب و آينده كشور است و بايد توجه داشت كه اعتماد از دست رفته ديگر به دست نمي‌آيد».

به گزارش ايسنا، وي در ادامه تصريح كرد: «وظايف ائمه جمعه بسيار سنگين است و همه بايد مواظبت كنيم كه جامعه دچار فساد نشود. نبايد مديران باتجربه را به آساني از دست بدهيم. توجه به آمار دلخراش خروج فرهيختگان از كشور مايه تأسف است. ما انتظار داشتيم كه ايران مركز جذب انسانهاي فرهيخته و باسواد شود و حتي فرهيختگان دنيا را نيز به ايران جذب كنيم، اما روند خروج نخبگان از ايران خلاف اين مسئله را اثبات مي‌كند».

هاشمي رفسنجاني گفت: «شكستن همدلي‌ها و مخدوش كردن الماس انقلاب از جرم‌هاي نابخشودني است و عدم حفاظت از آن نيز جرم ديگري است». 

نبايد بودجه كشور را صرف امور جاري كنيم
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه‌ سخنانش با بيان اين‌كه اگر توسعه را به طور جدي ادامه ندهيم به زانو درخواهيم آمد، گفت: «اگر سالانه رشد 8 درصد داشته باشيم مي‌توانيم به اهداف چشم‌انداز بيست ساله برسيم و اين رشد در صورتي است كه سرمايه‌هاي ملي و همه امكانات خارجي به كار گرفته شوند. اگر فكر كنيم با همين امكانات موجود مي‌توانيم كشور را اداره كنيم اشتباه بزرگي كرده‌ايم».

وي با انتقاد از اين‌كه 80 درصد بودجه كشور صرف آموزش و پرورش، نيروهاي مسلح، بهداشت و درمان و تأمين يارانه‌ها مي‌شود، گفت: «اگر سياست‌مان اين باشد كه بودجه را صرف امور جاري كنيم و از سازندگي و امور زيربنايي غفلت كنيم فاجعه عظيمي رخ خواهد داد. رونق واقعي اقتصادي در اين است كه سرمايه‌ها در گردش باشند و گرفتار زمين‌خواري و رباخواري نشود. در غير اين صورت شك نكنيد كه چهار سال ديگر شخص ديگري از پس از اين فاجعه برنخواهد آمد. بايد شرايطي درست كنيم كه مردم به سرمايه‌گذاري دلگرم باشند».

هاشمي رفسنجاني افزود: «مي‌توانيم بجاي اين‌كه دهها ميليارد دلار سرمايه از كشور خارج شود، دهها ميليارد دلار سرمايه‌ خارجي را به كشور جذب كنيم».

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه سخنانش با اشاره به نقش روحانيت و تريبون‌هاي نماز جمعه در جامعه، گفت: «كشور روزهاي حساسي را از ابعاد مختلف مي‌گذراند و ائمه‌ جمعه بايد وقت بيشتري صرف آنچه كه مي‌گذرد كنند».

وي با بيان اين‌كه زمينه‌هاي خوبي براي پيشرفت و بالندگي در كشور به وجود آمده است، افزود: «اين زمينه‌ها براي ما اتمام حجت الهي است و اين موقعيت ممتاز، مسئوليت‌آفرين است. خداوند اين قبيل فرصت‌ها را بازخواست خواهد كرد».

وي گفت: «براي رسيدن به اين موقعيت ممتاز از معابر بسيار سختي عبور كرديم. امروز ساختار كشور تنظيم شده و چشم‌انداز 20 ساله نيز بر پايه واقعيت‌هاي نظام اسلامي تدوين شده است».

هاشمي رفسنجاني ادامه داد: «امروز براي مديريت كشور افراد شايسته‌اي پرورش يافته‌اند و اگر ايران امروز يك حرف جدي مطرح كند در محافل سياسي، علمي و فرهنگي مورد بحث قرار مي‌گيرد. امروز ايران به منزله‌ بلندگويي در جهان عمل مي‌كند و كوچكترين اظهارنظر از سوي مسئولان و مقامات ايران مورد تحليل مجامع جهاني قرار مي‌گيرد».

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهار داشت: «امروز در شرايطي قرار گرفته‌ايم كه آماده‌ جهش هستيم و اگر درست حركت كنيم مي‌توانيم به عنوان يك الگوي اسلامي در جهان مطرح شويم».

آيين‌نامه نظارت بر سه قوه، پيش از انتخابات تدوين شده بود
هاشمي رفسنجاني در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به تدوين آيين‌نامه‌ نظارت مجمع بر سياستهاي كلي نظام، گفت: «آيين‌نامه نظارت پيش از انتخابات نوشته شده بود و آن زماني بود كه فكر مي‌كردم خودم رئيس جمهور مي‌شوم. اين نظارت طوري خواهد بود كه وارد جزئيات اجرا نخواهيم شد».

وي اعلام كرد: «مجمع تشخيص مصلحت نظام بايد بر اصلاحات برنامه‌ها نظارت كند تا بر خلاف سياست‌هاي كلي نباشد. نسخه‌اي از مصوبات و برنامه‌ها نيز بايد به مجمع ارسال شود تا مغاير سياست‌هاي كلي نباشد».

وي افزود: «بايد شاخص‌هاي سالانه‌اي تهيه كنيم تا ببينيم سياست‌هاي كلي چقدر در جامعه عمل مي‌شود و آيا تأثيري داشته است يا خير؟»

به گزارش ايسنا هاشمي رفسنجاني پس از پايان سخنانش در سخنان كوتاهي در جمع خبرنگاران،‌ گفت: «اگر وحدت را خدشه‌دار كنيم به دشمن كمك كرده‌ايم و ديگر نيازي به برنامه‌ريزي آنها نيست. با كارهايي كه بعضي‌افراد انجام مي‌دهند به تحقق اهداف دشمنان خارجي كمك مي‌كنند و اين مايه تأسف است».

http://www.baztab.ir/news/30514.php
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1384ساعت 16:31  توسط رضا  | 

محمد جواد لاريجانى در گفت و گو با ايرنا
عبور از پوپوليسم
153567.jpg
گروه سياسى: ۲۶ سال پس از قطع روابط ديپلماتيك ميان ايران و آمريكا و در شرايطى كه رابطه تهران، واشينگتن به اوج چالش خود طى سال هاى گذشته رسيده است، محمد جواد لاريجانى مى گويد كه در رابطه با آمريكا بايد «استراتژى مهار و كاهش تنش و معمولى ساختن روابط در دراز مدت را به نفع خود دنبال كنيم.» موضوع روابط ايران و آمريكا طى ۸ سال گذشته بارها مطرح شده است. شايد از همين منظر محمد جواد لاريجانى معاون اسبق وزارت امور خارجه كه در سال ۱۳۶۸ پس از استعفا از اين وزارتخانه راهى مجلس شد تا در مكانى ديگر سياست خارجى كشور را دنبال كند، روز گذشته در گفت وگو با ايرنا به تحليل روابط ميان ايران و آمريكا و چگونگى بهبود اين روابط پرداخت. به اعتقاد او كه پيش از اين نيز به طور مستقيم از گفت وگو با آمريكا تحت عنوان مذاكره با شيطان سخن گفته بود، در مورد رابطه با آمريكا دو نظر كارشناسى وجود دارد. «نظر اول اين است كه هنوز شرايط مهيا نيست و صحبت كردن با آمريكا چيزى از دشمنى هاى اين كشور نسبت به ايران نمى كاهد و بنابراين وقتى دشمنى ها را كاهش نمى دهد، صحبت  كردن فايده ندارد، حتى اگر سفارت اين كشور در تهران باز شود.» اما او كه زمانى به تئوريسين محافظه كاران شهرت داشت، به نظر كارشناسى دوم در اين خصوص گرايش دارد: «در دراز مدت بايد كار با دشمن را سامان دهيم.» محمد جواد لاريجانى كه در كميسيون سياست خارجى مجلس پنجم حضور داشت چنين ادامه مى دهد: «در اين كه آمريكايى ها دشمن ما هستند، ترديدى ندارم و آمريكايى ها نيز در انجام دشمنى شان نسبت به ما تنها مانعى كه دارند، اين است كه گاهى احتمال مى دهند موفق نشوند.» او با بيان اينكه آمريكايى ها هر جا احتمال دهند موفق مى شوند عمل خواهند كرد، كار با دشمن را بخشى از كار سياسى ذكر مى كند. به اعتقاد رئيس مركز تحقيقات فيزيك نظرى «در عالم سياست بايد ۸۰ درصد با دشمنان كار كرد و ۲۰ درصد با دوستان.» محمدجواد لاريجانى در تشريح دكترين خود در مورد نحوه چالش با دشمن چنين ادامه مى دهد: «با دشمن هم مى شود از نقاط مقطعى شروع كرد، نقاطى كه منافع دو كشور متقاربند. به رغم اينكه در ۱۰۰ مورد ديگر با هم اختلاف دارند.» سپس او چنين نتيجه گيرى مى كند كه مى  توان به ترتيب به مهار تشنج، كاهش تشنج و همكارى هاى مقطعى در مسائل حياتى دست يافت. محمدجواد لاريجانى با اين حال در مورد رابطه با آمريكا چنين مى گويد: «صحبت از محاسبه نفع و ضرر است. صحبت اين نيست كه تابويى باشد كه با آمريكايى ها روبه رو نشويم يا حكمى خلاف شرع و قانون اساسى باشد.» البته لاريجانى از افرادى كه مشتاق تبديل دشمنى به دوستى با آمريكا هستند نيز انتقاد مى كند: «متاسفانه بعضى ها وقتى به مسئله آمريكا مى رسند، فكر مى كنند ما بايد يك دفعه پيش فرض خود را از نحوه تعامل با آمريكا به پيش فرض ديگرى يعنى از دشمنى به دوستى تبديل كنيم.» به اعتقاد او در عالم سياست دوستى ها براساس منافع ملى است و دوستى ها و دشمنى ها مفهوم پراگماتيستى دارد. يعنى اگر پيش بينى كنيم كشورى در ۲۰ سال آينده درجه تخاصمش با ما بالا خواهد بود، طبيعى است سعى كنيم به او وابسته نشويم و سرمايه  گذارى هاى ما در آن كشور كم باشد، اما اگر پيش بينى كنيم روابط ما با كشورى مثل چين آينده خوبى دارد، بايد آن را گسترش دهيم.» به اين ترتيب در زمانى كه روابط ميان ايران و آ مريكا بر سر پرونده هسته اى ايران به سخت ترين دوران خود رسيده است و واشينگتن چند روز پيش تحريم عليه ايران را براى يك سال ديگر تمديد كرده است، محمدجواد لاريجانى از استراتژى مهار و كاهش تشنج و معمولى ساختن روابط در درازمدت به نفع ايران سخن مى گويد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آبان1384ساعت 11:20  توسط رضا  | 

 عطا الله مهاجرانی:

دکتر رجبی در کانادا در باره هویت ایرانی صحبت کرده است . میتوانید فشرده سخن ایشان را در شهروند بخوانید. علاوه بر آن آقای اخوت هم در نگاه نو شماره جدید- آبان ماه- در باره هویت ایرانی نکته های اندیشه برانگیزی را مطرح کرده اند.خاطره ایران شناسی به یادم آمد که سال ها پیش به مشهد سفر می کند. در خانه دوستی ایرانی مستقر می شود و داستان جستجو گری اش را در سفرنامه اش نوشته است.صاحب خانه دختر هفت ساله ای داشته ، زیبا و خوش سخن و پر شور. از دختر می پرسد : دختر ناز چند سالت هست؟ دختر می گوید ،هفت سال. مادرش می گو ید. دقیقا هفت سال ، چون در چنین روزی متولد شده است.می پرسد جشن تولد برایش نمی گیرید؟می گویند نه ما چشن تولد نداریم.بعد از ظهر دوست ایرانی ،جهانگرد را به مجلس سالگرد کسی می برد که هفت سال پیش مرده بود.روز بعد جهانگرد می بیند در بازار، معماری دارد آجر کاری می کند از دقت معمار و زیبایی آجرکاری به شگفت می آید؛ ساعتی چشم از معمار بر نمی دارد. مردم راه خودشان را ادامه می داده اند . می بیند کسی به معمار و کار او توجهی نمی کند.
روزی دیگر می بیند می خواهند دیواری را خراب کنند، عده زیادی جمع شده بودند. وقتی دیوار خراب می شود می بیند جمعیت احساس شادی می کند.از این چهار حادثه یا تجربه استنتاج کرده است که ایرانیان به مرگ بیشتر ار تولد و به ویرانی بیش از آبادی توجه می کنند.
به گمانم این استنتاج پاره ای از واقعیت را به همراه دارد. گر چه آن سفر نامه بیش از هفتاد سال پیش نوشته شده است . اما گویی هنوز هم در دید و داوری برخی انسان به دنیا می آید که بمیرد. تردیدی نیست مرگ پایان زندگی است اما زندگی ،مرگ و ویرانی نیست.

http://mohajerani.maktoub.ir/

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 19:40  توسط رضا  | 

 

موسسه‌ي مطالعات«فرهنگ و تمدن ايران زمين»، با هدف تلاش براي تبيين حقايق و واقعيت‌هاي تاريخي، علمي و فرهنگي و رفع تحريف از آثار، مدارك، مستندات و ساختارهاي حقوقي در حوزه‌ي تمدن ايران زمين تشكيل مي‌شود.

به گزارش ايسنا، شناسايي و تدوين ميراث تمدن ايراني و كوشش براي دفاع از حقايق تاريخي تمدن ايراني با تكيه بر اسناد، مدارك و تحليل‌هاي علمي مطرح شده در مجامع حقوقي و بين‌المللي، از ديگر اهداف تشكيل اين موسسه مطالعاتي ذكر شده است.

موسسان اين مركز غيرانتفاعي كه به اختصار «فتا» ناميده مي‌شود، مهندس مير حسين موسوي، دكتر محمد باقريان، دكتر قربان بهزاديان‌نژاد، احمد مسجدجامعي و دكتر علي ربيعي هستند.

همچنين دكتر قربان بهزاديان‌نژاد رييس هيات مديره و رييس موسسه و دكتر سعيد بزرگ بيگدلي، دكتر غلامحسين زرگري‌نژاد، دكتر علي‌اصغر شعردوست، دكتر علي ربيعي از ديگر اعضاي هيات مديره اين موسسه به شمار مي‌روند.

به گزارش ايسنا بر اساس تصميم گرفته شده، موسسه « مطالعات فرهنگ و تمدن ايران زمين » تنها با تعريف پروژه و ارايه‌ي آن به دستگاه‌هاي اجرايي و نيز اعانات، به تامين منابع مالي خود، اهتمام مي‌ورزد.

لازم به يادآوري است كه موسسه درحال اخذ مجوز است و استادان گرانقدر بسياري نيز درحال مطالعه، تعريف پروژه و برنامه‌ريزي براي بزرگداشت شخصيت‌هاي برجسته درحوزه‌ي جهان ايراني و ايران‌شناسان و شرق‌شناسان انديشمند است.

در توضيح انگيزه‌هاي تشكيل اين موسسه آمده است:

« در سده‌هاي اخير، جهانگردان و شرق‌شناسان فراواني به واكاوي تاريخ، فرهنگ و تمدن ايران‌زمين نشسته و دستاوردهاي نوشتاري ارزشمندي را نيز بر جاي گذارده‌اند.

حق‌شناسي از ايشان، بر هر آن كس كه دل در گرو فرهنگ و تمدن ايران دارد، بايسته است كه اين مهم، در شناساندن و فراهم آوردن بسترهاي بهره‌گيري بيش از پيش از آثار و كوشش‌هاي گذشته نيز، سودمند خواهد بود. به ويژه اين امر، آن‌گاه ضرورتي دو چندان مي‌يابد كه شماري از شرق‌شناسان هم بوده‌اند كه به هر نيت و هدف، تحريف تاريخ و تمدن و فرهنگ ايران را در دستور كار خويش قرار داده‌اند. در اين زمينه، به ويژه موجي از تحريف‌هاي تاريخي به راه افتاده كه آثار تمدني و فرهنگي – به خصوص بزرگان علمي و فرهنگي – ايران را به ديگر كشورها و گاه تمدن‌ها منتسب مي‌سازد و بدين ترتيب به تضعيف اقتدار و هويت ملي و تماميت ارضي كشورمان همت مي‌گمارد.

از اين رو، مطالعه و بازخواني و ارزيابي تلاش‌هاي پيشين، از ضرورت‌هاي ملي امروزين ماست. بدين منظور، موسسه‌ي مطالعات فتا (فرهنگ و تمدن ايران زمين)، با سه هدف آشكار در اساسنامه خود:

* تلاش براي تبيين حقايق و واقعيت‌هاي تاريخي، علمي و فرهنگي و رفع تحريف از آثار، مدارك، مستندات و ساختارهاي حقوقي، باورها و نگرش‌ها در حوزه‌ي تمدن ايران زمين

* شناسايي و تدوين ميراث تمدن ايراني

* كوشش براي دفاع از حقايق تاريخي تمدن ايراني با تكيه بر اسناد، مدارك و تحليل‌هاي علمي از موارد مطرح شده در مجامع حقوقي و بين‌المللي

در مقام موسسه‌ي غير انتفاعي، بنياد گذارده شده است.»

پيش از اين در خبري از منابع غيررسمي، بر تمركز حوزه كاري اين موسسه درباره‌ي «قوميت‌ها» تاكيد شده بود كه چنين چيزي محور فعاليت‌هاي اين موسسه نيست.

http://www.emrouz.info/archives/2005/11/00461_1.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 18:27  توسط رضا  | 

يك جريان سياسي ناشناخته درحال شكل گيري در عراق است . براساس گزارشهاي منتشره , برخي احزاب و شخصيتهاي ديني شيعه و سني عراق سرگرم فراهم كردن مقدمات براي تشكيل مرجعيت ديني واحد و جديد در عراق هستند. واحد مركزي خبر به نقل از خبرگزاري آلمان از قاهره گزارش داد : روزنامه الحياه چاپ لندن نوشت شيخ جواد الخالصي رهبري مرجعيت جديد عراق را برعهده خواهد داشت كه در آن جنبشهاي صدر , هيئت علماي مسلمين , حزب آزاديبخش اسلامي و جبهه ملي عراق و سه مرجع شيعه به نامهاي آيت الله احمد البغدادي , آيت الله محمود الحسيني و آيت الله قاسم الطائي حضور خواهند داشت .

روزنامه الحيات به نقل از سامي العاملي مدير تبليغاتي جنبش الخالصي نوشت هدف از همسويي و نزديكي بين مراجع شيعه و سني در عراق ايجاد وحدت در ديدگاههاي گروههاي اسلامي درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در عراق است . وي خاطرنشان كرد : « تشكيل مرجعيت ديني جديد در عراق اقدامي سياسي نيست و هيچ ارتباطي به انتخابات آذرماه آينده عراق ندارد بلكه اقدامي هدفمند براي ايجاد و يكپارچگي نظرات و ديدگاههاي شيعه و سني است » . وي افزود : « مرجعيت جديد كه مقر آن در بغداد خواهد بود , جانشين هيچ مرجع ديني در عراق نخواهد شد » . اين تحركات ميتواند مشكلاتي جدي بر سر راه مرجعيت ديني كه تاكنون تلاش قابل تحسيني در زمينه حفظ آرامش و جلوگيري از درگيري ميان شيعه و سني در عراق بعمل آورده است , پديد آورد. هنوز مجموعه صدري هاي عراق درباره اين خبر موضعگيري نكرده است .

http://www.baztab.ir/news/30389.php
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 11:10  توسط رضا  | 

دومين جلد از خاطرات آيت‌الله طاهري خرم‌آبادي منتشر شد. اين مجلد، شامل خاطرات ايشان از تبعيد امام خميني تا پيروزي انقلاب اسلامي است.

آيت‌الله طاهري، يکي از روحانيون مبارز اين سال‌هاست که نامش پاي بسياري از اعلاميه‌ها ديده شده و از منبري‌هاي مبارز سال‌هاي دشوار پس از نهضت امام تا پيروزي انقلاب اسلامي است.

اين خاطرات از آن روي که توسط يکي از روحانيوني نگاشته شده که خود، در درون تحولات انقلابي بوده است قابل توجه و حاوي نکات جالبي است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» به نقل از سايت كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، بخشي از اين خاطرات درباره زندگي امام خميني در سال‌هاي آغازين تبعيد در نجف است. درس امام و مقايسه و درس ايشان و آيت‌الله خويي، نظم خاص زندگي امام، وقار وسنگيني امام، عبادت و زيارت امام، و تواضع امام از مواردي است که ايشان شرحي ازآنها به دست داده است.

ايشان پس از آن به بحث از حوزه قم پرداخته و شروع مباحث مربوط به ولايت فقيه صحبت مي‌کند. از اين که زماني آيت‌الله شريعتمداري هم اين مباحث را مطرح کرد و حتي در يکي از نشريات دارالتبليغ چاپ شد. (57) ايشان به دنبال آن شرحي از ارائه درس ولايت فقيه در نجف به دست داه است. اين قسمت از خاطرات ايشان انصافا حاوي نکات تازه و جالبي است (تا ص 69).

آقاي طاهري در بخش بعدي در باره مرجعيت امام و جا افتادن آن و اين که چه کساني براي اين کار تلاش کردند، سخن گفته است.
بحثي درباره شهيد سعيدي که شهادت ايشان در سال 49 نقطه عطفي در مبارزات روحانيت عليه رژيم به حساب مي‌آمد در ادامه آمده است.

از مباحث جالب ديگر خاطرات، پرداختن به موضوع اخراج ايرانيان از عراق و بازتاب آن در مسائل مربوط به انقلاب و روابط ايران و عراق و نقش مبارزان در اين امور است. (تا ص 98)

بحث از شهيد جاويد در ادامه آمده است. ايشان تقريظ‌نويسي آقايان منتظري و مشکيني را سبب مطرح شدن بيشتر اين کتاب مي‌داند. وي از تلاش‌هايي که صورت مي‌گرفت تا اين کتاب به امام مربوط نشود سخن گفته و اين که داماد امام، مرحوم اشراقي هم به همراه آقاي فاضل لنکراني کتابي در رد بر آن نوشتند. موضع امام هم عدم مداخله در اين کارو مسکوت گذاشتن آن بود. ايشان نقل مي‌کند که مدتها حاج آقا مصطفي اين کتاب را در جلساتي نقد مي‌کرد (ص 101)

بحث مربوط به دکتر شريعتي و اين که اين بحث چه جايگاهي در آن سالها داشت در ادامه آمده است. بخشي هم به اختلافات مرحوم مطهري با دکتر شريعتي پرداخته شده است (ص 108 – 110)
ايشان به همراه جمعي از طلاب در سال 1352 از آقاي مطهري دعوت کردند تا به قم بيايد که ايشان هم هفته‌اي دو روز مي‌آمدند. شرحي از درسهاي ايشان و فعاليت‌هاي علمي آقاي مطهري در قم در ادامه آمده است.

يکي از مسائلي که در آن سالها پيش آمد سخنراني آقاي بهشتي در حسينيه ارشاد بود که مباحثي درباره وحدت شيعه وسني مطرح کرده و موجي از مخالفت عليه آقاي بهشتي پديد آورد (ص 113)

در ادامه مسائل مربوط به مبارزات روحانيت، از جمله تبعيد شماري از روحانيون قم در سال 52، شهادت آيت‌الله غفاري و بيان ويژگي‌هاي ايشان و حمله به فيضيه در هفدهم خرداد 54 از مسائلي است که ايشان بر آنها مرور و داستان فيضيه را مفصل تر آورده اند.

بحث از سازمان مجاهدين و اين‌که ايشان و ديگر روحانيون از چه زماني از وجود آن با خبر شدند و مسائلي در حول و حوش آن مطرح بوده در ادامه آمده است. ايشان اشاره مي‌کند که برخي از روحانيون چندان به اين سازمان دل بسته بودند که وقتي براي آنان مسأله تغيير ايدئولوژي را مطرح کردند حاضر به باور کردن آن نبودند. (ص 133).

از سال 55 به تدريج جلسات روحانيون تهران با هدايت آيت‌الله بهشتي برگزار شده و کم و بيش مطالب آن به اطلاع امام رسانده مي‌شد. آقاي مطهري در اين جلسات کمتر شرکت مي‌کرد و دليلش هم اين بود که با شکل گيري حرکتي که حالت حزبي داشته باشد، مخالف بود. از ديگر عوامل اختلاف ميان آقاي مطهري با آقاي بهشتي يکي هم بر سر دكتر شريعتي بود. اين اختلاف در باره صدور اطلاعيه هم که از سوي جامعه روحانيت تهران مطرح شد خود را نشان داد. آقاي مطهري طرفدار آن بود که ما بايد آشکارا برابر نظريه کساني که دين منهاي روحانيت را مي‌خواهند موضع گيري کنيم در حالي که ديگران معتقد بودند که فعلا وقت مبارزه با رژيم است و نبايد از اين مطالب سخن بگوييم (ص 140). اين بحث مربوط به سال 57 است و عنوان آن تهيه منشور روحانيت در مبارزه با رژيم است. آقاي طاهري بار ديگر در ص 190 شرحي از آن به دست داده است. آقاي مطهري متني را تهيه کرده بودند و روي ديدگاه‌هاي خود براي جدا کردن حساب کمونيست‌ها و مخالفان روحانيت از روحانيت تأکيد داشتند. آقاي مطهري در آن متن نوشته بود که ما ديني را مي‌خواهيم که سردم دار و پرچم دار آن روحانيت باشد. عده‌اي ديگر معتقد بودند که فعلا جاي طرح اين مباحث نيست. مقرر مي‌شود تا آقاي طاهري در اين باره با امام مکاتبه کند و ايشان هم چنين مي‌کند. امام نامه را مي‌خوانند و چند نکته را يادآور مي‌شوند. اول آن که هدف اصلي سرنگوني رژيم است و اين ديگر بحث نمي خواهد. دوم در باره آن اختلاف نظر فرمودند که حق با آقاي مطهري است. (ص 192)

آقاي طاهري در قسمت بعد و به مناسبت درگذشت حاج آقا مصطفي، از سابقه آشنايي خود با ايشان و شرح صفات و ويژگي‌هاي حضرتش پرداخته و در اين باره نکات جالبي را طي صفحات زيادي طرح کرده است. پس از آن به بيان مهم ترين رويدادهاي سال 56 و 57 پرداخته اند.

يکبار ديگر هم در جلسات جامعه روحانيت بحث مبارزات مسلحانه مطرح مي‌شود. در اين باره هم قرار مي‌شود آقاي طاهري به نجف رفته و از امام سوال کند. آقاي طاهري در اين باره مفصل شرح داده و در نهايت تصريح مي‌کند که امام به هيچ روي با مبارزه مسلحانه موافق نبودند. حتي حاضر به دادن اجازه ترور منصور هم نشدند. (ص 204).

در اين سفر آقاي طاهري به لبنان رفته و نامه‌اي را که آقاي بهشتي براي امام موسي صدر نوشته بوده است، به وي مي‌دهد. در آنجا نامه‌اي هم از امام موسي صدر براي امام مي‌برد. بالاخره ايشان به نجف مي‌رود و حکايت مبارزه مسلحانه را مطرح مي‌کند و امام هم سخت با آن مخالفت مي‌کند. در باره تشکيل حزب هم نظر امام را مي‌پرسد که ايشان در اين زمينه هم مخالفت مي‌کند. (ص 221 -22).

دنباله خاطرات مربوط به رفتن امام به مرز کويت و نهايت بازگشت به عراق و رفتن به فرانسه و تحولات ديگري است که به انقلاب اسلامي سال 1357 منجر شد.

http://www.baztab.ir/news/30365.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 11:8  توسط رضا  | 

جلال طالباني» و «حامد كرزاي»، رؤساي‌جمهوري عراق و افغانستان و سيدمحمد خاتمي، رئيس‌جمهوري سابق ايران، قرار است از روز دوشنبه تا چهارشنبه در كنفرانسي در خصوص «اسلام در جهان چندقطبي» به وين بروند.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از وين، علاوه بر سيدمحمد خاتمي، از ايران، شيرين عبادي، وكيل ايراني و برنده جايزه صلح نوبل 2003 نيز در اين كنفرانس حضور مي‌يابند.

«اخضر ابراهيمي»، فرستاده سازمان ملل متحد در عراق نيز در اين كنفرانس كه از سوي وزارت امور خارجه اتريش سازماندهي شده، حضور خواهد يافت.

همچنين «بارتولومه اول»، اسقف قسطنطنيه، رهبر مذهب ارتدوكس، اسقف اعظم وين، كاردينال «كريستف شونبورن»، «آرتور شنير»، خاخام آمريكايي و وزيران امور مذهبي دو كشور مصر و مغرب، «محمود زكزوك» و «احمد توفيق» در اين كنفرانس شركت مي‌كنند.

«اورسولا پلاسنيك»، وزير امور خارجه اتريش در دعوت نامه خود نوشته است: محور سخنراني‌هاي عمومي و خصوصي اين نشست، روابط ميان جهان اسلام و غير اسلام است.
وي افزود: در سراسر جهان، گويا بي‌اعتمادي و خشونت ميان فرهنگ‌ها و تمدن‌ها رو به افزايش است.

وي افزود: از شهروندان مسلمان در اروپا از آنچه كه به نام آنها در جوامع غربي اتفاق مي‌افتد، سؤال مي‌شود.
در ميان شركت‌‌كنندگان، «جك گودي»، مردم‌شناس انگليسي كه در يكي از آخرين كتاب‌هايش به نام «اسلام در اروپا» مي‌كوشد روابط پيچيده ميان اروپا و اسلام را مطرح كند. «ژيل كپل» فرانسوي، كارشناس جهان اسلام و اسلام معاصر كه در مؤسسه مطالعات سياسي پاريس تدريس مي‌كند، نيز در اين كنفرانس حضور دارد.

http://www.baztab.ir/news/30342.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 11:2  توسط رضا  | 

جمعيت كشور در سال 84 بيش از 68‌ميليون و 467‌هزار نفر (34‌ميليون و 802‌هزار نفر مرد و 33‌ميليون و 666‌هزار نفر زن) برآورد شده است.

به نوشته «دنياي اقتصاد»، بنا بر آمار مركز آمار ايران، از جمعيت كل كشور 45‌ميليون و 650‌هزار نفر در نقاط شهري و 22‌ميليون و 817‌هزار نفر در نقاط روستايي اقامت دارند.

جمعيت كشور بر پايه آخرين سرشماري در آبان ‌ماه 75، بيش از 60‌ميليون و 55‌هزار نفر بوده است كه با توجه به جمعيت برآورد شده در سال ‌جاري (68ميليون و 467‌هزار نفر) به طور متوسط هر سال بيش از 900‌هزار نفر به جمعيت كشور اضافه شده است.

http://www.baztab.ir/news/30347.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 11:0  توسط رضا  | 

 
جهان همچون يك زرادخانه
جان وولف استالترجمه:سليمان فرهاديان
سلاح هاى هسته اى، پس از گذشت سال ها از اختراعشان همچنان به عنوان قوى ترين نيروى موجود باقى ماندند. اين سلا ح ها را مى توان با استفاده از پلوتونيوم يا اورانيوم غنى شده (بالاى ۲۰ درصد از U238) تهيه كرد. اغلب سلاح هاى هسته اى با تلفيق شكافت و همجوشى عمل مى كنند، يعنى واكنش هسته اى اوليه كه در هسته اى از جنس اورانيوم يا پلوتونيوم انجام مى شود واكنش همجوشى عنصرهاى سبك تر را آغاز مى كند. اولين سلاح هاى هسته اى به وسيله ايالات متحده آمريكا ساخته شد كه قدرت تخريبى آن معادل ۱۰ تا ۲۰ كيلوتن TNT بود، در حالى كه اغلب سلاح هاى هسته اى پيشرفته امروزى قدرت تخريبى بين ۱۰۰ تا ۵۰۰ كيلو تن دارند. طبق برآوردها در مجموع ۲۷۶۰۰ سلاح هسته اى در سراسر جهان وجود دارد.
آمريكا: اين كشور حداقل ده هزار سلاح هسته اى دارد اما تصميم دارد تا سال ۲۰۱۲ اين تعداد را به نصف كاهش دهد. آمريكا آخرين مورد از ۱۰۳۰ آزمايش هسته اى خود را در ۲۳ سپتامبر ۱۹۹۲ انجام داد. دولت آمريكا در نظر دارد در مورد طرح هاى سلاح هاى هسته اى پيشرفته تر پژوهش هايى انجام دهد، هر چند كه چنين سلاح هايى هم اكنون توليد نمى شود. آمريكا پيمان جامع منع آزمايش سلاح هاى هسته اى (CTBT) را امضا كرده است، اما به مرحله اجرا درنياورده است. عمده سلاح هاى هسته اى اين كشور در زيردريايى هاى Trdent نصب شده است، باقى سلاح ها نيز روى موشك هاى بالستيك قاره پيما يا بمب افكن هاى B-52 و B-2 نصب شده است.
روسيه: اين كشور بيش از ۱۶ هزار سلاح هسته اى كامل دارد. اتحاد شوروى سابق بين ۱۹۴۹ و ۱۹۹۰ ، ۷۱۵ بار سلاح هاى هسته اى را آزمايش كرد. روسيه مجتمع هاى هسته اى عظيمى دارد كه از جمله آنها مى توان به ده شهرك سرى هسته اى سابق اشاره كرد كه داراى صدها تن از مواد هسته اى است كه در شرايط امنيتى ناكافى نگهدارى مى شود. روسيه از مقدار تجهيزات و سلاح هاى هسته اى خود به شدت كاسته است و بسيارى از سيستم هاى قديمى اين كشور به پايان دوره خدمت رسانى خود نزديك مى شوند. اين كشور CTBT را امضا كرده و به مرحله اجرا گذاشته است. روسيه به تلاش هاى خود براى گسترش تجهيزات هسته اى «ورود مجدد» - اين گونه سلاح ها از برترين نوع موشك هاى دوربرد هستند كه سلاح هسته اى را به اهداف خود مى رسانند _ ادامه مى دهد. اين تجهيزات ورود مجدد به گونه اى طراحى مى شوند كه در آخرين مرحله پرواز مانورهايى انجام دهند و مانع تلاش ايالات متحده براى گسترش دفاع موثر در مقابل موشك هاى بالستيك شود.
چين: اين كشور ۴۰۰ سلاح هسته اى و انواع مختلفى از سكوهاى پرتاب دارد (به طور عمده موشك هاى كوتاه برد و ميان برد) و به طور آهسته اما استوارى تلاش هايى را براى نوسازى اين سلاح ها انجام مى دهد. اين كشور بين سال هاى ۱۹۶۴ و ۱۹۹۶ ، ۴۵ بار آزمايش سلاح هسته اى انجام داد. چين CTBT را امضا كرد، اما هنوز اجرا نكرده است. اين كشور به تلاش هاى خود براى توسعه موشك هاى دوربرد قابل اطمينان ادامه مى دهد و گمان مى رود در جست وجوى سيستم هايى است كه آسيب پذيرى كمترى نسبت به حمله پيشگامانه ساير قدرت هاى هسته اى داشته باشد. شواهد قاطعى مبنى بر آنكه چين درصدد دستيابى به انواع جديد سلاح است وجود ندارد، اما اين كشور هيچ محدوديتى را هم براى دانشمندان خود براى توقف فعاليت هايشان قائل نشده است.
فرانسه: اين كشور حدود ۳۵۰ سلاح هسته اى را روى ۸۴ هواپيماى حامل سلاح هسته اى و چهار زيردريايى نصب كرده است. از اين چهار زيردريايى، سه تا مى توانند هر كدام ۱۶ موشك را حمل كنند. اين كشور حدود ۶۰ سلاح هسته اى دارد كه روى هواپيما نصب مى شود. فرانسه بين سال هاى ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۶ ، ۲۱۰ بار سلاح هسته اى را آزمايش كرده است. اين كشور بين ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۲ حدود ۱۱۱۰ سلاح هسته اى توليد كرد. اين كشور CTBT را امضا كرده و به اجرا گذاشته است. فرانسه در نظر دارد سيستم هاى موشكى حامل سلاح هسته اى را كه پيشرفته ترند جانشين موشك هاى بالستيك نصب شده در زير دريايى ها كند،  كه لازمه اين كار آن است موشك هاى جديد را به سلاح هاى هسته اى موجود مجهز كند. هيچ تلاشى براى توسعه سلاح هاى هسته اى جديد در اين كشور مشاهده نشده است.
انگلستان: هم اكنون اين كشور چهار زيردريايى حامل موشك بالستيك مجهز به سلاح هسته اى دارد. هر كدام از اين زيردريايى ها را مى توان با ۱۶ موشك TridentII و در مجموع به ۴۸ سلاح هسته اى مجهز كرد. اين كشور بين سال هاى ۱۹۵۲ و ۱۹۹۲ حدود ۸۳۴ سلاح هسته اى توليد كرد. انگلستان تاكنون ۴۴ بار سلاح هاى هسته اى را امتحان كرده است كه اولين آنها در ۳۰ اكتبر ۱۹۵۲ و آخرى آنها در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۱ بوده است. اين كشور CTBT را امضا و اجرا كرده است. انگلستان به تجهيزات آزمايش هسته اى آمريكا وابسته است و قادر به آزمايش يا تاييد تجهيزات هيچ گونه سلاحى نيست، مگر آنكه آمريكا آزمايش سلاح هاى خود را از سر بگيرد.
اسرائيل: گمان مى رود اين كشور مقدار كافى مواد هسته اى براى توليد ۱۰۰ تا ۱۷۰ سلاح هسته اى را در اختيار داشته باشد. اسرائيل تاكنون به داشتن سلاح هسته اى اقرار نكرده است اما هيچ شك و شبهه اى وجود ندارد كه اين كشور داراى سلاح هسته اى است. تعداد دقيق سلاح هاى هسته اى اسرائيل مشخص نيست، اما به احتمال زياد تعداد آن به آنچه كه تخمين مى زنند بسيار نزديك است. احتمالاً اسرائيل در مجموع ۵۳۰ تا ۶۸۴ كيلوگرم پلوتونيوم قابل استفاده در سلاح هسته اى را از زمان آغاز به كار رآكتور تحقيقاتى ديمونا در سال ۱۹۶۴ توليد كرده است. اسرائيل توانست با جداسازى پلوتونيوم ميله سوخت رآكتور در پايان سال ۱۹۶۶ يا ۱۹۶۷ اولين سلاح هسته اى خود را بسازد و به اين ترتيب ششمين كشورى بود كه موفق به انجام چنين كارى شد. اين كشور مى تواند سلاح هاى هسته اى را به وسيله هواپيما، موشك هاى بالستيك، كشتى و موشك هاى كروزى كه از زيردريايى پرتاب مى شود،  حمل كند. اسرائيل به احتمال بسيار در جست وجوى طرح هاى پيشرفته تر سلاح هاى هسته اى است اما جزئيات فعاليت آنان آشكار نشده است.
هند: اين كشور امكان انتقال و توزيع تعداد كمى از سلاح هاى هسته اى را در چند روز يا چند هفته دارد و به نظر مى رسد هواپيماهاى جنگنده بمب افكن آن محتمل ترين وسيله حمل اين سلاح ها باشند. هند احتمالاً آن قدر پلوتونيوم قابل استفاده در سلاح  هسته اى دارد كه بتواند با آنها ۷۵ تا ۱۱۰ سلاح تهيه كند، با اين همه از تعداد واقعى سلاح هاى توليد شده در اين كشور اطلاعاتى در دست نيست. اين كشور در سال ۱۹۷۴ يك سلاح هسته اى را آزمايش كرد و پنج آزمايش ديگر را در مه ۱۹۹۸ انجام داد. از آن زمان تاكنون روند برنامه هاى تسليحاتى هند متعادل تر شده است. اين كشور به توليد مواد هسته اى براى استفاده در سلاح ادامه مى دهد، اما تاكنون رسماً اعلام نكرده است كه چند سلاح توليد كرده يا تصميم به توليد چه تعداد سلاح دارد. هند عضو پيمان عدم گسترش سلاح هسته اى (NPT) نيست و CTBT را نيز امضا نكرده است. به احتمال بسيار دانشمندان هندى در جست وجوى طرح هاى پيشرفته ترى براى سلاح هاى هسته اى اند و به محض آنكه مجوز را دريافت كنند، مى توانند اين سلاح ها را امتحان كنند.
پاكستان: اين كشور از امكانات لازم براى حمل و توزيع تعداد كمى سلاح هسته اى در چند روز يا چند هفته برخوردار است. پاكستان مى تواند تا پايان سال ۲۰۰۵ مقدار كافى اورانيوم قابل استفاده در سلاح هسته اى را توليد كند كه مى تواند از آنها ۵۰ تا ۱۱۰ سلاح هسته اى بسازد. طبق گزارش هاى رسيده، سلاح هاى هسته اى اين كشور در بخش هاى مختلف نگهدارى مى شود و بخش مركزى شكافت پذير اين بمب ها جدا از ساير مواد منفجره غيرهسته اى نگهدارى مى شود. هر چند كه مكان دقيق نگهدارى اين تجهيزات عموماً  ناشناخته است. پاكستان هم مثل هند، از امضاى NPT خوددارى كرده است. با اين همه اين كشور CTBT را امضا كرده است، اما از اجراى آن خوددارى مى كند. به احتمال بسيار دانشمندان پاكستانى سرگرم يافتن طرح هاى پيشرفته ترى هستند و به محض آنكه مجوز آزمايش اين سلاح ها را به دست آورند، سريعاً به امتحان اين سلاح ها مى پردازند.
كره شمالى: اين كشور برنامه پيشرفته اى براى توليد سلاح هاى هسته اى دارد و به احتمال زياد پيش از اين توانسته است مقدار كافى پلوتونيوم را براى ساخت ۹ سلاح هسته اى توليد كند. معلوم نيست كه اين كشور چه تعداد از اين سلاح ها را ساخته است. سازمان هاى جاسوسى آمريكا مى گويند: «كره شمالى در اواسط دهه ۱۹۹۰ يك يا احتمالاً دو سلاح هسته اى توليد كرده است.»
اما شايد اين حدس و گمان بر اظهارات اين كشور در مورد قصد يا امكانات آنها باشد و اين احتمال هم وجود دارد كه هيچ شاهد مستقيمى در اين باره وجود نداشته باشد. اطلاعات بسيار كمى از فعاليت هاى هسته اى كره شمالى وجود دارد، اما به احتمال زياد اين سلاح ها ساده و از نسل اول طرح سلاح هسته اى اند. از توانايى كره شمالى براى دستيابى به طرح هاى پيشرفته تر اطلاعى در دست نيست، با اين همه بسيار محتمل است كه اين كشور در اين مورد سرگرم پژوهش است.
Physics world, Aug. 2005
http://www.sharghnewspaper.ir/840821/html/da2.htm
+ نوشته شده در  شنبه 21 آبان1384ساعت 18:24  توسط رضا  | 

دادگاه شهر رم پس از بررسي پرونده مفقود شدن امام موسي صدر رهبر شيعيان لبنان ، اين پرونده را مختومه‌اعلام و دستور بايگاني آن را صادر كرد.

خبرگزاري ايتاليا(آنسا) عصر جمعه با انتشار اين خبر افزود : تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد كه‌امام موسي صدر به اتفاق دو همراه خود در سال ‪ ۱۹۷۸‬از ليبي وارد شهر رم پايتخت ايتاليا شد و سپس در اين شهر مفقود شده است.

در جريان اين تحقيقات هيچ مدركي در جهت شناسايي عاملان اين واقعه به دست نيامده است.

آنسا همچنين مي‌نويسد: دادگاه شهر رم همانند دادستان مسوول بررسي ‌اين پرونده ، ورود رهبر شيعيان لبنان از تريپولي به رم را براساس شواهد و تحقيقات لازم در ليبي و رم قطعي اعلام كرده است.

اين دومين باري است كه پرونده امام موسي صدر مختومه اعلام مي‌شود.

خبرگزاري ايتاليا در گزارش خود تاكيد كرده‌است كه هيچ مدركي دال بر دست داشتن ليبي در اين ماجرا وجود ندارد.

http://www.baztab.ir/news/30300.php

+ نوشته شده در  شنبه 21 آبان1384ساعت 18:7  توسط رضا  | 

سخنگوي حزب اعتماد ملي اسامي شوراي مركزي اين حزب را اعلام كرد.

اسماعيل گرامي‌مقدم در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره به جلسه‌ي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي اظهار داشت: اين جلسه كه پس از گذشت پنج ماه از اعلام موجوديت و بررسي همه‌جانبه و پيشنهادات واصل شده،‌ 52 نفر به مدت يك سال از سوي هيات موسسان به عنوان اعضاي شوراي مركزي اين حزب برگزيده شدند.

نماينده‌ي اقليت مجلس شوراي اسلامي گفت: اين افراد بر اساس سه معيار اصلي «اعتقاد و وفاداري به انديشه‌هاي حضرت امام (ره) و آرمان‌هاي اصلاح‌طلبانه ملت ايران»، «تقسيم‌بندي استاني و فراگير بودن حزب اعتماد ملي در نقاط مختلف كشور» و «سوابق سياسي – اجرايي» به مدت يك سال انتخاب شدند.

وي افزود: اولين جلسه با حضور اين 52 نفر فردا يكشنبه راس ساعت 19 در دفتر حجت‌الاسلام‌والمسلمين كروبي برگزار خواهد شد.

گرامي مقدم اظهار داشت: در اين جلسه ابتدا دبيركل حزب صحبت خواهد كرد و پس از معارفه‌ي اعضا، كميته‌هاي كاري حزب تعيين مي‌شود.

اسامي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي بدين شرح است؛

1-مهدي كروبي
2- رسول منتجب‌نيا
3- ابراهيم اميني
4- جواد اطاعت
5- عبدالحسين مقتدايي

6- محمدجواد حق‌شناس
7- محمد زماني قمي
8- عبدالرضا سپهوند
9- الياس حضرتي
10- غلامرضا اسلامي بيدگلي

11- اعظم سقطي
12- رضا حجتي
13- سيد رضا نوروززاده
14-اسماعيل گرامي‌مقدم
15- مهدي پورفاطمي

16- ولي رعيت
17- محمد قمي
18- مهرانگيز مروتي
19-عبدالمحمد زاهدي
20- مسعود سلطاني‌فر

21-اسماعيل دوستي
22-محمدجواد محمدزاده
23- محمدرضا خباز
24- محمدباقر ذاكري
25- علي يعقوبي

26- مهدي آيتي
27- رسول مهرپرور
28- آزادي آزادمنش
29- سيد محمد حائري
30- علي‌محمد سوري

31- رحمت‌اله خسروي
32- ذبيح‌الله كريمي
33-جاسم جادري
34-سيد رسول موسوي
35-غلامرضا عبدالوند

36- علي نعمت‌زاده
37- تيمور قليزاده
38- محمدرضا نوري شاهرودي
39- محمدصادق جوادي‌حصار
40- محمد جليليان

41- سيد كامل تقوي‌نژاد
42- سيد محمدعلي افشاني
43- محمدعلي مشفق
44- رضا انصاري
45- روح‌الله اوحدي

46- سيد احمد حسيني
47- منوچهر گودرزي
48- سيد علي‌اكبر انجمني
49- سروش اكبرزاده
50- هادي بلوكي

51-محمدشفيع جلالوند
52-نجمه گودرزي

http://www.baztab.ir/news/30333.php
+ نوشته شده در  شنبه 21 آبان1384ساعت 18:4  توسط رضا  | 


 

«جرج بوش»، رئيس‌جمهور‌ي آمريكا پس از گفت‌وگوهاي فشرده اعضاي كابينه‌اش، با پيروي از رؤساي جمهوري اين كشور در ‪ ۲۵‬سال گذشته، تصميم گرفت كه يك‌سال ديگر تحريم ايران را تمديد كند و بدين ترتيب شركت‌هاي آمريكايي را از دستيابي به بازارهاي پرسود ايران همچنان محروم سازد.

رؤساي جمهوري آمريكا از سال ‪ ۱۹۷۹‬ميلادي و در چارچوب يك قانون، عملا شركت‌هاي آمريكايي را از حضور در بازارهاي ايران محروم‌كرده‌اند. اين شركت‌ها در سال‌هاي گذشته تنها شاهد رقابت تنگاتنگ همتايان غيرآمريكايي خود در بازار ايران بوده‌اند.

براساس اين قانون رئيس‌جمهوري آمريكا موظف است تا پيش از ‪ ۱۴‬نوامبر (‪ ۲۳‬آبانماه) هرسال دستورالعمل خود را درباره توقف يا تمديد تحريم ايران به كنگره آن كشور اطلاع‌دهد.
اين قانون به گونه‌اي تنظيم شده كه اگر رئيس‌جمهوري آمريكا در پايان مهلت يكساله، تمديد آن را براي سال آتي درخواست نكند، لغو خواهد شد.

در همين چهارچوب بوش در نامه‌اي به كنگره نوشت: «طبق اين قانون، متن يادداشت ضميمه را كه بيان مي‌دارد وضعيت اضطراري ايران، اعلام شده در فرمان اجرايي ‪ ۱۲۱۷۰‬در ‪ ۱۴‬نوامبر ‪ ۱۹۷۹‬همچنان بعد از تاريخ ‪ ۱۴‬نوامبر ‪ ۲۰۰۵‬اجرايي است، براي انتشار به ثبت فدرال ارسال كرده‌ام».

رئيس‌جمهوري آمريكا دراين نامه اضافه كرده است: روابط ما با ايران هنوز به وضعيت عادي بازنگشته است و فرايند اجراي توافقنامه ‪ ۱۹‬ژانويه ‪ ۱۹۸۱‬با ايران هنوز جاري است. بنا بر اين دلايل، من تصميم گرفته‌ام كه وضعيت اضطراري اعلام شده در ‪ ۱۴‬نوامبر ‪ ۱۹۷۹‬در ارتباط با ايران، بعد از ‪ ۱۴‬نوامبر ‪ ۲۰۰۵‬ادامه يابد.

تمديد اين قانون تحريم كه فعاليت شركت‌هاي آمريكايي را در ايران منع مي كند، در سالهاي اخير پيوسته مورد اعتراض اين شركت‌ها بوده است چرا كه روساي شركت‌هاي مذكور معتقدند روساي جمهوري آمريكا با اين قانون به نفع شركت‌هاي غيرآمريكايي كار كرده‌اند.

اين قانون و تمديد آن بيش از همه باعث شادماني شركت‌هاي غيرآمريكايي مي‌شود كه در خلاء رقابت رقيبان قدرتمند آمريكايي، به فعاليت خود در ايران ادامه مي‌دهند.

برخي تحليلگران آمريكايي در سالهاي اخير پيوسته اين پرسش را مطرح كرده‌اند كه آيا روساي جمهوري آمريكا به حداقل خواسته‌هاي پنهان در اين قانون دست يافته‌اند كه اكنون بوش بر تمديد آن اصرار ورزيده است.

به نظر مي‌رسد زمان آن فرا رسيد كه حاكمان واشنگتن دريابند بايد از حربه تحريم اقتصادي كه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي عليه حدود ‪۶۰‬ كشور به اشكال مختلف به مرحله اجرا گذاشته‌اند، دست بردارند چرا كه اين حربه بيش از همه به اقتصاد آمريكا ضربه زده‌است.

وضعيت جهان و در مجموع تجارت جهاني به گونه‌اي است كه هر كشور براحتي مي‌تواند تمام نيازهاي خود را بدون نياز جدي به آمريكا، به دست آورد و وضع اين تحريم‌هاي يكجانبه عليه شماري از كشورها، تنها ميلياردها دلار از درآمد اقتصاد آمريكا كاسته است.

آمريكا تنها در بخش‌هايي چون هواپيمايي و تا حدودي تاسيسات نفتي ممكن است بتواند با اعمال تحريم‌هايي، كشورهاي تحريم شده را دچار مشكل سازد اما در عين حال خود نيز متقبل زيانهاي مالي مي‌شود.

از سوي ديگر، تجربه سالهاي اخير نيز نشان مي‌دهد آن دسته از كشورهايي كه در بخشهايي با تحريم آمريكا مواجه شده‌اند در نهايت به فكر خوداتكايي افتاده‌اند كه عملا مي‌توان گفت در يك مورد، اين تحريمها ارمغاني دراز مدت براي آن كشورها داشته است.

رؤساي جمهوري آمريكا با تمديد تحريم اقتصادي كشورهايي چون ايران، به كشور خود ضرر رسانده‌اند و در دنياي اقتصاد و حتي سياست، برابري سود و زيان در اجراي يك سياست، در حقيقت به معناي شكست آن سياست است و اين نكته‌اي است كه هنوز كساني چون بوش نمي‌خواهند آن را بپذيرند.

+ نوشته شده در  شنبه 21 آبان1384ساعت 18:2  توسط رضا  | 


پيروزي آقاي «امير پرتز»، يك ايراني‌الاصل اسرائيلي در حزب كارگر اين كشور، باعث تحولاتي شده است كه احتمال مي‌رود، دولت اسرائيل را به سقوط بكشاند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «امير پرتز» كه نام اصلي‌اش «امير پرويز» بوده، توانسته است در انتخابات داخلي حزب كارگر، «شيمون پرز»، سياستمدار كهنه‌كار اسرائيلي، را شكست دهد.

در ماه‌هاي اخير كه شارون به دليل سياست‌هايش در خروج از نوار غزه و تخليه شهرك‌هاي يهودي، به شدت در حزب ليكود مورد انتقاد قرار گرفته و منجر به چالش عميقي در اين حزب شده بود، اين پرز بود كه به كمك او آمد تا با تشكيل ائتلاف با وي، دولت اسرائيل را سر پا نگه دارد.

با اين حال، «امير پرتز» آمده تا به همراه ديگر اعضاي مخالف آريل شارون، كه شمار آنان در حزب ليكود زياد است، از ائتلاف با حزب حاكم خارج شود.
اين گزارش مي‌افزايد: او قصد دارد، پيش از انتخابات نوامبر 2006 كه پايان دوره دولت است، از ائتلاف خارج شود.

پدر و مادر ايراني امير پرويز او را در مراكش به دنيا آورده‌ و سپس به ايران بازگشته‌اند، وي تا هفت سالگي در ايران بوده و پس از آن به فلسطين اشغالي مهاجرت كرده است. او هم‌اكنون رهبر اتحاديه‌هاي بازرگاني است.

اين در حالي است كه دو هفته پيش و در پي اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران، رسانه‌هاي خارجي، ايران را به تلاش براي حمله اتمي به اسرائيل و محو آن از دنيا متهم كردند.

اطلاعات و انديشه‌هاي امير پرويز از سياست و مسائل سياسي اندك است و همين مسائل، باعث شده كه در انتخابات داخلي حزب كارگر اسرائيل، او را به تقلب متهم كنند.

عدم ائتلاف حزب كارگر با بخشي از حزب ليكود كه هم‌اكنون به رهبري آريل شارون، زمام امور را در اختيار دارد، باعث مي‌شود كه اوضاع سياسي دولت اسرائيل با بن‌بست روبه‌رو شده و وضعيت سياسي اين دولت، دچار نوسانات چشمگيري شود كه طبيعتا در سياست‌هاي اسرائيل در امور خاورميانه و همچنين نگاه به صلح و وضعيت فلسطينيان، تأثيرات عميقي بر جاي خواهد گذارد.

«موشه كاتساو» (موسي قصاب)، رئيس‌جمهور رژيم اسرائيل، هم كه متولد يزد در ايران است، ايراني‌الاصل مي‌باشد. وي در مراسم خاكسپاري پاپ ژان پل دوم در حالي كه پشت سر آقاي خاتمي نشسته بود، تلاش زيادي به خرج داد كه با او مذاكره و گفت‌وگو داشته باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آبان1384ساعت 17:25  توسط رضا  | 

«شيمون پرز»، سياستمدار کهنه‌کار اسرائيل، به صورت غيرمنتظره‌اي در يک انتخابات داخلي حزب کارگر، از رقيبش «امير پرتز»، شکست خورد و از رهبري اين حزب کنار گذاشته شد.

به گزارش «بي.بي.سي»، «امير پرتز»، رهبر يک اتحاديه بازرگاني، با اختلاف اندکي، «شيمون پرز»، سياستمدار 82 ساله و برنده جايزه صلح نوبل را شکست داد. شکست شيمون پرز ممکن است به سقوط دولت اسرائيل بينجامد.

يک کميسيون حزبي، اتهامات پرز در مورد تقلب در انتخابات را رد کرد و آقاي پرتز را به عنوان برنده معرفي کرد.
اين نتيجه غيرمترقبه ممکن است به معناي برگزاري انتخابات سراسري در اسرائيل باشد چون پرتز، پيشاپيش اعلام کرده بود که در صورت پيروزي، حزب کارگر را از دولت ائتلافي بيرون خواهد کشيد.

در ماه ژانويه گذشته، پرز در توافقي با «آريل شارون» حزب کارگر را به يک دولت ائتلافي با حزب حاکم ليکود وارد کرد.
با حمايت حزب کارگر از طرح تخليه نوار غزه، «آريل شارون» توانست بر دودستگي داخلي حزب ليکود فائق شود؛ کاري که بدون حمايت حزب کارگر ميسر نبود.

پرز مي‌خواست حزب کارگر تا انتخابات بعدي اسرائيل در نوامبر سال 2006 در اين ائتلاف باقي بماند اما پرتز گفته است حزب کارگر بايد از ائتلاف خارج شود و براي انتخابات زودرس فعاليت کند.

http://www.baztab.ir/news/30237.php

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آبان1384ساعت 10:32  توسط رضا  | 

محمد علی ابطحی:

 

امروز صبح تا ظهر در جلسه هم اندیشی گفت وگوی تمدنها شرکت کردم. از وقتی آقای خاتمی مؤسسه غیردولتی گفت وگوی تمدنها را سازماندهی می کرد به یک دفتر اروپایی و یک مرکز ایرانی فکر می کرد. در داخل علاقمند بود از نظرات اندیشمندان داخلی استفاده کند، بحث های امروز در حوزه نظری بود. معنای گفت وگو چیست؟ تمدنها و فرهنگها چگونه باید گفت وگو کنند. چرا این نظریه در دنیا مقبول افتاد و بحث هایی از این دست. بعد از مسجد جامعی که به عنوان مدیر عامل گزارش داد آقای خاتمی سخنرانی کرد. محل برگزاری این کارگاه علمی درکتابخانه تخصصی گفت وگوی تمدنها بود. کنار پارک ساعی. وقتی دوست خوبم جواد فرید زاده دفتر گفت وگوی ادیان را پایه ریزی میکرد، بنا به علاقه ای که داشت کتابخانه  تخصصی بی نظیری را درست کرد. وقتی در اواخر ریاست جمهوری قرار شد که این مرکز تحویل وزارت خارجه شود دل نگرانی اصلی آقای خاتمی این کتابخانه بود که آنرا تحویل فرهنگستان هنر که آقای میرحسین موسوی مسئول آن است داد. و فعلا باقی مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آبان1384ساعت 18:17  توسط رضا  | 

 

پس از اعلام انصراف صادق محصولي براي وزارت نفت، راي گيري از راهیافتگان به عمل آمد و محمود فرشيدي، محمد ناظمي اردكاني و پرويز كاظمي موفق شدند راي اعتماد راهیافتگان را به شرح ذيل كسب كنند.

فرشيدي : از 247 راي ، 136 راي موافق، 91 مخالف و 21 ممتنع

ناظمي اردكاني: از 236 راي، 174 راي موافق، 51 مخالف و 11 ممتنع

كاظمي: از 251 راي، 178 راي موافق، 61 مخالف و 15 ممتنع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آبان1384ساعت 13:0  توسط رضا  | 


 
مراد ويسى
انتخابات پارلمانى عراق، ۱۵ دسامبر ۲۰۰۵ (۲۴ آذر ۱۳۸۴) برگزار مى شود. انتخابات براى تعيين ۲۷۵ نماينده از ۱۸ استان كشور خواهد بود. پس از انتخابات، پارلمان، شوراى رياست جمهورى متشكل از رئيس جمهور و دو معاون وى را معرفى خواهد كرد و شوراى رياست جمهورى با توجه به اكثريت پارلمانى موجود، نخست وزير را به پارلمان جهت راى اعتماد معرفى خواهد كرد. برخلاف انتخابات پارلمانى آذر ۱۳۸۳ كه اعضاى پارلمان كنونى عراق در جريان آن انتخاب شدند، در انتخابات آذر ،۱۳۸۴ نحوه انتخاب نمايندگان، استانى خواهد بود. طبق نظام انتخاباتى سال گذشته، كل عراق يك حوزه انتخاباتى به شمار مى آمد و راى دهندگان به فهرست هاى سراسرى احزاب راى مى دادند و هر يك از احزاب با توجه به نسبت آرايى كه كسب مى كردند،  حجم خاصى از كرسى هاى پارلمان را به خود اختصاص مى دادند. اما در انتخابات ماه آينده هر استان بر اساس ميزان جمعيت خود، سهميه خاصى از كرسى هاى پارلمان را دارا خواهد بود و انتخابات، استانى خواهد بود. بدين ترتيب راى دهندگان هر استان، فقط به نمايندگان استان خود راى خواهند داد. مزيت اين شيوه از انتخابات، افزايش قدرت انتخاب راى دهندگان است زيرا در نظام گذشته ممكن بود راى دهندگان،  نامزدها را كه در سطح ملى معرفى مى شدند به خوبى نشناسند و علاوه بر آن عدالت لازم در مورد قرار گرفتن نمايندگان تمامى استان ها در فهرست احزاب رعايت نمى شد. در انتخابات ماه آينده ۲۳۰ نماينده از طريق انتخابات استانى تعيين خواهند شد و ۴۵ نماينده ديگر به نحوى بين استان ها توزيع خواهند شد كه امكان حضور نمايندگان اقليت هاى قومى، نژادى و مذهبى نيز در پارلمان وجود داشته باشد و احزاب كوچك نيز فرصت معرفى نماينده داشته باشند. از مجموع ۲۷۵ نماينده، ۵۹ كرسى براى بغداد در نظر گرفته شده است. در مجموع احزاب به نسبت سهمى كه فهرست هاى آنان از آراى مردم به دست خواهند آورد، در پارلمان حضور خواهند يافت.
• ائتلاف ها و فهرست هاى مهم
۱- ائتلاف يكپارچه عراق: اين ائتلاف تحت رهبرى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى و حزب الدعوه شكل گرفته است. ائتلاف مذكور در پارلمان كنونى عراق، بزرگترين فراكسيون پارلمانى را با ۱۴۶ نماينده دراختيار دارد و علاوه بر نخست وزير (ابراهيم جعفرى)، معاون رئيس جمهور (عادل عبدالمهدى) و معاون رئيس پارلمان (حسين شهرستانى) عضو آن به شمار مى روند. رهبرى فراكسيون پارلمانى آن با عبدالعزيز حكيم رهبر مجلس اعلا است. در اين ائتلاف ۱۷ گروه و حزب حضور دارند كه مهمترين آنها عبارتند از: مجلس اعلاى انقلاب اسلامى، حزب الدعوه (هر دو شاخه ابراهيم جعفرى و عبدالكريم العنزى)، سازمان بدر (شاخه نظامى سابق مجلس اعلا)، گروه مقتدى صدر و شيعيان مستقل نظير حسين شهرستانى. ائتلاف مذكور نسبت به انتخابات سال گذشته دو تغيير اساسى در تركيب خود داشته است. نخست آنكه كنگره ملى عراق به رهبرى احمد چلبى معاون كنونى رئيس جمهور از ائتلاف خارج شده و فهرست مستقلى را ارائه كرده است، دوم آنكه بخش هايى از گروه مقتدى صدر به ائتلاف پيوسته اند.
۲- جبهه ملى عراق (القائمه الوطنيه العراقيه) كه به رهبرى اياد علاوى رهبر جنبش وفاق وطنى شكل گرفته است. در اين ائتلاف تجمع دموكرات هاى مستقل به رهبرى عدنان پاچه چى و مهدى الحافظ وزير برنامه ريزى سابق عراق حضور دارند. حزب كمونيست عراق به رهبرى حميد مجيد موسى نيز در اين ائتلاف حضور دارد. از ميان شيعيان مستقل و منفرد سيد حسين صدر و ابراهيم بحرالعلوم از اين فهرست حمايت مى كنند و در آن حضور دارند. غازى الياور نيز با تجمع عراقيون به اين فهرست پيوسته است.
۳- ائتلاف كردها (تحالف كردستانى) كه محوريت آن با دو حزب بزرگ اتحاديه ميهنى كردستان به رهبرى جلال طالبانى و حزب دموكراتيك كردستان عراق به رهبرى مسعود بارزانى است. در اين ائتلاف حزب سوسياليست كردستان و حزب جماعت اسلامى به رهبرى على پاپير حضور دارند ولى اتحاد اسلامى كردستان عراق به رهبرى صلاح الدين محمد بهاءالدين فهرست مستقلى ارائه كرده است.
۴- جبهه توافق عراق: اين ائتلاف كه بزرگترين ائتلاف انتخاباتى اعراب سنى است، تحت رهبرى حزب اسلامى به رهبرى محسن عبدالحميد و با حضور شوراى گفت وگوى ملى (مجلس الحوار الوطنى) به رهبرى عدنان محسن دليمى شكل گرفته است و گروه ديگرى به نام كنفرانس عمومى مردم عراق در آن حضور دارند.علاوه بر ائتلاف هاى چهارگانه قدرتمند فوق، ائتلاف ها و فهرست هاى ديگرى نيز در انتخابات حاضر هستند كه مجموع آنها به ۲۲۸ ائتلاف و فهرست حزبى مى رسد كه ۲۱ مورد از اين ۲۲۸ مورد ائتلاف هاى چندحزبى هستند. از اين ائتلاف ها مى توان به ائتلاف مستقل كربلايى ها،  ائتلاف اسلام و برادران، جبهه عراقى در كركوك، قائمه وطنيون، شمس العراق، جبهه اخلاص الوطنى، قائمه الوحده الوطنيه و دو گروه قابل ملاحظه ديگر اشاره كرد كه يكى ائتلاف اسلامى به رهبرى سازمان عمل اسلامى در كربلا است كه وابسته به جريان شيرازى ها و آيت الله سيدصادق شيرازى و سيد محمدتقى مدرسى است و ديگرى فهرست كنفرانس ملى عراق به رهبرى احمد چلبى كه متشكل از ۱۰ گروه كوچك است.
شيعيان با توجه به ارائه فهرست هاى علاوى، ائتلاف يكپارچه و فهرست احمد چلبى با احتمال تقسيم آراى خود روبه رو هستند. با اين وجود بديهى است كه اكثريت پارلمان جديد عراق همچنان دراختيار شيعيان خواهد بود. ولى نكته مهم اين است كه چالش هاى داخلى بين شيعيان در مرحله كنونى، قدرت انتخاب و مانور اعراب سنى و كردها در مقابل آنان را افزايش خواهد داد. علاوى تلاش مى كند آن دسته از اعراب سنى را كه به مشاركت سياسى اعتقاد دارند (نظير پاچه چى و حزب اسلامى) به سوى خود بكشاند كه تا حدودى در اين امر موفق بوده است. علاوه بر اين، علاوى همانند گذشته در تلاش است تا كردها را به ائتلاف با خود براى دستيابى به سمت نخست وزيرى ترغيب كند. ضمن آنكه آمريكايى ها نيز به طور غيرعلنى از اين گزينه حمايت مى كنند.
وضعيت مذكور با توجه به وضعيت ناامنى، فساد ادارى و فقر و عدم سرعت كافى در روند بازسازى اقتصادى عراق، موقعيت جناح حكيم _ جعفرى را دشوار كرده است. جناح علاوى با قرار گرفتن در موقعيت اپوزيسيون و جناح مخالف درصدد است القا نمايد كه دولت جعفرى نسبت به دولت پيشين علاوى در مقابله با تروريست ها، ناكارآمد و ناموفق بوده است. از طرف ديگر مخالفان جناح حكيم و جعفرى درصدد هستند با بزرگنمايى و تحريف روابط اين جناح با ايران، جناح مذكور را وابسته به ايران معرفى كرده و وجهه آن را نزد راى دهندگان عراقى تخريب نمايند.
نكته ديگرى كه در اين ميان به نفع جناح حكيم و جعفرى نيست، عدم حمايت رسمى آيت الله سيستانى از اين ائتلاف تا مقطع كنونى است. اين در حالى است كه آيت الله سيستانى در انتخابات گذشته از اين ائتلاف حمايت كرد و با توجه به محبوبيت وى نزد شيعيان بسيارى از مردم به تبعيت از آيت الله سيستانى به اين جناح راى دادند.
نكته ديگر درباره موقعيت انتخاباتى شيعيان اين است كه احمد چلبى رهبر كنگره ملى تلاش كرده تا خود را در موقعيتى بين جناح حكيم و جناح علاوى قرار دهد تا به نحوى خود را از قبول مسئوليت در قبال عملكرد دولت جعفرى كنار بكشد و هم زمينه  چانه زنى با ساير گروه ها را فراهم سازد.
در سوى ديگر، مشكل اصلى اعراب سنى در انتخابات ماه آينده عراق، علاوه بر اقليت جمعيتى بودن كه مانع كسب كرسى هاى كافى از سوى آنان مى شود، دو دستگى شديد بين طرفداران تحريم و مشاركت در انتخابات است. از يك سو بقاياى رژيم بعث و گروه هاى نزديك به القاعده، با اصل انتخابات مخالف هستند و آن را فاقد مشروعيت مى دانند لذا مردم به ويژه اعراب سنى را به تحريم و عدم شركت در انتخابات دعوت مى كنند و از سوى ديگر گروه هايى نظير حزب اسلامى و شوراى گفت وگوى ملى، اعراب سنى را به مشاركت فعال در انتخابات و راى دادن به نامزدهاى خويش ترغيب مى كنند تا بدين ترتيب نمايندگانى از اعراب سنى در پارلمان براى دفاع از حقوق و آرمان هاى آنان وجود داشته باشد.
مشكل ديگرى كه اعراب سنى دارند، عدم وجود يك ائتلاف فراگير انتخاباتى بين آنان است به نحوى كه جناح غازى الياور كه در انتخابات گذشته با فهرست العراقيه وارد انتخابات شده بود اكنون در كنار علاوى و پاچه چى فهرست مشتركى را تشكيل داده اند و به فهرست تحت رهبرى حزب اسلامى نپيوسته اند.
مشكل ديگر اعراب سنى اين است كه هيات علماى مسلمين به عنوان يكى از ذى نفوذترين تشكل هاى اعراب سنى، هنوز موضع شفافى در مورد انتخابات اتخاذ نكرده است. لذا به نظر مى رسد كه اعراب سنى در كنار كرسى هاى اندكى كه حاصل اقليت بودن آنان است، با مشكل تشتت و تفرقه هم روبه رو خواهند بود و حتى برخى از چهره هاى آنان همانند گذشته با فهرست ائتلاف يكپارچه همكارى خواهند كرد (مانند حاجم الحسنى رئيس كنونى پارلمان).
در جبهه اى ديگر كرد ها به دليل فعاليت تشكيلاتى دفاتر سياسى اتحاديه ميهنى و حزب دموكرات  با انسجام بالايى فهرست انتخاباتى خود را ارائه كرده اند. علاوه بر اين آنها به لحاظ تبليغاتى براى اينكه آراى غيركرد هاى ساكن در مناطق كردنشين را به دست  آورند، فهرست خود را ائتلاف كرد ها نمى نامند بلكه به آن «تحالف كردستانى» مى گويند كه معناى آن ائتلاف كردستانى ها است و نه فقط كردها. كردها در پارلمان كنونى عراق ۷۷ كرسى در اختيار دارند. گرايش واقعى كرد ها به سوى ائتلاف با جناح علاوى است زيرا علاوى را با توجه به ديدگاه هاى سكولارش به خود نزديك تر مى بينند و چالش هاى مربوط به حكومت سكولار يا مذهبى در جريان تدوين قانون اساسى دائمى عراق بين آنها و جناح حكيم و جعفرى فاصله انداخته است.
كردها همچنين به دليل اصرار ابراهيم جعفرى براى به تعويق افتادن موضوع تعيين سرنوشت كركوك تا دسامبر ۲۰۰۷ به شدت از وى ناخشنود و ناراضى هستند و معتقدند كه امنيت نيز در دوره علاوى بيشتر از دوره دولت جعفرى بوده است. آمريكا نيز به طور غيرعلنى از ائتلاف كرد ها با علاوى حمايت مى كند.
در اين ميان آمريكايى ها اگرچه موضع گيرى رسمى نكرده اند اما از روى كار آمدن دولتى به رهبرى اياد علاوى حمايت مى كنند و تمايلى به سلطه جناح حكيم و جعفرى بر دولت آينده ندارند. لذا برخى از اعراب سنى را به مشاركت و همكارى با علاوى دعوت مى كنند و از كرد ها نيز چنين انتظارى دارند.
طبق وضعيت موجود تكرار پيروزى بزرگ ائتلاف يكپارچه (جناح حكيم- جعفرى) دشوارتر از دوره قبل به نظر مى رسد زيرا جناح علاوى تبليغات زيادى را بر ناكارآمد بودن دولت تحت رهبرى جعفرى متمركز كرده و آن را مسئول ادامه ناآرامى ها و ناكارآمدى در ريشه كن كردن فقر و فساد ادارى و بازسازى اقتصادى موفق كشور معرفى مى كند. از طرف ديگر انشعابات داخلى از جمله خروج احمد چلبى و على دباغ دو عضو ارشد ائتلاف تا حدودى آن را تضعيف كرده است، اگرچه ورود جناح صدر به ائتلاف، آراى مردم فقيرنشين مذهبى شهرك صدر و ساير مناطق نفوذ صدريون را به ارمغان خواهد آورد.
به احتمال بسيار اگر دستيابى به اكثريت پارلمانى در جريان انتخابات و با راى مردم حاصل نشود هر دو گروه و جناح علاوى- جعفرى تلاش خواهند كرد تا با اعراب سنى و كرد ها وارد ائتلاف شوند كه اگر چنين شرايطى پيش آيد وضعيت جناح علاوى مساعدتر است لذا اگر جناح حكيم و جعفرى در انتخابات مستقيم اكثريت لازم براى تشكيل دولت (۵۰ درصد + يك راى) را به دست نياورد، احتمال تشكيل دولت از سوى علاوى بسيار افزايش مى يابد. در صورتى كه مجموع آراى كردها و جناح علاوى اكثريت لازم را داشته باشد به احتمال بسيار علاوى نخست وزير، طالبانى رئيس جمهور، غازى ياور معاون رئيس جمهور و عدنان پاچه چى رئيس پارلمان خواهند شد.
http://www.sharghnewspaper.com/840814/html/index.htm
+ نوشته شده در  شنبه 14 آبان1384ساعت 16:38  توسط رضا  | 

151119.jpg
+ نوشته شده در  شنبه 14 آبان1384ساعت 16:36  توسط رضا  | 

بی‌بی‌سی‌: اعضای شورای امنيت سازمان ملل متحد با اکثريت قاطع آرا با تصويب قطعنامه‌ای (١٦٣٦) از سوريه خواستند تا با مقامات سازمان ملل متحد درخصوص تحقيقات درباره ترور رفيق حريری نخست وزير پيشين لبنان، همکاری کامل کند.
هر ١٥ عضو شورای امنيت به اين قطعنامه رای مثبت دادند.
بر اساس گزارشها آمريکا، بريتانيا و فرانسه قبل از انجام رای گيری از پافشاری بر اعمال تحريم اقتصادی عليه سوريه، دست برداشتند.
در ماه جاری، هيات تحقيق سازمان ملل متحد گزارش خود را در مورد ترور رفيق حريری در ماه فوريه سال جاری انتشار داد و اعلام داشت که نتيجه تحقيقات نشان می دهد که برخی از مقامات ارشد سوريه و دولت سابق لبنان در سازمان دادن انفجار منجر به قتل نخست وزير پيشين لبنان دست داشته اند.
در پی انتشار اين گزارش، سه کشور فرانسه، بريتانيا و ايالات متحده، که در کنار روسيه و چين اعضای دايم شورای امنيت را تشکيل می دهند، پيش نويس قطعنامه ای را مطرح کردند که در آن به دولت سوريه هشدار داده شده است مظنونين به دست داشتن در ترور رفيق حريری را دستگير کند.


گزارشی از روند تصويب قطعنامه عليه سوريه در شورای امنيت

ايرنا: جك استراو وزير امورخارجه انگليس می‌گويد كه بانيان قطعنامه برعليه سوری به ساير اعضای شورای امنيت اطمينان داده‌اند هر اقدامی عليه سوريه در چارچوب قطعنامه‌ها و مباحث جداگانه دنبال خواهد شد.
قطعنامه‌ای كه روز دوشنبه در شورای امنيت سازمان ملل به‌تصويب رسيد، دامنه گسترده‌ای از تهديدات عليه حتی حاكميت سوريه را شامل می‌شود.
اين قطعنامه در چارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل به‌تصويب رسيد كه طبق يكی از بندهای اين فصل، شورای امنيت می‌توانست به‌طور خودكار تحريمهای اقتصادی و ديپلماتيك ضد سوريه را به مرحله اجرا بگذارد. همين بند، ظاهرا اختلافی اساسی ميان روسيه و چين از يك سو و انگليس، فرانسه و آمريكا از سوی ديگر ايجاد كرده بود.
سه كشور عضو دائمی شورای امنيت و بانی قطعنامه مذكور در مراحل نهايی تصويب آن، استناد به اين بند را حذف كردند.
اين قطعنامه چنان به شكل افراطی تنظيم شده بود كه پس از حذف تنها يك بند آن و اصلاحاتی بسيار جزيی در شمار ديگری از بندها، حتی الجزاير هم به آن عملا رای مثبت داده تا به اين ترتيب اعلام شود شورای امنيت با اجماع قطعنامه را تصويب كرده است.
استراو وزير خارجه انگليس در جمع خبرنگاران گفت: هدف شورای امنيت، اجرای عدالت است و سوريه بايد به‌طور كامل با كميسيون تحقيق بين‌المللی درباره قتل رفيق حريری كه زير نظر دتلف مليس اداره می‌شود، همكاری كند.
آمريكا، انگليس و فرانسه در جلسه غيرعلنی كه پيش از آغاز نشست علنی شورای امنيت تشكيل شده بود، موفق شده بودند كه نظر مساعد اعضا را جلب و به عبارتی در همان جلسه غيرعلنی قطعنامه مذكور را تصويب كنند.
در همين چارچوب برخی رسانه‌های غربی، در شرايطی كه هنوز به‌طور رسمی جلسه علنی شورای امنيت تشكيل نشده بود، گزارش دادند كه شورای امنيت قطعنامه مذكور را تصويب كرده است.
وزير امورخارجه انگليس در حالی كه لبخند بر لب داشت، به خبرنگاران گفت كه درچارچوب اين قطعنامه شورای امنيت، سوريه بايد افراد مورد نظر كميسيون را برای بازجويی بازداشت و شرايط و چگونگی بازجويی توسط مليس و نه دولت سوريه تعيين خواهد كرد.
در بخشی از اين قطعنامه، سوريه مكلف شده است كه بطور كامل با كميسيون تحقيق مستقل بين‌المللی درباره قتل حريری نخست وزير اسبق لبنان همكاری كند.
حريری بهمن ماه گذشته در بيروت به قتل رسيد و مليس رييس كميته تحقيق مستقل بين‌المللی در گزارشی كه بتازگی منتشر كرد مدعی شد كه اين قتل با آگاهی دو تن از مقامهای سوری انجام گرفته است.
قطعنامه روز دوشنبه شورای امنيت در حقيقت واكنشی به گزارش تكميل نشده مليس است كه خود او اصرار دارد هنوز تكميل نشده است و دبير كل سازمان ملل نيز ماموريت وی را برای تكميل اين گزارش، تا آذرماه تمديد كرده است.

سوريه خواستار تشكيل نشست اضطراری اتحاديه عرب شد

ايرنا: در پی صدور قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل در مورد سوريه، اين كشور خواستار تشكيل نشست اضطراری سران كشورهای عضو اتحاديه عرب برای مقابله با اين قطعنامه شد.
شبكه تلويزيونی سی‌ان‌ان روز سه‌شنبه ضمن اعلام اين خبر افزود: درپی گزارش جنجال برانگيز "دتلف ميليس" رئيس كميته تحقيقات بين‌المللی در زمينه ترور "رفيق حريري"، نخست وزير سابق لبنان كه در آن به دخالت سوريه در اين ترور اشاره شده است، شورای امنيت با صدور قطعنامه‌ای خواستار "همكاری كامل" سوريه با تحقيقات در اين زمينه شد.
به گفته‌اين شبكه خبری، تحولات‌اخير سوريه را با بحران سياسی جدی رو به‌رو كرده و دمشق ضمن مخالفت با گزارش مليس ، تلاش می‌كند با يافتن راه حل‌های ديپلماتيك از جمله دعوت از اتحاديه عرب برای تشكيل نشست اضطراری، از اين بحران رهايی يابد.

'سوريه با تحقيقات ترور حريری همکاری می‌کند'

بی‌بی‌سی‌: در پی صدور قطعنامه جديد شورای امنيت سازمان ملل متحد حاوی درخواست از دولت سوريه برای همکاری در تحقيقات پيرامون ترور رفيق حريری، نخست وزير پيشين لبنان، يک مقام سوری آمادگی دولت خود برای همکاری در اين زمينه اعلام داشته و هيات تحقيق کار خود را در لبنان از سر گرفته است.
سامی خيامی، سفير سوريه در بريتانيا، در مصحابه با شبکه بی بی سی گفته است که دولت وی به هيات تحقيق سازمان ملل اجازه خواهد داد تا به تحقيقات از شهروندان سوری مظنون به دست داشتن در ترور رفيق حريری از جمله چند تن از نزديکان بشار اسد، رييس جمهوری نيز مبادرت ورزد.
سفير سوريه در لندن گفته است که هيات تحقيق سازمان ملل قبل از ارايه گزارش مقدماتی خود، که چند هفته قبل تسليم شورای امنيت شد، خواستار گفتگو با اين افراد نشده و مدارکی حاکی از ارتباط آنان با ترور آقای حريری ارايه نداده بود.
ماهر اسد، برادر رييس جمهوری سوريه و فرمانده گارد رياست جمهوری، و آصف شوکت، رييس سازمان اطلاعات سوريه از جمله مقامات سوری هستند که هيات تحقيق سازمان ملل خواستار بازجويی از آنان بوده است.

ادامه کار مهليس
بامداد روز سه شنبه، 1 نوامبر، اعلام شد که دتلف مه ليس، حقوقدان آلمانی که از سوی شورای امنيت سرپرستی هيات تحقيق پيرامون ترور رفيق حريری در 14 ماه فوريه سال جاری را برعهده گرفته است، برای ادامه تحقيقات و شناسايی کسانی که در قتل وی دست داشته اند عازم بيروت، پايتخت لبنان، می شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 آبان1384ساعت 15:47  توسط رضا  | 

 
محمود صدرى
دفاع از حق فلسطينى ها براى تشكيل دولت مستقل از اصول بنيادى سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران است. اهميت اين موضوع براى ايران چنان زياد است كه در قانون اساسى با اشاراتى روشن بر آن تاكيد شده است. اين سياست در همه سال  هاى پس از انقلاب بارها در سخنان مسئولان جمهورى اسلامى تكرار شده و گاه نيز واكنش  هايى برانگيخته است؛ اما آنچه در روزهاى اخير و در پى سخنان محمود احمدى نژاد رخ داد و موضعى كه جامعه جهانى در برابر ايران اتخاذ كرد، ظاهراً از تحولى تازه در نگاه جهان به ايران و اسرائيل حكايت دارد. مقدمه، متن و نتيجه اين نگاه تازه به ترتيب در جايگاه اسرائيل در فرهنگ غرب، نظم بين المللى و نظم منطقه اى جديد خاورميانه ريشه دارد.
اسرائيل در فرهنگ غرب: مجموعه اى كه به طور كلى غرب ناميده مى شد پهنه اى گسترده شامل آمريكاى شمالى، اروپا و تا حدودى روسيه را دربرمى گيرد. اين مجموعه به لحاظ فرهنگى ميراث خواران سنت كتاب مقدس (تورات، مزامير، اناجيل و نامه هاى رسولان)، شارحان اين منظومه دينى (قديسان قرون وسطى) و نهايتاً منتقدان اين سنت در قرن جديد (فيلسوفان سياسى عصر رنسانس به بعد) هستند. سهم يهوديان جهان در اين منظومه زياد است. زيرا آنچه امروزه به عنوان كتاب مقدس مغرب زمين شناخته مى  شود تا پيش از اناجيل چهارگانه، محصول فرهنگى يهوديان است. مسيحيت نيز به گونه اى سنتز تقابل يهوديان و عيسويان است. بسيارى از فيلسوفان جديد نيز تبار يهودى دارند. همين حضور فرهنگى باعث شده است يهوديان با وجود قلت عددى، حضورى فعال در جريان فرهنگى غرب داشته باشند. افزون بر اين حضور فرهنگى كه لاجرم شعب رسانه اى و فكرى هم دارد، مجموعه فرهنگى غرب نوعى احساس دين نسبت به يهوديان دارد. آنچه در جريان يهودى ستيزى عصر آلمان هيتلرى رخ داد، در واقع حلقه پايانى فشار مسيحيان مغرب زمين بر يهوديان بود. گزارش  هايى كه درباره آزار و اذيت يهوديان در كشورهاى اروپايى از قرون وسطى تا جنگ جهانى دوم، منتشر شده نشان مى دهد كه يهوديان در همه اين ادوار در اروپا به صورت قوم سرگردان و درست مطابق روايت توراتى عصر باستان زيسته  اند. حال آنكه هنوز گزارشى درباره آزار يهوديان در سرزمين هاى غيرغربى از جمله در سرزمين هاى اسلامى (از آغاز پيدايش اسلام تا فروپاشى خلافت عثمانى) منتشر نشده است. همين فشار پيوسته غرب بر يهوديان باعث شده است كه وجدان غربى نسبت به اين قوم احساس شرمندگى داشته باشد. ماجراى دريفوس كه ۱۰۰ سال پيش رخ داد و در تاريخ قرن بيستم بارها تكرار شده ترجمان نمادين اين عذاب است. گويا شاخه عيسوى فرهنگ غرب، تهاجم هزارساله به يهوديت را نوعى شورش كور عليه خود تعبير كرده و در جنگ جهانى دوم از اين خواب  گران بيدار شده است. در واقع در ۵۰ سال اخير، غرب براى جبران مافات و رهايى از عذاب وجدان همه توان خود را صرف دفاع از يهوديان كرده است. نظم جهانى و اسرائيل: نظم جهانى از فرداى جنگ جهانى دوم تاكنون مبتنى بر ترتيباتى سه وجهى بوده است. وجه نخست رابطه آتلانتيكى يا اتحاد آمريكا و اروپا است؛ وجه دوم رابطه پاسيفيك يا توازن قوا در شرق آسيا است و وجه سوم رابطه درونى اجزاى خاورميانه و كنشگرى آن در سطح بين المللى است. تا پيش از فروپاشى اتحاد شوروى اين كشور در هر سه حوزه با آمريكا رقابت برابرانه مى كرد اما از سال ۱۹۹۱ به بعد روسيه به عنوان قدرت درجه دوم فقط براى حفظ و در روياى احيا، بازيگرى مى كند. در هر دو دوره يعنى پيش و پس از فروپاشى شوروى، اسرائيل از نظر استراتژى بزرگ غرب به ويژه ايالات  متحده عنصر ثبات بخش به شمار مى رود.
منظور غرب از نقش ثبات بخش اسرائيل توازن گرى يا مهاركنندگى اين رژيم در برابر اعراب و مسلمانان است.واگذارى چنين نقشى به اسرائيل حمايت بى قيد و شرط از اين رژيم را براى خود توجيه مى كند. اما شكل حمايت در دوره هاى متفاوت پيش و پس از فروپاشى شوروى يكسان نبوده است. در دوران دوقطبى عصر شوروى، عرب هاى مخالف اسرائيل و جنبش آزاديبخش فلسطين به پشت گرمى شوروى با اسرائيل مى جنگيدند و آمريكا در تقابلى مبتنى بر رقابت و گاه بده بستان اين وضع را تحمل مى كرد و آن را امتيازى براى اتحاد شوروى مى دانست كه لاجرم مى بايست واگذار شود. اما در دوران جديد، خاورميانه محل رقابت و همكارى بين آمريكا، اروپا و روسيه و به مقدار بسيار اندك چين و ژاپن است. اما از آنجا كه نفوذ آمريكا و اروپا بيش از ديگر بازيگران است اين دو بلوك بازيگران اصلى به شمار مى روند. آنچه در جريان اجماع آمريكايى- اروپايى حول پرونده ترور رفيق حريرى نخست وزير پيشين لبنان و فشار بر سوريه رخ داد، اين وضع تازه را به خوبى نشان مى دهد.در چنين فضايى، آمريكا و اروپا هرگونه فشار بر اسرائيل را تهاجم به نظم منطقه اى مورد نظر خود در خاورميانه و به تبع آن به هم خوردن تعادل در نظم سه وجهى جهان (آتلانتيك، پاسيفيك، خاورميانه) تلقى مى كنند و در برابر آن مى ايستند. واكنش يكپارچه عليه ايران در چهار روز اخير در واقع محصول همين تلقى است.
نظم منطقه اى جديد: خاورميانه اكنون يكى از دوره هاى حساس گذار را پشت سر مى گذارد. عراق به سوى استقرار حكومت پس از صدام حسين و برقرارى پيوند استراتژيك با غرب و لاجرم خارج شدن از حلقه دشمنان اسرائيل پيش مى رود. رژيم سوريه تحت تاثير پرونده ترور حريرى به سوى دوران جديد و مبتنى بر تغيير رفتار پيش مى رود و احتمالاً پيش از آنكه تحريم هاى بين المللى عليه اين كشور اعمال شود دمشق از وضع دولت مخالف نظم بين المللى فاصله مى گيرد و پاره  اى از نظم مورد نظر غرب مى شود. فلسطينى ها و اسرائيل در مرحله حساس استقرار دولت فلسطينى به سر مى برند و مصر و عربستان مى كوشند با اصلاحات محدود فشار غرب را براى ايجاد دگرگونى هاى بزرگ در اين كشورها كاهش دهند... اين اوضاع دگرگون شونده پيچيده و حساس هريك با رشته اى به اسرائيل مربوط مى شود و طبيعى است كه هر گفتار يا كردارى هر قدر هم كوچك توجه واضعان و حاميان نظم جديد جهانى و منطقه اى را جلب مى كند. اينكه سخنان معمولى امروز درباره اسرائيل برخلاف گذشته توفانى به پا مى كند همين حساسيت ها است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1384ساعت 12:26  توسط رضا  | 

 
150276.jpg
ايسنا: سيد محمد خاتمى در بازديد از نمايشگاه آثار قرآنى گفت: چرا براى متفكران اسلامى پديده اى به نام آزادى دغدغه خاطر ايجاد نمى كند؟ او كه روز گذشته از اين موزه بازديد مى كرد، طى سخنانى در جمع بازديد كنندگان و مسئولان اين موزه ضمن اشاره به جايگاه قرآن در تمدن اسلامى گفت: من يك سئوال دارم، چطور است كه مسئله خريد و فروش خون به عنوان يك موضوع مورد اهتمام علما و متفكران اسلامى ما قرار مى گيرد، اما پديده ا ى به نام آزادى براى متفكر اسلامى ما دغدغه خاطر ايجاد نمى كند؟ تكليف ما با عقيده جهانى شدن- كه مانند سونامى مى آيد- آزادى و مردم سالارى چيست؟ آيا كسانى اين تصور را دارند كه مى توان بشريت را به دوران ماقبل مردم سالارى برگرداند؟ مردم سالارى تاريخى دارد كه از تاريخ قديم يونان مطرح بوده و در انديشه هاى فارابى هم هست. اما تا قبل از دوران جديد، مردم سالارى و دموكراسى امرى مذموم بود، هيچ يك از متفكران و فيلسوفان بزرگ سياسى دنياى اسلام و دنياى غرب توصيه به مردم سالارى نمى كردند. فقط دوره كوتاهى در يونان قديم دموكراسى تحقق پيدا كرد كه حاصل آن همين فلسفه اى بود كه هنوز بشريت را تحت تاثير خودش قرار مى دهد. در دوران جديد، دموكراسى به عنوان راه حل قابل قبول و كم ضررتر براى انسان و زندگى او مطرح شده است. خاتمى تاكيد كرد: بارها گفته ام به ليبراليسم حمله و فحاشى نكنيد، آن را نقد كنيد. بينش هاى اسلامى با ليبراليسم سازگار نيست، ولى ليبراليسم و دموكراسى دو چيز هستند. بدتر اين كه نقد ليبراليسم با معيارها و اصول و ارزش هاى فاشيستى، به نام اسلام انجام گيرد. ما امروز در عين وفادارى به قرآن، به اصالت هاى خودمان با شناخت مسائل امروز نگذاريم چه در عرصه تفكر يا عرصه اجتماعى، ديگران براى ما تكليف تعيين كنند و از آن سوى اقيانوس براى ما داعيه دار آوردن دموكراسى و مردم سالارى و آزادى بشوند. ما هيچ رسالت جهانى اى نداريم، خيال نكنيد كه آمده ايم همه عالم را طبق روال خودمان به حكومت هاى ديگرى تبديل كنيم و حرف هايى بزنيم كه مشكلات اقتصادى و سياسى براى خودمان در دنيا به وجود بياوريم. چه كسى گفته كه ما رسالت داريم همه دنيا را مسلمان كنيم؟ اگر اين طور بود، فلسفه ظهور امام زمان (ع) معنا نداشت و حكومت جهانى واحد از آن آن بزرگوار است. بايد در داخل كشور وقتى مردم به ما اعتماد كرده اند، اوضاع را به طور نسبى درست كنيم و خيال نكنيم آدم هاى مثبتى هستيم، ما انسان هاى اشتباه كارى هستيم، همه اينها را به نام اسلام نگذاريم. الان مد شده است هركسى كه سواد قرآنى، اسلامى و حتى سواد امروزى ندارد، هر پندارى را كه به ذهنش مى آيد، مى گويد قرائت من از اسلام است. شناخت اسلام، معيار دارد. اگر مسائل ۸۰۰ سال پيش را به قرآن عرضه كرديد، جواب آن مسائل را مى گيريد. با مسائل ۸۰۰ سال پيش جواب مسائل امروز را از قرآن نخواهيد گرفت، مگر آن كه امروز را بشناسيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1384ساعت 12:4  توسط رضا  | 


 
 
چهره خبرى
دتلو مهليس
پس از ترور رفيق حريرى، كوفى عنان دبيركل سازمان ملل در ماه ميه سال جارى طى حكمى دتلو مهليس آلمانى را به عنوان مدير و مسئول تيم تحقيقاتى سازمان ملل متحد درباره اين حادثه منصوب كرد. مهليس پيش از اينكه به اين سمت منصوب شود به عنوان مدير تيم بازرسان سازمان ملل در آلمان انجام وظيفه مى كرد. مهليس بلافاصله پس از انتخاب به اين سمت به همراه گروهى از بازرسان سازمان ملل از برلين راهى بيروت شد و ماموريت خود را آغاز كرد. دتلو مهليس ۲۵ سال سابقه فعاليت در سازمان ملل به عنوان بازرس را دارد و از سال ۱۹۹۲ به عنوان مدير بازرسان سازمان ملل در برلين فعاليت داشته. تخصص وى در زمينه تروريسم و جنايت است. وى توانسته در طول فعاليت خود پرونده هاى بسيار حساس و جنجال برانگيزى كه قضاوت در مورد آنها به سازمان ملل متحد سپرده شده بود را به سرانجام برساند. وى سال ۱۹۹۸ به سمت مدير دفتر ارتباطات شبكه قضايى اروپا و مديريت دفتر هماهنگى مبارزه با جرايم سازمان يافته در برلين انتخاب شد.
ترجمه و تلخيص: سعيد آقاعليخانى.
• خلاصه
- شوراى امنيت بر اساس قطعنامه ۱۵۹۵در۷ تاريخ هفتم آوريل سال ۲۰۰۵ دستور تشكيل كميته بين المللى و مستقل تحقيق را در بيروت صادر كرد. وظيفه اين كميته كمك به تحقيقات مقامات لبنانى در روشن شدن ابعاد عمليات تروريستى ۱۴ فوريه ۲۰۰۵ در بيروت است كه به كشته شدن رفيق حريرى نخست وزير پيشين لبنان و همراهانش منجر شده است. اين كميته ماموريت دارد كه مقامات لبنانى را در شناسايى عاملان، آگاهان و برنامه ريزان اين حمله يارى كند.
- در تاريخ ۱۶ژوئن (۲۰۰۵)، دبيركل سازمان ملل دستور آغاز ماموريت كميته را ابلاغ كرد كه اين ماموريت تا ۲۶ اكتبر به طول انجاميد.
- كميته در خلال تحقيقات خود از حمايت جدى دولت لبنان، كارشناسان محلى و بومى بهره مند بوده است.
- تحقيقات كميته بر محل وقوع جرم، ابعاد فنى جرم، بررسى مكالمات تلفنى و دوربين هاى ترافيكى محل و شنيدن گفته هاى بيش از ۵۰۰ شاهد عينى و منبع مطلع، متمركز بوده است.
- در اكتبر۲۰۰۵ پرونده كامل اين قضيه در اختيار دولت لبنان قرار داده شد.
- اين گزارش در بردارنده محورهاى اصلى تحقيقى است كه توسط كميته صورت گرفته است تا روند تحقيق بررسى و نتيجه گيرى به اطلاع شوراى امنيت برسد. در اين گزارش همچنين مسايل ضرورى كه ذكر آن براى درك روند تحقيق لازم بود نيز بيان شده است.
- از نظر كميته، ترور ۱۴ فوريه ۲۰۰۵ توسط مجموعه اى سازماندهى شده، با توان و امكانات بالا صورت گرفته است و ماه ها وقت صرف اجراى موفق آن شده است. بدين منظور زمان و مكان حركت رفيق حريرى و جزئيات مسير و خودروى وى به دقت استخراج، محاسبه و بررسى شده بود.
- بر اساس آنچه كميته تحقيق مستقل بين المللى و كميته تحقيق لبنانى تاكنون دريافته است و نيز بر اساس ادله مادى، مجموعه مدارك، شواهد و قرائنى كه تا اين لحظه به دست آمده مشخص شده است كه عوامل لبنانى و سورى در اين اقدام تروريستى دست داشته اند. از واقعيت هاى قابل توجه اين است كه دستگاه اطلاعاتى ارتش سوريه با وجود خروج ارتش اين كشور از سوريه بر اساس قطعنامه ،۱۵۵۹ همچنان در سراسر لبنان حضور دارد. در واقع دستگاه اطلاعاتى سوريه بسيارى از مسئولان امنيتى لبنان را عزل و نصب مى كند و با قبول همكارى تنگاتنگ اطلاعات سوريه و لبنان و نفوذ آنها در موسسات و سازمان هاى اين كشور به دشوارى مى توان تصور كرد كه اين ترور پيچيده بدون اطلاع آنان روى داده باشد.
- كميته در ارزيابى خود به اين نتيجه رسيده است كه تداوم تحقيقات بايد توسط دستگاه قضايى لبنان و تدابير امنيتى دولت اين كشور باشد زيرا آنها در جريان تحقيقات، ثابت كردند- كه در صورت همراهى جامعه جهانى- توانايى اين كار و پيشبرد تحقيقات را به شكل كاملاً حرفه اى دارند. مقامات لبنانى در جريان تحقيق بايد به تمام جزئيات ماجرا و نيز نكات انحرافى توجه داشته باشند و انفجار ۱۴ فوريه را در رديف سلسله انفجارهاى قبل و بعد از اين تاريخ بدانند و اگر نمى توانند ميان آنها جمع ببندند، دست كم آنها را مرتبط با هم بدانند.
- كميته معتقد است كه تلاش جامعه بين الملل براى ايجاد پايگاه حمايت از نيروهاى لبنانى و يارى رساندن به آنان در زمينه امنيتى و قضايى لازم و ضرورى است زيرا اين امر به اعتماد مردم لبنان به دستگاه هاى امنيتى خود و توانايى هاى دولت شان منجر مى شود.
• سلسله تحولات
•۲۰۰۴
۲۶ آگوست- رفيق حريرى براى صحبت در مورد تمديد دوره رياست جمهورى اميل لحود در دمشق با بشار اسد ديدار كرد.
۲ سپتامبر- شوراى امنيت با تصويب قطعنامه ۱۵۵۹ از تمام نيروهاى خارجى خواست كه از لبنان خارج شوند.
۳ سپتامبر- جناح رفيق حريرى، قانون تمديد دوره رياست جمهورى اميل لحود را تائيد كرد.
۷ سپتامبر- مروان حماده وزير اقتصاد، غازى العريضى وزير فرهنگ، عبدالله فرحات وزير امور مهاجرت و فارس بويز وزير محيط زيست در اعتراض به تغيير قانون اساسى از دولت استعفا دادند.
۹ سپتامبر- رفيق حريرى در مصاحبه با مطبوعات از استعفاى قريب الوقوع خود خبر داد.
۱ اكتبر- ترور نافرجام مروان حماده در بيروت.
۴ اكتبر- رفيق حريرى از سمت نخست وزيرى استعفا داد.
۱۱ اكتبر- بشار اسد رئيس جمهور سوريه طى يك سخنرانى، انتقاد از سوريه در لبنان و سازمان ملل را محكوم كرد.
۱۹ اكتبر- شوراى امنيت از عدم اجراى قطعنامه ۱۵۵۹ ابراز نگرانى كرد.
۲۰ اكتبر- اميل لحود استعفاى حريرى را پذيرفت و عمر كرامى را مسئول تشكيل كابينه جديد كرد.
•۲۰۰۵
۱۴ فوريه- رفيق حريرى به همراه ۲۲ نفر ديگر طى انفجار شديدى در وسط بيروت و در خيابان مشرف به ساحل مديترانه كشته شد.
۲۵ فوريه- كميته حقيقت ياب بين المللى به بيروت رفت.
۸ مارس- حزب الله، راهپيمايى يك ميليون نفره اى را در حمايت از سوريه سازماندهى كرد.
۱۴ مارس- رهبران مسيحى و سنى لبنان با سازماندهى راهپيمايى، خواستار خروج نيروهاى سورى از لبنان و دستگيرى سران دستگاه هاى امنيتى و اطلاعاتى شدند.
۱۹ مارس- انفجار بمب در منطقه الجديده (شمال بيروت) به مجروح شدن۱۱ تن انجاميد.
۲۳ مارس- در انفجار مركز تجارى الكسليك (شمال بيروت) سه تن كشته و سه تن مجروح شدند.
۲۵ مارس- كميته حقيقت ياب گزارشى را در نيويورك منتشر كرد.
۲۶ مارس- انفجار بمبى كه در يك چمدان جاسازى شده بود، باعث مجروح شدن ۶ تن در منطقه صنعتى شمال شرق بيروت شد.
۱ آوريل- فروريختن سقف يك پاركينگ زيرزمينى در يك ساختمان تجارى در«برمانا» باعث مجروح شدن ۶ تن و تخليه ساختمان شد.
۷ آوريل- شوراى امنيت براى بررسى ترور رفيق حريرى و ۲۲ تن ديگر، كميته بين المللى مستقل را تشكيل داد.
۱۹ آوريل- نجيب ميقاتى نخست وزير لبنان ۳۰ مه را به عنوان زمان برگزارى انتخابات پارلمانى اعلام كرد.
۲۲ آوريل- ژنرال جميل السيد دبيركل امنيت عمومى و ژنرال على الحاج دبيركل نيروهاى امنيت داخلى اعلام كردند كه گوش به فرمان نجيب ميقاتى نخست وزير لبنان هستند.
۲۶ آوريل- آخرين گروه از نيروهاى سورى، لبنان را ترك كردند و بدين ترتيب به حضور ۲۹ ساله سوريه در لبنان پايان داده شد.
۶ مه- انفجار بمب در جونيه (شمال لبنان) باعث مجروح شدن ۲۹ تن شد.
۷ مه- مجلس نمايندگان لبنان به اصلاح قانون انتخابات سال ۲۰۰۰ راى مثبت داد.
۳۰ مه- دور اول انتخابات برگزار شد و فهرست موسوم به فهرست شهيد رفيق حريرى و ائتلاف جنبش المستقبل به رهبرى سعد الحريرى (فرزند رفيق حريرى) و حزب ترقيخواه سوسياليست بيشتر كرسى هاى پارلمان را از آن خود كردند.
۲ ژوئن- انفجار خودروى سمير قصير روزنامه نگار لبنانى در شرق بيروت به كشته شدن وى منجر شد.
۲۱ ژوئن- در پى انفجار خودروى بمب گذارى شده جورج حاوى رهبر پيشين حزب كمونيست لبنان، وى در نزديكى منزلش (المصيطبه بيروت) به قتل رسيد.
۳۰ ژوئن- فواد السنيوره وزير پيشين برنامه و بودجه در دولت حريرى با ۲۳ وزير كابينه جديد دولت را تشكيل داد.
۱۲ جولاى- در پى انفجار خودروى بمب گذارى شده در بيروت، الياس المر و دو تن ديگر مجروح شدند.
۲۲ جولاى- انفجار بمب خيابان «مونو» واقع در محله اشرفيه بيروت به مجروح شدن دست كم ۳ تن انجاميد.
۲۲ آگوست- انفجار بمب در پاركينگى نزديك هتل «برومناد» در منطقه الزلقا (شمال بيروت) باعث مجروح شدن ۳ تن شد.
۱۶ سپتامبر- انفجار بمب در نزديكى بانكى در محله اشرفيه به كشته شدن يك نفر و مجروح شدن ده تن ديگر منجر شد.
۱۹ سپتامبر- انفجار در دفتر تبليغات كويت در بيروت به كشته شدن يك نفر و مجروح شدن ۲ تن ديگر انجاميد.
۲۵ سپتامبر- انفجار خودروى بمب گذارى شده «مى شدياق» گوينده مشهور تلويزيون به جراحت شديد وى انجاميد.
• مقدمه
- گزارش كنونى، اقدامى در جهت عملى كردن قطعنامه ۱۵۹۵ شوراى امنيت است كه در ۷ آوريل ۲۰۰۵ به تصويب رسيد. در اين قطعنامه شوراى امنيت، حمله تروريستى ۱۴ فوريه ۲۰۰۵ بيروت را كه به كشته شدن رفيق حريرى نخست وزير پيشين لبنان و ۲۲ تن ديگر شد، محكوم و بر لزوم احترام به استقلال، حاكميت و حفظ وحدت و نيز تماميت ارضى لبنان تاكيد كرد. شوراى امنيت همچنين مقرركرد كه كميته بين المللى و مستقل حقيقت ياب براى شناسايى عاملان، حاميان و برنامه ريزان اين اقدام تروريستى به يارى نيروهاى لبنانى بشتابد.
- پيش تر كميته حقيقت يابى در اين باره تحقيقاتى انجام داده بود كه اين تحقيقات سه هفته به طول انجاميد. شوراى امنيت قبل از تصويب قطعنامه ۱۵۹۵گزارش اين كميته حقيقت ياب را كه در ۲۴ مارس ۲۰۰۵به شوراى امنيت ارسال شده بود، بررسى كرد. كميته حقيقت ياب در اين گزارش پيشنهاد كرده بود كه ضرورت دارد مادامى كه صلاحيت و صداقت نهادهاى حقيقت ياب لبنانى محل ترديد است كميته بين المللى و مستقل حقيقت ياب براى اين پرونده تشكيل شود. براى اين منظور گروهى با قدرت اجرايى بالا و بهره مند از كارشناس هايى در زمينه هاى مختلفى كه در اين گونه موارد نياز است، تشكيل شود. لازم به ذكر است با وجود زمان كم و شمار اندك اعضاى كميته حقيقت ياب پيشين، يافته ها، بررسى ها و نتيجه گيرى هاى آنان براى كميته بين المللى و مستقل تحقيق، معتبر و ارزشمند است.
- در نامه مورخ ۲۹ مارس ۲۰۰۵ (س/۱۰۰۵/۲۰۸) دولت لبنان، ضمن موافقت با تصميم شوراى امنيت در تشكيل كميته بين المللى و مستقل تحقيق، براى همكارى دولت و نظام قضايى لبنان با اين كميته اعلام آمادگى كرد.
- بعد از تصويب قطعنامه ۱۵۹۵ در مورد ايجاد كميته بين المللى و مستقل تحقيق، در مورد چگونگى انتخاب اعضا و حمايت لجستيك از آن مطالعه و مشاوره كارشناسى فراوانى صورت گرفت و در ۲۶ مه ۲۰۰۵ اولين گروه كوچك اين كميته به رياست «دتلو مهليس» روانه بيروت شد تا ضمن آشنايى با محيط ماموريت و استقرار در مقر موقت خود زمينه اجرايى برنامه هايى آتى را فراهم كنند.
- در تاريخ ۱۳ژوئن ۲۰۰۵ و پس از مذاكرات طولانى با مقامات قضايى لبنان، يادداشت تفاهمى ميان حكومت لبنان و كميته امضا شد. در اين يادداشت تفاهم ابعاد مختلف همكارى ميان دو طرف به تفصيل بيان شد. اين تفاهمنامه از نظر كميته بسيار قابل اهميت است زيرا در اين يادداشت تفاهم، دولت لبنان تضمين كرد كميته در انجام تحقيقات آزاد باشد و قول داد كه تمامى امكانات لازم براى انجام هرچه بهتر تحقيقات را در اختيار كميته بگذارد. امضاى اين يادداشت تفاهم بسيار لازم بود زيرا كميته براى انجام ماموريتش بايد تمامى ادله، اسناد و مدارك را جمع آورى و بدون هيچ محدوديتى با هركسى كه لازم مى ديد مصاحبه و يا از هر مكانى كه مى خواست بازديد مى كرد. چنين امرى نيازمند حمايت قانونى دستگاه قضايى لبنان بود و مقامات اين كشور بايد با در اختيار گذاشتن تمامى امكانات، مدارك، اسناد و ادله مادى كه در اختيار داشتند و نيز با معرفى افراد آگاه و شهود، كميته را يارى مى دادند.
- در تاريخ ۱۶ ژوئن ۲۰۰۵ دبيركل سازمان ملل، آغاز به كار كميته را اعلام كرد و در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۵ رئيس كميته طى كنفرانسى مطبوعاتى، همكارى مقامات و ملت لبنان با كميته از طريق دادن اطلاعات با ارزش را خواستار و وظايف خطير دولت لبنان در اين خصوص را يادآور شد.
- كمى بعد از امضاى يادداشت تفاهم، دولت لبنان گزارش ۸۰۰۰ صفحه اى از مجموعه اطلاعات و ادله اى كه از تاريخ ۱۴ فوريه ۲۰۰۵جمع آورى شده بود را در اختيار كميته گذاشت و سپس كميته، تحقيقات جنايى و قضايى خود را با همكارى تنگاتنگ مقامات قضايى لبنان (مدعى العموم جمهورى لبنان) و پليس (نيروهاى امنيت داخلى) آغاز كرد، ضمن اينكه در اين مرحله سعى شد تا از فعاليت هاى موازى، دوباره كارى و اقدامات متعارض و مداخله آميز ميان كميته و نيروهاى لبنانى جلوگيرى شود.
- كميته رابطه نزديكى با مقامات امنيتى و قضايى لبنان برقرار كرد و جلسات متعددى را- به ويژه با مقامات قضايى- برگزار كرد. بسيارى از شهودى كه كميته با آنان مصاحبه كرده است بنا بر احضاريه نيروهاى امنيتى و قضايى حاضر شدند و عمليات ۳۰ آگوست گواه روشنى بر اين همكارى ها است. در اين عمليات نيروهاى امنيتى لبنان و كارشناسان كميته تحقيق طى اقدامى هماهنگ منازل مسئولان عالى رتبه امنيتى پيشين را قبل از انتقال آنان به مقر اصلى كميته و انجام بازجويى، تفتيش كردند.
- نيروهاى لبنانى در آماده كردن مقر اصلى عمليات كميته تحقيق و تامين امنيت اعضا و نيز محيط كارى آنان، نهايت همكارى را داشته اند.
- تحقيقات در دو فاز مشخص، يكى توسط تيم لبنانى و ديگرى توسط تيم سازمان ملل انجام گرفت و در جريان تحقيقات هماهنگ و مكمل كميته و نيروهاى لبنانى مشخص شد كه لبنانى ها توانايى پذيرش مسئوليت و انجام چنين تحقيقاتى را دارند.
- با توجه به بى اعتمادى عميق ملت لبنان به دستگاه هاى امنيتى و قضايى كشور، كميته تحقيق منبع خواسته ها و اميد مردم لبنان در تغيير شرايط نامطلوب شده بود و مانند حلقه رابطى ميان ملت لبنان و دستگاه حكومت عمل مى كرد. دو كنفرانس مطبوعاتى به ويژه اولى در كنار بازجويى از اولين متهم و توقيف مسئولان برجسته امنيتى پيشين از جمله آثار مثبت همكارى با نيروهاى لبنانى و جلب اعتماد مردم بود و نشان مى داد كه از نظر كميته هيچ كس بالاتر از قانون نيست. با افزايش شهود به تدريج كار كميته بالا مى گرفت اما بسيارى از مردم خواستار عدم افشاى نام خود بودند.
- نكات مهم و قابل توجه ديگرى نيز هستند:
يكم: شاهدان از اينكه به خاطر همكارى با كميته مورد آزار و اذيت قرار بگيرند به شدت مى ترسيدند به همين دليل كميته گفت وگو ها را به شكل كاملاً مخفيانه انجام مى داد. نظر به تعهدى كه كميته به حفظ سلامت اين افراد دارد در اين گزارش نام برخى از افراد كه با آنان گفت وگو شده نيامده است.
دوم: همچنانكه در تحقيقات مرسوم است، افراد در برخى گفت وگوها اطلاعاتى فراتر از آنچه كميته دنبال مى كرد در اختيار مى گذاشتند. كميته اين اطلاعات را كه برخى در مورد مسائل جنايى خارج از چارچوب مدنظر كميته بود را در اختيار مقامات لبنانى گذاشت.
سوم: برخى افراد بودند كه با ادعاى داشتن اطلاعات ارزشمند سعى داشتند كميته را به سمت وسوى مدنظر خود بكشانند. كميته در برخورد با اين افراد ضمن تمركز بر موضوع مورد تحقيق و اجتناب از نكات انحرافى، سعى كرد از افراد يا رژيم هايى كه مى خواستند كميته به نتايجى همسو با خواسته هاى آنان برسد، پيروى نكند.
- در ميان لبنانى ها شايعه شده بود كه پس از تمام شدن كار كميته و خروج آنها از كشور، لبنان تنها مى ماند و آن وقت نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى سوريه و طرفداران آنها _ كه نفوذ فراوانى در اين كشور دارند- براى انتقام از مردم بر مى گردند. از نظر مردم لبنان انفجارها و مجازات هاى بدون محاكمه اى كه در اين كشور رخ مى داد گوشه اى از اقداماتى بود كه نيروهاى وابسته به سوريه براى آنان تدارك ديده بودند. اين گونه شايعات و تحليل هايى از اين دست هر روز گسترش بيشترى مى يافت و شاهدان احتمالى را از همكارى با كميته بازمى داشت.
- امكان انجام كار تبليغاتى و رسانه اى براى كميته به ويژه در لبنان وجود نداشت. اين در حالى بود كه متاسفانه رسانه هاى لبنان علاقه فراوانى به نشر شايعات و ارائه اطلاعات بى پايه داشتنند و همين امر به افزايش نگرانى هاى مردم دامن مى زد. كميته براى مقابله با اين روند هر از چندگاه با تشكيل كنفرانس هاى مطبوعاتى سعى در كاهش نگرانى ها و ايجاد اعتماد و اطمينان در ميان مردم داشت.
- براى ايجاد شفافيت و گسترش همكارى ها، يكى از موارد توافق با دستگاه قضايى لبنان آن بود كه مقامات بلندپايه را در جريان تحولاتى كه در روند تحقيق روى مى داد، قرار دهيم البته به شرطى كه خدشه اى به استقلال و فعاليت كميته وارد نيايد، اما متاسفانه برخى از مقامات لبنانى در مصاحبه با مطبوعات اطلاعات طبقه بندى شده را بدون هماهنگى با كميته فاش مى كردند و بدين ترتيب باعث گسترش جو ناامنى و ترديد مى شدند.
- كميته در جريان تحقيق نيازمند مواجهه با چالش هاى لجستيك بود كه در اين گونه موارد نهادهاى هماهنگ در سازمان ملل و اينترپول از كميته حمايت مى كردند.
-جامعه جهانى به نوبه خود همواره كارشناسان مورد نياز كميته را در اختيار كميته مى گذاشت و به پيشرفت روند تحقيق كمك فراوانى مى كرد اما متاسفانه با وجود تصويب قطعنامه۱۵۹۵ كه خواستار همكارى تمامى دولت ها در ارائه مدارك مرتبط با قتل حريرى شده بود، هيچ دولتى اطلاعات مورد نياز را در اختيار كميته نگذاشت.
روند تحقيق كمك فراوانى مى كرد اما متاسفانه با وجود تصويب قطعنامه۱۵۹۵ كه خواستار همكارى تمامى دولت ها در ارائه مدارك مرتبط با قتل حريرى شده بود، هيچ دولتى اطلاعات مورد نياز را در اختيار كميته نگذاشت.
• همكارى سوريه با كميته شكلى بود نه محتوايى
با وجود امكانات انسانى فنى و مالى كه در اختيار كميته گذاشته شده بود و با وجود نتايج و پيشرفت هايى كه كميته در زمان تعيين شده به دست آورده است، يادآورى اين نكته ضرورى است كه تحقيق در مورد اقدامى تروريستى و با اين ابعاد، داراى ابعاد بين المللى است و اگر نگوييم يك سال، دست كم به فرصتى چندين ماهه نياز دارد چراكه برگزارى هرگونه محاكمه احتمالى، نيازمند شرايط ويژه اى است و اين بسيار اهميت دارد كه محاكمه در داخل يا خارج لبنان صورت گيرد. اقدام كميته فقط بخشى از كارى است كه بايد انجام مى شد و حتى در هنگام نوشتن اين گزارش - و اكنون نيز كه گزارش ارائه مى شود- همچنان مصاحبه ها و تحقيقات و بررسى ادله شهود ادامه دارد.
- كميته بر اساس دلايل و مداركى كه به دست آورده است از حقايق در اين گزارش سخن مى گويد و تا زمانى كه پايان قطعى تحقيقات اعلام نشود و تمام مدارك در اختيار كميته قرار نگيرد، كسى داستان واقعى را نخواهد فهميد و روشن نخواهد شد كه چه كسانى و چگونه رفيق حريرى و ۲۲ تن ديگر را كشتند. بنابراين حدس ها و فرضيه ها در مورد بى گناهى افراد همچنان برقرار است.

در نگارش اين گزارش سعى شد كه مطالب به گونه اى نباشد كه روند محاكمه يا تحقيقات جنايى دچار مشكل شود. كميته در شرايط كنونى بدون همكارى حكومت لبنان قادر به كشف تمام عوامل و حقايق اين ترور نيست و در حدى كه امكان فعاليت داشته عمل كرده است. كميته سعى كرده است با ارائه تحليل ها و شرح دقيق دلايل و شواهد توضيح دهد كه چه روى داده است و چه كسى مسئول است.
• سوابق
- سوريه هميشه نقش مهمى در لبنان داشته است و در عهد عثمانى منطقه اى كه امروزه لبنان ناميده مى شود جزيى از اراضى ادارى تحت فرمان دمشق بوده است. وقتى پس از جنگ جهانى اول دولت هاى جديدى تاسيس شدند بسيارى از قوم گرايان عرب، لبنان را بخشى از سوريه مى دانستند حال آن كه ميان دو كشور رابطه ديپلماتيكى برقرار نبود.
- در بحبوحه جنگ داخلى لبنان و بنا به دعوت سليمان فرنجيه (۱۹۷۶) رئيس جمهور فقيد لبنان، نيروهاى سوريه وارد لبنان شدند. در پيمان طائف كه ميان گروه هاى لبنانى بسته و در آن بر سر پايان دادن به درگيرى ها توافق شده بود، لبنان از سوريه به خاطر كمك به اين كشور و اعزام نيرو به لبنان تشكر كرد. در بندهاى مربوط به توافق دو كشور، به محدود كردن حضور نيروهاى سوريه در لبنان اشاره شده است. دو كشور در پيمانى كه بعدها و در مه  ۱۹۹۱ منعقد كردند نيز به ضرورت اجراى بندهاى پيمان طائف اشاره كرده اند. سرانجام نيروهاى سوريه در سال ۲۰۰۵ بنابر قطعنامه ۱۵۵۹ شوراى امنيت (۲۰۰۴) لبنان را ترك كردند.
• رابطه ميان حريرى و سوريه
-تحقيقات كميته نشان مى دهد همچنان كه بسيارى در لبنان برآن تاكيد دارند، افسران عالى رتبه اطلاعات سوريه نقش و نفوذ فراوانى و استراتژيكى بر حكومت لبنان دارند و درگيرى آشكار و روبه افزايشى ميان حريرى و مسئولان بلندپايه سوريه وجود داشته است كه بر اساس مدارك و شواهد، شخص بشار اسد رئيس جمهور سوريه جزء محورى اين درگيرى و اختلاف بوده است. اوج اين اختلاف در ۲۲ آگوست ۲۰۰۴ و در خلال ديدار حريرى - كه در آن هنگام هنوز نخست وزير لبنان بود- و رئيس جمهور اسد در دمشق، بروز پيدا كرد. در اين ديدار ،۱۰ ۱۵دقيقه اى اسد به اين نكته پى مى برد كه حريرى مخالف تمديد دوره رياست جمهورى اميل لحود است.
- شاهدان لبنانى و سورى با ارائه صورت جلسه ديدار حريرى با وليد المعلم معاون وزير خارجه سوريه مدركى مغاير با آنچه پيشتر گفته شده بود را در اختيار كميته گذاشتند و بسيارى از شاهدان از جمله وزرايى چون مروان حماده، غازى العريضى، وليدجنبلاط و سعد الحريرى (پسر رفيق حريرى) مى گويندكه رئيس جمهور اسد از مخالفت حريرى با تمديد دوره اميل لحود اطلاع داشت و حريرى را تهديد كرده بود كه در صورت مانع تراشى، لبنان را بر سر او و جنبلاط خراب خواهد كرد. مسئولان سورى اما كاملاً مغاير اين را مى گويند. فاروق الشرع وزير امور خارجه سوريه و ژنرال رستم غزالى مسئول اطلاعات سوريه در لبنان اين ديدار را كاملاً مثبت معرفى مى كنند. غزالى به كميته گفته است: «حريرى به من گفت كه اسد مرا دوست خود خواند. اين ديدار دوستانه و محترمانه بود و رئيس جمهور اسد با من در مورد تمديد دوره رياست جمهورى اميل لحود مشورت كرد.»
- در ذيل گزيده اى از مصاحبه هايى كه كميته در مورد جلسه ۲۶ آگوست ۲۰۰۴ با شاهدان انجام داده است و نيز بخشى از نامه فاروق الشرع به كميته و بخشى از نوار مكالمات حريرى و المعلم مى آيد:
نامه وزير خارجه سوريه به كميته (۱۷ آگوست۲۰۰۵):
«در تاريخ ۲۶ آگوست ۲۰۰۴ رئيس جمهور بشار اسد و رفيق حريرى نخست وزير فقيد لبنان در چارچوب مشورت سياسى و مداومى كه ميان رهبران دو كشور صورت مى گرفت، در دمشق ديدار كردند. در اين ديدار در مورد تحولات محلى و منطقه اى و نيز احتمال تمديد دوره رياست جمهورى اميل لحود با توجه به شرايط آشفته منطقه اى و با استناد به ضرورت حفظ ثبات و آرامش در لبنان صحبت به ميان آمد. حريرى در اين ديدار از رئيس جمهور بشار اسد درخواست كرد كه در صورت به وجود آمدن اتفاق نظر بر سر تمديد دوره اميل لحود، سوريه از وى بخواهد كه در دوره جديد همكارى بيشترى با گروه هاى سياسى لبنان داشته باشد. رئيس جمهور بشار اسد نيز از آقاى حريرى خواست كه با همفكرانش و آنانى كه مصلحت مى داند در اين خصوص مشورت كرده و موضع مناسبى را اتخاذ كند.»
نامه مكتوب رستم غزالى به كميته تحقيق (۱۷ آگوست ۲۰۰۵):
من در ۲۶ اگوست ۲۰۰۴ دوبار با حريرى ديدار كردم. يك بار صبح كه او براى ديدار با رئيس جمهور اسد راهى دمشق بود و بار ديگر به هنگام بازگشت وى از دمشق. ديدار اخير در دفتر من در عنجر صورت گرفت. صحبت از ديدار حريرى با رئيس جمهور اسد بود. حريرى در حالى كه بسيار خرسند به نظر مى رسيد اين ديدار را بسيار خلاصه اما دوستانه دانست. او گفت: «رئيس جمهور اسد به من گفت: ابو بهاء !ما در سوريه همواره چون يك دوست در كنار شما خواهيم بود و اكنون من با تو به عنوان يك دوست و نخست وزير لبنان صحبت مى كنم. با توجه به شرايط سختى كه منطقه و لبنان در آن قرار دارند فكر مى كنم به مصلحت لبنان باشد كه دوره رياست جمهورى اميل لحود تمديد شود و از تو مى خواهم كه به عنوان يك دوست ما را از موضع خودت در اين باره مطلع كنى. ما براى جواب شما عجله اى نداريم و مى توانيد با خيال راحت در اين مورد فكر كنيد.»
شهادت مكتوب مروان حماده (ژوئن۲۰۰۵):
در ۲۴ يا ۲۵ آگوست از آقايان حريرى، جنبلاط و نبيه برى دعوت شد كه با حضور در دمشق، خبر تمديد دوره اميل لحود را اعلام كنند. جنبلاط به غزالى گفته بود كه مى خواهد در اين باره با اسد صحبت كند اما غزالى اصرار داشت كه قبل از تعيين مهلت، بايد پاسخ مثبت بدهيد. غزالى همچنين به جنبلاط توصيه كرده بود كه برخورد مثبتى با موضوع داشته باشد زيرا اين موضوع براى اسد اهميتى استراتژيك دارد، اما جنبلاط پاسخ منفى داده بود. يك ساعت بعد جنبلاط با من (حماده) تماس گرفت و گفت كه سازمان اطلاعات سوريه ديدار ميان او و اسد را لغو كرده است. عصر آن روز، من و جنبلاط به ديدار حريرى رفتيم. او گفت غزالى اصرار دارد كه پاسخ مثبت بدهيم وگرنه اجازه نمى دهد با اسد ديدار كنيم. غزالى از حريرى خواسته بود به دمشق برود و تا ابلاغ دستور بعدى در خانه اش بماند. روز بعد حريرى مرا براى يك ديدار كوچك دعوت كرد. روزى كه حريرى با اسد ديدار داشت من در منزل جنبلاط با آقايان «باسم السبع» و «غازى العريضى» بودم. ساعت يك بعدازظهر بود كه خودروى حريرى آمد و ما فهميديم كه ديدار وى با اسد در دمشق بسيار كوتاه بوده است. حريرى خسته و كلافه بود و حسابى عرق كرده بود. با آمدن او چهار نفر شديم. حريرى گفت كه دوره لحود تمديد خواهد شد وگرنه تاوان سنگينى بايد بپردازيم (...) او به نقل از اسد گفت: «لبنان را سر تو و جنبلاط خراب خواهم كرد.»

شهادت مكتوب وليد جنبلاط(۲۸ ژوئن۲۰۰۵):
حريرى از اسد نقل قول كرد كه گفته بود: «لحود، خود من هستم و من مى خواهم كه دوره او تمديد شود حالا اگر شيراك بخواهد مرا از لبنان خارج كند، لبنان را ويران مى كنم.» حريرى اين سخنان را با ناراحتى بسيار نقل قول مى كرد.
شهادت سعد الحريرى (۹ جولاى ۲۰۰۵):
با پدرم در مورد تمديد دوره اميل لحود صحبت مى كردم كه به من گفت: «بشار اسد مرا تهديد كرده است. او خواستار تمديد دوره لحود است. او به من گفت اگر فكر مى كنى كه تو يا شيراك مى توانيد بر لبنان حكومت كنيد اشتباه كرده ايد چون چنين اتفاقى هرگز نمى افتد. اگر با تمديد دوره لحود مخالفت كنى لبنان را بر سر تو و جنبلاط خراب مى كنم. بنابراين يا به حرف من گوش كن و يا با تو و خانواده ات كارى را كه بخواهم مى كنم.»
مكالمه ضبط شده رفيق حريرى با وليد المعلم (اول فوريه ۲۰۰۵):
«رئيس جمهور اسد ۲۰،۱۰ دقيقه اى با من در مورد تمديد دوره رياست جمهورى اميل لحود صحبت كرد. او به من گفت كه تو هميشه ادعا كرده اى كه دوست سوريه هستى. الان فرصت خوبى است كه اين مسئله را ثابت يا نفى كنى. اسد نظر مرا نپرسيد و گفت كه اين تصميمى است كه گرفته شده است. او با من به عنوان نخست وزير يا رفيق حريرى يا هر كس ديگرى برخورد نكرد و گفت: اين تصميمى است كه گرفته ام. حرف هاى اسد مرا ترساند. بدترين لحظه عمرم بود. اسد اصلاً نظر مرا نپرسيد و فقط مى گفت: من تصميم گرفته ام كه اينگونه بشود.رفتار او دوستانه نبود و به من مى گفت: يا با مايى يا عليه ما! به خدا قسم وقتى از جلسه بيرون آمدم محافظ شخصى ام نگاهى به من انداخت و گفت چرا رنگ تان پريده است!»
- حريرى در اين نوار نزد آقاى المعلم از اينكه فاروق الشرع و دستگاه اطلاعاتى سوريه، اطلاعات دقيقى از وى را در اختيار بشار اسد نمى گذارند، گلايه مى كند و مى گويد: «تحمل زندگى كردن در سيستم امنيتى متخصص دخالت در كار حريرى را ندارم. نيروهاى امنيتى اطلاعات غلطى را از من در اختيار رئيس جمهور اسد مى گذارند... با اين حال لبنان هيچگاه زيربار حرف زور سوريه نمى رود.»
- در اين ديدار المعلم به حريرى مى گويد:«ما و دستگاه امنيتى ترا تحت فشار گذاشته ايم... موضوع را سرسرى نگير.»
نتيجه گيرى:
-«مكالمات اين ديدار ضبط شده در تناقض آشكار با سخنان ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۵ آقاى المعلم است كه ادعا مى كرد ديدار اسد و حريرى دوستانه بوده است و اسد، حريرى را به جواب دادن مستقيم و سريع مجبور نكرده است.»
- اطلاعاتى كه پيش از اين ارائه شد و نيز ادله اى كه كميته در مورد ترور آقاى رفيق حريرى جمع آورى كرده است نشان مى دهد كه دست داشتن مسئولان سورى در ترور آقاى حريرى محتمل است و زمانى كه كميته خواستار همكارى سوريه براى روشن شدن موضوع شد، سوريه صرفاً شكلى و نه محتوايى با كميته همكارى كرد.
- تماس اصلى كميته با مقامات سوريه در ۱۱ جولاى ۲۰۰۵ صورت گرفت. در اين تاريخ آقاى مهليس طى نامه اى از فاروق الشرع وزير خارجه سوريه خواست تا زمينه ملاقات با نمايندگانى از سوريه را فراهم كند. الشرع در پاسخ آقاى مهليس با به كاربردن عباراتى كلى، حمايت سوريه را از روند تحقيق اعلام كرد. در ۱۹ جولاى كميته خواستار ديدار با چند تن از شاهدان از جمله بشار اسد رئيس جمهورى عربى سوريه شد و در تاريخ ۲۶ آگوست بنابر درخواست دولت سوريه ميان رئيس كميته و نمايندگانى از وزارت خارجه سوريه ديدارى در ژنو صورت گرفت. در اين ديدار نامه سه تن از شهود مورد نظر كميته به آقاى مهليس داده و اعلام شد كه رئيس جمهور اسد حاضر به انجام گفت وگو با كميته نيست.
- در تاريخ ۱۳آگوست، كميته بارديگر از وزير خارجه سوريه خواست كه مقدمات مصاحبه با چند شاهد _ ديگر را- كه ظن آن مى رفت در سوريه باشند، فراهم كند. در ۷ سپتامبر فاروق الشرع كميته را دچار اشتباه دانست زيرا به زعم وى، دلايل كميته مبتنى بر شهادت هايى دروغين است. با اين وجود موافقت كرد كه به جز بشار اسد امكان مصاحبه با ساير افراد مندرج در فهرست درخواستى كميته را فراهم مى كند.
- سرانجام در ۲۰و۲۳ سپتامبر و با حضور نماينده وزارت خارجه سوريه مصاحبه با شاهدين انجام شد اما اين مصاحبه ها سرشار از تناقض گويى بود و كميته به اين نتيجه رسيد كه سوريه در تلاش است تا با عدم همكارى روند تحقيق را دچار مشكل كند. از نظر كميته اگر قرار باشد كه اين تحقيقات ادامه يابد، همكارى سوريه با كميته و اجازه مقامات اين كشور براى انجام مصاحبه با شهود در خارج از سوريه ضرورى است اما تاكنون سوريه هيچ كمكى در اين خصوص نكرده است.
• تحقيق كميته
• نظر عمومى
- در تاريخ ۱۶ ژوئن ،۲۰۰۵ دبير كل سازمان ملل آغاز به كار كميته بين المللى و مستقل سازمان ملل را اعلام كرد. از ۱۶ ژوئن تا ۶ اكتبر۲۰۰۵ گفته هاى ۲۴۴شاهد و تحقيقات۲۹۳ محقق و گفته هاى ۲۲ تن از افرادى كه كميته به آنها مشكوك بود جمع آورى گرديد و نتيجه ۴۵۳ بار بررسى محل وقوع جرم توسط۳۰ محقق كميته از ۱۷ كشور جهان در ۱۶۷۱۱ صفحه به رشته تحرير درآمد. اكنون خلاصه اى از روند تحقيق ميدانى كه به شرح ذيل است ارائه مى گردد:
*بازسازى و بررسى مسير حركت و نقاطى كه آقاى حريرى پيش از انفجار از آنجا عبور يا در آنجا توقف كرده است.
*بررسى يافته ها و مداركى كه مقامات لبنانى از محل انفجار و اطراف آن تهيه كرده اند.
*بررسى ادله گمراه كننده.
*بررسى و رفت و آمدهاى قبل از حادثه در محل انفجار.
*بررسى نوار ويدئويى ابو عدس.
*كاميون ميتسوبيشى
*بررسى مكالمات تلفنى.
*بررسى و جمع آورى موارد مرتبط رسانه اى و بازبينى نوارهاى صوتى و تصويرى كه در محل انفجار وجود داشته اند.
*بررسى بده بستان هاى مالى
- در ماه اول هزاران صفحه گزارش نيروهاى لبنانى، تصاوير و مصاحبه ها جمع آورى شد و قبل از آغاز كار براى سهولت انجام تحقيق توافق همكارى با مقامات لبنانى امضا شد.
- در ماه دوم اولويت هاى تحقيق مشخص شد و بسيارى از مقامات و مسئولان لبنانى مورد بازجويى قرار گرفتند تا ميزان دخالت آنان مشخص شود. در اين مرحله كميته به امكانات پيشرفته رايانه اى مجهز شد.
- در ماه سوم عمده تمركز كارشناسان نخبه كميته شامل افرادى از ژاپن، آلمان و بريتانيا در قالب تيمى مشترك مصروف بررسى محل وقوع جرم شد. هدف از اين اقدام شناسايى ماده منفجره به كار رفته، خودروى ميتسوبيشى و چگونگى انفجار بود.
• برنامه ترور
با وجود تدابير و تلاش هايى كه كميته بين المللى و مستقل تحقيق به كار گرفت هيچ دليل يا برنامه قاطعى به دست نيامد كه انگيزه كشتن آقاى حريرى را مشخص كند. بنابر اين بهترين راه درك موضوع ايجاد ارتباط ميان حوادث نيمه دوم سال۲۰۰۴ بود كه به استعفاى حريرى از نخست وزيرى و برگزارى انتخابات عمومى در لبنان منجر شد. از جمله مسايل قابل توجه در اين زمينه تبليغات انتخاباتى گسترده ائتلاف المستقبل و واكنش دولت لبنان به قضيه پوسترهاى تبليغاتى بود كه بنابه دستور دولت بلافاصله جمع آورى شد زيرا خواسته حريرى در مورد انتخابات به شكل شعار خطاب به مردم لبنان چاپ شده بود: اكنون و نه وقت ديگر! بسيارى از شاهدان مى گويند كه ما به خاطر بى اعتمادى به دستگاه امنيتى، در روزهاى نخست از مراجعه به آنها خوددارى كرديم زيرا ترور حريرى بدون اطلاع مقامات لبنانى و موافقت سوريه امكان پذير نبود.
- سازمان امنيت لبنان و سوريه نفوذ چشمگيرى در زندگى روزمره لبنانى ها دارند و بهترين گواه بر اين مدعى گفت وگوى تلفنى ضبط شده ژنرال رستم غزاله و يك مقام بلندپايه امنيتى لبنان است كه در تاريخ ۱۹جولاى۲۰۰۴ ساعت ۴۵/۹ دقيقه صورت گرفته است:
- غزاله: بدان كه زمان آن نزديك است با اين حال فكر كردم كه بهتر است گوش به زنگ باشيم. رياست جمهورى صبح به من خبر دادند كه دونفر آنجا (لبنان) را اداره مى كنند او(اسد)و نخست وزير(حريرى) و اوضاع نبايد اينگونه بماند. نخست وزير دائماً او را عصبانى مى كند و او به وضوح گفت كه تحمل ادامه اين وضعيت را ندارد.
مقام لبنانى: يعنى در اين فرصت تشكيل دولت جديد امكانپذير است؟
غزاله: بله، چرا نباشد.
(...)
غزاله: بگذار چيزى به تو بگويم. اجازه بده تشكلات كارگرى به خيابان ها بريزند.
مسئول لبنانى: بله بايد كارى كه به مصلحت لبنان و سوريه است اتفاق بيفتد.
غزاله: حالا مى خواهم كمى هم از حريرى بگويم. بايد همه به او اعتراض كنيم تا عرصه بر او تنگ شود.
مسئول لبنانى: گور به گور شود. چه كارش كنيم؟
غزاله: چه كارش كنيد؟ وقتى رئيس جمهور تحملش نمى كند، من تحملش كنم؟
مسئول لبنانى: فهميدم، در جهنم گندش بزند!
غزاله: بايد مضحكه عام و خاص شود تا معلوم شود چه كسى كشور را زير ديون خارجى برد. مردم بايد به خيابان قريطم و سوليدير بريزند و تظاهرات بايد آنقدر ادامه پيدا كند كه مثل سگ پاچه نخست وزيرى را ول كند.
مسئول لبنانى: كار ديگرى نمى شود كرد. نامه اى برايش مى فرستم و مى نويسم: خدا لعنتت كند، استعفا بده!
غزاله: نه اينكار را نكن. خودش مجبور به استعفا خواهد شد. مردم را به خيابان بريز.. فهميدى؟... اگر نامه بدهى آن را مدرك مى كند و تحويل رئيس جمهور آمريكا و فرانسه مى دهد. مسئول لبنان يك چشم! كارى را كه گفتيد انجام مى دهم.
- يك شاهد سوريه اى كه در لبنان زندگى و به عنوان مزدور سوريه در لبنان كار مى كند به كميته گفته است كه دو هفته پس از تصويب قطعنامه۱۵۵۹ طرح ترور حريرى توسط مقامات سورى و لبنانى ريخته شد و مقامات بلندپايه لبنانى براى هماهنگى بارها به دمشق رفتند و در هتل ميرديان دمشق، كاخ رياست جمهورى و دفتر يك مقام امنيتى عاليرتبه سوريه در مورد ابعاد اجرايى طرح صحبت كردند. شاهد ديگرى مى گويد كه چندى پيش از ترور حريرى از مقامات عاليرتبه سورى شنيده بود كه به زودى زلزله اى رخ خواهد داد كه تاريخ لبنان را دگرگون مى كند.
- شاهدى كه در ارتش سوريه در لبنان بوده گفته است كه۱۲،۱۱ و۱۳ فوريه در يكى از پادگان ها واقع در حمانا خودروى ميتسوبيشى سفيد رنگى را مشاهده كرده است. به گفته وى خودروى مزبور صبح روز۱۴ فوريه (روز ترور حريرى) پادگان را ترك كرد. به گفته شاهد مزبور، ميتسوبيشى سفيد رنگ در تاريخ ژانويه ۲۰۰۵راس ساعت ۲۰:۱۳ از گذرگاه نظامى بقاع و با هدايت يك افسر واحد ده ارتش وارد لبنان شد. اين شاهد مى افزايد: شخصى كه خود را ابوعدس از جماعت نصرت و جهاد در سرزمين شام و عامل ترور رفيق حريرى معرفى كرد و تصوير وى در شبكه الجزيره پخش شد پس از ضبط نوار كشته و نوار در صبح روز۱۴ فوريه۲۰۰۵به بيروت ارسال شد و به دست جميل السيد رسيد. مدتى بعد نوار مزبور توسط نيروهاى امنيتى در نقطه اى از خيابان الحمرا جاسازى شد و طى تماس تلفنى با دفتر الجزيره در بيروت، غسان جدو از مكان جاسازى نوار ويدئويى مطلع شد.
- سرلشگر جميل السيد فرمانده امنيت داخلى در تمام مدت با مصطفى حمدان و ريمون عازار مسئول اطلاعات ارتش و به ويژه رستم غزاله و احمد جبرييل در لبنان در تماس بوده و زمينه ترور حريرى را آماده مى كرده است. سرلشگر حمدان و عازار تجهيزات لجستيك عمليات به ويژه وسايل ارتباطى، شنود، تسليحات و مدارك جعلى را فراهم مى كرده اند. سرلشگر على الحاج مديركل نيروهاى امنيت داخلى و ناصر قنديل از اين اطلاع داشتند.
- ۱۵ دقيقه قبال از انفجار يك مقام بلندپايه امنيتى سوريه با شاهدى كه در نقطه اى نزديك به منطقه سن جورج بوده است تماس مى گيرد و به او دستور مى دهد كه هر چه زودتر آن مكان را ترك كند.
- شاهدى مى گويد كه به گوش خود از مصطفى حمدان در اكتبر۲۰۰۴ شنيده است كه :«به زودى حريرى را به يك مسافرت طولانى مى فرستيم... باى باى حريرى».
- شاهد ديگرى كه بدان مشكوك بوديم زهير ابن محمدسعيد الصديق نام داشت كه اطلاعات ارزشمندى از وى به دست آمد.
- صديق مى گويد كه اولين بار ناصر قنديل طرح ترور حريرى را ارائه داد زيرا مقامات سورى حريرى و حماده را مسئول تصويب قطعنامه۱۵۵۹ مى دانستند. جلسات برنامه ريزى ترور در آپارتمان الصديق در حومه بيروت برگزار مى شود. خود صديق اطلاعات ارزشمندى در مورد خودروى ميتسوبيشى مى دهد و مى گويد كه راننده آن عراقى بوده است و به او گفته بوديم كه هدف اياد علاوى است زيرا فهميده بوديم كه علاوى در آن تاريخ در بيروت است.
- الصديق مى گويد كه براى به اشتباه انداختن بازرسان از تى.ان.تى استفاده شد تا تصور شود كه اين انفجار توسط گروه هاى اسلام گرا صورت گرفته است به ويژه آنكه روش اسلام گرايان تندرو عراق اينگونه است.
- در ۳۰ آگوست ۲۰۰۵ كميته از سوريه به شكل رسمى خواست كه اطلاعاتى در مورد پايگاه الزبدانى ارائه دهد سپس پاسخ سوريه به نيويورك ارسال شد تا از طريق ماهواره گفته سورى ها مورد بررسى قرار گيرد. نتايج تصاوير ماهواره اى از پايگاه مزبور نشان داد كه اين پايگاه آنگونه كه سورى ها مى گويند صرفاً آموزشى نيست و نشان هايى وجود دارد كه از ۵ تا ۹ سپتامبر تلاش گرديده تا دستگاه هاى شنود و لوازم مورد نياز براى طراحى ترور حريرى از اين پايگاه خارج شود.
- در ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۵ آقاى الصديق در جلس هاى كه با كارشناسان كميته داشت به شكل رسمى و مكتوب اعتراف كرد كه در ترور حريرى دست داشته داست.
- اعترافات الصديق و تحقيقات بعدى نشان داد كه سرلشگر الحاج پس از انتصابش به سمت رئيس نيروهاى امنيت داخلى نيروهاى امنيتى محافظ حريرى را از ۴۰ تن به ۸ تن كاهش داده است(نوامبر۲۰۰۴)و در جريان ترور ۸خط تلفنى و ۶۰ دستگاه تلفن حريرى را دائماً تحت نظر داشته اند.
- در ۱۴فوريه ۶ خط تلفن از پارلمان لبنان تا هتل سن جورج و كوى البلاط و الشوره را طى ساعت ۱۱ صبح تحت پوشش داشته اند، ساعت۱۱ به بعد مسير پارلمان به قصر قريطم تحت پوشش تلفنى قرار مى گيرد و در ساعت۱۲:۵۳ تلفن مستقر در پارلمان خبر حركت حريرى به سمت ميدان النجمه را اطلاع مى دهد.
نتيجه گيرى:
- با وجود تمامى اين دلايل اين امكان ضعيف نيز وجود دارد كه سواى سورى ها و لبنانى ها گروه سومى با امكانات لجستيك و افراد كارآزموده مرتكب اين ترور شده باشد. بنابراين هرچند احتمال بى اطلاعى مقمات سورى و لبنانى ضعيف اما ممكن است اما اين اطمينان وجود دارد كه تلفن حريرى توسط نيروهاى امنيتى سوريه و لبنان شنود مى شده است. مسئله وجود حفره هايى كه قبلاً در نزديكى محل انفجار كنده شده است هنوز براى كميته حل نشده است. بسيارى از شاهدان افرادى را در لباس كارگرى و مشغول كندن اين حفره ها ديده اند اما مقامات شهردارى مى گويند كه به هيچ شركت يا سازمانى مجوز حفر اين حفره ها را نداده است.
-كاروان حريرى و همراهانش شامل ۶ خودرو بوده است. خودروى اول تويوتا لندكروز حامل ۴ افسر امنيت داخلى، خودروى دوم مرسدس۵۰۰ اس حامل سه تن از محافظان حريرى و خودروى سوم مرسدسى كه خود حريرى هدايت آن را بر عهده داشت و آقاى فليحان نيز وى را همراهى مى كرد. در هركدام از خودروهاى پنجم و ششم كه از نوع مرسدس۵۰۰ اس بودند نيز محافظان بودند. خودروى آخرى شورلتى با امكانات آمبولانس و حامل دو پرستار عضو كادر محافظت از حريرى بود. خودروى دوم، چهارم و پنجم مجهز به سيستم به هم زننده امواج موسوم به سيستم سولار بود كه در آن زمان كار مى كرد.
-تصاوير به روشنى نشان مى دهد كه ميتسوبيشى حامل مواد منفجره بسيار كندتر از ساير خودروها در حركت است و مسيرى را كه در ۵ ثانيه مى توان پيمود تا ۲۲ ثانيه طول مى دهد و يك دقيقه و ۴۹ ثانيه قبل از رسيدن كاروان حريرى به نزديكى محل انفجار مى رسد و لحظاتى بعد درست در مقابل اولين خودروى كاروان حريرى منفجر مى شود. تحقيقات نشان داده است كه ميتسوبيشى مزبور در تاريخ ۱۲ اكتبر۲۰۰۴در شهر ساگامى هاراى ژاپن به سرقت رفته است.
-تحقيقات نشان داده است كه برخلاف نوار تصويرى پخش شده در شبكه الجزيره هيچ دليلى كه نشان دهد ابوعدس عضوى از جماعت نصرت و جهاد سرزمين شام باشد، وجود ندارد و ابوعدس رانندگى ميتسوبيشى حامل مواد منفجره را بر عهده نداشته است. ابوعدس در تاريخ۱۶نوامبر۲۰۰۵به خواست خود يا به زور خانه خود را ترك كرده و به سوريه رفته است و تاكنون هيچ نشانى از وى به دست نيامده است.
- هنوز هويت فرد يا افرادى كه با مسئولان شبكه الجزيره و رويترز تماس گرفته و نوار ابوعدس را در اختيار آنها گذاشته اند، شناسايى نشده است.
- احمد عبدالعال، شخصيت مهم جنبش الاحباش و مسئول روابط عمومى، نظامى و امنيتى الاحباش (جمعيت طرح هاى خيريه اسلامى) رابطه نزديك و تاريخى با مقامات سوريه داشته است و رد پاى تماس هاى مكرر وى با مقامات امنيتى سوريه بارها و بارها در جريان تحقيقات مشاهده گرديد. بررسى مكالمات تلفنى عبدالعال نشان داد كه وى در ساعت هاى قبل از انفجار تماس هايى با منزل خود، افسران اطلاعاتى سوريه، سرلشگر غزاله، ابوعبيده رهبر گروه تندرو انصارالاسلام، مقامات امنيتى لبنان از جمله سرلشگر الرشيد فرمانده امنيتى منطقه بيروت، ريمون عازار در ارتش لبنان، بالبير كرم عضو اطلاعات ارتش لبنان و اميل لحود رئيس جمهور لبنان داشته است و ۴۴ دقيقه قبل از انفجار به تماس هاى خود پايان داده است.
- از نظر كميته عبدالعال از مهره هاى كليدى تحقيقات است كه رابطه وى با مقامات دوكشور سوريه و لبنان به ويژه مصطفى حمدان قابل اهميت بسيار است.
• نتيجه گيرى هاى نهايى
- از نظر كميته ترور۱۴ فوريه رفيق حريرى كاملاً برنامه ريزى شده و با امكانات و تجهيزات فراوانى صورت گرفته است.
- تحقيقات و ادله جمع آورى شده توسط كميته نشان مى دهد كه دست هايى از لبنان و سوريه در اين ماجرا دخالت داشته اند. اين امر بر همگان آشكار است كه اطلاعات ارتش سوريه در لبنان حضور فعال دارد و بسيارى از تحولات و عزل و نصب ها در لبنان با نظارت و دخالت آنان صورت مى گيرد و امكان بى اطلاعى مقامات سورى و لبنانى ازاين ماجرا وجود ندارد.
- با توجه به شرايط آشفته اى كه قبل از ترور حريرى وجود داشته اين امر روشن است كه ترور حريرى ماهيتى كاملاً سياسى دارد. ترور حريرى اقدامى فردى نبوده بلكه گروهى بوده و مواردى از فساد مالى، باج خواهى و پولشويى نيز در آن وجود دارد كه مى تواند به عنوان انگيزه اين ترور مد نظر قرار گيرد.
از نظر كميته اين پرونده بايد توسط دستگاه قضايى لبنان پيگيرى شود و جامعه بين المللى نيز از آن حمايت كند. مقامات لبنانى در جريان تحقيقات بعدى بايد بده بستان هاى مالى بانك المدينه را مورد بررسى قرار دهند. زيرا گمان مى رود كه اين موضوع نيز در حادثه دخيل باشد.
اين امر روشن است كه برخى مسئولان امنيتى سوريه در ترور حريرى دست داشته اند. سوريه بايد در حل ابعاد مبهم پرونده به كميته تحقيق كمك كند.
- تا اين لحظه بسيارى از افراد دخيل در ترور آقاى حريرى و ۲۲ تن از همراهانش دستگير شده اند و از نظر كميته باقى افراد تا زمانى كه مدرك مستدلى عليه آنان به دست نيامده است بى گناه هستند.
منبع: الحيات
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 17:43  توسط رضا  | 

 

1) نزديك به دو قرن از انعقاد دو قرارداد ننگين "گلستان" و "تركمانچاي" مي‌گذرد. در اين مدت هيچ دولتي در ايران (قاجار، مشروطه‌‌خواهان، پهلوي و جمهوري اسلامي) خواهان پس‌گيري سرزمين‌هاي از دست رفته طبق دو قرارداد مذكور از روس‌ها (تزارها، كمونيست‌ها و رژيم كنوني) نشده است. علت روشن است، طرح چنين تقاضايي به معناي آغاز جنگي بوده است كه نه تنها گرجستان و قفقاز و ... را به ايران برنمي‌گرداند، بلكه ممكن بوده است قسمت ديگري از خاك ايران را از آن جدا كند. تصميم عقلاني آن است هر ملت مطابق با شرايط داخلي و واقعيات بين‌المللي تصميم بگيرد و رفتار كند. عقلانيتي كه شاه و درباره قاجار پيش از جنگ دوم با روسيه كه به تركمانچاي ختم شد از آن بهر‌ه نبردند. آنان به ضعف مفرط و عقب ماندگي آشكار ايران از يك سو و قدرت نظامي برتر تزارها در ابتداي قرن نوزدهم توجه نكردند و به جاي تلاش براي پيشرفت ايران همپا با تحولات منطقه‌اي و جهاني، به رمل و اسطرلاب چشم دوختند و در درياي تملق‌ و چاپلوسي اطرافيان مدهوش شدند و غيرت ايماني مردم را براي پيروزي بر خصم كافر و آزادسازي شهرهاي اسلام كافي دانستند.

2) اگر بعد از قرارداد گلستان، شاه و دربار و تبليغات رسمي قاجار به جاي تحريك عواطف مردم براي آغاز دوباره جنگ، به نوسازي كشور، از جمله ارتش و ايجاد صنايع نظامي مي‌پرداختند، كاري كه سه دهه بعد اميركبير آغاز كرد، و سپس با اقتدار كافي از مرزهاي خود حراست مي‌كردند، آيا تركمان چاي به ايران تحميل مي‌شد؟ آيا ايرانيان نمي‌توانستند با نوسازي و بازسازي ميهن خويش، خسارات عهدنامه گلستان را نيز جبران كنند؟ با كمال تاسف بي‌توجهي به واقعيات و روند تحولات، از جمله اوضاع ايران و موقعيت روسيه چنان ضربه‌اي به كشور وارد كرد كه امضا و پذيرش "تركمان چاي" كه مظهر تحقير و ضعف ملي بود، ضروري محسوب شد و در زمان خود اعتراضي برنينگيخت. زيرا انتخاب ديگر آن بود كه جنگ ادامه يابد و بسياري از شهرهاي ديگر ايران در آذربايجان، از جمله تبريز، در دست روس‌ها باقي بماند.

3) چه كساني در تحميل قرارداد تركمانچاي به ايران مقصرند؟ آيا اعضاي هيأتي كه به سرپرستي عباس ميرزا با روس‌ها مذاكره و نهايتاً قرارداد را امضا كردند بايد محكوم شوند يا آن گروهي كه بيش از آن با بي‌تدبيري و بي‌مسئوليتي بر طبل جنگ كوبيدند و علاوه بر خسارات انساني و اقتصادي، موجب شدند ارتش روس‌ به تبريز وارد شود و با اشغال "وليعهد نشين قاجار" ملت ايران را تحقير كند؟ آيا جنگ‌طلبان اعم از درباريان، نظاميان و آن دسته از روحانيون كه بي‌توجه به شرايط ملي و بين‌المللي فتوا و حكم جهاد صادر كردند و موجب شكست ننگين و خفت‌باري شدند، مقصرند يا كساني كه براي خروج روس‌ها از تبريز و خاتمه جنگ آن عهدنامه را امضا كردند؟

4) تفاوت تركمان چاي با قرارداد 1919 ،كاپيتولاسيون، تنباكو و ... اين است كه قراردادهاي اخيرالذكر به دليل دريافت رشوه يا به علت سرسپردگي امضاكنندگان به بيگانگان منعقد شدند ولي كشور در موقعيتي قرار نداشت كه جز انعقاد آن موافقتنامه‌ها انتخاب ديگري نباشد. در تركمانچاي وضع فرق مي‌كرد. پيروزي نظامي در جنگ، روسيه را در جايگاه برتر قرار داده بود و مي‌توانست اراده خود را بر دولت و ملت ايران تحميل كند كه كرد. به علت همين تفاوت امضاكنندگان عهدنامه‌هايي مانند قرارداد 1919 ميلادي در ايران بدنامند اما عباس ميرزا، كه در رأس مذاكره‌كنندگان با روس‌ها بود و در نهايت عهدنامه تركمان چاي را امضا كرد، يكي از خوشنام ترين رجل قاجار به شمار مي‌رود.

5) پيش از آغاز جنگ عباس ميرزا تلاش كرد با ديپلماسي و تداوم مذاكرات مانع بروز فاجعه شود اما در تهران گوش شنوايي نيافت. دربار را چاپلوسان و چپاولگران محاصره كرده بودند و پيشوايان بزرگ مذهبي، همچون سيدمحمد طباطبايي اصفهاني (معروف به سيد محمد مجاهد) و ملا احمد نراقي نيز تحت تأثير جوي كه جنگ‌طلبان بي‌مسئوليت ايجاد كرده بودند و از جمله در "مجمع بزرگ ملي ايران" كه قبل از جنگ تشكيل شد، تجلي كرد، به جاي دعوت دربار به تدبير و تأمل و حمايت از عباس ميرزا و قائم مقام، فتوا دادند "دولت ايران با دولت روسيه ترك مصالحه و مدارا كند و لازم است و واجب شرعي كه عداوت و منازعت آشكار سازد". به عبارت روشن دولت ايران به روس‌ها اعلان جنگ كند، آن هم پس از آنكه فرستاده ويژه آن كشور، بعد از مرگ الكساندر اول و به قدرت رسيدن نيكلاي اول به تهران آمده بود تا شاه ايران را قانع كند هيأتي براي "تهنيت جلوس امپراتور جديد" و "تعزيت امپراتور متوفي" به سن پترزبورگ اعزام كند و مذاكرات را از سر گيرند. علما در "مجمع بزرگ" خود، ضمن رد درخواست ملاقات نماينده اعزامي دولت روسيه، اعلان كردند: "مهرباني با كفار بنابر نص كلام ايزد جبار حرام است".

6) تصميم‌گيري براساس احساسات و نه عقلانيت و همه‌جانبه‌نگري موجب شد نه تنها ايران ولاياتي را كه طبق پيمان نامه گلستان در سال 1813 ميلادي (1192 ه. ش.) از دست داده بود، از جمله گرجستان و شيروان و باكو و قراباغ و گنجه و ... را پس نگيرد، بلكه به موجب معاهده "تركمان‌چاي" (1828 ميلادي ، 1207 ه.ش.) تسلط روس‌ها بر قفقاز كامل شد و ايروان و نخجوان نيز به آنان واگذار گرديد. طبق قرارداد تركمانچاي حقوق ايران در درياي خزر سلب و حاكميت قضايي ايران نقض و كاپيتولاسيون روس‌ها در ايران اعمال شد.

7) اين روزها مكرراً درباره تحميل قراردادي همچون تركمان چاي به ايران، در جريان دانش هسته‌اي، هشدار داده مي‌شود بدون آنكه هشدار دهندگان تبيين كنند چه بايد كرد تا كشور در موقعيتي قرار نگيرد كه ايرن بين تحريم‌هاي جهاني يا هجوم نظامي و امضاي چنين قراردادي حق انتخاب نداشته باشد. به نظر من، افرادي كه بي‌توجه به واقعيات ملي و بين‌المللي، كشور را در معرض تحريم بين‌المللي يا جنگ قرار مي‌دهند، تحميل كنندگان واقعي تركمانچاي ديگري به ايران خواهند بود. فريادهاي اين گروه به منظور سرپوش گذاردن بر بي‌تدبيري و ترس از مواجهه با واقعيات است و آدرس غلط دادن درباره تحميل كنندگان واقعي قرارداد ننگين احتمالي به كشور. البته مشكل مدعيان، آگاهي ملت ايران است كه با توجه به تجربيات تاريخي، به اين نتيجه رسيده است ابتدا بايد كشور تقويت و موقعيت اقتصادي، علمي، فني آن تثبيت شود، تا دستيابي به همه حقوق ميهن ميسر گردد.

http://tajzadeh.net/archives/051023,11154.shtml

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 15:1  توسط رضا  | 

مراسم احياي بيست‌ويكم ماه مبارك رمضان همزمان با شب شهادت مولاي متقيان حضرت علي (ع) با حضور خيل كثير عزاداران و سخنراني حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي در حرم مطهر حضرت امام خميني(ره) برگزار شد.
به گزارش ايسنا سيدمحمد خاتمي در اين مراسم طي سخناني به كوچكي و ضعف مادي انسان در قياس با عظمت كائنات اشاره كرد و گفت: اما همين انسان دل زمين رابه مدد انديشه مي‌شكافد و تا كيلومترها در ژرفاي آن فرو مي‌رود و از دل زمين مواد مورد نياز خود را بر مي‌آورد. همين انسان به مدد انديشه و اراده‌ي خود نه تنها بر فراز كوه كه بر فراز كره‌ي زمين و تا كره‌ي ماه پر مي كشد و انديشه‌ي تسخير كرات ديگر را در سر مي پروراند.


وي با اشاره به آياتي از سوره مباركه اسرا با اين مضمون كه « ما به فرزندان آدم كرامت و بزرگي بخشيديم و از زمين و دريا براي آنها روزي نصيب كرديم و بر همه‌ي موجودات او را برتري داديم» اظهار داست: اين نشان مي دهد كه انسان گل سرسبد كائنات است. پس انسان از نظر مادي و طبيعي موجود كوچك و ناتواني است اما در درون او عالم اكبر نهفته است.


خاتمي گفت: به تعبير امام علي (ع) انسان در درونش عالم اكبر است؛ يعني مي تواند بر عالم كبير نيز برتري يابد و بر ملك و ملكوت فضيلت پيدا كند؛ اين تعبير امام علي بن ابيطالب(ع) در مورد انسان است؛ امامي كه امشب شب شهادت اوست و نام بلندش با شب قدر پيوند خورده است.


عضو مجمع روحانيون مبارز عظمت درون انسان مادي و طبيعي را در سه عنوان و مفهوم عقل، عزم و عشق توصيف كرد و گفت كه اين سه به انسان خردمند است و صاحب اراده است تعلق دارد . هم‌چنين عشق اكسيري است كه جان او را به حركت درمي‌آورد و اگر عشق نباشد علم و اراده نيست و يا اگر باشد زيا‌ن‌بار است.در واقع وقتي كه پرتو حسن الهي تجلي مي‌كند عشق پيدا مي‌شود و تمام موجودات حتي ملك، تاب توان اين عشق را ندارد و غيرت حق و ربوبي اين آتش عشق را بر جان انسان مي‌زند.


خاتمي با بيان اين‌كه انسان پرستنده است و اگر پرستش نباشد، حركتي در دنيا نيست تصريح كرد كه اين پرستش در مسير تكامل به خدا مي‌رسد و در مسيري ديگر به پرستش شكم و شهوت و فزون‌خواهي و دنياطلبي.


وي در ادامه به مفهوم عبادت اشاره كرد و گفت: دعا فراخوان عاشق است معشوق را. يعني با دعا رنج فراق و هجران به لذت بي‌نظير وصال و امنيت خاطر تبديل مي‌شود، وقتي كه معشوق عاشق را دعوت كند، عاشق با لذت فوق‌العاده‌اي به سوي او مي‌رود و دعا استجابت انسان است دعوت خدا را. يعني خدا كه معشوق برتر است به انسان اجازه داده است و حتي از او خواسته است كه به سوي او بيايد و ماه مبارك رمضان بهار دعاست و شب قدر اوج و ربيع بهار دعا. ما انسان‌هاي نيازمند و محروميم و به فرمان و دعوت خدا به سوي او مي‌رويم و در درگاه خداوند بار مي‌يابيم.


به گزارش ايسنا خاتمي با بيان اين‌كه بزرگترين استجابت اگر اهل بصيرت و معنا باشيم، همان لذت درك حضور پروردگار است، اظهار داشت: البته انسان نيازهايي دارد و خداوند هم به ما اجازه داده است كه با كمال اطمينان و خاطر نيازهاي خود را برطرف كنيم و ان‌شاءالله خداوند نيازها را مرتفع مي‌كند و حوائج را بر مي‌آورد.


عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه با اظهار اين‌كه خداوند درمسير انسان الگوهايي را مشخص كرده، پيامبر اكرم(ص) را الگوي برتر خواند كه بايد بر اساس شخصيت او شخصيت خود را ساخت و راه به سوي خدا و قرب او جست و علي بزرگترين تربيت‌شده‌ي مكتبي است كه پيامبر اكرم، پيام‌آور آن است.


وي علي(ع) را شاهكار خلقت دانست و عشق و عبادت ايشان را ممتاز خواند و گفت: اراده‌ي علي(ع) پولادين و ممتاز است و خرد و دانايي او بي‌نظير و بي‌همانند.


خاتمي با بيان اين‌كه نام و ياد علي بي‌جهت و از روي تصادف با شب قدر پيوند نخورده است، حكمت اين امر را در آن دانست كه دعا‌كنندگان و پرستندگان بدانند كه براي طي اين طريق لذت‌بخش كدام الگو را بايد انتخاب كنند.


وي حضرت علي (ع) را محو در حق توصيف كرد و گفت كه او نمي‌بيند جز آنچه حق مي‌بيند، نمي‌گويد جز آنچه حق مي‌گويد و اراده نمي‌كند جز آنچه حق اراده مي كند. علي دست خداست. علي شمشير و اراده و چشم خداست و دعا يعني چشمتان چشم خدا. قلبتان قلب خدا و دستتان دست خدا شود و خداگونه و متخلق به اسماء الهي شويد.


خطيب مراسم با بيان اين‌كه نمي‌شود علي شد؛ ولي مي‌توان راه او را رفت، اظهار داشت: علي محو در خداست اما بر خلاف آنها كه عرفان را در گونه‌اي تصوف و ترك دنيا ديدند، علي در عين حالي كه دنيا در نظرش ارزشي ندارد، نسبت به دنياي مردم بي تفاوت نيست.


علي كسي است كه اين راه را طي كرده و به خدا رسيده و از خدا به سوي خلق برگشته تا خلق خدا را نجات دهد. او دغدغه‌ي سرنوشت انسان را دارد و نمي‌خواهد انسان‌ها بداخلاق باشند و دچار خرافات شوند. او انسان‌ها را موحد و داراي اعتقاد كامل، خرد ناب و اراده‌ي استوار و جامعه را الهي مي‌خواهد كه در آن هر انساني احساس عزت و عظمت كند.


خاتمي در بخش ديگر سخنانش با بيان اين‌كه جمهوري اسلامي ايران حاصل يك انقلاب بزرگ به نام علي(ع) و به نام اسلام و خداست، گفت: در عرصه‌ي اجتماعي بايد بدانيم نظام تراز علي كدام است، آن را طي كنيم و نپنداريم كه چون انقلاب ما در حدوث، الهي و علوي بود، در بقا نيز الهي و علوي باقي مي‌ماند. ما در عرصه تثبيث و تداوم و اعتلاي نظاممان نيز بايد علي را سرمشق قرار دهيم.


خاتمي با بيان اين‌كه در عرصه‌ي اجتماعي و سياسي محور شخصيت علي (ع) «عدالت» است، تاكيد كرد كه حكومت تراز حضرت علي حكومت و نظامي است كه در آن عدالت حاكم باشد.


وي هم‌چنين به مفهوم جديد آزادي در حيات اجتماعي اشاره كرد و اين مفهوم را از مسائل مستحدثه در عرصه‌ي اجتماعي خواند و گفت كه همچنان كه بيمه و تلقيح مصنوعي و پيوند عضو از امور مستحدثه است و فقه اسلامي بايد تكليف خود را با آن روشن كند، با آزادي به مفهوم جديدش نيز به خصوص وقتي نظام اجتماعي داريم، بايد تكليف را روشن كنيم.


وي يكي از حساس‌ترين نقاط در اين عرصه را تعيين نسبت ميان عدالت و آزادي خواند.


خاتمي گفت: يكي از لغزش‌گاه‌هاي مهم همين رعايت نسبت ميان عدالت و آزادي است و اگر اين نسبت را نشناسيم و عمل نكنيم نه عدالت خواهيم داشت و نه آزادي.


به گزارش ايسنا، سيدمحمد خاتمي در ادامه سخنانش در مرقد مطهر حضرت امام (ره) به مفاهيم منفي و مثبت آزادي اشاره كرد و مفهوم مثبت آن را اين معني خواند كه انسان بتواند درباره‌ي سرنوشت شخص خود و جامعه‌ي خود تصميم بگيرد نه اين كه تصميم بگيرند.


وي با بيان اين‌كه عدالت هم معناي عام دارد كه كسي آن را رد نكرده است و اين كه به هر ذي‌حقي حق او را بدهيم و اگر هر چيز را در جاي خود گذاشتيم و حق هر چيز را اعم از انسان و غيرانسان ادا كرديم، عدالت را رعايت كرده‌ايم.


خاتمي با اشاره به اين‌كه نظام عادل، نظامي است كه حقوق انسان را برآورده كند، از برجسته‌ترين، مهمترين و بديهي‌ترين حقوق اجتماعي انسان را حق تعيين سرنوشت و آزادي در انتخاب راه و انتخاب شيوه‌ي زندگي خواند و تصريح كرد كه عدالت يعني دادن اين حق.


وي ادامه داد: به اين معنا آزادي محقق عدالت است و عدالت پشتوانه‌ي استواري و استقرار پايدار آزادي در جامعه.


رييس‌جمهور سابق كشورمان هم‌چنين با اشاره به مفهوم آزادي در غرب و مشكلات برداشت نظام سرمايه‌داري از آزادي، اختلاف فاحش طبقاتي و تحقير بخش‌هاي مهمي از انسان‌ها، هم‌چنين پديده زشت و ننگين استعمار را از اين معضلات خواند.


خاتمي هم‌چنين به نظريات مبتني بر «ديكتاتوري و استبداد به نفع طبقات محروم» اشاره كرد كه در پي ايجاد عدالت بودند اما به اين بهانه به محدوديت آزادي راي دادند و سرانجام نه عدالت را ايجاد كردند و نه آزادي را محقق.


وي با طرح پرسشي درباره تناسب عدالت و آزادي از ديدگاه اسلام اظهار داشت كه آزادي و عدالت در اسلام دست در آغوش يكديگر دارند و آنچه كه مي خواهيم آزادي عدالت‌خواهانه است و عدالت مطلوب ما عدالت آزادي‌خواهانه.


خاتمي اظهار داشت: همچنان كه گفتم در راس حقوق انسان حق حاكميت بر سرنوشت خود و تصميم‌گيري در مورد آن است. به عبارت ديگر قبل از توزيع نان، ما نيازمند توزيع حق مشاركت آزاد و آگاهانه‌ي مردم در سرنوشت خويش هستيم. البته اشتباه نشود. عدالت اقتصادي كم اهميت نيست. در جامعه‌اي كه فقر و جهل و فساد در آن رايج است، بويي از عدالت نيست. حتي عدالت اقتصادي ملموس‌ترين و فوري‌ترين وجه عدالت است. اهتمام علي بن ابيطالب به وضع معيشت و اقتصاد مردم هم اهتمام جدي بود؛ ولي گمان نكنيد كه عدالت تراز علي(ع)، فقط تامين معيشت براي مردم است ولو به قيمت از بين بردن حيثيت و اعتبار و آزادي و آزادگي مردم. در طول تاريخ كم نبوده است كه به بهانه‌ي تامين عدالت در نظام‌هاي سوسياليستي، پيش پا افتاده‌ترين حقوق انسان‌ها زير پا گذاشته شده. آزادي اقتصادي مهم است اما همه‌ي وجهه‌ي عدالت علوي، عدالت اقتصادي نيست.


رييس‌جمهور سابق كشورمان با تاكيد مجدد بر اين‌كه عدالت يعني اداي حقوق در همه ابعاد، گفت: اگر ايجاد جامعه‌ي مطلوب در تنظيم مناسب ميان عدالت و آزادي است، نهاد تنظيم‌كننده‌ي اين نسبت در جهان جديد و قديم دولت و حكومت است و از ياد نبريم كه ما در زمان غيبت معصوم به سر مي بريم. ما بشر هستيم و همه‌ي محدوديت‌ها و نقص‌هايي كه در كار بشر است در كار حكومت بشري هم هست. به همين دليل براي تامين يك نظام مطلوب و براي اين كه حكومت هم مظهر عدالت و آزادي باشد و بتواند اين نسبت را برقرار كند، شيوه‌ي مراقبت از حكومت را وضع كرده‌اند كه شيوه‌ي درستي است. اگر حكومتي كه قدرت را از مردم گرفته يا به زور قدرت گرفته، تحت مراقبت نباشد ولو آن كه در راس آن، انسان صالحي باشد، همواره احتمال فروغلتيدن آن به دامن ظلم و استبداد و ايجاد اختلاف طبقاتي فراوان است.


خاتمي تاكيد كرد: در صورتي مي‌توانيم حكومت را مصون بداريم كه تحت مراقبت و برآمده از اراده‌ي مردم و تحت نظارت مردم باشد و معناي مردم‌سالاري ديني كه دستاورد و ميراث بزرگ امام عظيم‌الشان ماست، همين است. يعني در عين حالي كه نظام به ارزش‌ها و معيارهاي اصيلي كه توسط اسلام‌شناسان و متفكران روشن‌بين و دنياشناس امروز مطرح مي‌شود، وفادار است، بايد متكي به مردم و تحت نظارت مردم باشد. مردم بايد بتوانند پرسش كنند، انتقاد كنند و تصميم بگيرند تا حكومت كه وظيفه‌ي مهمش تنظيم رابطه ميان عدالت و آزادي است، از مسير خود منحرف نشود.


به گزارش ايسنا وي در ادامه به فرازي از كلام اميرالمومنين(ع) اشاره كرد و اظهار داشت: فكر نمي‌كنم در دنيا با اين همه تحولات فكري و اجتماعي و نهضت‌هاي سياسي كه رخ داده و اين همه ادعايي كه مي‌شود، هنوز يك مكتب، حكومت و يك انسان آن هم انسان معصوم اين چنين از حق مردم و وجه دليري مردم براي نظارت و پرسش از حكومت و مسول بودن حكومت در برابر مردم سخن بگويد. اين كلام زنده است و تاسيس و بنا و حفظ نظام تراز اميرالمومنين(ع) توجه به همين كلام‌هاست.


وي با اشاره به اين كلام حضرت امير(ع) با مضمون «پست‌ترين و پليد‌ترين حالات حاكمان در نزد مردم صالح اين است كه گمان ببرند كه او فخر و خودفروشي و بزرگي‌گري را دوست دارد» ، گفت: حكومت مطلوب اين است كه مردم حتي احساس نكنند كه حاكمان آنها انسان‌هاي متكبر و فخرفروشي هستند. علي (ع) مي‌فرمايد «از پست‌ترين حالات فرمانروايان اين است كه امر سياست را بر كبر و خودبزرگبيني قرار دهد. من كراهت دارم و زشت مي‌دارم كه در متن ذهن شما اين فكر خطور كند كه چاپلوسي را دوست دارم. مبادا از اين كه وظيفه‌ي خود را انجام مي‌دهم مرا ستايش كنيد. من وظيفه‌ام را انجام مي‌دهم و با من آن‌گونه كه با جباران و زورگويان سخن گفته مي‌شود سخن نگوييد . در نزد من تحفظ و خويشتنداري نكنيد؛ آنچنان كه نزد دژم‌خويان و زورگويان متكبر، انسان‌ها از ترس خودداري مي‌كنند، سازش‌كاري و تملق نكنيد....عمل به حق و عدل براي او سنگين‌تر است. خود را نگه نداريد و منع نكنيد از اين كه سخن حق را با درشتي و اطمينان خاطر و شجاعت به من بگوييد و يا از اين كه براي استقرار عدل و جستن راه‌هاي عادلانه‌تر با من مشورت كنيد. من از نظر خودم و با توجه به جان و نفس خود مافوقي نيستم كه خطا نكنم. حتي امنيت ندارم كه فعل من خطا نباشد، مگر اين كه خداوند كه بر جان من مالكيتش بيش از خود من است، مرا نگه دارد». اين كلام علي(ع) است درباره‌ي حكومتي كه وظيفه‌ي مهم او ايجاد رابطه ميان عدالت و آزادي است.


وي خطاب به حضار مجلس گفت: برادران و خواهران! اگر عدالت شاه‌بيت دعوت پيامبران است و اگر عدالت مضمون انقلابي است كه امام ما رهبري كرد و شما براي آن جانبازي كرديد، بايد نسبت به عدالت و عدالت آزادي‌خواهانه و آزادي عدالت‌خواهانه تلاش كنيم تا هم نظام ما مستقيم باشد و منحرف نشود و هم راه علي (ع) را پيموده باشيم.


به گزارش ايسنا، خاتمي در فراز ديگري از سخنانش به روز «قدس» اشاره و تصريح كرد كه هيچ بي‌عدالتي در دنياي امروز مانند آنچه در سرزمين فلسطين مي گذرد نيست. امروز مردم فلسطين مظلوم‌ترين انسان‌هاي روي زمين هستند و يك مشت غاصب با كمك بيگانگان سرزمين آنها را گرفته‌اند؛ چنانكه در خانه‌ي خود امنيت ندارند. ميليون‌ها نفر را از خانه‌ي خود بيرون رانده‌اند. انسان‌هايي كه در اردوگاه‌ها به دنيا مي‌آيند، رشد مي‌كنند و مي‌ميرند، حق بازگشت به وطن خود را ندارند و اگر ادعا و اعتراض كنند، از طرف رژيم صهيونيستي و پشتيبانان او به تروريسم متهم مي شوند.


رييس‌جمهور سابق كشورمان مظهر تروريسم دولتي را رژيم صهيونيستي خواند و تاكيد كرد كه مظلوم‌ترين قربانيان اين تروريسم، مردم فلسطين هستند.


وي با بيان اين‌كه روز قدس، ميراث حضرت امام است و بايد فريادها به نفع مردم فلسطين و عليه اين ظلم بزرگ روزگار ما بلند شود، گفت: اگر طرفدار عدالت و پيرو علي(ع) هستيم، بايد نسبت به اين ظلم احساس مسووليت كنيم و دنياي مسلمان و دنياي آزاده بايد فرياد خود را نسبت به اين ظلم آشكار و ويرانگر برآورد و به ياري خداوند همه‌ي ما به نام علي بن ابيطالب و نظام عدالت‌بنياد اسلامي در صحنه حضور خواهيم يافت.


خاتمي در ادامه در رثاي حضرت اميرالمومنين(ع) به توصيف لحظات پاياني عمر حضرت علي(ع) و توصيه حضرت به تقوا و خيرخواهي و خداپرستي و عدالت اشاره كرد و گفت: يك نكته‌ي ديگر علي را نگران مي‌كند. علي نگران قاتل خويش است. در نظام علي بن ابيطالب(ع) نه تنها مخالفان علي تا وقتي كه دست به شمشير نبرده‌اند آزادند، بلكه قاتل او نيز بايد از يك وضعيت انساني برخوردار باشد. وقتي برايش شير مي آورند به اسير اشاره مي كند كه آيا به او شير داده‌ايد؟.


مي‌زند پس لب او كاسه‌ي شير


مي كند چشم اشارت به اسير


چه اسيري؟ كه همان قاتل اوست


تو خدايي! مگر اي دشمن دوست؟


در جهاني همه شور و همه شر


ها علي بشر كيف بشر

http://www.emrouz.info/archives/2005/10/00313.php
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 14:42  توسط رضا  | 

 

خبرگزاري فارس: بانك تسويه حسابهاي بين المللي وضعيت مالي ايران در بانكهاي خارجي را در پايان سه ماهه دوم سال 2005 ميلادي اعلام كرد كه بر اين اساس ايران 23 ميليارد و 461 ميليون دلار دارايي و 25 ميليارد و 588 ميليون دلار تعهدات به اين بانكها دارد.


به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، گزارش بانك تسويه حسابهاي بين المللي حاكي است: تعهدات ايران به بانكهاي بين المللي در پايان سال 2004 ميلادي 21 ميليارد و 743 ميليون دلار بوده است كه اين رقم در سه ماهه دوم امسال با بيش از 8/3 ميليارد دلار افزايش روبرو شده است.
بنابراين گزارش، تعهدات ايران به بانكهاي خارجي در پايان سال 2003 ميلادي 14 ميليارد و 697 ميليون دلار بوده است كه طي 18 ماه با 11 ميليارد دلار افزايش مواجه شد.
بانك تسويه حسابهاي بين المللي با اعلام اين كه دارائي خارجي ايران در بانكهاي بين المللي در پايان سال 2004 ميلادي 21 ميليارد و 355 ميليون دلاربوده است، افزود: اين رقم طي شش ماه اول سال جاري بيش از دو ميليارد دلار افزايش يافته است.

بر اساس اين گزارش، دارايي خارجي ايران در پايان سال 2003 ميلادي 17 ميليارد و 730 ميليون دلار بوده است كه اين رقم طي 18 ماه با 7/5 ميليارد دلار افزايش روبرو شد.

http://raha.gooya.name/economy/archives/037951.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 13:26  توسط رضا  | 

 

دولت سوريه روزهاى بسيار سختى را مى گذراند. دتلو مهليس دادستان آلمانى در گزارش ويژه خود كه تقديم دبيركل سازمان ملل كرده، مقام هاى بلندپايه دولتى سوريه را به برنامه ريزى ترور رفيق حريرى نخست وزير فقيد لبنان متهم كرده است.اتهام دست داشتن در «قتل سياسى» يك دولتمرد مشهور كشور همسايه، به خودى خود فشار جهانى خارق العاده اى را متوجه متهم مى كند به ويژه آنكه چنين اتهامى نه از طرف يك دولت متخاصم، بلكه از سوى يك كميسيون مامور از جانب سازمان ملل متحد مطرح شده باشد.

انگشت اتهام كميسيون مهليس كه به سمت دولت سوريه نشانه رفته است، به واقع علامتى است به جامعه جهانى تا حسابرسى دقيقى درباره سياست هاى داخلى و منطقه اى رهبران دمشق به عمل آورد. اين دقيقاً همان چيزى است كه ايالات متحده آمريكا از مدت ها پيش در انتظار آن است. از ديدگاه آمريكا، دولت بشار اسد تمايل و يا احتمالاً توان همسو شدن با نظم در حال ظهور و مورد نظر آمريكا در خاورميانه را ندارد، نظمى كه دولت جورج بوش آن را «طرح خاورميانه بزرگ» ناميده و اساس آن بر كثرت گرايى سياسى، ليبراليسم اقتصادى و پذيرش اسرائيل به عنوان عضوى از خانواده ملت هاى خاورميانه استوار است. دولت سوريه اين نظم جديد را نمى پذيرد، اما آمريكا و متحدانش بر اين باورند كه سوريه نه فقط نظم تازه را نمى پذيرد، بلكه براى جلوگيرى از استقرار آن در كشورهاى همسايه نيز تلاش مى كند. از اين رو، دولت بوش فهرست بلندبالايى از اتهام هاى گوناگون را براى دولت بشار اسد تدارك ديده است. دولت بشار اسد متهم است كه از طريق ترور منتقدان سياست خود، در جهت بى ثبات كردن لبنان تلاش مى كند، براى پيشگيرى از بازگشت آرامش به عراق، شورشيان را در خاك خود پناه مى دهد و مانع ورود آنها به خاك عراق نمى شود، به منظور ناكام گذاشتن روند صلح بين اسرائيل و فلسطينى ها، رهبران گروه هاى مسلح مقيم دمشق را به ادامه حمله به اهداف اسرائيلى در سرزمين هاى فلسطينى تشويق مى كند و سرانجام اينكه كارنامه حقوق بشر خود را بهبود نمى بخشد.

پيش از اين، آمريكا و متحدانش با اعمال فشار ديپلماتيك خواستار تغيير رفتار دولت سوريه در زمينه هاى فوق شده اند، اما اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه سوريه به آسانى از سياست هاى خود دست برنمى دارد و بايد تحت فشار مضاعف قرار گيرد. گزارش مهليس اكنون اين فرصت را در اختيار آمريكا و كشورهاى اروپايى از جمله فرانسه قرار داده است تا با استفاده از اهرم شوراى امنيت سازمان ملل، دولت بشار اسد را در تنگناى بيشترى قرار دهند. شوراى امنيت براى اعمال فشار بيشتر به سوريه گزينه هاى مختلفى پيش رو دارد. يكى از اين گزينه ها درخواست از سوريه براى استرداد مظنونان به دخالت در قتل حريرى است تا در دادگاهى بين المللى محاكمه شوند.

اگر سوريه تسليم چنين درخواستى شود، اعتبارى براى دولت اسد باقى نخواهد ماند بخصوص اينكه مظنونان ممكن است براى رهايى خود از مجازات، پاى شخص اسد را هم به پرونده قتل حريرى باز كنند. اما اگر سوريه به درخواست شوراى امنيت پاسخ منفى دهد، در آن صورت با مجازات هاى بين المللى از جمله تحريم اقتصادى روبه رو خواهد شد. اين در حالى است كه اقتصاد سوريه تاب تحمل تحريم را ندارد و به سرعت دستخوش آشوب مى شود.در حالى كه شوراى امنيت راه هاى گوناگونى براى سختگيرى عليه سوريه را دارد، اما ظاهراً دولت اسد از گزينه هاى چندانى برخوردار نيست. اسد مى تواند مانند معمر قذافى بى قيد و شرط تسليم خواسته هاى شوراى امنيت شود، سناريويى كه گفته مى شود آمريكا نيز به رهبران سوريه پيشنهاد كرده است. اما اين اقدام به احتمال زياد بقاى دولت سوريه را به خطر مى اندازد. در واقع به ندرت حاكمانى مانند قذافى در جهان يافت مى شوند كه قادر باشند يك شبه چرخشى ۱۸۰ درجه اى در سياست هاى خود پديد آورند و در عين حال بر اريكه قدرت بمانند. البته اين مسئله به هوشمندى قذافى مربوط نمى شود بلكه به شرايط اقليمى، اقتصادى و جمعيتى ليبى ارتباط دارد. قذافى در سرزمينى وسيع بر حدود پنج ميليون جمعيت كه بسيارى از آنان در صحراهاى خشك و سوزان به شتردارى مشغولند، حكم مى راند و در عين حال از منابع سرشار نفت و ثروت باد آورده ناشى از فروش آن برخوردار است. اين شرايط اقتصادى و جمعيتى به قذافى قدرت مانور زيادى براى تغيير ناگهانى در سياست هاى خود مى دهد، اما سوريه با اقتصاد بدون نفت، جمعيت قابل توجه و اغلب تحصيلكرده و گروه هاى معارضى كه در كمين نشسته اند تا عدول دولت از اصول ايدئولوژيك خود را دستمايه بى اعتبارى آن قرار دهند، به نظر نمى رسد كه توان حركتى مانند ليبى را داشته باشد، البته مگر آنكه دولت از دغدغه بقاى خود رها شده باشد.

گزينه ديگر دولت اسد، مقاومت در برابر فشارهاى آمريكا و متحدانش در خاورميانه است. قاعدتاً اگر دولت سوريه به چنين تصميمى برسد، مشكلاتى در لبنان، فلسطين و عراق براى آمريكا به وجود خواهد آورد، اما سوريه براى ادامه اين سياست فقط با آمريكا روبه رو نيست، بلكه با سازمان ملل متحد طرف است. سازمان ملل از طريق شوراى امنيت مى تواند به موازات نافرمانى سوريه، قطعنامه هاى شديدتر و حتى در صورت لزوم جواز حمله نظامى به خاك آن كشور را صادر كند. اين هم سناريويى است كه گفته مى شود فرماندهان ارتش آمريكا براى آن برنامه ريزى كرده اند، اما به اصرار كاندوليزا رايس وزير خارجه اين كشور، اجراى آن را به تحولات آينده منطقه موكول كرده اند. به اين ترتيب، دولت سوريه روزهاى بسيار سخت ترى پيش رو دارد.

http://raha.gooya.name/world/archives/037930.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 13:24  توسط رضا  | 

 

*ايجادرابطه كشورهاي اسلامي بارژيم صهيونيستي جنايت است

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي خارجي

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه‌ي فلسطين در كنفرانس‌ خبري‌اش در ايسنا تاكيد كرد:« امسال حال و هواي روز قدس كاملا با سال‌هاي گذشته متفاوت است.»

به گزارش خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سيد علي‌اكبر محتشمي پور، دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه‌ي فلسطين با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران به سوالات خبرنگاران رسانه‌ها در آستانه‌ي يوم‌الله قدس پاسخ گفت.


مركز و پايتخت سرزمين فلسطين هميشه قدس شريف بوده است

وي در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا در ارتباط با آخرين ارزيابي‌ از تحولات اراضي اشغالي ضمن بيان تاريخچه‌ي مختصري از مساله‌ي فلسطين اظهار داشت:« شرايط جديدي بر منطقه‌ي كشورهاي عربي و كشورهاي اسلامي در ارتباط با فلسطين اشغالي و بيت‌المقدس به وجود آمده است. همانگونه كه مي‌دانيد بيت‌المقدس و شهر قدس، شهري است كه سابقه‌اي متجاوز از 6000 سال دارد و همواره در طول تاريخ، فلسطين و شامات، مركز و پايتخت سرزمين فلسطين، قدس شريف بوده است.»

محتشمي پور ادامه داد:« يعني پيش از اينكه اصلا بني‌اسراييلي در نقشه جغرافيايي فلسطين وجود خارجي داشته باشد، ملت فلسطين براي اين شهر ارزشي فوق‌العاده قائل بوده‌اند و آن را به عنوان مركز تمدن‌هاي‌شان قرار مي‌دادند.»

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين همچنين گفت:« پس از ظهور اسلام، مسجد‌الاقصي و بيت‌المقدس اولين قبله‌گاه مسلمانان بود و در اين شهر آثار دو دين بزرگ الهي وجود دارد. يكي آثار دين مسيحيت يعني كليساهاي بسيار قديمي و باسابقه‌اي نزديك به 2000 سال و ديگر محل تولد حضرت عيسي مسيح.»

وي همچنين اظهار داشت:« همچنين آثار و اماكن مقدسه‌ي اسلامي از جمله مسجدالاقصي و ساير مساجد مقدس در اين منطقه وجود دارد. همچنين محل دفن حضرت ابراهيم خليل (ع)، پيامبر توحيدي در شهر الخليل و مسجدي كه در اين شهر بر مزار او وجود دارد، از جمله‌ي اين بناها هستند.»


آثاري از دين يهود را در فلسطين نمي‌بينيم

محتشمي پور افزود:« يكي از معجزات الهي اين است كه ما آثاري از دين يهود را در فلسطين نمي‌بينيم، آنها مدعي‌اند كه هيكل سليمان بر زير مسجدالاقصي قرار دارد، ولي حدود چهار سال است كه پس از اشغال كرانه‌ي غربي رود اردن و بيت‌المقدس تونل‌هايي زير مسجدالاقصي حفاري كرده‌اند تا بلكه يك اثر كوچك ازمعبد سليمان بيابند كه البته نتوانسته‌اند چنين چيزي را پيدا كنند.»

دبيركل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين خاطر نشان كرد:« اخيرا برخي از محققان اسراييلي اذعان كرده‌اند كه هيكل سليمان در مكان ديگري غير از قدس و اين منطقه بوده است، به صراحت مي‌گويم كه اصلا حضرت موسي (ع) وارد فلسطين نشده تا بخواهد از آن پايگاهي براي يهوديان بسازد.»

وي ادامه داد:« تاريخ يهود در مصر و به زمان حضرت يعقوب و يوسف باز مي‌گردد، ضمن آنكه حضرت موسي نيز در مصر به پيامبري مبعوث شد و ايشان مامور شدند كه به يكي از مناطق كشور اردن سفر نمايند كه در اين خصوص حضرت موسي با مخالفت بني اسراييل، يعني امت خود مواجه شد.»

محتشمي پور همچنين گفت:« در جريان اين موضوع، خداوند بر آنها غضب كرد و آنها در وادي تيه، يعني سحراي سينا در حدود 40 سال معذب بودند و حضرت موسي و جانشين‌شان حضرت هارون نيز در همين صحرا از دنيا رفتند و اصلا به سرزمين فلسطين وارد نشدند.»

دبيركل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين تاكيد كرد:« ما در طول تاريخ نداريم كه حتي براي يك قرن بني اسراييل در فلسطين حاكم شده باشند. تمام مدت حكومت حضرت داوود و سليمان نيز كمتر از 70 سال بود كه امروز منقرض شده و يهوديان همواره براي گناهان تخلفات و معصيات و خونريزي‌هايشان مورد غضب الهي بوده و در سراسر دنيا متفرق و متشدد شده‌اند.»

به گزارش ايسنا، وي افزود:« برهمين اساس ادعاي اسراييل كه اين سرزمين آبا و اجدادي و موعود ماست، ادعايي كذب و دروغ مي‌باشد و تنها آثاري كه در بيت‌المقدس موجود است، از غير يهود مي‌باشد و اين يك مساله تاريخي است.»


عقب‌نشيني مفتضحانه‌ي رژيم صهيونيستي از غزه

حجت‌الاسلام و المسلمين محتشمي پور با اشاره به عقب‌نشيني مفتحضانه‌ي رژيم صهيونيستي از غزه اظهار داشت:« نكته مهم، اينكه متاسفانه پيش از عقب نشيني اسراييل از غزه، زمزمه‌هايي براي ملحق كردن بيت‌المقدس به اسراييل وجود داشت و رژيم اسراييل تحريكاتي را در اين زمينه انجام داد و بحث حمله‌ي افراد تندرو به مسجدالاقصي را مطرح نمود.»

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين ادامه داد:« در همين چارچوب موضوع امكان شورش وسيع مسلمانان در كشورهاي مختلف از جمله فلسطين مطرح شد و به هر حال پس از اين مسايل اسراييل قصد داشت كه قبح حمله به مسجدالاقصي را بريزاند تا مقاصدش را در آينده و به مرور زمان انجام دهد.»

وي افزود:« اين مساله در مرحله‌ اول تنها در حد شايعات بود، ولي رفته رفته شارون اعلام كرد كه ما حداقل نيمي از مسجدالاقصي را خواهيم گرفت و اسراييل آن را اشغال خواهد كرد. اقدام جسورانه‌اي كه پس از تقريبا 60 سال اعلام شد و متاسفانه كشورهاي عربي و اسلامي هيچ واكنش جدي نسبت به آن نشان ندادند.»


آمريكا و اسراييل در مقابل شكست‌شان از مسلمانان، هديه‌ي عادي‌سازي روابط را مطالبه كردند

محتشمي پور همچنين گفت:« پس از عقب نشيني اسراييل از غزه كه در مقابل مقاومت مردم فلسطين صورت گرفت، آمريكا و اسراييل در مقابل شكست‌شان از مسلمانان، هديه‌اي را از آنها مطالبه مي‌كردند و اين هديه عادي‌سازي روابط كشورهاي عربي اسلامي با اسراييل بود.»

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين خاطر نشان كرد:« در پي فشارهاي بسيار و درخواست‌هاي مكرر براي اين مقصود، متاسفانه برخي از سران كشورهاي اسلامي درخواست اسراييل را اجابت كرده و در اين ميان شاهد بوديم كه كشورهايي چون پاكستان، تركيه، قطر، بحرين و برخي ديگر از كشورها روابطشان با رژيم صهيونيستي را عادي نمودند.»


برخي كشورها تمام حيثيت و امكانات‌شان را در سيني زرين به اسراييل تقديم كردند

وي همچنين اظهار داشت:« اين در شرايطي است كه بزرگ‌ترين خطر بيت‌المقدس و مسجدالاقصي را تهديد مي‌كند، يعني به جاي اينكه اجلاسي برگزار شود و براي دفاع از قدس شريف و مسلمانان مظلوم فلسطين چاره‌جويي شود، برخي كشورها آمدند و تمام حيثيت و امكانات‌شان را در سيني زرين به اسراييل تقديم كردند.»

محتشمي پور تاكيد كرد:« اسراييل از نظر اسلام و كشورهاي اسلامي رژيم غاصب و غير مشروع است و هر گونه به رسميت شناختن آن به معناي حمايت از جنايات او مي‌باشد.»


كشورهاي اسلامي نبايد رژيم صهيونيستي را به رسميت بشناسند

سيد علي اكبر محتشمي پور، دبيركل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين در ادامه‌ي اين نشست خبري با خبرنگاران در كنفرانس خبري كه در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) برگزار شد، با تاكيد بر اينكه كشورهاي اسلامي نبايد رژيم صهيونيستي را به رسميت بشناسند، اظهار داشت:« رژيم صهيونيستي امروز به عنوان يك دشمن حربي و در حال جنگ با اسلام و مسلمانان مطرح است.»

وي افزود:« بيت‌المقدس و مسجد الحرام به عنوان پايگاه‌هاي اسلامي تفاوتي ندارند، اگر امروز مسلمانان در مقابل اسراييل كوتاه آمده و نه تنها روابط‌شان را با او قطع نكنند كه به برقراري رابطه با اسراييل نيز اقدام نمايند، چه تضميني وجود دارد كه فردا همين سران مزدور آمريكا و اسراييل در پي حمله به مكه و مدينه‌ي مسلمانان و انجام همين جنايات در محيط وحي در زادگاه پيامبر اسلام در استقبال از اين امر كف نزنند؟ »

محتشمي پور ادامه داد:« به عنوان يك مسلمان يا مسوول يا دبيركنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين اعلام مي‌كنم كه مسلمانان همان گونه‌اي كه به دشمن درحال جنگ‌شان يعني اسراييل مي‌نگرند، كساني كه با اسراييل همكاري يا به او مشروعيت دهند و يا او را به رسميت شناسند را نيز به عنوان يك دشمن نگاه مي‌كنند.»

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين در ادامه اظهار داشت:« اسراييل بدون همكاري كشورها و سران منطقه نمي‌تواند ظلم و جنايت بكند. مسجدالاقصي تا ابد اولين قبله‌گاه مسلمانان و مركز و پايگاه كشور فلسطين است و بايد به همين نحو حفظ شود و لذا مسلمانان بايد در روز قدس امسال در اين همايش اسلامي شركت كرده و حضور به هم رسانند تا سران كشورهاي اسلامي و عربي احساس كنند كه در مقابل احساسات ديني و مذهبي يك ميليارد و 400 ميليون مسلمان تاب مقاومت ندارند و همانگونه كه اسراييلي‌ها و آمريكايي‌ها نمي‌توانند در مقابل احساسات مسلمانان مقاومت كنند، آنها نيز تاب چنين مقاومتي را ندارند.»


پرونده‌ي ترور رفيق حريري و گزارش كميته‌ي حقيقت‌ياب سازمان ملل متحد

وي در ارتباط با پرونده‌ي ترور رفيق حريري، نخست‌وزير اسبق لبنان و گزارش كميته‌ي حقيقت‌ياب سازمان ملل متحد در اين خصوص اظهار داشت:« در ارتباط با اين گروه و تحقيق سازمان ملل بايد عرض كنم كه ابتدا تحليلي داشتم و آن اينكه در خصوص اين ترور كساني مي‌توانند دست داشته باشند كه بيشترين منافع را از آن برده يا مي‌برند.»


بيشترين منفعت از ترور حريري را آمريكايي‌ها و صهيونيستها بردند

به گزارش ايسنا، محتشمي پور همچنين گفت:« بيشترين منفعت از اين ترور را آمريكايي‌ها و صهيونيستهاي اسراييلي‌ برده و قصد دارند به وسيله‌ي اين كار و بردن انگشت اتهام به سوي طرفداران سوريه و خود سوريه فضايي بحراني را در داخل لبنان ايجاد نمايند و از اين طريق وحدت ملت لبنان را نيز خدشه‌دار كنند.»

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين خاطر نشان كرد:« آنها قصد دارند لبناني‌ها را نسبت به هم دچار سوء‌ظن كرده و از دشمن اصلي‌شان كه تهديد كننده استقلال آنها منحرف نمايند. به صورت طبيعي كسي كه بيشترين منفعت را از اين جريانات مي‌برد مي‌تواند طراح چنين توطئه‌هايي نيز باشد.»


اسراييلي‌ها از ترور حريري پيراهن عثمان درست كردند

وي با بيان اينكه اسراييلي‌ها از ترور حريري پيراهن عثمان درست كردند، اظهار داشت:« آنها او را در مجامع بين‌المللي مطرح كرده و درپي محكوم كردن گروه‌هاي لبناني و فلسطيني بر آمده‌اند.در روزهاي نخست اين گونه مطرح بود كه كساني اين جنايت را كرده و مظلومان را به انجام آن متهم كنند.»

محتشمي پور تاكيد كرد:« كاري نداريم كه اين ترور توسط چه كسي انجام شده است و اگر انجام آن توسط هر حزب، گروه يا كشوري انجام شده باشد، بايد مجازات شود؛ ولي آنچه كه باعث سوء‌ظن نسبت به گروه تحقيق و هم چنين گزارشي كه ارايه شده، دو مساله است: يكي اين كه اصولا آيا در يك قرن اخير در دنيا و در طول حيات شوراي امنيت و سازمان ملل همين يك ترور صورت گرفته است كه همه بايد در خصوص آن قيام كنند و گروه تحقيقي براي كشف حقيقت آن ايجاد شود و اقدامات بعدي را صورت دهند؟

ده‌ها و صدها حريري در منطقه و دنيا ترور شده‌اند، كودتاهاي خونين و جنايات بشري بسياري نيز انجام شده و سازمان ملل هيچگاه گروهي را براي تحقيق و بررسي اين مسايل تشكيل نداده است. در لبنان افرادي چون كمال جنبلاط، رهبر حزب سوسياليست‌هاي لبنان كه از نظر اهميت كمتر از حريري نبود و همچنين رييس جمهور لبنان ترور شدند.

محتشمي پور افزود: رشيد كرامي كه از مهم‌ترين نخست وزير‌هاي لبنان بود، ترور شد. كشتن ترور و مسموم كردن آقاي ياسر عرفات نيز قطعي است، ولي چرا سازمان ملل اصلا در خصوص مشخص كردن اين مساله اقدامي نكرده است؟ چه دستي در ميان بوده است؟

وي ادامه داد: در كودتاي 28 مرداد در ايران و در خصوص جنايات بزرگي كه در طول حضور آمريكايي‌ها‌ در منطقه انجام شد و در دوران كلينتون نيز به آنها اعتراف شد، در سومالي و جاي جاي دنيا در زندان ابوغريب و بسياري مكان‌هاي ديگر انسان‌هاي شريفي كشته مي‌شوند، ولي هيچ گروه تحقيقي تشكيل نمي‌شود.

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين همچنين اظهار داشت: بر اين اساس امروز در فلسطين شاهديم كه اسراييلي‌ها متجاوز از ده‌ها هزار تن زن كودك و مردم بي‌دفاع را كشتند و آمريكا اجازه نداد گروهي براي تحقيق اين مساله تشكيل شود.

محتشمي‌پور خاطر نشان كرد: اينكه آمريكا و اسراييل مدعي اول حادثه‌اي مي‌شوند به عنوان يك تحليلگر مسايل سياسي برايم مشخص است كه سناريويي را پيش مي‌برند تا مخالفان‌شان را از ميان بردارند.

وي همچنين ادامه داد: در گزارش 56 صفحه‌يي نيز تنها ادعاهايي كلي مطرح شده و لذا كليت اين حركت را مشكوك مي‌دانم، ولي اگر اسناد و مداركي باشد كه هر دستگاه يا كشوري را در اين خصوص مشخص نمايد آن كشور بايد محاكمه شود، ولي بايد موارد مشابه در خصوص آمريكا و اسراييل نيز بررسي و مجازات‌هاي لازم صورت گيرد.

اين پرونده كاملا سياسي است

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين با تاييد سخن خبرنگار ايسنا مبني بر سياسي شدن روند بررسي پرونده ترور رفيق حريري گفت: همانگونه كه گفته شد اين پرونده كاملا سياسي است و شاهد بوديم كه تهديدها و خط و نشان‌هاي آمريكا پيش از انتشار اين گزارش تداوم داشت.

محتشمي پور همچنين اظهار داشت: تصور مي‌كنم پس از شكست آمريكا در فلسطين و عراق حركت و توطئه‌ي جديدي براي ضربه‌ زدن به پايگاه‌هاي مقاومت و فلسطين لبنان آغاز شده است كه بهترين بهانه در اين خصوص نيز شهادت رفيق حريري به دست عوامل خودشان مي‌باشد.


ارتباط بين ترور رفيق حريري با تغيير در قانون اساسي و انتخابات لبنان

به گزارش خبرنگار سياسي - خارجي ايسنا، علي اكبر محتشمي‌پور، دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه‌ي فلسطين در ادامه‌ي سخنان خود در كنفرانس مطبوعاتي كه در آستانه‌ي برگزاري روز قدس در خبرگزاري دانشجويان ايران برگزار شد، در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينكه چه ارتباطي بين ترور رفيق حريري با تغيير در قانون اساسي و انتخابات لبنان وجود دارد؟ اظهار داشت: در آستانه‌ي برگزاري انتخابات پارلمان لبنان بود كه اين ترور صورت گرفت.

وي با اشاره به روند قانوني برگزاري انتخابات پارلماني لبنان ابراز داشت:« قبلا انتخابات در لبنان به صورت استاني و در پنج ايالت صورت مي‌گرفت و ليست كانديداها براي هر يك از ايالت‌هاي به طور جداگانه داده مي‌شد، بنابراين راي‌گيري بر اساس همان ليست صورت مي‌گرفت، اما فشارهايي براي تغيير اين روند صورت گرفت كه به جاي ايالتي برگزار شدن انتخابات حوزه‌هاي انتخاباتي كوچك شوند.»

محتشمي‌پور گفت:« اين بيشتر خواسته‌ي مسيحيان لبنان بود كه در نهايت نيز پنج ايالت تبديل به تعداد بيشتري از واحدهاي انتخاباتي شده‌اند.»

دبيركل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين ادامه داد:« در همه جاي دنيا رسم است كه در هنگام انتخابات پارلماني نقص‌هاي انتخاباتي اصلاح شود و در اين ميان گروه‌هاي سياسي كه آراء حداكثري را دارند، تلاش مي‌كنند انتخابات به گونه‌اي برگزار شود تا نمايندگان خود را به پارلمان بفرستند و در لبنان نيز چنين اتفاقي افتاد. اقليت و اكثريت جاي خود را عوض كردند و جريان رفيق حريري و طرفداران سياست‌هاي آمريكا در پارلمان لبنان اكثريت را به دست گرفتند و اين امروز عملا در لبنان اكثريت پارلمان مربوط به سعد حريري، فرزند رفيق حريري مرحوم است.»

وي گفت:« بنابراين دولت نيز عملا برگزيده‌ي اين اكثريت خواهد بود و علت اينكه دولت به رئيس جمهور فعلي اميل لحود براي استعفا فشار مي‌آورد، اين است كه لحود جزو جريان رفيق حريري و پسرش نيست، بلكه از كساني است كه بيشتر جريانات مستقيم لبناني را حمايت مي‌كند.»


راه حل نهايي نجات قدس شريف

وي در پاسخ به اينكه راه حل نهايي نجات قدس شريف را چه مي‌دانيد؟ اظهار داشت:« پاسخ به اين سوال نسبي است، چرا كه امروز بسياري از دولت‌ها و گروه‌ها معتقد به حل اين مساله از طريق مذاكره و گفت‌وگو هستند.»

محشتمي پور گفت:« محمود عباس، رئيس حكومت خودگردان معتقد به دكترين گفت‌وگو و مذاكره به جاي مبارزه و مقاومت است و اگر امروز به آمريكا سفر مي‌كند در اين راستاست.»

وي با بيان اين اعتقاد كه اگر فلسطين امروز موفقيتي به دست آورده است و نوار غزه از وجود يهوديان عاري شده است، به دليل مقاومت مردم فلسطين بوده است، گفت:« اتفاقي كه در غزه افتاد در ارتباط با هيچ مذاكره‌اي نبوده است، تاريخ مبارزات مردم فلسطين با رژيم صهيونيستي نشان مي‌دهد كه اين رژيم هيچ توافقي با حكومت خود‌گردان فلسطين نداشته است و اساسا اين رژيم هر جايي را كه غصب مي‌كند، براي اين است كه در آنجا بماند.»

وي گفت:« اسرائيلي‌ها معتقدند كشورهايي چون سوريه، لبنان، اردن، عربستان، عراق و بخشي از ايران جزو سرزمين‌شان و متعلق به اسرائيل بزرگ است و تمام جنگ‌هايي كه انجام داده‌اند، براي ماندن در اين سرزمين است.»

وي افزود :« اگر نوار غزه از وجود صهيونيست‌ها خالي مي‌شود به خاطر مقاومت مردم فلسطين است، چرا كه نيروهاي اسرائيلي و شهرك‌نشين‌هاي يهودي در قلب يك ميليون و 200 هزار فلسطيني نمي‌توانند زندگي كنند و بر اين اساس يك طرفه و يك جانبه عقب‌نشيني كردند.»

دبير كل كنفرانس بين‌المللي حمايت از انتفاضه فلسطين ادامه داد:« اما آن ها در دنيا به طور گسترده تبليغ كردند كه عقب‌نشيني‌شان از نوار غزه از سر صلح‌جويي است و بر اساس اين رفتار كشورهاي اسلامي بايد واكنشي مثبت به رژيم صهيونيستي نشان دهند و روابط دوستانه با آن را پي بگيرند.»


سالگرد ترور اسحاق رابين

به گزارش ايسنا، وي با اشاره به نهمين سالگرد ترور اسحاق رابين توسط يكي از افراطيون صهيونيستي گفت:« رژيم صهيونيستي مراسمي را به مناسبت سالگرد ترور اسحاق رابين در نظر دارد كه آن را تبديل به يك مراسم بين‌المللي كرده است و از تمام سران كشورهاي دنيا و كشورهاي عربي و اسلامي براي حضور در اين مراسم دعوت كرده است.»

وي گفت:« اگر اين حركت صورت گيرد، بزرگ‌ترين ضربه به مسلمانان وارد خواهد شد، چرا كه با اين كار عملا از كشتار و جنايات رژيم صهيونيستي و سياست‌هاي آن در منطقه حمايت صورت گرفته است.»

وي خطاب به سراني كه سران كشورهاي مسلمان كه قصد شركت در اين مراسم را دارند، گفت:« آن‌ها بايد پاسخگوي اقدام جنايت‌كارانه‌ي خود باشند و عواقب سفرشان را نيز بپذيرند.»


سفر وزير امور خارجه‌ي آمريكا به رژيم صهيونيستي

وي همچنين به سفر كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه‌ي آمريكا به رژيم صهيونيستي اشاره كرد و افزود:« در اين ديدار كنفرانسي بين‌المللي براي عادي‌سازي روابط كشورهاي خليج فارس و عربي و اسلامي آفريقايي در نظر گرفته شد كه از اين طرح اسرائيلي‌ها بسيار استقبال كرده‌اند.»

محتشمي‌پور تاكيد كرد:« آن‌ها مي‌خواهند با اين كنفرانس جشن تولد صهيونيست‌ها را در جهان اسلام برپا كنند.»

وي خاطرنشان كرد:« اگر تا امروز اسرائيلي‌ها جرات حضور و همراهي آمريكا و حاميانش در حمله به كشورهاي اسلامي را نداشته‌اند، بعيد نيست كه سربازان اسرائيلي را با اقداماتي كه در نظر دارند در كشورهايي ديگر و در حملات تجاوزكارانه‌ي احتمالي ديگر در كنار سربازان آمريكايي ببينيم و اين جنايتي است كه سران كشورهاي اسلامي در ايجاد روابطشان با رژيم صهيونيستي ايجاد خواهند كرد.»


اهميت روز افزون روز قدس

محتشمي‌پور با اشاره به اهميت روز افزون روز قدس اظهار داشت:« پيام اين روز اين است كه ما دنياي اسلام يكپارچه به دنبال آرمان و هدفي هستيم كه آن عدالت و آزادي در همه‌ي كشورهاي جهان اسلام به ويژه فلسطين است و به هيچ وجه جهان اسلام زير بار زور و ستم نمي‌رود.»

وي افزود:« اما نتيجه‌اي كه در بر دارد اين است كه حركت مردم در روز قدس به طور وسيعي در كشورهاي مختلف و كشورهاي پرجمعيت جهان اسلام مثل پاكستان، بنگلادش، هند، مالزي، اندونزي و ايران صورت مي‌گيرد كه چشم جهانيان را كور خواهد كرد. همچنين اين راهپيمايي نوعي همبستگي عمومي و همايش توان و پتانسيل جهان اسلام را نشان خواهد داد.»

محتشمي‌پور گفت:« روز جهاني قدس انعكاسي است از انديشه و افكار عمومي جهان اسلام و بيانگر آن است كه رژيم صهيونيستي نمي‌تواند همچون شمشيري در قلب جهان اسلام و مقدرات ديني مردم مسلمان حاكم باشد.»

وي گفت:« شايد رژيم صهيونيستي و قدرت‌هاي بزرگ بتوانند در اين منطقه سلطه نظامي و سياسي پيدا كنند، اما نمي‌توانند بر مذهب و دين مردم مسلمان جهان سلطه يابند، آنجا كه احساسات مذهبي و ديني مسلمانان جريحه‌دار شود، مسلمانان يك پارچه در برابر دشمن مي‌ايستند.»

وي در پايان اين كنفرانس خبري در ايسنا گفت:« آنچه در فلسطين اشغالي هدف قرار گرفته، مقدسات اسلامي است كه موجب جريحه‌دار شدن احساسات ديني جهان اسلام مي‌شود.»

http://raha.gooya.name/politics/archives/037899.php

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 13:23  توسط رضا  |